Az első 200 sor.
"یه کم سینه سپر کردن، یه کم کله داغون کردن،"
"یه کم اکشن، یه کم حال! پیر؟ پیر باباته!"
"همه قانونها رو زیر پا میذاره، چند تا کله هم میشکنه."
"وقتی بقیه مثل موش تو زندگی میلولن."
"پیر؟ لابد داری درباره بابات حرف میزنی!"
"قبل از اینکه جلوی من سبز بشی، دو بار فکر کن،"
"قبل از اینکه شاخ و شونه بکشی، خوب فکراتو بکن."
"قبل از اینکه سوالپیچم کنی، دو بار فکر کن..."
"جوابت رو با مشت میدم."
"پیر باباته!"
"مردم حرف درمیارن و خاله زنکبازی درمیارن،"
"هر جا میشینن پشت سرم حرف میزنن،"
"ولی اون غریبهها واقعاً نمیدونن"
"که من کجای کارم، آره، دقیقاً."
"با آدمهای رک و راست خوبم،"
"و باهوشتر از اونایی که ادای همه چی رو درمیارن."
"این جوجههای امروزی حتی نمیدونن"
"من از کجا اومدم، آره، دقیقاً."
"به خودشون میگن تهِ باحالی،"
"ولی من خودم تهِ تهِ همهشون هستم."
"حالا درست رو یاد بگیر،"
"یا میخوای خودم بهت یاد بدم، جناب؟"
"پیر باباته!"
"پیر باباته!"
"پیر باباته!"
"پیر باباته!"
"پیر باباته!"
"پیر باباته!"
"بچهسوسولهای دوزاری و رو اعصاب،"
"ادای شیر درمیارن ولی باز از من میترسن، شک نکن."
"هیشکی مثل من نیست، فقط یکی مثل من میتونه باشه!"
"اگه سر راهت سبز شدم، بهتره جیم بشی!"
"بهتره بزنی به چاک!"
"من همونقدری که کله شکوندم، دل هم شکوندم،"
"میلیونها نفر رو پشت سر گذاشتم، پیر باباته!"
"یه کم سینه سپر کردن، یه کم کله داغون کردن،"
"یه کم اکشن، یه کم حال! پیر؟ پیر باباته!"
سهم تو رو گذاشتم کنار
کادوت توی اتاق خواب منتظرته
پولش هست، نگران نباش
کبیر داداش
بمب رو کار گذاشتم
بعد از انفجار باهام تماس بگیر
اوکی
آمار چنده؟ فکر کنم یه دوجین بشن
بالاخره
منابع میگن بمب توی یه موتور سیکلت جاسازی شده بوده
حدود ۱۵ نفر توی انفجار کشته شدن و
تعداد زیادی هم زخمی شدن
دولت هنوز هیچ کمکی به محل انفجار نفرستاده
نماینده مجلس محلی، دکتر سودش ماهشواری و
شهردار بمبئی، دکتر نایار، تازه به محل رسیدن
احتمال میره بمب توی یه موتور سیکلت کار گذاشته شده باشه
انفجار خیلی قوی نبود ولی اثراتش
تا شعاع ۲۰ متری حس شده
بذار بیان
هنوز مطمئن نیستیم
بالاخره پیداشون شد
تو سایهها قایم میشن... و حالا واسه دورِ دوم اومدن
بیتو، وقت انفجار دومه
ایول، بالرینا! داداش
تا حالا مسابقه کریکت رو از نزدیک دیدی؟ آره
تا حالا انفجار بمب دیدی؟
نه. خب حالا میبینی
لعنتی
مردم تو محل انفجار جمع شدن
آدمهای ریاکار
دیگه هرگز
داداش... پلیس بیتو رو دستگیر کرده
خب تو هنوز اینجا چیکار میکنی؟
اگه بیتو اعتراف کنه... همه چی تمومه
شماها
هی... یه لحظه... وایسا
چی گفت؟ صدا رو زیاد کن
هیچ گروه تروریستی پشت این انفجار نیست
اینا فقط آدمکشهای اجارهایان... کلهگندههای مافیا
ما یکیشون رو گرفتیم
و اطلاعات رو از زیر زبونش میکشیم بیرون
دو ماه
تا دو ماه دیگه بمبئی رو از شر این مریضی خلاص میکنم
من ریشهکنش میکنم
این حرف منه، کاران مالهوترا
مریضی؟
چطور جرات میکنه به من بگه مریضی
فکر کرده کیه
آنجو!! داداش
دیگه کفرم در اومده
هر روز مثل ستارههای سریالهای تلویزیونی میاد جلوی دوربین و واسه من خط و نشون میکشه
دیگه بسه
گوش کن
تا وقتی اون تیکهتیکه نشه
نه از مشروب خبری هست نه از زن. فهمیدی؟
داداش، بیا وقت رو تلف نکنیم
نگران نباش
این کار رو میسپرم به بهترین تیراندازمون
آره جون خودت
