Ladyhawke

Ladyhawke

Farsi Persian felirat letöltése

Kiadási információk

la dyhawke 1985 720p bluray dd5 1 x264-playhd
Kommentár warez
Translated subtitle from English to Persian Ladyhawke 1985 زیرنویس فارسی فیلم

Címkék

bluray
Közzétéve: 2026-02-10
Letöltések: 16
Hallássérülteknek: No

Farsi Persian felirat előnézete

Az első 200 sor.

غیرممکنه. غیرممکن

هیچ‌چیزی غیرممکن نیست

یالا، موش

بِکن

بِکن

موش، یالا

ژهان. بله قربان

سه تای بعدی رو بیار

دو تای دیگه

تکون بخور. دو تا رو ببر

من فیلیپ گستون رو می‌خوام. سلولش همینه، قربان

سلول اشتباهیه. من فیلیپ گستون رو می‌خوام، همونی که بهش می‌گن "موش"

موش؟

موش

موشه از خونه‌ی ما رفت

امروز از موش خبری نیست، اون در رفته

برای این‌که راحت شه، زده به چاک از تو راهِ فاضلاب

اون کجاست؟ قبلاً که بهتون گفتم، سرور مهربان

دارش بزنید. تمام فاضلاب‌ها رو بگردید

تمام راه‌آب‌ها رو

پیداش کنید. وگرنه کاپیتان مارکت شما رو به جای اون دار می‌زنه

نمی‌تونید منو دار بزنید! غیرممکنه

هیچ‌کس نمی‌تونه از اون‌جا فرار کنه

فرار از این‌جا، دست‌کمی از بیرون اومدن از رَحِمِ مادر نداره

خدایا، چه خاطره‌ای

برو کنار

اوه، نه! اوه، نه! وای خدا، نه! نه، نه، نه

پروردگارا، تا وقتی زنده‌ام دیگه هرگز جیب‌بری نمی‌کنم. قسم می‌خورم

اما مشکل این‌جاست: اگه نذاری زنده بمونم، چطوری می‌تونم حُسن‌نیتم رو بهت ثابت کنم؟

