Call the Midwife

Call the Midwife

Farsi Persian felirat letöltése

Kiadási információk

Call the Midwife S00E18 Christmas Specials 2025 Episode 2 720p iP WEB-DL AAC2 0 H 264-RAWR
Kommentár warez
Translated subtitle from English to Persian قسمت 18 Call the Midwife 2012 زیرنویس فارسی سریال

Címkék

webdl
Közzétéve: 2025-12-30
Letöltések: 30
Hallássérülteknek: No

Farsi Persian felirat előnézete

Az első 200 sor.

چطور ممکنه یه ساختمون به این بزرگی همین‌طوری فرو بریزه؟

استر تانگ بزرگ‌ترین هدیه‌ای رو که تا حالا گرفتیم بهمون داد

و ما نمی‌تونیم به حال خودش رهاش کنیم

پس، برگشتم خونه که بمیرم

بچه‌ی آخرم مرده به دنیا اومد

نه

یه نوزاده! اینجا گذاشتنش تا یکی پیداش کنه

اینجا امن نیست

کلید رو بده به من

تو کارائیب برف نمی‌باره اما

هیچ‌چیزی هیچ‌وقت کامل نیست

فکر نکنم از این عالی‌تر بشه

کلیدها

پول

متأسفانه واقعاً به همین سادگیه

گلوله هم ساده‌ست؟

ما برای اجاره‌ی اونجا بیعانه دادیم

آقا، شما منظور ما رو اشتباه متوجه شدید

ما یه گروه مذهبی هستیم

و برای نیکی اومدیم اینجا، نه برای صدمه زدن

ما داریم کارهای زنونه انجام می‌دیم

تعجب می‌کنم که اصلاً برای مردا جذابیتی داره

چه با اسلحه، چه بدون اسلحه

اون یکی خواهر می‌گفت دارن کارهای عیسی مسیح رو انجام می‌دن

و کارهای مسیح متعلق به شیطونه

کلیدها رو بده بهش

صبر کن! صبر کن! صبر کن

صبر کن! وایسا

بلند شو

اون پولت رو می‌گیره

همه‌اش رو

با من مهربون نباش

تو حداقل به اندازه‌ی ما از اون مرد ترسیده بودی

و حدس می‌زنم خیلی وقت بود که این‌طور بودی

قبلاً هم اینجا اومده بود، خانم ما؟

بارها

بهش پول می‌دم تا امنیت کسب‌وکارم رو حفظ کنه

فکر کنم باید به یکی پول بدی تا خودت رو از دست اون در امان نگه داره

خانم ما، اتفاقی که افتاده

امشب اینجا اصلاً قابل قبول نیست

اگه ما باعث دردسر براتون شدیم، اون هم قابل قبول نیست

و به محض اینکه بتونیم، از اینجا می‌ریم

شما همین‌طور نزدیک خودت نگهش دار تا من تبش رو چک کنم

خواهر، فکر می‌کنی به مواد مخدر اعتیاد داره؟

تو تو این زمینه تجربه‌ات از من بیشتره

این یه جور گریه‌ی متفاوته

فکر کنم سردشه و گشنه‌شه

دلش آغوش مادرش رو می‌خواد