بهترین تیراندازت رو پلیس گرفت و با خونسردی کشتش
چیزی که تو لازم داری، بهتر از بهترینه
یه آدمکش استخدام کن
کسی که هیچ سابقه پلیسی نداشته باشه
یه تیرانداز ماهر که تیرش خطا نره
گلولهای که اون پلیس رو میکشه باید از تفنگ اون شلیک بشه
بیا
لطفاً برگردید عقب
عقب؟ آخه چرا؟
یعنی چی آخه چرا؟
منظورم اینه که... چرا باید برم عقب؟
ببین، فقط برو عقب و توی صف وایسا
جای من همینجاست، صف هم از اونجا شروع میشه
اوه واقعاً؟
بهت که گفتم
اوم... اسمت چیه؟ ویجو
پاسپورت؟
سنت چقدره؟
تاریخ تولدم توی پاسپورت هست
مشکلی داری به من بگی؟ هی
هوم
پشت سرم کلی دخترِ جذاب و جوون هستن
بیا درباره سن حرف نزنیم. دخترای جذاب، هان؟
به نظر تو جذاب نیستن؟ نه، من ندیدم
هی خانومها، این آقا اصلاً فکر نمیکنه شما جذاب باشید
من از طرف ایشون عذرخواهی میکنم
خفه شو احمق
یه پیرمرد که هورمونهاش زده بالا
بهم چی گفتی؟
بهم چی گفتی؟
یه پیرمرد
چند سالته؟ چطور مگه؟
بهش بگو
من... ۴۳ سالمه
تو که بچهای. به کی میگی بچه؟
بفرما. سوختی، نه؟ هان؟
هیچوقت به کسی نگو بچهست یا پیرمرد
این یه جور توهینه
پس هر کی که هستی... دیگه هیچوقت این حرف رو تکرار نکن
اینطوریه؟ بله
بازداشتش کنید
بهش میفهمونم من کی هستم. بازداشتش کنید
اگه دستت بهم بخوره میفهمی کی هستم
واقعاً؟
تو کی هستی؟
مرد حسابی، حتماً باید همهچیز رو برات هجی کنم؟
حالا گوش کن، دو جور آدم داریم
دسته اول، اونایی که خودشون رو معرفی میکنن
دسته دوم، بقیه دنیا اونا رو معرفی میکنن
و تو جزو دسته دومی
اوه نه! داری میگی من جزو دسته دومم
ولی من جزو دسته اولم
من خودم رو معرفی میکنم
گوشی منو بگیر
هر شمارهای که دوست داری بگیر و بهشون بگو میخوای ویجو رو بازداشت کنی
اونوقت میفهمی من کی هستم
باشه، مشکلی نیست. نه، مشکل داره. یه شماره بگیر
بیخیال. همین الان گفتی بازداشتم میکنی
نه، حله. معذرت میخوام
قربان، لطفاً ببخشیدش. زن و بچه داره
اگه زنگ بزنه کارش رو از دست میده
خیلی خب
میتونی بری. تو بچهای، بهت که گفته بودم
سلام عزیزم
ویجو هستم، مستأجرتون
اوه... شما مستأجرید؟ بله
دیوید، بعداً بهت زنگ میزنم
من میناکشی هستم. بذارید اتاقتون رو نشون بدم
بفرمایید
پروازتون چطور بود؟ عالی
ما اینجا اصلاً قطعی برق نداریم. ما هم همینطور
اتاق خوبیه، نه؟ خیلی خوشیمنه
برای من یا برای شما؟
برای کسی که اینجا زندگی میکنه
شوهرمه، توی دبی کار میکنه
راحت باشید
دیوید
آره، اتاق رو اجاره دادم
هوم
موهات بلند شده
آره، اتاق رو اجاره دادم
یه مرد مجرد... دخترا
یه پیرمرد
دختر؟ عمراً! اینجا فقط آمبولانس میاد و میره
چی شد؟
لاتاری بردی! شیشه شکست، کوری نمیبینی؟
آخه چطوری؟
من چه میدونم. برو یه جدیدش رو بگیر
از میشراجی بپرس چرا هنوز گزارش رو برام نفرستاده
گزارش رو همین الان میخوام
و جواب میخوام
چی شده؟ میخوام شکایت کنم
شکایت از چی؟
مزاحمت خیابونی
خیلی خب، بفرمایید بشینید
اگه پسرا برای دخترا مزاحمت ایجاد کنن بهش میگن «مزاحمت خیابونی»
ولی اگه دخترا برای پسرا مزاحمت ایجاد کنن، بهش چی میگید؟
نمیدونم قربان
تا حالا یه دختر برات مزاحمت ایجاد کرده؟ نه قربان
البته، دخترا هیچوقت بدرفتاری نمیکنن. بله قربان
منظورت از «بله قربان» چیه؟ بهم بگو
زنم هر روز منو شکنجه میده
دخترا تا وقتی میرن دانشگاه خوبن
ولی همین که ازدواج میکنن، شروع میکنن به «مرد آزاری»
No comments yet. Be the first to leave one.