Az első 200 sor.
میتونی یه پیام به کارآگاه فگبنلی برسونی؟
یه سرنخی از پیج پیدا کردم
پیامی از طرف مأمور باروز؛ اون تو مجتمع ماریندوکه
سایمون گرین میگه روکو بهش گفته که یه هفته پیش دخترش رو دیدن
داشته با اتوبوس از وینپورت به برکمیر میرفته
«پناهگاه تابان» فقط چند مایل با یکی از ایستگاههای اون مسیر فاصله داره
اون محوطه به اسم «پناهگاه تابان» شناخته میشه
اسم مذهبشون «فانوس حقیقت تابان»ـه
یا همون «حقیقت تابان»
پلیس مسلح! دستها بالا! همین الان بخواب رو زمین
یادتون باشه، همهی این اعضا تصمیم گرفتن خارج از جامعه زندگی کنن
اونها غیرقابلپیشبینیان. ممکنه سلاحهایی داشته باشن که ما ازشون خبر نداریم
زانو بزن! دستها پشت سر! دستهاتو نشون بده
این زن، پیج گرین، یه فرد گمشدهی آسیبپذیره
اما معتقدیم اطلاعات حیاتی هم در دست داره
در رابطه با قتل آرون کوروال
چشمهاتونو خوب باز کنید
ممکنه ظاهرش تغییر کرده باشه
و احتمالاً یه اسم جدید داره که فرقه بهش داده
مظنون اصلی ما کسپر وارتاژه
در رو بشکنید
اون متهم به آزار و اذیتهای مداوم در پناهگاه تابانه
و همینطور ناپدید شدن تعدادی از افراد
و البته قتلهای کوین گانو، دیمین گورچ و آرون کوروال
ما اینجاییم تا کمک کنیم
نترسید
اثری از فرار نیست. تمام خروجیها پاکه
پلیس مسلح
اسلحههاتونو بندازید
اسلحههاتونو بندازید! همونجا بمونید! بخوابید رو زمین
پاکه
پاکه
اثری از متهم نیست
وارتاژ نیست. همهی اتاقها پاکن
حتماً قبل از رسیدن ما جیم شده، قربان
مفهومه
چون من هستم
من هستم
یه ذره شرور
دستها خونی
دستها خونی
درست همونطور که گفتی
من هستم
یه ذره شرور
کسپر وارتاژ، من تو رو به اتهام قتل کوین گانو بازداشت میکنم
دیمین گورچ و آرون کوروال
مجبور نیستی چیزی بگی... - اون اراجیف رو تحویلم نده
در عوض منم زحمت بازداشت کردنم رو از دوشت برمیدارم
تو حوصلهی دردسرهای دادگاه رفتن با من رو نداری
منم قطعاً نمیخوام حتی یه لحظه تو اون زندانهای مزخرفتون باشم
در هر صورت کارم تمومه
سرطان زده به استخونهام
پس بگو پیدام نکردی. - میدونی که نمیتونم این کار رو بکنم
بعد از اینهمه ماجرا، بازداشت کردن من فایدهای نداره
من بیشتر از ۳۰ سال برای این آدمها خدا بودم
و مردان بزرگ میدونن کِی وقتشون تموم شده
همونجا که هستی بمون
اسمت چیه؟ جناب گروهبان کارآگاه
اون اسم لعنتیت چیه؟
گروهبان کارآگاه فگبنلی
زندگی فوقالعادهای داشتم
مثل یه پادشاه زندگی کردم
باشه. باشه
پادشاهها مثل گداها نمیمیرن
کارآگاه فگبنلی
اونها تو سلول زندان نمیمیرن
باشه! دارم اسلحهم رو میذارم زمین
نیروی کمکی
اینجا، پایین
مجبور نیستی چیزی بگی اما اگه چیزی رو که بعداً در دادگاه بهش استناد میکنی الان نگی، ممکنه به دفاعیت آسیب بزنه
اگه چیزی رو که بعداً در دادگاه بهش استناد میکنی، الان نگی
هر چی بگی ممکنه به عنوان مدرک در دادگاه استفاده بشه
تو به من کمک نمیکنی. ما رو کجا میبرید؟
چی میخواید؟ از جون ما چی میخواید؟
من کاملاً حق دارم اینجا باشم
همه همینها بودن. خبری از پیج نیست. - مفهومه
کسی این دختر رو دیده؟
ممکنه یه جایی همینجاها باشه؟
هر اطلاعاتی که داشته باشید میتونه جون آدمها رو نجات بده
یه دختر جدید هفتهی پیش اومد
اما اون تو کانتینره
کانتینر؟ شبیه انباره که
ازش برای انفرادی استفاده میکنن
الو؟ پلیس
کسی اون توئه؟
پیج؟
ما اومدیم کمکت کنیم
دارم میام تو
چیزی نیست. آروم باش. همه چیز مرتبه
خوبه، نترس
میتونی اسمت رو بهم بگی؟ - ایو
خیلی خب
اسم واقعیت چیه؟
اسمی که باهاش به دنیا اومدی؟
زارا
چیزی نیست زارا. الان دیگه جات امنه
