Az első 200 sor.
یا مسیح
«به شهر سانفرانسیسکو.»
از کشتنِ روزی یه نفر لذت میبرم
تا وقتی که ۱۰۰ هزار دلار بهم بدین
اگه موافقین، فردا صبح اعلام کنید
توی ستون آگهیهای شخصی روزنامه «سانفرانسیسکو کرونیکل»
و اونوقت یه قرار ملاقات میذارم
اگه خبری ازتون نشه
«لذت بعدیم کشتن یه کشیش کاتولیک یا یه...»
«عقرب.»
تو مغز اینا چی میگذره؟ روانیان
آخه کدوم گوری انتظار داره صد هزار دلار پیدا کنم؟
جناب شهردار، شما که... خیال ندارین بهش پول بدین، دارین؟
شهر سانفرانسیسکو به تبهکارها باج نمیده که جرم نکنن
بهجاش، به اداره پلیس حقوق میدیم
رئیس، کی مسئول این پروندهست؟
بازرس کالاهان. بیرون منتظره
بگو بازرس کالاهان بیاد تو
کالاهان؟
جناب شهردار، بازرس کالاهان
خیلی خب. بگو ببینم چی داری
چی رو؟ گزارشت رو. داشتی چه غلطی میکردی؟
خب، توی چهل و پنج دقیقهی گذشته
اینجا کپه مرگم رو گذاشته بودم و منتظر شما بودم
گند زدی هری. داری با شهردار حرف میزنیا
نمیشینید، بازرس کالاهان؟
یه دیوونه ول چرخ میزنه
پرسیدم چه اقداماتی شده. منصفانهست دیگه، نه؟
دوازده نفر دارن پروندههای تشخیص هویت رو چک میکنن
همه شرخرها و پشتبومگردای سابقهدار رو زیر نظر داریم
عشقِ تفنگها، چشمچرونها... برسلر: جناب شهردار؟
برای مراقبت از رو پشتبومها و گشتهای هلیکوپتری هماهنگی کردیم
مخصوصاً اطراف کلیساها و مدارس کاتولیک و محلهی سیاهپوستها
بخش بالستیک داره روی گلوله کار میکنه. مطمئنیم که کالیبر ۳۰-۰۶ـه
هفت خان با گردش به راست
قربان؟
داریم یه بررسی کامپیوتری انجام میدیم
رو هر کی که تو پروندههاست و تاریخ تولدش
بین ۲۳ اکتبر تا ۲۱ نوامبره. چرا؟
متولدین ماه عقرب
ممنون، بازرس
کسی از شما درباره این نامه با کسی حرفی زده؟
شما چی؟
هیچکس. زنت؟ دوستدخترت؟ مطبوعات؟
هیچکس
بسیار خب. پیام رو بدین به روزنامه کرونیکل
با پرداختش موافقت میکنیم. ولی برای جور کردن پول زمان لازم داریم
یه لحظه صبر کنید. درست متوجه شدم؟
میخواید تو زمین این آدمِ پست بازی کنید؟ اینطوری زمان میخریم
ممکنه به قیمت جون یه نفر تموم بشه
چرا نمیذارین من با اون لجن ملاقات کنم؟
ابداً. اینطوری حموم خون راه میافته
با رئیس موافقم. همینطوری پیش میریم، حله؟
ممنون جناب شهردار. بیا کالاهان، بریم
کالاهان؟ بله قربان؟
دیگه دلم نمیخواد گندی مثل پارسال تو محله فیلمور راه بندازی
فهمیدی؟ سیاست من اینه
آره، خب، وقتی یه مرد گنده داره دنبال یه زن میدوئه
به قصد تجاوز، من به اون حرومزاده شلیک میکنم. سیاست منم اینه
قصد؟
از کجا فهمیدی قصدش چی بوده؟
یه مردِ لخت تو کوچه با یه چاقوی سلاخی و آلتِ برافراشته دنبال یه زن افتاده
فکر نکنم برای جمعآوری صدقه واسه هلال احمر اومده باشه بیرون