نوزادها موجودات نادانی نیستن

خانم‌ها، من و پرستار کلیفورد داشتیم فکر می‌کردیم

حالا که همه چیز داره خوب پیش می‌ره

آیا اجازه داریم یه دورهمی کوچیک فصلی

اینجا توی خانه‌ی نوناتوس داشته باشیم؟

من از ایده‌ی دورهمی فصلی خوشم می‌آد

اما قطعاً اجازه گرفتنش به من مربوط نمی‌شه

واقعاً فقط خودمونیم

به اضافه‌ی چندتا از دوستامون از جمع پرستارها و بیمارستان

موسیقی پاپ هم پخش می‌شه؟

و رقص و حضور مردهای جوان هم در کاره؟

خب... سیریل هم می‌آد

و فکر کردیم هری چوپرا و تیموتی رو هم دعوت کنیم

فکر کنم قانع شدم

دنیا دوروزه

و کریسمس هم، همون‌طور که مدام بهمون یادآوری می‌شه

سالی یک بار بیشتر نمی‌آد

صبح بخیر. دنبال کوئینی می‌گردم. توی کاروانشه

کوئینی

می‌دونم سخته در مورد مشکلی که برای بچه پیش اومد حرف بزنی

بچه‌ای که از دست دادی

اما حرف نزدن ممکنه تحملش رو از یه جهت دیگه سخت‌تر کنه

فکر کنم این شیشه‌شور خشک شده

اگه یه دستمال بدی بهم، می‌تونم کار رو جلو ببرم

اونا گفتن نباید ببینمش

با اینکه صدای گریه‌اش رو شنیدم

کوئینی، اگه صدای گریه‌ی بچه‌ت رو شنیدی

پس مرده به دنیا نیومده بود

دختر بود. این رو بهم گفتن

گفتم می‌خوام غسل تعمیدش بدن

اما گفتن که کشیش خیلی دیر اومده

اگه اشتهات نمی‌کشه، حداقل باید سعی کنی

مایعات بخوری. سوپ مخصوصاً خیلی خوبه

سوپ؟ هیچ‌وقت زیاد اهل سوپ نبودم

وقتی بچه بودم، سوپ نشانه‌ی این بود که دخل و خرجمون به هم نمی‌رسه

اما حالا سوپ نشانه‌ی اینه که دارم به آخر خط می‌رسم

آقای فیشر، مجبور نیستید در این مورد شوخی کنید

مگر اینکه خودتون بخواید

الان هیچی جز راحتی شما مهم نیست

و کارهایی هست که می‌تونیم برای فراهم کردنش انجام بدیم

هرچند چیزهایی هست که نمی‌تونیم... تغییرشون بدیم

درسته پرستار؟ کاملاً درسته

آقای فیشر، بیشترین چیزی که دوست دارید توی چند هفته‌ی آینده اتفاق بیفته چیه؟

اومدم اینجا چون می‌خواستم برگردم خونه

اما حواسم به این نبود که خونه

جاییه که خانواده‌ات هستن

یا بودن

مال من همه رفتن، پس

روح‌ها همدم‌های خوبی برای دل هستن

اما هم‌صحبت آدم نمی‌شن

یعنی می‌گید نمی‌خواید تنها باشید؟

بله

از ماما پرسیدم چه بلایی سر بچه اومد

تنها چیزی که می‌گفت این بود: «چشمای خیلی درشتی داشت.»

