Az első 200 sor.
میگویند مردم لوئیزیانا فساد را برنمیتابند
آنها فساد را مطالبه میکنند
نیواورلئان اولین شهر آمریکایی بود که
مافیای سیسیل در آن رخنه کرد
و من فکر میکنم هر کسی
هر کسی که نفوذ و پول داشته باشد
میتواند به کسی صدمه بزند
در میان خانوادههای مافیایی ایتالیایی-آمریکایی
فردی که بیشترین قدرت
نفوذ و ثروت را دارد، با نام «رئیس» شناخته میشود
برخی از رؤسا، سلسلههای خود را
از پشت صحنه و در سایهها رهبری میکنند
و همواره به دور از حاشیه و جلب توجه میمانند
برخی دیگر بسیار سرشناس هستند
شخصیتهایی پرجذبه با شهرتی در سطح ملی
یکی از این افراد، حاکم مقتدر و دیرینهی
مافیای نیواورلئان، کارلوس مارچلو بود
پس از قرنها دستبهدست شدن میان مالکان مختلف
با خرید لوئیزیانا توسط توماس جفرسون
سرانجام شهر نیواورلئان تحت کنترل ایالات متحده درآمد
در قرن نوزدهم، این شهر به شهری شکوفا
و جذابترین مقصد در آمریکا
برای مهاجران ایتالیایی تبدیل شد
این شهر از این جهت منحصربهفرد است که ۹۰ درصد آن سیسیلی هستند؛
از هر هزار نفر، ۹۰۰ نفر اهل سیسیلاند
و این اولین گروه از مهاجران در این کشور بود
برخلاف تصور بسیاری از مردم
۱۸۵۰ در دههی
تعداد ایتالیاییهای اینجا بیشتر از نیویورک بود
برای حدود ۳۰ سال این دو شهر رقبای اصلی بودند
تا اینکه سرانجام نیویورک گوی سبقت را از ما ربود
اما برای مدتهای مدید
نیواورلئان پایگاه اصلی
مهاجرت ایتالیاییها بود
مهاجرت سیسیلیها به آمریکا
با اتحاد ایتالیا در سال ۱۸۶۰ شتاب گرفت
این اتحاد، سیسیل را
در یک رکود اقتصادی فرو برد
و سیسیلیهای فقرزده به شمال آفریقا
شمال ایتالیا و ایالات متحده گریختند
همه چیز از گاریبالدی شروع شد
زمانی که در سال ۱۸۶۰ به آنجا رفت
و سیسیل و سپس بخش جنوبی را فتح کرد
و آن را به پادشاه ویکتور امانوئل سپرد
تا اولین گام برای اتحاد ملی برداشته شود
ایتالیا در سال ۱۸۷۰ برای اولین بار
پس از دوران روم باستان، به یک کشور واحد تبدیل شد
و به اونا وعدههایی داده شده بود
وعدهی بخش جنوبی ایتالیا رو بهشون داده بودن
هر جور وعده و وعیدی
و وقتی اون قولها عملی نشدن
خب، اونا دنبال فرصتهایی در جاهای دیگه میگشتن
و اینطوری بود که مهاجرت دستهجمعی شروع شد و اونا راهی شدن
سیسیلیهای مهاجر جذب «نیواورلئان» شدن
بهخاطر آبوهوای معتدلش
و فرصتهایی که اونجا براشون فراهم بود
که با اون چیزی که نیویورک ارائه میداد فرق داشت
توی نیویورک، وقتی میرفتن اونجا
شروع میکردن به حفر تونل
یا میرفتن توی کارخونهها کار میکردن
اما اینجا اوضاع اینطوری نبود
حتی توی نیواورلئان
مجبور نبودن توی طبقه هشتم یه
آپارتمانِ اجارهایِ شلوغ، بدون آب گرم یا حتی آب زندگی کنن
آب گرم که پیشکش
زندگیِ متفاوتی بود
به زندگی اروپایی نزدیکتر بود
برای همین وقتی رسیدن، انگار کاملاً با محیط جور شدن