فکر کنم حق با اونه
ممنون
بازرس کالاهان. جافی هستم
همیشگی
خب، ناهارِ همیشگی یا شامِ همیشگی؟ مگه فرقی هم میکنه؟
نه زیاد
هی، جافی
اون فوردِ کرمرنگ هنوز اونور خیابون جلوی بانکه؟
فوردِ کرم؟
اوهوم. آره، فورد کرم. موتورش روشنه؟
نمیدونم. از کجا بفهمم؟
دودِ اگزوز که از لوله میاد بیرون. اوه، افتضاحه
این آلودگی رو ببین
آره
یه لطفی در حقم میکنی؟
با این شماره تماس بگیر
اداره پلیس؟
آره. بهشون بگو بازرس کالاهان فکر میکنه یه
۲۱۱ سرقت مسلحانه تو بانک در حال انجامه. گرفتی؟ کد
گرفتم
حتماً بگو که «در حال انجامه»، باشه؟
در حال انجام. چشم قربان
حالا اگه فقط تا وقتی نیروی کمکی برسه صبر کنن
اوه، لعنتی
ایست
نه نه
میدونم داری به چی فکر میکنی
«شیش تا تیر زد یا فقط پنجتا؟»
راستش رو بخوای، تو این هیجان، حسابش از دستِ خودمم در رفت
ولی از اونجایی که این یه مگنوم ۴۴ـه، قویترین کلتِ دنیا
و میتونه کلهت رو کاملاً متلاشی کنه
فقط باید یه سوال از خودت بپرسی: «حس میکنم خوششانسم؟»
خب، چیه جوجه؟
هوی
باید بدونم
کثافتِ حرومزاده
خب هری، انگار میتونیم اون پا رو نجات بدیم
یه چندتایی هم اینجا زیرِ زانوم دارم
تا حالا به یه شغلِ دیگه فکر کردی؟
واقعاً ممنونم. میدونی استیو؟
مشکلی نیست. ما بچههای «پوتررو هیل» باید هوای همدیگه رو داشته باشیم
ادا اصول درنیاریا، خب؟
میدونی که، فقط یه ذره موچین و دوا گلی
مگه من میام اداره و بهت میگم
چطوری از یه زندانی با کتک اعتراف بگیری؟
زود باش، کل شب رو وقت ندارم. ممکنه یه ذره اذیت بشی
ولی اگه درد داشتی، بگو زنت برات یه
متاسفم هری
با اونا چیکار میخوای بکنی؟ شلوارت رو ببرم
اوه نه، نه. همینطوری میکشیمش پایین. درد دارهها
برای ۲۹ دلار و ۵۰ سنت، بذار درد بگیره
اگه خجالت میکشی میتونی روت رو اونور کنی
صبح بخیر، بازرس. ماریا
با من کار داشتین، ستوان؟
آره
هوی، تو کدوم گوری میخوای موهات رو کوتاه کنی؟
خب، هر وقت شما کردی
گوش کن، کی وقت داره؟ تا ۳ صبح بیدار بودم و الگوهای جستجو رو چک میکردم
خب، اضافهکاری رد کن. عمراً اگه بدن
دستگیریِ خوبی بود. رئیس راضی بود
راضی بود، نه؟ آره، واقعاً بود
ازم خواست بهت بگم «خسته نباشی». نمیدونی چقدر تحت تاثیر قرار گرفتم
دارم ازت تعریف میکنم
حداقل میتونی یه ذره مودب باشی
یه تشکر خشک و خالی هم ازت چیزی کم نمیکنه
ترجیح میدم بابت افزایش حقوق تشکر کنم
هی هری، بخش مخابرات رو چک کن. یه چیزی از شیکاگو اومده. یه دیوونهی اسلحه
الان ردیفش میکنم. حالا یه لحظه وایسا. یه لحظه وایسا
دارم یه نفر رو میذارم کنارت
چی داری میگی؟ تو به یه شریک نیاز داری
مگه شریکِ الانم چشه؟
اون تو بیمارستانه
تا دو هفته دیگه مرخص میشه. با چیکو گونزالس آشنا شو
