Unforgettable

Unforgettable

Farsi Persian felirat letöltése

Kiadási információk

Unforgettable 1996 720p BluRay DD5 1 x264-bebos123 ENG-en
Kommentár warez
Translated subtitle from English to Persian unforgettable 1996 زیرنویس فارسی فیلم

Címkék

bluray
Közzétéve: 2025-12-29
Letöltések: 13
Hallássérülteknek: No

Farsi Persian felirat előnézete

Az első 200 sor.

اینو نگاه کن. چطور همیشه قبل از ما می‌رسن اینجا؟

بیسیم‌های پلیس

سؤالم جوابی نداشت، دیوید. واقعاً منتظر جواب نبودم

منو که می‌شناسی، کرتیس. به نظرم اکثرشون توی اون کیسه‌های پلاستیکی زیپ‌دار بهتر به نظر میان

دود رو آوردی؟

نه، فکر کردم چیزایی مثل اثر انگشت رو می‌تونیم همین‌طوری حدسی پیدا کنیم

آره، دود رو آوردم

چیزی که می‌تونم بهتون بگم اینه که یه قتل دسته‌جمعی اتفاق افتاده

در حال حاضر هیچ مظنونی بازداشت نشده

کوین، بیانیه رو می‌خوای؟

پزشکی قانونی سرنخ مهمی بهمون داده که داریم روش تحقیق می‌کنیم

فعلاً همین

متأسفم. همینه

خوشحالم که به ما ملحق شدی

رئیست همین الانشم اون توئه، داره بیخودی پرسه می‌زنه و وقت تلف می‌کنه

و برای یه الهام غیبی دعا می‌کنه

سرنخ چیه؟ کی گفته سرنخ داریم؟

خودت گفتی. گفتی پزشکی قانونی یه سرنخ بهت داده

آخه چی باید می‌گفتم، دیو؟

اینکه پزشک قانونی هیچی پیدا نکرده، واسه همین مجبور شدیم دستیار نابغه‌اش رو بیاریم؟