تقریباً مثل این بود که توی خونه خودشون باشن
یه جابهجاییِ طبیعی بود
یه جابهجاییِ طبیعیِ دیگه به نیواورلئان
هرچند که زیاد مطلوب نبود
مربوط میشد به بخش کوچیک اما بدنامی
از جمعیت سیسیل
سازمان مخفی جنایتکاری که به اسم «مافیا» شناخته میشد
سالها بود که بخشی از سیسیل بود
و اول به عنوان واکنشی
به حاکمانِ ظالم در ایتالیا شکل گرفته بود
«جان اچ. دیویس»، نویسنده کتاب «شاهماهی مافیا»، توضیح میده که چرا
نیواورلئان اولین شهر آمریکا بود
که مافیای سیسیل شروع به سکونت در اون کرد
و خیلی قبلتر از نیویورک
یا شیکاگو یا هر شهر دیگهای
اونا جذب نیواورلئان شدن
و همینطور ایالت لوئیزیانا
چون یه جورایی شبیه به سیسیل بود
برای همین، دستهدسته به اینجا اومدن
و با آغاز قرن جدید
۱۹۰۰ یعنی حدود سال
حدود ۱۰۰ مافیایی در نیواورلئان حضور داشتن
نگرشهای سهلگیرانه در نیواورلئان
این شهر رو به پناهگاهی برای فساد و تبهکاری تبدیل کرد
فساد در منطقه نیواورلئان
احتمالاً به صد سال پیش برمیگرده
۱۸۹۰ تا جایی که من میدونم، به اواخر دهه
در گذشته، مجریان قانون چشمشون رو به روی این قضایا بسته بودن
منظورم این نیست که پلیس فاسد بود
اما در محله «فرنچ کوارتر»، مسائلی تحمل میشد
که در هیچ جای دیگر کشور قابل تحمل نبود
زمانی که مهاجران سیسیلی وارد نیواورلئان شدند
بسیاری از آنها در اسکلهها و مزارع به کارگری مشغول شدند
در همین مناطق بود که مافیا شروع به سلطه کرد
۱۸۷۰ تا اوایل دهه
مافیا در کنترل امور نفوذ کرده بود؛
از اسکلهها و بازارها گرفته
تا در نهایت، حملونقل کالا در بندرها
ابزار آنها برای به دست آوردن این کنترل
همان روش همیشگیشان بود: خشونت
۱۸۸۹ بین سالهای ۱۸۶۹ تا
پلیس نیواورلئان
بیش از صد قتل را به مافیای بدنام سیسیل نسبت داد
تاکتیک بهدست گرفتن کنترل از طریق خشونت
که در سیسیل بسیار موفق عمل کرده بود
در لوئیزیانا نیز به یک رویه معمول تبدیل شد
خشونت در اسکلهها و بازارهای تحت کنترلِ
مافیای نیواورلئان بالا گرفت
چرا که رقبا برای تسلط میجنگیدند
در جریان این درگیریهای مداوم
رئیس پلیس که گفته میشد فاسد است
یعنی «دیوید هنسی»، ترور شد؛
احتمالاً به دست اعضای خانوادههای در حال جنگ
شهروندان خشمگین که با تفکرات ضدایتالیایی تحریک شده بودند
انتقام گرفتند و چندین مظنون ایتالیایی را
که در بازداشتگاه محلی بودند، لینچ کردند
این اتفاق منجر به اعتراض ایتالیاییهای خشمگین شد
هم در آمریکا و هم در ایتالیا
در حالی که مطبوعات محلی از این خوشحال بودند که
مافیای شهر نابود شده است، اما سخت در اشتباه بودند
پس از چند سال، گانگسترها دوباره سازماندهی شدند
۱۹۲۰ و تا اوایل دهه
یک خانواده جایگاه خود را به طور جدی محکم کرد
و بر نیواورلئان مسلط شد
این گروه در نهایت نام یک مهاجر
