Az első 200 sor.
گروه کُر مردان: (در حال آواز) عاشق پاریسم تو فصل بهار
عاشق پاریسم تو پاییز
گروه کُر زنان: عاشق پاریسم تو زمستون
وقتی بارون نمنم میباره
گروه کُر: عاشق پاریسم تو تابستون
وقتی هوا داغه داغه
عاشق پاریسم تو هر لحظه
هر لحظه از سال
عاشق پاریسم
آخه چرا، چرا اینقدر عاشق پاریسم؟
چون عشق من
اینجاست
هر دو: (در حال آواز) مونمارتر، مونمارتر
زنان: جایی که غوغای جمعیت و آواز تمومی نداره
مونمارتر، مونمارتر
جایی که شور و حال پاریس به جونت میافته
مونمارتر، مونمارتر
جایی که دخترای خوشگلش همیشه دلت رو میبرن
جایی که میگن اوپلا - کجا میری بابا؟
مونمارتر، مونمارتر
هیچوقت بهش نمیرسی. (صدای زنگ)
مونمارتر، مونمارتر
جایی که دخترای خوشگلش همیشه دلت رو میبرن
جایی که میگیم اوپلا
کجا میری مامان؟
مونمارتر، مونمارتر
مونمارتر
مرسی
کوردون روژ، محصول ۱۸۹۰، آقایان
اوم. به نظر گوارا میآد. ممنون آندره
بله، سال فوقالعادهای بود. (صدای باز شدن بطری)
۱۸۹۰. بذار ببینم
اون موقع راشل بود و ماری
و دوباره راشل. سال قشنگی بود
برای من، ۱۸۸۲ خاطرهانگیزتر بود
اوه، اوه، اوه. اینقدر وقت پیش؟ اوه
نه، نه، اصلاً فکرش رو هم نکن. بقیه ممکنه خامِ این ژستِ
دلتنگی و گوشهگیریت بشن، اما من نه
من از قضایای یه خانمی تو خیابون آوینیون خبر دارم
خب، آدم سعی میکنه خودش رو سرگرم نگه داره
و موفق هم میشه، نه؟ اوه
ما دخترای اصیلِ فرانسوی هستیم
توی صومعه درس خوندیم
از چنگالِ خبیثِ عشق و عاشقی
همهمون دور نگه داشته شدیم
ما خیلی پاکیم، لباسای ظریفمون رو برفی میشوریم
همهمون سعی میکنیم دقیقاً همون کاری رو کنیم که درسته
همهمون میریم کلیسا، همهمون دعاهامون رو میخونیم
و اگه موقع رقص، پاهامون یه کم معلوم بشه
ثابت میکنه که حتی موقع رقصیدن هم
ما دخترای
اصیلِ فرانسوی هستیم
اشاره نکن. بیادبیه. (خنده)
دلرباست. اون سیمونه؟
نه، نه. اون کلودینه
اون رو واسه روز مبادا نگه داشتم
ولی اون سیمون نیست
این سیمونِ شما
ربطی به اون سورپرایزی که قولش رو دادی داره؟
اوم. قطعاً داره. خوبه. من عاشق سورپرایزم
سیمون هم همینطور
در واقع، اگه بدون سورپرایز برم پیشش، بعیده حتی باهام حرف بزنه
آندره
سیمون. عطر تو رو هر جا باشه میشناسم
فرانسوا! الماس
خب، فقط چند تاشون. اوه! چه زیباست
فکر میکنی خوشش بیاد؟ اون فیفی خیلی سختپسنده
فیفی؟ فیفی! فیفی دیگه کیه؟
تو هم که همیشه سر به سرم میذاری. بندازش گردنت
یالا! زود باش. بندازش گردنت
بعدش من رو به دوستت معرفی کن. نه، نه، نه، نه
راحت باش فرانسوا. من عجلهای ندارم
هوپلا
آه! اوه، فرانسوا
هیچوقت نمیفهمی چقدر ازت ممنونم. چرا، میفهمم
اوم! جواهر روی بند جورابم
باعث میشه احساس کنم، اوه، وسوسهانگیز شدم
اوه، مادمازل
مقاومت در برابر شما غیرممکنه
و دور از رسم فرانسویهاست
حیف که کسی اون رو نمیبینه
کاش میتونستم این حرفت رو باور کنم
ایشون مسیو بارییر هستن. این هم مادمازل سیمون
خوشبختم مادمازل. - مسیو بارییر
خیلی تعریفتون رو شنیدم
دروغه. همهش دروغه. نه، نه. فرانسوا چیزای خوبی میگفت
اوه، آخه فرانسوا یه جنتلمنه
میدونی دارم چیکار میکنم؟ روی الماس نشستم. (خنده)
تصورش رو بکن، من روی الماس نشستم. حس عجیبیه
سیمون. اوه. این کار بدیه؟
نه، ولی دقیقاً از اون کارایی نیست که تو محافل اشرافی انجام میدن
بگو ببینم، چی شد اون... خودت میدونی؟
رقص کن-کن. کن-کن. همین الان شروع میشه
رقص کن-کن؟ سورپرایزت این بود؟
اون لو دادش. حالا، حالا، صبر کن یه دقیقه
رقص کن-کن خلاف قانونه
خودت که میدونی، فرانسوا
منظورت اینه که نمیخوای تماشاش کنی؟
البته که میخوام. کیه که نخواد؟
اما مردی تو موقعیت من
اگه بفهمن که من کن-کن تماشا کردم
قانون بهش چی میگه؟
"نمایشِ وقیحانه و شهوتانگیز."