ببین کی اینجاست، کنت دراکولای لعنتی

بسه دیگه، استو. هنوز حرف نمی‌زنه؟

از اونجا خوشت میاد دکتر. دقیقاً همون مهمونی‌ایه که دوست داری

اسمش دونا برمنه، دانشجوی مؤسسه هنر سیاتل

خیلی دردناکه

اون یارو رو داریم، دو تا جسد هم اون پشته

اینجا آقای وو رو داریم و این عقب هم آقای چنگه

سلام، مایکل

دیوید

تکان‌دهنده‌ست، نه؟

وضعیت جسدها نشون می‌ده که دو تا تیرانداز بودن

یکی کنار پیشخوان، اون یکی دم در

زخم‌ها شبیه کالیبر ۴۵ هستن. احتمالاً یه سرقت ناموفق بوده

با توجه به سوراخ‌های روی دیوار و پاشش خون، می‌گم کار یه مگنوم بوده

حدس من، یه ۳۵۷ـه

اگه سرقت بوده، مجرم دنبال پول نبوده

از کجا می‌دونی؟ نگاه کن

خیله‌خب، یه گزارش کامل تا ساعت ۹ صبح روی میزم می‌خوام

ساعت ۱۰ کنفرانس خبری دارم. فهمیدی؟

آره، باشه

شب خوش. فردا می‌بینمت

باشه

بیا دود بزنیم

دودش خوبه، ممنون

بیا، همین‌جا

این یکی پاک شده

بیا یه لیست تهیه کنیم و بفهمیم توی این کشوها چی بوده

هارولد، لیست موجودی کشو رو بنویس لطفاً

دنبال مواد بگرد دکتر. اینجا یه داروخونه‌ی لعنتیه

یه معتاد به داروخونه زده. کی فکرش رو می‌کرد؟

کارِ پزشکی قانونیِ باکلاسی بود

ممنون، استوارت

وقتی کارِ «دیک تریسی» اون تو تموم شد، در رو قفل کن

دیوید، یه شکلات پیدا کردم. از این مارک «پِی‌دِی»هاست

اثر انگشت نداره، اما جای گاز گرفتگی‌اش بد نیست

چی؟

فکر می‌کنی ارتباطی داشته باشه؟

صد در صد. یه آزمایش دی‌ان‌ای فوری ۴۸ ساعته روی این شکلات انجام بده

به استراتون چی بگم؟ هیچی

می‌دونی چقدر هزینه داره؟ اون مدارک رو می‌بینه

فقط بهش بگو یه چیز روتینه. اون متوجه فرقش نمی‌شه

وقتی اخراج شدم، میای توی گرم‌خونه بهم سر بزنی؟

کرتیس، کمکم کن، خواهش می‌کنم

باشه؟ لطفاً

خیله‌خب. ممنون

این عکسیه که امشب از داروخونه گرفتیم و اینم یکی از دفتر مریه. نگاه کن

منظورت چیه؟ تیرانداز داروخونه می‌تونه همون آدمِ من باشه

چند نفر رو می‌شناسی که قوطی کبریت رو این‌طوری مچاله کنن؟

نگاهش کن

ساعت چهار و نیمِ صبحِ لعنتیه و من ۱۸ ساعته که بیدارم

می‌خوای چیکار کنم؟ می‌خوام درباره زنم ازش بازجویی کنی

همین؟

آره

خیله‌خب، حله. منم می‌خوام این یارو رو بگیرم

می‌دونی که بهم سخت گذشته، دیو

اما گاهی اوقات فقط باید بی‌خیال همه‌چیز بشی

نمی‌تونم، دان

ممنون

این یارو رو می‌گیریم

همینه بابا؟ بذار ببینم

آره، همون‌جاییه که بزرگ شدم

درست همین‌جا بود که رفتم دبیرستان، دبیرستان گارفیلد

همون دبیرستانی که جیمی هندریکس می‌رفت. جیمی هندریکس کیه؟

مامان هم می‌رفت دبیرستان گارفیلد؟

نه

اون رفت یه دبیرستان توی شمال، کنار دانشگاه

اونجا بود که وکیل شد؟ آره

می‌خوام وکیل بشم، درست مثل مامان

فکر می‌کردم می‌خوای مثل من دکتر بشی

نه. وکیل‌ها پول بیشتری درمیارن

واقعاً؟ آره، همین‌طوره

تو چی، کارا؟ تو می‌خوای چیکاره بشی؟

نمی‌دونم. می‌شه بریم؟ اینجا سرده

باشه

خوش گذشت؟ آره

تو چی، کارا؟ فکر کنم خوب بود

کارا! لیندی! بیاین اینجا

خداحافظ بابا. امشب می‌ریم پاتیناژ

منو نمی‌بوسی؟

ببخشید

دوستت دارم. منم دوستت دارم

هفته‌ی بعد می‌بینمت؟ باشه

باید برم

ببین بابا چی برام گرفته

صندلی جلو مال منه. نه، نیست

تو برو عقب، تو بشین جلو

شیلا. یادت رفت

بنیاد والیک، برای شام قرار داشتیم، نه؟

آره، یادم بود

قدم منطقی بعدی برای من، انتقال بود

تز اولیه‌ی من در مورد انتقال هوش کاملاً ساده بود

نتایجش کاملاً واضحه

کمک به افراد دارای اختلالات ذهنی یا کسایی که ناتوانی در یادگیری دارن

البته، کیه که نخواد یه ذره از قدرت مغز انیشتین رو داشته باشه؟

تا به امروز، انتقال‌های موفقی از پالس‌های عصبی-الکتریکی انجام دادم

البته، غیرممکنه که بشه وارد ذهن موش‌های آزما

منظورم موش‌های آزمایشگاهی بود

اما یافته‌های من نشون می‌ده که اون‌ها به خاطرات واکنش نشون می‌دن

به بعضی اتفاقات خاص بیشتر از بقیه

برای ما این‌ها چیزایی مثل ایناست:

اولین قرار، اولین بوسه یا اولین تصادف رانندگی‌تون

اتفاقات یا ضربه‌های روحی توی زندگی‌مون که اون‌قدر قوی هستن

که فراموش‌نشدنی می‌شن

ببخشید

چی میل دارین؟

یه «میکرز مارک»