بیسواد ایتالیایی را بر خود گرفت؛
کسی که به یکی از قدرتمندترین رؤسای مافیای آمریکا تبدیل شد
والدین «کارلوس مارچلو» به شمال آفریقا
مهاجرت کردند، جایی که کارلوس در سال ۱۹۱۰ متولد شد
پدر کارلوس، «جوزف مارچلو»، راهی لوئیزیانا شد
و وقتی کارلوس هشت ماهه بود
او و مادرش به جوزف پیوستند
در سرزمینی که قرار بود وطن جدیدشان باشد
با بزرگتر شدن خانواده کوچکشان
خانواده مارچلو به کشاورزی روی آوردند
در قطعه زمینی خارج از نیواورلئان
وقتی کارلوس به اندازه کافی بزرگ شد
مسئولیت جابهجایی و حمل
محصولات کشاورزی خانوادهاش به او سپرده شد
به بازارهای شهر
تماس روزانه با دنیای خشنِ
بازارهایی که تحت تسلط سیسیلیها بود
مارچلوی جوان را برای نخستین بار با مافیا آشنا کرد
آنجا بود که او دریافت زندگی در مزرعه
تقدیر و پیشهی او نخواهد بود
کارلوس مارچلو جوانی فوقالعاده
توانمند و باهوش بود
که مزرعهی خانوادگیاش در نیزارها را رها کرد
و شروع به ارتکاب جرم در شهر نیواورلئان نمود
فعالیتهای مجرمانهی اولیهی مارچلو
عمدتاً شامل سرقتهای خرد بود
یک دستبرد نافرجام سرانجام کارلوس را راهی زندان کرد
با حکمی ۹ تا ۱۲ ساله به پشت میلههای زندان
در زمان محکومیتش
او تنها ۲۰ سال داشت
از طریق یک رابط مافیایی
پدر مارچلو موفق شد
برای پسرش حکم عفو بگیرد
از فرماندار لوئیزیانا، او.کی. آلن
کارلوسِ جوان از نزدیک لمس کرد
که داشتنِ دوستان در ردههای بالای قدرت چه مزایایی دارد
و نفوذ مافیا تا کجا میتواند پیش برود
تا سال ۱۹۳۰، اعضای مافیا
در تمام سطوح دولتی نیواورلئان حضور داشتند
پس از پایان دوران کوتاهشدهی زندان
کارلوس به شهر بازگشت و باری باز کرد
به نام «بمبافکن قهوهای»
که از نام جو لوئیسِ بوکسور اقتباس شده بود
او به زودی فعالیتش را گسترش داد و توزیع دستگاههای پخش موسیقی
و ماشینهای پینبال را در رستورانهای
اطراف الجیرز و گرتنا آغاز کرد
صاحبان باری که از معامله
با مارچلو یا برادرانش خودداری میکردند
خیلی زود وادار میشدند که نظرشان را عوض کنند
خب، دربارهی پیشنهاد ما فکر کردی؟
آره، اما همونطور که بهت گفتم
من همین الان هم دستگاه پخش موسیقی دارم
نه از اونهایی که مال ماست
تو یکی از دستگاههای ما رو نداری
تو یه تیکه آهنپاره داری
ببین، تمام بارهای منطقه دارن دستگاههای ما رو میذارن
مطمئنم که نمیخوای
تنها کسی باشی که یه تیکه آهنپاره براش مونده
ممکنه برای کاسبیت بد تموم بشه
خیلی بد
فکر میکنم دلیلش ترس بود
نمیدونم اون ترس چقدر واقعی بود
یا تواناییِ اون برای عملی کردنش چقدر واقعیت داشت
اما مشخصاً افراد زیادی بودن که فکر میکردن اون از پسش برمیآد
و میدونید، فکر میکنم هر کسی
هر کسی که نفوذ و پول کافی داشته باشه
اگه اراده کنه، میتونه به کسی آسیب برسونه
No comments yet. Be the first to leave one.