A Few Good Men

A Few Good Men

Farsi Persian felirat letöltése

Kiadási információk

a few good men 1992 1080p blurayrip eac3 5 1 x265-lootera
Kommentár warez
Translated subtitle from English to Persian A Few Good Men 1992 زیرنویس فارسی فیلم

Címkék

bluray
Közzétéve: 2025-12-30
Letöltések: 23
Hallássérülteknek: No

Farsi Persian felirat előnézete

Az első 200 sor.

جناب کاپیتان، تقاضا دارم که بنده به عنوان وکیل این پرونده انتخاب بشم

تقاضا دارم که این مسئولیت به بنده محول بشه

خیر، تقاضا دارم که بنده کسی باشم که این مأموریت به او محول می‌گردد

«بنده کسی باشم که به او محول می‌گردد»؟ واقعاً اعتمادبه‌نفس‌برانگیزه

دستور زبان خوبی بود. جناب کاپیتان، تقاضا دارم

ناخدا سوم گالووی برای ملاقات با کاپیتان وست اینجاست

بفرمایید داخل، منتظرتون هستن. متشکرم

جو، بیا تو. متشکرم، قربان

کاپیتان وست، ایشون ناخدا سوم گالووی هستن

فرمانده لارنس رو که می‌شناسی؟ بله، قربان

ممنون که من رو پذیرفتید. می‌خوای بنشینی؟

راحتم، قربان. بفرما بشین

در کوبا مشکلاتی داشتیم؟ بله، قربان. جمعه گذشته

دو تفنگدار، سرجوخه داسون و سرباز داونی

وارد اتاق آسایشگاه سرباز یکم ویلیام سانتیاگو شدن و بهش تعرض کردن

سانتیاگو تقریباً یک ساعت بعد در بیمارستان پایگاه فوت کرد

مأمور «ان‌آی‌اس» که اظهارات داسون و داونی رو ثبت کرده

ادعا می‌کنه که اون‌ها سعی داشتن جلوی سانتیاگو رو بگیرن

تا در مورد حادثه تیراندازی در خط مرزی، اسمی از داسون نیاره

جلسه دادرسی ساعت ۱۶:۰۰ در کوباست. مشکل چیه؟

داسون و داونی تفنگدارهای نمونه‌ای هستن

سانتیاگو به دست‌وپاچلفتی بودن معروف بود

داشتم فکر می‌کردم که این قضیه شبیه «وضعیت قرمز» به نظر می‌رسه

یا عیسی مسیح

قربان، می‌خوام اون‌ها به واشینگتن منتقل بشن و براشون وکیل تعیین بشه

کسی که واقعاً بتونه به این موضوع رسیدگی کنه

کسی که نه تنها مهارت حقوقی داشته باشه

بلکه با ساختار و عملکرد ارتش هم آشنا باشه

خلاصه اینکه، می‌خوام پیشنهاد بدم که من همون کسی باشم که

که بنده کسی باشم که برای وکالت اون‌ها تعیین می‌شه، یعنی خودم

چرا نمی‌ری یه فنجون قهوه بخوری؟ متشکرم قربان، راحتم

اتاق رو ترک کن تا بتونیم پشت سرت حرف بزنیم

حتماً، قربان

فکر می‌کردم این کثافت‌کاری‌های «وضعیت قرمز» دیگه تموم شده

با وجود تفنگدارهای مستقر در «گیتمو»، کسی چه می‌دونه اونجا چه غلطی می‌کنن؟

بهتره قبل از اینکه بقیه دنیا بفهمن، ما سر در بیاریم

نظرت در مورد این فرمانده گالووی چیه؟

کمی بیشتر از یک ساله که در بخش امور داخلی پشت میز نشین شده

قبل از اون چی؟ در عرض دو سال به سه تا پرونده رسیدگی کرده

سه تا در دو سال؟ مگه وکیل خانواده روزنبرگ بوده؟

اون وکیل دادگستری نیست. ولی بازجوی فوق‌العاده‌ایه

در بخش امور داخلی، بله. می‌تونه بهتر از هر کسی مو رو از ماست بکشه

می‌دونم، می‌دونم، کلی شور و شوق داره ولی تجربه عملی نداره. بگو برگرده تو

جو

متهمین رو به اینجا منتقل می‌کنیم. متشکرم، قربان

و من از بخش مدیریت می‌خوام که براشون وکیل تعیین کنن

اما، نه من؟

طبق چیزی که من متوجه شدم، تو خیلی باارزش‌تر از اون هستی

که وقتت رو برای یه معامله اقرار پنج دقیقه‌ای و کاغذبازی‌های یه هفته‌ای هدر بدی

قربان، ممکنه مسائل بیشتری در میان باشه. نگرانش نباش

بخش مدیریت آدمِ مناسب رو برای این کار انتخاب می‌کنه

خیلی خب، زود باشین، دوتایی بگیریمش

ببخشید

نیاز به عذرخواهی نیست، شربی. چشم بدوز به توپی که میاد تو دستکشت

دومی رو می‌زنم. ببخشید

به من اعتماد کن. چشمات رو باز نگه دار، اینطوری شانست برای گرفتن توپ ۱۰ برابر می‌شه

