Gun Fury

Gun Fury

Farsi Persian felirat letöltése

Kiadási információk

Gun Fury 1953 1080p BluRay H264 AAC-RARBG
Kommentár warez
Translated subtitle from English to Persian Gun Fury زیرنویس فارسی فیلم

Címkék

bluray
Közzétéve: 2026-01-27
Letöltések: 13
Hallássérülteknek: No

Farsi Persian felirat előnézete

Az első 200 sor.

هی

هی

مردم از بیلی د کید، وس هاردین یا سم بس حرف می‌زنن

خب، اونا کله‌خر و آدم‌های بدی‌ان

اما هیچ‌کدومشون به بدذاتی فرانک اسلیتون نیستن

ساندویچ میل دارین، دوشیزه بالارد؟

نه، ممنون. تا ایستگاه راجرز صبر می‌کنم

آقای همپتون؟

نه، ممنون

سه هفته پیش، اون و دارودسته‌اش ریختن توی تائوس

چهار نفر رو کشتن. همه جا رو به آتیش کشیدن و غارت کردن

دو تا دختر سرخپوست رو هم با خودشون بردن

واسه همین این سربازها رو باهامون فرستادن؟

اون صندوقی که همراهتونه رو می‌بینی؟ توش طلاست

ترسیدین، آقای ودربی؟

بله قربان. اعتراف می‌کنم که ترسیدم

پس چرا پاتون رو از این منطقه بیرون نمی‌کشین؟

نمی‌تونم. من خریدار استخونم

منظورم استخون بوفالوئه

می‌فروشمشون برای کود

اما آقای همپتون، شما این طرف‌ها چیکار می‌کنین؟

اهل جنوبی، مگه نه؟

بله. یه جنوبی اصیل و کله‌شق

من خونه‌ام رو تو ریچموند، بعد از اینکه گرانت و آدم‌هاش داغونش کردن، دیدم

می‌فهمم چه حسی دارین

خونه‌ی من هم تو آتلانتا بود

تسلیت می‌گم، دوشیزه بالارد

وجه اشتراک زیادی با هم داریم

قصد دارین همین‌جا تو غرب بمونین؟

بله. مردی که قراره باهاش ازدواج کنم، توی هینزویل میاد دنبالم

از اونجا با هم می‌ریم کالیفرنیا

سان‌فرانسیسکو؟

اوه، نه. اون یه مزرعه داره

تا حالا توی مزرعه زندگی کردین؟

نه، اما مطمئنم ازش خوشم میاد

بهتره بیدار شین آقای برجس. داریم می‌رسیم به ایستگاه راجرز

هش! هش

هریس، آدم‌هات رو برگردون قلعه‌ی گرانت تا نیروهای تازه‌نفس بیاد

شاید افتخار بدین شام رو با هم بخوریم، دوشیزه بالارد

لطف دارین آقای همپتون، اما متأسفانه نمی‌تونم

اوه، مگه اون مردی که قراره باهاش ازدواج کنین اینجا نمیاد دنبالتون؟

نه. فردا توی هینزویل

خب، پس اجازه نمی‌دم رد کنین

چرا باید تنها شام بخورین؟

خیلی خوشحالم کردین آقای همپتون

اما باید اجازه بدین که پیشنهاد رو رد کنم

نگران نباشین آقای همپتون. من باهاتون شام می‌خورم

اگه می‌دونستم اینطوریه آقای برجس، اصلاً از این خانم تقاضا نمی‌کردم

اون صندوق رو سریع بیارین

خانم‌های جنوبی زیادی از این ایستگاه رد نمی‌شن

اوه، عجب چیز قشنگیه

این هدیه‌ی عروسی خونوادمه

اوه، توی هینزویل یه کشیش عالی هست. آقای میجلی

قراره توی کلیسا ازدواج کنین؟

اوه، بله، البته

تنها راه درستش هم همینه

می‌رم براتون یه فنجون چای درست کنم

کمی هم از بیسکویت‌هام براتون می‌آرم

خودم پختمشون