یه میکرز مارک و یه آب معدنی، لطفاً. با یخ

سال‌ها بود به اولین قرارم فکر نکرده بودم

بله؟ سخنرانی‌تون رو می‌گم

اولین قرار، اولین بوسه

داشتی گوش می‌دادی. فکر کردم کل سالن رو خوابوندم

تقصیر تو نبود. فکر کنم مردم توی این جور مهمونی‌ها بیشتر از حد معمول می‌نوشن

می‌خوان به اندازه پولی که دادن بخورن. ممنون

و شما؟

راستش من خیلی به کارتون علاقه‌مندم

واقعاً؟ آره

خوشحالم که فرصت شد ببینمتون. اسم من دیویده

مارتا. شما متخصص علوم اعصاب هستین؟

نه، توی دانشگاه مخفیانه میکروبیولوژی می‌خوندم

پس واقعاً حافظه رو منتقل کردین؟ توی موش‌های آزمایشگاهی، بله

جداً؟ چطوری؟ ببخشید

دارن می‌رن کافه کاترز برای یه نوشیدنی آخر شب. آماده‌ای؟

آره، الان میام. باشه

ببخشید

باید برم

خیلی دوست دارم بیشتر درباره کارتون بدونم. می‌تونم بهتون زنگ بزنم؟

البته، اگه دوست داشته باشین

یا می‌تونین بیاین دانشگاه. من هر روز اونجام

عالیه. فردا چطوره؟ فردا؟

صبح آزادم

صبح؟ عالیه ۹

خیلی ممنون

مشتاقانه منتظر صحبتم. شب خوش

چجور آدمیه؟

فقط به کارم علاقه داره. معلومه که داره

خودش که اینو گفت

می‌شناسی کیه، نه؟ نه، تا حالا ندیدمش

دکتر کِرِینه. همون پزشک قانونی‌ای که زنش رو کشت

چیزی نمونده بود همون‌جوری که داشت جمجمه‌اش رو خرد می‌کرد، بگیرنش

اگه پلیس پرونده رو خراب نکرده بود، الان توی صف اعدام بود

به نظر آدم خوبی می‌آمد

حتماً همین‌طوره. ولی اگه باهاش رفتی بیرون، حتماً کلاه ایمنی سرت کن

صبح بخیر

سلام دکتر کِرِین

زود اومدین. نمی‌تونستم منتظر بمونم

هنوز وقت دارین؟

البته

کمک نمی‌خواین؟ نه

شاید اگه نشونتون بدم راحت‌تر باشه

عالیه

صبح بخیر، زلدا

آماده‌ای؟

حامیان حقوق حیوانات از کارت خبر دارن؟

همون‌طور که می‌دونین دکتر کِرِین، نوروپپتیدها میانجی‌گری می‌کنن

دیوید

نوروپپتیدها میانجیِ ذخیره‌سازی و بازیابی حافظه در مغز هستن

در تئوری، فکر و حافظه‌ی هر فرد در مایع مغزی-نخاعی‌اش وجود داره

همون «سی‌اس‌اف». درسته

اما اگه مایع مغزی-نخاعی رو تزریق کنین، هیچی نمی‌بینین. چرا؟

چون هیچ استارت‌زننده یا فعال‌کننده‌ای وجود نداره

رفتم سراغ داروهای فعال‌کننده‌ی عصب مثل نوراپینفرین و آدرنالین

این‌ها حساسیت مغز رو موقع بازیابی حافظه بالا می‌برن

بسیار عالی

پس این شد همون استارت‌زننده

دقیقاً

همینه. فرمول انتقال من

ترکیبی از نوراپینفرین و یه مهارکننده «گابا»ست

و چند تا چیز دیگه

وقتی تزریق می‌شه، مغز این پالس‌های جدید حافظه رو تجربه می‌کنه

جوری که انگار مال خودشه

برای اینکه این پالس‌ها فعال بشن، مغز به یه محرک بیرونی نیاز داره

مثل یه منظره، صدا یا بویی که برای حافظه‌ی مغزِ دیگه آشناست

همون‌طور که دیدین، این موش با این ماز آشنایی نداره

این مایع مغزی-نخاعیِ موشیه که راه ماز رو بلده

با تزریق این مایع به این موش، اون باید بتونه مسیر ماز رو بی‌نقص طی کنه

و گربه هم... محرک بیرونیه

اونجاست تا حافظه رو زنده‌تر کنه

بله

درصد موفقیتش ۸۰ درصده

چه زمانی آزمایش‌های انسانی رو شروع می‌کنین؟ تا اون موقع راه زیادی مونده

Unforgettable subtitles in other languages

Hozzászólások

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left