کافی. بیا یه بار دیگه امتحان کنیم

کافی! دیو، به نظر آشفته می‌ای

قرار بود ۱۵ دقیقه پیش همدیگه رو ببینیم

داری توی پرونده مک‌درموت لفتش می‌دی

یا همین الان تمومش می‌کنیم یا می‌دم به دار فانی بیاویزنش

ما هنوز آدم‌ها رو به دار می‌آویزیم؟ اونم از تیر دکل کشتی؟

فکر نمی‌کنم

شربی فکر نمی‌کنه دیگه این کار رو بکنیم

من اون رو به اتهام مالکیت و مصرف مواد در حین خدمت متهم می‌کنم

تو اقرار به گناه کن، منم ۳۰ روز بازداشتگاه رو پیشنهاد می‌دم

فقط به اندازه ۱۰ دلار پونه کوهی بود. موکلت فکر کرده بود ماری‌جواناست

موکل من احمقه. احمق بودن جرم نیست

من باید به بقیه جواب پس بدم. می‌خوام متهمش کنم

به جرم داشتن چاشنی غذا؟

سعی کردم کمک کنم، اما اگه تقاضای زندان کنی، من درخواست ابطال پرونده می‌دم

موفق نمی‌شی. من موفق می‌شم

اگه نشد، درخواستی برای گرفتن حکم بدوی در مورد شواهد ارائه می‌دم

بعدش علیه بازداشت پیش از محاکمه اعتراض می‌کنم

سه ماه کاغذبازی می‌افته گردنت

اونم فقط چون یه مأمور مخابرات، یه کیسه کوچیک پونه کوهی خریده و کشیده

بزن بریم! دوتایی بگیریمش

بیست روز بازداشتگاه. پانزده روز خدمت محدود

نمی‌دونم چرا دارم موافقت می‌کنم. عقلت بیشتر از سنته

صبح بخیر. صبح بخیر، کاپیتان

بچه چطوره، سم؟

همین روزهاست که اولین کلمه‌اش رو بگه. از کجا می‌فهمی؟

یه جوری نگاه می‌کنه انگار حرفی برای گفتن داره

ببخشید، معذرت می‌خوام که دیر کردم

عذر موجهی نداری، پس مجبورت نمی‌کنم یه دروغ سر هم کنی

ممنون، قربان. این اولی مال شماست

داری پیشرفت می‌کنی. بخش مدیریت شخصاً تو رو خواسته

خواسته که چی کار کنم؟ خلیج گوانتانامو، کوبا

یه سرجوخه تفنگدار به اسم داسون، غیرقانونی یه گلوله شلیک کرده

از روی سلاحش، از روی خط مرزی به سمت کوبا

خط مرزی چیه؟ سم

یه دیوار بزرگ که آدم‌خوب‌ها رو از آدم‌بدها جدا می‌کنه

نورچشمیِ استاد

سرباز سانتیاگو تهدید کرده که داسون رو لو میده

به واحد تحقیقات نیروی دریایی

داسون و یه عضو دیگه از دسته‌اش، سرباز لودن داونی

می‌رن تو اتاق سانتیاگو و دست و پاش رو می‌بندن

یه تیکه پارچه رو می‌تپونن تو حلقش

و یک ساعت بعد، اون می‌میره

پزشک معالج می‌گه پارچه به نوعی سم آغشته بوده

پارچه رو سمی کرده بودن؟ طبق گفته خودشون، نه

اون‌ها چی می‌گن؟ چیز زیادی نمی‌گن

فردا با هواپیما میان اینجا. چهارشنبه ساعت ۰۶:۰۰

با یه پرواز می‌ری کوبا تا ببینی چی دستگیرت می‌شه

در این فاصله، برو و ناخدا سوم جوان گالووی رو ببین

در بخش امور داخلی

سؤالی هست؟ پرواز کوبا

ساعت ۶ صبح بود، قربان؟

مهمه که این پرونده مو به مو طبق مقررات پیش بره، برای همین یه وکیل کمکی تعیین می‌کنم