متاسفم که پیج رو پیدا نکردیم
آره، آره
آرون تو همین فرقه به دنیا اومده بود
و مثل خیلی از پسرهای دیگه، غیرقانونی به سرپرستی گرفته شده بود
پدر همهشون یکیه
کسپر وارتاژ
اخیراً این برادرهای ناتنی همدیگه رو پیدا کرده بودن
قسم خورده بودن که رابطهشون رو مخفی نگه دارن
تا زمانی که پدر واقعیشون رو پیدا کنن
پس اون فرقه
اونها، اوم
میدونستن که پسرا همدیگه رو پیدا کردن؟
وارتاژ یه آدمکش اجیر کرد تا پسرهای «غیرمقدسش» رو بکشه
تا نتونن دستش رو رو کنن
اشلی دیویس و همدستش دیدی لاهوی
همون دو نفری که سعی کردن تو و کورنلیوس رو بکشن
هوم
جفتشون مُردن. - خیلی خب
ما وارتاژ و پسرهای بزرگترش رو که فکر میکنیم قتلها رو سازماندهی کردن، بازداشت کردیم
همهشون ادعای بیگناهی کامل دارن
وکلای گرونقیمتی دارن اما نگران نباش
قسر در نمیرن
اون زنی که توی راهرو بود
از اون موقع دیدیش؟ - نه
هنوز پیداش نکردیم. اگه اومد سراغت، بهم خبر میدی؟
البته
چ... اوم، الینا ریونسکرافت چی؟
خبری ازش نشد؟
نه، ولی فیلم دوربینهای مداربسته رو پیدا کردیم که نشون میده قاتلها ماشینش رو میروندن
واسه همین فرض رو بر این گذاشتیم
که اون در مورد فرزندخواندگیهای غیرقانونی باهاشون درگیر شده
و اونها هم کشتنش. - وای، خدای من
الینا
پس
این دو نفر آرون رو کشتن؟
همهی مدارک همین رو نشون میده
بابت تعقیب کردنت متاسفم
هوم. اشتباه میکردم
نه... ایرادی نداره
فقط پیج رو پیدا کن
از همون اولش هم فقط همین رو میخواستم
ما تمام تلاشمون رو میکنیم
ممنونم
من به «حقیقت تابان» باور دارم، آقای گرین
و بیشتر عمر بزرگسالیم رو در خدمتش بودم
وقتی پسری به دنیا آوردم، بهم گفتن اون رهبر بعدی میشه
اما وقتی یکی دیگه به دنیا آوردم، کسپر گفت باید از دستش بدم
حتی با اینکه میدونستم دیگه هیچوقت نمیبینمش
سال گذشته، از یه سایت دیانای استفاده کردم تا بفهمم چه بلایی سرش اومده
نیتن؟ تو اسم منو از کجا میدونی؟
اسم پسر من نیتن بردریه
اون توسط دو تا معلم تو الدپورت بزرگ شده
با رتبهی عالی فارغالتحصیل شده، ازدواج کرده و سه تا بچه داره
و تا اونجایی که میشه فهمید، آدم خوبیه
و همین کافی بود
پدر و مادر خوبی داشت و داشت زندگی خوبی برای خودش میساخت
اما بعدش از نقشهشون باخبر شدم
پول داده بودن تا همهی برادرهای ناتنی کوچیکتر رو بکشن
نمیخواستم به کسی صدمه بزنم اما چارهای نداشتم
نمیتونستم بذارم پسرم رو بکشن
ممنونم ب
بابت اینکه جونم رو نجات دادی
و ممنونم
بابت اینکه بهشون گفتی اون افتاده
الان باید برگردم
کجا برگردی؟
پلیس داره به پناهگاه تابان حمله میکنه
دیگه تمومه
اوه، نه
از نو شروع میکنیم، دوباره میسازیمش. این دفعه فرق خواهد داشت
اوم
دخترم، پیج
با یکی از این پسرها در ارتباط بود
اون گم شده
شنیدم
اون توی پناهگاه تابانه؟
نمیدونم
دخترهای زیادی اونجا هستن
نفس رو از سینهم بیرون کشید
هیچوقت نفهمیدم چطور شکست
بهش فکر کن
لوتر به تو شلیک نکرد
اون به زنت شلیک کرد
اینگرید؟
اینگرید
یالا، تو میتونی. من اینجام
من اینجام
در تلالو تابستانیات
به جستجوی کس دیگری رفتی
و من
ببخشید آقا، شما این دختر رو دیدید؟ - نه، نه، نه
ببخشید داداش، این دختر رو هیچجا ندیدی؟
نه، شرمنده
ببخشید رفیق، این دختر رو اصلاً هیچجا ندیدی؟
نه، ندیدم. متاسفم
و میشنوم
سلام، ببخشید
هیچکدومتون این دختر رو دیدید؟
نه
عزیزم، آیا این تمام چیزیه که بودیم؟
هوا رو تو دهان بافتهت حبس کردی
همه رو رها کن، خواهم شنید که چطور رفتی
به جستجوی کس دیگری
اونها به دستی آموختند که عروس را کشید
No comments yet. Be the first to leave one.