اون باهات کار میکنه. آل، لابد داری شوخی میکنی
من وقت ندارم بیفتم دنبالِ تازهکارها
چرا در حق این پسر یه لطفی نمیکنی؟ منظورت چیه؟
میدونی چه بلایی سر آدمایی که باهام کار کردن اومده. دیتزیک تو بیمارستانه
فاندوچی هم که ریق رحمت رو سر کشید. خب؟
پس اگه شریک بخوام، یکی رو پیدا میکنم که کارش رو بلد باشه
فرانک دیجورجیو چشه؟ به هیچ وجه
یا با گونزالس کار میکنی یا کلاً کار نمیکنی
این دستورِ مستقیم از طبقه پنجمه. فهمیدی؟
فهمیدم
اگه دیجورجیو رو دیدی، بگو بیاد اینجا
بچهی همینورایی؟
آره، ولی دانشگاه ایالتی سنخوزه درس خوندم
فوتبال بازی میکردی؟ نه، بوکس کار میکردم. نیمهسنگین
همین رو کم داشتم، یه بچهمثبتِ دانشگاهی
هنوز یه چیز که ازش خوشت بیاد تو من پیدا نکردی؟
خب، هنوز زوده
مدرک گرفتی؟ جامعهشناسی
جامعهشناسی؟ اوه، خیلی پیشرفت میکنی... البته اگه زنده بمونی
قصدش رو دارم، بازرس کالاهان
نذار مدرکت به کشتنت بده. ممکنه منم با خودت به کشتن بدی
یادم میمونه
هی، قهرمان. دیروز کارت حرف نداشت. خیلی خب، تپلخان
برسلر میخواد ببینتت
عجب آدمِ گلی هستی، هری
یه سوال دارم بازرس کالاهان
چرا بهت میگن «هری کثیف»؟
ببین، یه چیزی رو درباره هریِ ما بدون. اون بین هیچکس فرق نمیذاره
هری از همه متنتفر: انگلیسیها، ایرلندیها، یهودیها، ایتالیاییها، سیاهها، سفیدا، چینیها
هر چی که فکرش رو بکنی
در مورد مکزیکیها چه حسی داره؟ از خودش بپرس
مخصوصاً اون کثافتهای مکزیکی
هی! یه نفر اون بالا رو پشتبومه
خیابون استاکتون، نزدیک میدون واشینگتن
هوی، تو که رو پشتبومی
با توام
آره، خودت. هر غلطی داری میکنی رو متوقف کن
برگرد و دستات رو ببر بالا
نمیفهمم بچههای هلیکوپتر چطور گمش کردن
چطور گذاشتن بدون اینکه ببیننش از ساختمون بیاد بیرون؟
لابد بهجای اینکه نگاه کنن، داشتن وِر میزدن
ممکنه
توجه، تمام واحدها
صدای اون وامونده رو یه کم زیاد کن
درباره اون ولگردِ رو پشتبوم
آخرین بار حوالی میدون واشینگتن دیده شده
یه مرد سفیدپوستِ بالغه
تکرار میکنم، مرد سفیدپوستِ بالغ. اونم یه مشتریِ راضی
متهم آخرین بار با شلوار کتان کرم دیده شده
پیراهن آبی روشن، کت یا پلیور قهوهای، دستکش تیره
یه چمدون کرمرنگ هم دستش بود
که احتمالاً یه تفنگ ۳۰-۰۶ توشه. این مرد به ظنِ جرم تحت تعقیبه
این دیوونهها... باید یه تور بندازن رو همهشون
میفهمم چی میگی
اونجا. چی؟
چمدون کرمرنگ
کجاست؟ گمش کردم
اوناهاش، داره میره اونور. اون ساک به نظرت کرم میاد؟
نمیدونم، هنوز ندیدمش
بریم تو خیابون فیلبرت و بپیچیم چپ
مواظب این مردم باش
هوی، خل و چل داری چیکار میکنی؟
برو کنار کلهپوک
یه چمدون کرم بود. مطمئنم خودش بود. شک ندارم
No comments yet. Be the first to leave one.