داوطلبی هست؟

نه. سم

قربان، من یه عالمه پرونده دارم. تو این کار با کافی همکاری کن

چه همکاری‌ای؟ اون این کار رو چهار روزه تموم می‌کنه

کارهای مختلف اداری. پشتیبانی. هر چی که پیش بیاد

به عبارت دیگه، من هیچ مسئولیتی ندارم؟

دقیقاً

پرونده مورد علاقه منه

درسته. درسته. خیلی خب، ولی اون گزارش رو باید تا چهارشنبه به دستم برسونی

سلام. یه لحظه صبر کن. سلام

دانیل کافی هستم. بهم گفتن بیام ملاقاتِ

ناخدا سوم گالووی

برای جلسه توجیهی. بعداً باهات تماس می‌گیرم

تو همون وکیلی هستی که بخش مدیریت تعیین کرده؟

من وکیل ارشد هستم و ایشون هم سم واینبرگه

بنده هم که مطلقاً هیچ مسئولیتی ندارم. بفرمایید تو. بشینید

چند وقته توی نیروی دریایی هستی؟ الان داره می‌شه نُه ماه

و چند وقته که از دانشکده حقوق فارغ‌التحصیل شدی؟

کمی بیشتر از یک سال

متوجهم. مگه کار اشتباهی انجام دادم؟

نه. اما وقتی درخواست وکیل دادم، امیدوار بودم جدی گرفته بشم

فقط جهت اطلاعتون بگم که به من برنخورد

ستوان کافی بهترین وکیل مدافع در دفتر ما محسوب می‌شه

اون در عرض نه ماه، توی ۴۴ تا پرونده با دادستان به توافق رسیده

یکی دیگه انجام بدم، یه ست کارد و چنگال جایزه می‌گیرم. تا حالا دادگاه رفتی؟

یک بار گواهینامه‌ام تعلیق شد... دنی

اگه این پرونده به دادگاه بکشه، اون‌ها به وکیل نیاز ندارن، به یه کشیش نیاز دارن

نه، اون‌ها به وکیل نیاز دارن

با خانواده داسون تماس گرفته شده. نزدیک‌ترین فامیل داونی خاله‌اش هست

هنوز باهاش تماس نگرفتن، می‌خواید من این کار رو بکنم؟

حتماً، اگه دلت می‌خواد

یکی از افرادی که ملاقات خواهید کرد، فرمانده پادگان، سرهنگ جسپ هست

فرض می‌کنم اسمش رو شنیدید

کیه که نشنیده باشه؟

این اواخر زیاد اسمش توی روزنامه‌ها بوده

انتظار می‌ره که مدیر عملیات

شورای امنیت ملی بشه

جداً؟ این‌ها نامه‌های سانتیاگو از «گیتمو» هستن

منظورت همون گوانتانامو هست دیگه. اون یکی رو می‌دونستم

او به فرمانده ناوگان، ستاد اقیانوس اطلس

فرمانده تفنگداران و حتی سناتور ایالتش نامه نوشته بود

می‌خواست منتقل بشه. هیچ‌کس گوش نمی‌داد. حواست با منه؟

آره

در نهایت به واحد تحقیقات نیروی دریایی نامه نوشت

و پیشنهاد داد که در ازای انتقال، اطلاعاتی درباره شلیک غیرقانونی داسون بده

درسته. همه‌اش همینه؟

این نامه نشون می‌ده که موکل شما انگیزه داشته سانتیاگو رو بکشه

گرفتم چی شد. سانتیاگو کیه؟ مقتول

اینو یادداشت کن

این نامه‌ها تصویر جالبی از زندگی تفنگداران دریایی در «گیتمو» نشون نمی‌دن