چی میتونم بگم؟ چطور از خودم دفاع کنم؟
لازم نیست نگران باشید مسیو. هیچکس نخواهد فهمید
اما اگه پلیس بیاد چی؟ پلیس نمیآد
فکر میکنی میذارم تو یه شبیخون گیر بیفتی؟
فرانسوا حواسش به پلیس هست، مسیو
باور کنید، من از پسِ بستنِ اینجا برنمیآم
مطمئنی؟ به اندازه ۲۰۰۰ فرانک مطمئنم
خب، من... من نمیتونم رسماً تاییدش کنم
اما، خب... (خنده)
منتظر چی هستیم؟ خوبه
(فریاد جمعیت)
(فریاد جمعیت)
دیدی؟ بهت گفتم. اونا هیچوقت گارسونها رو بازداشت نمیکنن
فرانسوا، این اتفاق میتونست خیلی بد تموم شه
نمیفهمم چی شد. آی
سیمون! باز هم گازِت میگیرم
بهم گفتی همهچیز ردیف شده! ردیف شده بود
پس لابد یه نفر دوباره به همش زده
جلسه دادگاهِ اصلاحیِ پلیس رسمیت مییابد
در پرونده ثبت خواهد شد
که امروز قاضی مرسو و بنده، در خدمت همکار جدیدی خواهیم بود
که از منطقه ۱۴ به این دادگاه منتقل شدهاند
بسیار خرسندم که
به قاضی فارستیر در خانواده قضاییمان خوشآمد بگویم
ممنونم جناب رئیس. افتخاری است که
عضوی از چنین خانواده برجستهای باشم
اولین پرونده. متهمین را وارد کنید
بیاریدش تو. یالا. بیا تو
(ادامه داد و فریاد)
نظم را رعایت کنید
متهمین به یاد داشته باشند کجا هستند
مگه میشه فراموش کرد؟ (خنده)
وکیل مدافع کجاست؟
دارم میآم، جناب رئیس
دیر کردید
معذرت میخوام، جناب رئیس
تمام شب رو مشغول مشورت با یکی از موکلام بودم
بسیار خب. اتهامات را قرائت کنید
"زندانیان متهم هستند
۱۷۹۰ "به نقض قانون عفت عمومی مصوب
"به این صورت که عامدانه رقصی وقیحانه و تحریکآمیز اجرا کردهاند
"که برای به فساد کشیدن ذهن، روح
"و بنیانهای اخلاقی تماشاگران طراحی شده است."
ما این کار رو کردیم؟ (همه میخندند)
(صاف کردن گلو)
میتونم بپرسم چه کسی این شکایت رو مطرح کرده؟
ما کردیم، جناب رئیس
ما نماینده "انجمن مبارزه با رقصهای کثیف" هستیم
آیا اطلاع دارید که تمام شکایات
باید توسط یکی از مقامات دادگاه امضا شده باشه؟
امضا شده بود، جناب رئیس
شده بود؟ توسط کی؟
توسط بنده، جناب رئیس. توسط شما؟
بله، خب. این شکایتی بود که توسط یک شهروند وظیفهشناس مطرح شد
اوه
و این همون شکایتیه که شما امضاش کردید؟
بله، خودش است
بسیار خب، از اونجایی که شکایت طبق رواله
دادگاه رو ادامه میدیم
دادستان کجاست؟
ایشان بیمار هستند، جناب رئیس؛ در منزل بستریاند
اوه، درسته جناب رئیس. من یک ساعت پیش دیدمشون. حالشون خیلی وخیمه
اوه، واقعاً از شنیدنش متاسفم
شاهدی هم وجود داره؟
خیر، جناب رئیس. اوه، جناب رئیس
با توجه به اینکه دادستان حضور ندارن
و هیچ شاهد عینی هم برای رقص مذکور وجود نداره، من پیشنهاد ختم پرونده رو میدم
یک لحظه، جناب رئیس، لطفاً
مامورانی که این بازداشت رو انجام دادن کجا هستن؟
ماموران بازداشتکننده را فرا بخوانید
جناب رئیس، فقط دو نفرشون الان اینجا هستن
بقیه کجا هستن؟
جناب رئیس، این پرونده چندان مهمی نیست
واسه همین فکر نمیکردیم که
از کی تا حالا اداره پلیس تصمیم میگیره کدوم پرونده مهمه؟
خب
وقتی بازداشت رو انجام دادید، رقصیدن کسی رو دیدید؟
نه مسیو. من... من بیرون بودم و نگهبانی خروجی رو میدادم
و شما؟ شما داخل بودید؟ - بله مسیو
اوه، پس شما رقص رو دیدید. اعتراض دارم
با تمام احترامی که برای ایشون قائلم، دارن یک فرضیه رو به عنوان حقیقت بیان میکنن
اعتراض وارده. سوالم رو جور دیگهای میپرسم
آیا شما رقص رو دیدید؟ نه مسیو
چرا نه؟ خودت اعتراف کردی که اونجا بودی
آخه چشمام مشکل دارن
من یه بیماری دارم
اسمش چیه... نکنه اسمش شهادت دروغه؟
یه لحظه اجازه بدید
من به این اتهام ناعادلانه و غیرمسئولانه اعتراض دارم
جناب رئیس، من این مرد شریف رو میشناسم
و این رو هم میدونم
که ایشون از بیماری شدید آستیگماتیسم رنج میبرن
بله، بله. "آستیگاتیسم." (صدای چکش)
بارییر: تایید میشود
وقتی بازداشتها رو انجام دادید
مطمئناً اظهارات شاهدان رو ثبت کردید
جناب رئیس، تا حالا سعی کردید موقع بازداشت یه رقصنده کن-کن
No comments yet. Be the first to leave one.