زنِ تمام‌عیاریه، مگه نه؟

تا جایی که به من مربوطه، همه‌ی زن‌ها مثل هم‌ان

فقط قیافه‌هاشون فرق داره که بشه از هم تشخیصشون داد

واسه یه آدم بی‌سلیقه، لابد همه چیز مثل همه

اون با بقیه‌ی زن‌ها خیلی فرق داره

مثل فرقِ کنیاک با عرق ذرت

از جفتش هم یه جور سردرد می‌گیری

می‌تونه بدون لبخندِ زورکی، بخنده

این یه خصوصیت نایاب توی زن‌هاست، جس

یادت باشه که توی ایستگاه بعدی هم قراره ازدواج کنه

آره، با یه کشاورزِ خاک‌وخُلی

یک سال دیگه چه شکلی می‌شه؟

چه فرقی به حال تو داره؟ یه سلام و خداحافظیِ ساده‌ست

فکر غم‌انگیزیه. اینطور فکر نمی‌کنی؟

ازش دور بمون

چی گفتی؟

ازش دور بمون

مسائل شخصی من به خودم مربوطه

دیگه هیچ‌وقت یادت نره

کیه؟

منم، خانم راجرز

بن

بن، مـ... من فکر کردم

تمام شب و روز رو تاختم

این‌طوری راحت‌تر از منتظر موندن بود

خانم راجرز، بهتره یه اتاق برام پیدا کنین

اگه قصد دارین یه هتلِ حسابی رو بگردونین

می‌دونی... من

دیشب که داشتم توی بیابون می‌روندم، همه‌اش فکر می‌کردم که چی بهت بگم

الان یادم نمیاد

تغییر کردم؟

آره، زیباتر از همیشه شدی

خیلی سعی کردم دقیقاً یادم بیاد چه شکلی بودی

بوی موهات، چشم‌های قشنگت

بن، هیچ‌وقت انقدر خوشحال نبودم

باورم نمی‌شه که واقعاً پیش همیم

خیلی منتظر موندم، بن

وقتی جنگ تموم شد، فکر کردم انتظار هم تموم شده

و بعد وقتی دوباره مجبور شدم منتظر بمونم

فکر کردم دیگه هیچ‌وقت قرار نیست واقعاً اتفاق بیفته

اما شد، جنی

اما تمام اون سال‌ها رو برات جبران می‌کنم

یه خانم قراره اینجا بشینه

شراب سفید دارین؟ شراب؟

خودم هم یه بار نزدیک بود ازدواج کنم

همه چیز ردیف بود، تا اینکه خونواده‌اش با یه واگن سرپوشیده اومدن غرب

اگه خونواده‌اش رو می‌دیدی

می‌فهمیدی چرا سقف واگن پوشیده بود

دوشیزه بالارد، درست به موقع واسه شام رسیدین

آقای همپتون، ایشون نامزدم، آقای وارن هستن

خب، مایه‌ی غافلگیری و خوشحالیه

آقای همپتون یکی از مسافرهای درشکه‌ست

خوشبختم

مشتاق دیدار با شما بودیم، آقای وارن

امیدوارم برای شام به ما ملحق شین

اوه، ممنون، اما اون... خب، چرا که نه؟

بسیار خب

شاید اینجا مثل اون عمارتِ آتلانتا نباشه

اما شما باعث می‌شین این سه تا مجردِ تنها همچین فکری بکنن

اوه، آقای برجس، آقای وارن

آقای ودربی، آقای وارن

از آشنایی‌تون خوشبختم

بفرمایین بشینین

بهت می‌گم، ارتش جنوب خیلی بهتر بود

ما بهتر می‌تاختیم، بهتر می‌جنگیدیم و فرمانده‌های بهتری داشتیم

و به همین خاطر هم شکست خوردیم

هوم، شکست. یکی یه بار گفت: «شکست چیه؟» این‌که برگردی خونه

جنگ وحشتناکه

نه همیشه دوشیزه بالارد

آره، وقتی طرف بمیره

دیگه نگران رنگِ لباسِ فرمش نیست

من هنوز هم می‌گم می‌شد جلوی جنگ رو گرفت

چطوری؟

با راه‌های صلح‌آمیز

مذاکره، تفاهم، منطق