اگه صدامو شنیدی، بذار این لبه مثل سنگ محکم بمونه

و اون چیزی که داره به سمتم میاد، اونی نباشه که فکرش رو می‌کنم

اگرم بود، البته که کدورتی بینمون پیش نمیاد

ولی واقعاً ناامید می‌شم

باورم نمی‌شه

من که باورم می‌شه

دارم میام

دارم میام

خداوندا، این فیلیپه

فیلیپ

از این کار پشیمون نمی‌شی، خداوندا. من آدم فوق‌العاده‌ای هستم

سلام

اون پایین داری چی‌کار می‌کنی؟

برو کنار. برو کنار، برو کنار، برو کنار

برگرد. برگرد. اما

خبرهای نگران‌کننده‌ای دارم، عالیجناب. یکی از زندانی‌ها فرار کرده

مارکت، هیچ‌کس تا حالا از سیاه‌چال‌های آکیلا فرار نکرده

مردم شهر این رو به عنوان یک واقعیت تاریخی قبول دارن

مسئولیتش با منه

بله

این یک معجزه است

اگه تونسته باشه از سیستم فاضلاب رد بشه

من به معجزات ایمان دارم، مارکت

این بخشی از شغل منه

به هر حال، عالیجناب، اون فقط یک دزدِ خرده‌پای بی‌اهمیته

کاپیتان، طوفان‌های بزرگ خودشون رو با یک نسیم ساده نشون می‌دن

و یک جرقه‌ی اتفاقی می‌تونه آتیشِ شورش رو شعله‌ور کنه

اگه اون بیرون باشه عالیجناب، پیداش می‌کنم

بله

نفر رو بردار و برو سمت شِنه. ما به سمت شمال، به طرف گاوروش می‌تازیم ۱۰

نامِ کسی که فیلیپ گستون رو پیدا کنه

به اطلاعِ شخصیِ اسقف خواهد رسید

درست مثل جسدِ کسی که بذاره اون فرار کنه

دروازه رو باز کنید

می‌دونم قول دادم خداوندا، که دیگه تکرار نشه

اما اینم می‌دونم که تو می‌دونی من چه آدم سست‌اراده‌ای هستم

یالا، موش. ادامه بده. راه زیادی نمونده

حدود ۳۵۰ مایل. همین و بس

یه تیکه کلم داغ و خوشمزه

مثل همونی که مادر عزیزم می‌پخت

گرگ، گرگ

خواهش می‌کنم، گرگ نه

یه رانِ بره

من کدوم گوری هستم؟

بره داغ، بره داغ. با یه ذره سس روش

شاید هم از اون چیزهای سبزی که برترام کوچولو روش می‌ریخت

سلام. سلام

سلام. اون‌جا رو نگاه کن

داره کفش‌های بابایی رو می‌بره

درست حدس زدید، فرشته‌های کوچولو

صاحب‌خانه

از اون گرون‌ترین نوشیدنیت بیار. آره، آره

پولت رو نشون بده

سکه مسیه، دوست من

و برای هر کس دیگه‌ای که بخواد با من به سلامتی بنوشه

بگو ببینیم به سلامتیِ چی می‌خوری

ما به سلامتیِ یک آدم خاص می‌نوشیم، دوست من

کسی که توی سیاه‌چال‌های آکیلا بوده و زنده مونده تا داستانش رو تعریف کنه

پس باید به سلامتی من بنوشی، مردِ کوچیک

من اون سیاه‌چال‌ها رو دیدم

شاید یه آهنگر بودی؟

نجار؟ یا شایدم سنگ‌تراش؟

اما یه زندانی از داخلِ آکیلا؟

نگفتم که زندانی بودم

اگه توی جنگل می‌موندی

شاید یه شانسی داشتی

حق با توئه

بگیریدش

کجاست؟

از اون طرف

حرکت کنید، یالا

برو کنار

با توئم، گفتم برو بیرون

اوه

واقعاً خیلی متاسفم

بکشیدش

خدا به روحم رحم کنه

تو. برو بیرون

یکی از آدم‌هام بهم گفت که برگشتی

می‌خواستم گلوش رو به خاطر دروغ‌گفتن بِبُرم، چون می‌دونستم اون‌قدر احمق نیستی

کاپیتان ناوار

فرانچسکو

کاپیتان؟

ای عوضی

ناوار

بهت صدمه نمی‌زنم. من آدم فوق‌العاده‌ای هستم

دنبالش

خانم‌های دوست‌داشتنی. اسب‌های کوچولوی ناز. مهربون و عاشق... بیا این‌جا

ای هرزه‌های کثیف

نه، نه، نه

اوه، نه

مراقب باش

باید خونه‌ی کسی باشه. دود میاد

قربان، مطمئنید نمی‌خواید به راهتون ادامه بدید؟ هنوز هوا کاملاً روشنه

این‌قدر وراجی نکن. شب رو همین‌جا می‌مونیم

تبر رو بده به من. تبر

عصر بخیر قربان، بانوی من

من و هم‌رزمم برای شب به جایی برای خواب نیاز داریم

نه. اصلاً

این‌جا جایی برای شما نیست. البته که پولش رو می‌پردازیم

ما نسبت به کسانی که در سختی هستن، بی‌رحم نیستیم

می‌تونید اون پایین توی انبار بخوابید

ممنون

قربان

قربان، اون‌جایید؟

اگه کار دیگه‌ای ندارید، من برم بخوابم

می‌تونی مراقب اسبم باشی. باشه

و با یک چشمِ باز بخواب

و مزاحمم نشو. ممکنه قبل از این‌که بفهمم تویی، سرت رو از تنت جدا کنم

خیلی خب. راه بیفت دخترِ پیر

بیا دیگه

بانوی کوچولوی لجباز. اسمش چیه؟

اسمش گُلایته

اسمش. اسمِ قشنگیه. باهاش برو، پسر

منظوری نداشت که ناراحتت کنه. زود باش دیگه

گُلایت، قبل از این‌که بیشتر با هم آشنا بشیم

فکر کنم باید داستانِ یه مردِ خیلی کوچولو به اسم داوود رو برات تعریف کنم

یک روز

"هم‌رزم"

بیشتر شبیه برده‌ام

به آتیش برس، به حیوون‌ها غذا بده، هیزم جمع کن

نگاهی به من بنداز، پروردگارا. توی سیاه‌چال‌های آکیلا وضعم بهتر بود

هم‌سلولیم دیوونه بود، یه قاتل بود

ولی بهم احترام می‌ذاشت

این ناوار آدم عجیبیه. چرا جون منو نجات داد؟

یه چیزی از من می‌خواد

از چشماش می‌تونم اینو بخونم

خب، هر چی که هست، من قرار نیست انجامش بدم

می‌دونی، من هنوز جوانم. کلی آرزو دارم

من می‌رم تا آینده‌ی درخشانم رو پیدا کنم، کاپیتان. پس خداحافظ و

سلام؟

فکر می‌کنی کی اون بیرون باشه؟

بهتره شمشیرت رو بکشی، پی‌یر

آه

لوئیس، تیرکمانت رو آوردی

حالا همگی برمی‌گردیم به انبار، باشه؟

باشه

باشه

رحم نکن، پی‌یر. ما دنبال زندانی نیستیم

همین‌جا بمون، لوئیس. من می‌رم جلو تا کمک بیارم

کاپیتان، قربان! کاپیتان

قربان، قربان، قربان

گرگ، گرگ، گرگ

قربان! قربان

گرگ، گرگ، گرگ

گرگ، گرگ، گرگ

هیس

نرو اون بیرون. نرو اون بیرون

یه گرگ اون‌جاست، یه گرگِ بزرگ، بزرگ‌ترین گرگی که تا حالا دیدی

و یه مردِ مُرده. می‌دونم

خانم، خواهش می‌کنم

شاید دارم خواب می‌بینم

اما چشم‌هام بازه، یعنی شاید بیدارم

و دارم خواب می‌بینم که خوابم

یا به احتمالِ زیاد

شاید خوابم و دارم خواب می‌بینم که بیدارم

و دارم فکر می‌کنم که آیا دارم خواب می‌بینم یا نه

داری خواب می‌بینی

من چیزی رو که الان دیدم، ندیدم. چیزی رو که باور دارم، باور نمی‌کنم، پروردگارا

این‌ها مسائل جادویی و غیرقابل توضیحی هستن

و التماست می‌کنم منو واردِ این قضایا نکنی

همین‌جا توقف می‌کنیم

روزِ خوبی برای سفر نیست

راه بیفت، دخترِ پیر

یالا... یعنی منظورم اینه، پسر. گُلایت

یالا، گُلایت

زود باش. این‌جا هوا سرده. یالا

خودم هم بعد از اتفاقات دیشب، به کمی استراحت نیاز دارم

اون گرگ نزدیک بود منو بکشه. وحشتناک بود

اما اون گلوی کشاورز رو درید و منو به حالِ خودم رها کرد

و چیزهای بیشتری هم بود

More Farsi Persian subtitles for Ladyhawke

Hozzászólások

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left