بله، همین‌طوره. و آیا درست می‌گم

که یه بازجویی طولانی ممکنه برای اون مهره شورای امنیت دردسرساز بشه؟

سرهنگ جسپ. دوازده سال

ببخشید؟

راضی‌شون می‌کنم که اتهام «توطئه» و «رفتار ناشایست» رو بردارن. دوازده سال

تو هنوز با هیچ شاهدی حرف نزدی و حتی یه برگه رو هم نگاه نکردی

خیلی تأثیرگذاره، نه؟

باید عمیق‌تر از این‌ها بررسی کنی

مگه تو اینجا اختیارات قانونی خاصی داری که من باید بدونم؟

وظیفه من اینه که مطمئن بشم تو وظیفه‌ات رو انجام می‌دی

من مشاور ویژه امور داخلی هستم. پس حوزه اختیاراتم دقیقاً جلوی چشمته

نامه‌ها رو بخون. وقتی از کوبا برگشتی، منتظر گزارشتم

حتماً. مرخصی

همیشه اون قسمتش رو یادم می‌ره

فکرش یکم مشغوله

هفته دیگه تیمش با «بتسدا مدیکال» بازی داره

به دوستت بگو خودش رو لوس نکنه. تفنگدارهای گوانتانامو متعصب هستن

در مورد چی؟ در مورد تفنگدار بودن

جناب، نام من سرباز یکم ویلیام تی. سانتیاگو است

من یک تفنگدار مستقر در پادگان تفنگداران دریایی هستم

گروهان امنیتی، دسته دوم، جوخه براوو

این نامه را می‌نویسم تا شما را از مشکلاتم در اینجا، در کوبا، باخبر کنم

و از شما درخواست کمک دارم

من قبلاً به خاطر سرگیجه یا حالت تهوع از تمرینات دو عقب مونده‌ام

اما در ۱۸ می، حدود ۲۰ یارد عقب افتادم

در حالی که از یک تپه سنگی و ناپایدار پایین می‌رفتیم

گروهبانم من را گرفت و به پایین تپه پرت کرد

بعد همه جا سیاه شد و آخرین چیزی که یادم می‌آید برخورد با زمین بود

من را به بیمارستان بردند. گفتند گرمازدگی است

از شما می‌خواهم به من کمک کنید. خواهش می‌کنم، من نیاز به انتقال از این واحد دارم

ارادتمند، سرباز یکم ویلیام تی. سانتیاگو، نیروی تفنگداران دریایی ایالات متحده

پانویس: در ازای انتقالم، حاضرم به شما اطلاعاتی بدهم

«--درباره یک تیراندازی غیرقانونی در خط مرزی در تاریخ ۲ آگوست.»

این ویلیام تی. سانتیاگو دیگه چه خریه؟

سرباز سانتیاگو عضو دسته دوم جوخه براوو هست، قربان

آره. ظاهراً از حضورش در این بهشتِ برین زیاد راضی نیست

چون برای همه به جز بابانوئل نامه نوشته و درخواست انتقال داده

حالا هم داره در مورد تیراندازی در خط مرزی قصه‌بافی می‌کنه. متیو؟

واقعاً متأسفم، قربان. تو متأسفی

این بچه سلسله‌مراتب رو شکسته و زیرآبِ یکی از اعضای واحدش رو زده

بگذریم از این واقعیت که اون یک تفنگدار آمریکاییه

More Farsi Persian subtitles for A Few Good Men

Hozzászólások

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left