آقای وارن، اگه بخواین توی غرب بمونین

می‌فهمین که با چاقوی شکاری نمی‌شه مذاکره کرد

یا با هفت‌تیر از منطق حرف زد

من گتیزبورگ رو دیدم. دو سال بعدش هم هنوز بوی خون می‌اومد

منم ریچموند رو دیدم، وقتی با خاک یکسانش کردن

به اندازه‌ی کافی کشت‌وکشتار دیدم و دیگه برام بسه

از خشونت و زورگویی بیزارم

یه چیز یاد گرفتم؛ گلوله‌ها خیلی دموکرات‌ان

هم آدم‌های خوب رو می‌کشن، هم آدم‌های بد رو

دوست دارم اون یکی راه رو امتحان کنم

امتحان کن

اما من هم توی جنگِ شما جنگیدم و نابودی یه دنیا رو دیدم؛ دنیای خودم رو

و چی نابودش کرد؟ زور، آقای وارن

جنگ تموم شده

نمی‌تونیم تا ابد بهش فکر کنیم

من فراموشش کردم

من فقط به آینده فکر می‌کنم

چون قراره بقیه‌ی عمرمون رو اونجا بگذرونیم

من پنج سال رو صرف جنگیدن سر دعوای بقیه کردم

الان دیگه با هیچ‌کس دعوا ندارم

با اسلحه نبستن؟ راهت اینه؟

با موندن توی حیاط پشتیِ خودم

که توی این مورد، ۱۲۰۰ هکتار زمین مرغوب توی کالیفرنیاست

هکتار ۱۲۰۰

می‌تونی روی ایوون جلویی بایستی

و تا سه روز راه اون‌طرف‌تر رو ببینی

مرز غربیش اقیانوسه و مرز شرقیش رودخونه

و اونی که اون‌طرف رودخونه اتفاق می‌افته، به تو ربطی نداره؟

درسته

آقای وارن، اجازه می‌دین یه دور با عروس‌خانم برقصم؟

خواهش می‌کنم

آقای همپتون، اجازه می‌دین من جاشون رو بگیرم؟

رقاص خوبی نیستم دوشیزه بالارد. انگار پاهام باهام یاری نمی‌کنن

پس قراره توی هینزویل عروسی کنین؟

بله، فردا غروب

اونجا بدترین شهر آریزوناست

قمارباز، آدمکش، زن‌های هرزه

اما شنیده بودم خیلی

چرا فردا با درشکه نمی‌رین توسان؟

اونجا یه کلیسای قدیمیِ قشنگ هست

شب‌هاش جوریه که انگار ستاره‌ها میان پایین و می‌بوسنت

خیلی قشنگ به نظر میاد آقای برجس

اما فکر کنم بهتره همون کالیفرنیا رو بریم

فقط چند روز عقب می‌افتین

اونجا جون می‌ده واسه ماه عسل، خانم

جاییه که تا آخر عمر یادتون می‌مونه

ممنون، آقای برجس

و ممنون بابت پیشنهادِ دلسوزانه‌تون

اگه جای شما بودم حتماً این کار رو می‌کردم، خانم

شاید دیگه همچین فرصتی پیش نیاد

ما هنوز با هم نرقصیدیم. امیدوارم باز هم آهنگ بزنن

منتظر می‌مونیم تا بزنن

درشکه صبح زود حرکت می‌کنه

اگه به حرف آقای برجس گوش بدیم، به درشکه نمی‌رسیم

اون فکر می‌کنه باید یه سری به توسان بزنیم

خب

ما داریم می‌ریم کالیفرنیا، بن

من که دیگه طاقت ندارم زودتر برسیم

تا حالا چیزی به این زیبایی ندیده بودم

وقتی برسیم خونه، می‌بینی

خونه؟

آروم‌ترین جای روی زمین

اقیانوسِ سبز، آسمونِ آبی، زمینِ حاصل‌خیز

مثل یه جزیره‌ست

خورشید تمام روز می‌تابه

نسیمِ ملایم از سمت اقیانوس می‌وزه

Gun Fury subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Gun Fury

Hozzászólások

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left