و جوری می‌گفت «درشت‌ترین» که انگار داشت تعریف می‌کرد

اون مهربون بود

دوتا پرستار دیگه اومدن و من رو شستن

دو نفرشون، انگار که من کثیف بودم

شنیدم یکی‌شون گفت

که بچه‌م سر نداشته

اما می‌دونستم دارن دروغ می‌گن

چون اون مامای مهربون

گفته بود اون بچه چشمای خیلی درشتی داشته

کاش می‌تونستم بهت بگم چه اتفاقی برای دخترت افتاد

اما می‌تونم حقیقت رو بهت بگم

اینکه بهش عشق ورزیده شد

ولی عشق ورزیدن که جای غسل تعمید رو نمی‌گیره، می‌گیره؟

من معتقدم که خیلی به هم شبیهن

آب گرمِ بیشتر

خب، حالا باید یه اسم براش انتخاب کنی

چینی و انگلیسی

اسم تو چیه؟

متأسفانه اسمم خیلی مد روز نیست

فیلیس هستم

گفتنش خیلی سخته

ما خواهرها هم همه‌مون دوتا اسم داریم

اسمی که باهاش به دنیا اومدیم و اسمی که انتخاب کردیم

وقتی زندگی‌مون رو وقف عیسی کردیم. اسم تو چیه؟

پاملا

نیمه‌کلاسیک با یه آهنگِ دلنشین؟

اوه

خواهر جولین با نام لوئیز غسل تعمید داده شد

من دوتا دخترِ کافه می‌شناسم که اسمشون لوئیزه

اسمِ بدو تولدت؟

اوم، بِریل

بِریل باروز

هرچند فامیلی‌ام مهم نیست

بِریل یه جور سنگ قیمتیه، مگه نه؟

و نمی‌تونیم بگیم این یکی یه جواهر کوچولو نیست

پس اسمش می‌شه بِریل

مطب دکتر ترنر

اوه. خانم هیگینز؟ شش تا شیفت بهم پیشنهاد شده

توی بخش جراحی مردان! در بیمارستان سنت کاتبرت؟

بله. من نیروی کمکی می‌شم ولی زیر نظر آقای بورلی هستم

اوه، آقای بورلی احترام و اعتبار خیلی زیادی داره

اوه، اما تصور می‌کنم اگه این فرصت رو قبول کنید

ممکنه ثبات و امنیت برنامه‌ی روزمره‌ی بچه‌ها رو به خطر بندازه؟

می‌تونه فاجعه‌بار باشه

کوئینی تو این دوران بارداریش هیچ مشکلی نداشته

به جز یه کم‌خونی خفیف، با وجود سن و سالی که داره

و با وجود اینکه این نهمین بچه‌اشه

اما به شدت نگرانه

خب، فکر می‌کنه ممکنه همون فاجعه دوباره تکرار بشه؟

چطور می‌تونم بهش بگم این‌طور نمی‌شه

وقتی خودم هم نمی‌دونم قبلاً چه اتفاقی افتاده؟

اوه! چه هوشمندانه

استفاده‌ی بهتری از این وسیله‌ست تا اینکه بخوای باهاش

کفش برداری و بپوشی که مثلاً هدف اصلیش هم همینه

خواهر مونیکا جون

داشتم فکر می‌کردیم می‌تونم ازتون کمک بخوام

خوبه؟

قطعاً پایداره

داری خوب پیش می‌ری، دخترم

«لَس» چیه؟ اوه، یعنی دختر

یه جور واژه‌ی محبت‌آمیزه که به کار می‌بریم

یه راهیه برای ابراز مهربانی

مادرم همیشه می‌گفت: «نوئی، نوئی.»

مادرت کجاست، یوچان؟

توی روستامون تو گوانگ‌دونگ

اگه هنوز زنده باشه

می‌تونی براش بنویسی؟ یه نامه؟

اون سواد خوندن نداره

نمی‌دونم چی بگم

چطور اومدم اینجا، چطور بچه‌دار شدم

ما لازم داریم که تو سالم و شاد بمونی

تا وقتی که این بچه به دنیا بیاد

تا اون موقع من برات مادری می‌کنم

خیابان هیبیسکوس جزو حوزه‌ی استحفاظی من نیست

اما حتی توی کائولون هم به بدنامی معروفه

چهارتا شاخه از گروه «تیراد» توی هنگ‌کنگ فعالیت می‌کنن

و همه چیز رو اونا اداره می‌کنن؛ قمار، فحشا، مواد مخدر

خلاصه سیر تا پیازِ خلاف

واسه همینه که کار ما اونجا انقدر حیاتیه

درمانگاه قدیمی زیر نظر شاخه‌ای بود که یه کلاهبردار اداره‌اش می‌کنه

و به خودش می‌گه «باکلان»

باکلان؟ اون یه چینیِ اهل لیورپوله

اونجا به دنیا اومده و در طول جنگ به اینجا تبعید شده

هیچ‌وقت هم برنگشت

چرا باید برمی‌گشت؟ اینجا نونش تو روغنه

یه باشگاه شبانه به اسم «فانوس سرخ» و کارهای خلاف دیگه‌ای رو می‌چرخونه

چطوره که همه‌ی این‌ها رو می‌دونی ولی جرم و جنایت هنوز بیداد می‌کنه؟

اینکه بدونیم تریادها چیکار می‌کنن به این معنی نیست که بتونیم جلوشون رو بگیریم

درک، ما نمی‌خوایم تو رو تو موقعیت سختی قرار بدیم

اما خواهرها به راهنمایی نیاز دارن

توصیه‌ی من اینه که دنبال یه ملک بگردن

خارج از قلمروِ باکلان

اونا کاری کردن که بهش بر خورده و اون هم بی‌خیال نمی‌شه

اوه، استر

اوه! از کجا پیدات شد؟

من صحنه‌های ورود این شکلی رو روی سن تئاتر دیده بودم

اما معمولاً یه... یه دریچه‌ی مخفی در کار بود

صاحب‌خونه کلید رو داد

Hozzászólások

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left