Az első 200 sor.
منو یادت میاد، آقای عضو شورا؟
فراموش کردنت سخته
کارآگاه
کروز، درسته؟
حالا که راهِ ماشینروی من رو بستی
چه کمکی از دستم برمیاد؟
فکر کنم خودت میدونی
ببین، برای جلسه با شهردار دیرم شده
اگه میخوای به مزاحمتهات ادامه بدی
دربارهی اون اتفاقی که برای اون خبرنگار افتاد
با دفترم تماس بگیر و وقت قبلی بگیر
منظورت بلاییه که سر اون خبرنگار آوردی
مواظب باش، کارآگاه
مردهایی مثل تو فکر میکنن با تهدید و ارعاب
میتونن از زیر هر چیزی در برن
ولی این ترفندها روی من جواب نمیده
عزیزم، من از سه تا دولت
دو بار رایِ سلبِ صلاحیت و یه پروندهی تبهکاریِ سازمانیافته جون سالم به در بردم
چی با خودت فکر کردی که خیال میکنی
میتونی کاری رو انجام بدی که اونا نتونستن؟
من اهل مرخصی رفتن نیستم
مرخصی؟
داری شوخی میکنی، نه؟
تو رئیس شورای شهر رو تهدید کردی
اونم تو خونهی خودش و ملک شخصیش
تو هم مثل من میدونی که اون دستورِ اون آتیشسوزی رو داده
اون به اندازهی لباسهای چرکِ یه هفته پیشم کثیفه
و برای من اصلاً مهم نیست. ما نمیتونیم بهش دست بزنیم
این دستور مستقیمِ رئیسه
بذار حدس بزنم. اون دو تا با هم تو "ییل" درس خوندن
"هاروارد"
ولی بحث این نیست
ببین، من پشتکارت رو تحسین میکنم
ولی اینجا کارها روالِ خودش رو داره
و این راهش نیست
باشه
بیخیال میشم. قول میدم
این کافی نیست. اون میخواد تو نباشی
حداقل تا بعد از انتخابات
و میدونی چیه؟ منم باهاش موافقم
میدونم کلی مرخصیِ ذخیره داری
و ازت میخوام که ازشون استفاده کنی
"سنت لوک". یه جزیرهی کوچیک تو کارائیبه
واسه بیستمین سالگرد ازدواجمون همسرم رو بردم اونجا
میدونی که... آفتاب، ساحل، موجسواری
عاشقش میشی
پوست من زود میسوزه
میدونی، یه اختراع شگفتانگیز دارن به اسم
ضدآفتاب
برو بخر
حالا هم، بزن به چاک
سلام، پذیرش در خدمتم
سلام. بله. میخواستم بدونم میتونید بهم بگید
کجا میتونم یه غذای خوب این طرفها پیدا کنم؟
اووه
هی، مینی
یه دور دیگه برای من و دوست خوبم وینستون بیار
اینا همه واسه چیه؟
یه مشتریِ اجارهایِ دیگه رو از دست داد
اووه، اووه. اشتباه گفتی
من یه مشتریِ دیگه رو رد کردم
تراویس کینگ
سه سال اون کار رو کردیم
و هنوز رنگ پول رو ندیدیم
خب عزیزم، این نشونهی خوبیه
که تو رو همونطوری که عادت داری نگه دارم
من سر عقل اومدم. پس میتونی بری
اعتراف کن
دلت برام تنگ شده
دلم برات تنگ شده؟
تو که هر شب تو بارِ لعنتیِ منی
ولی جداً، چرا ردشون کردی؟
ببین پسر، اونقدرها هم لنگِ پول نیستم که مجبور باشم
هشت ساعت با یه مشت عوضیِ کوکائینی سر و کله بزنم
هنوز نه، به هر حال
سلام
اوه، اوه. من این لحن رو میشناسم
منم همینطور
برات میفرستمش
حالت خوبه؟
آره. فقط
بعضی وقتها سخته که از مودِ کاری بیای بیرون
درکت میکنم. اولین باره میای اینجا؟
تقریباً اولین باره که هر جایی میرم
خب، خوش اومدی. اسم من مینرواست
و همهی اینجا مال منه
کسیدی هستم
از دیدنت خوشبختم
فوقالعادهست
ممنون
مردی تو زندگیت داری؟
اوه، نه. من... واقعاً وقتش رو ندارم
یه فرصتی بهش بده
اون، هوم، پسر خوبیه؟
گشنته؟ چیزی میخوای بخوری؟
مرغ جِرکمون معرکهست
به نظر خوشمزه میاد
ممنون
بسیار خب
همصحبت نمیخوای، خوشگله؟
نه، ممنون
پس نوشیدنیِ اون یانکی رو قبول میکنی
ولی مال من رو نه؟
اون یانکی ادب داشت
پس الان داری بیادبی میکنی
اوه، رفیق، واقعاً لازمه
توی تکنیکهای مُخزنیت تجدید نظر کنی
ببخشید. مشکلی پیش اومده؟
خودم از پسش برمیام. ممنون
اوه. شنیدی، شان؟
خانم گفت خودش از پسش برمیاد. باشه، جیگر؟
پس نظرت چیه، من و تو بیخیال شیم
و بذاریم خانم از ادامهی شبش لذت ببره؟
حله؟
حتماً
اووه
پشیمون میشی، کینگ
خب، آقای کینگ، همیشه جمعهشبهاتون رو اینطوری میگذرونید؟
اوه، تراویس صدام کن
و نه، معمولاً دعواها سرِ پوله
ولی، هوم، خواهش میکنم، خانم
کسیدی. کسیدی کروز
و بهت گفتم که نیازی به کمک ندارم
تو باید خیلی لجباز باشی
چون حتی منم شنیدم که اینو گفت
کسیدی، با همکارم وینستون آشنا شو
وینستون، این کسیدیِ
در واقع اون همکارِ منه
هر چی. ببین
دوست ندارم اون عوضیِ اونجا
تصور بدی از این جزیره بهت بده
پس، چطوره جزیره رو بهت نشون بدم؟
نمیدونم
تا چند روز آینده حسابی سرم شلوغه
شلوغ با چی؟
کارهایی دارم که باید بهشون برسم
میدونی، اگه تو مرخصی کار کنی
داری راه رو اشتباه میری
کی گفته من تو مرخصیام؟
اینجا رو خوب اومد، پسر. بیا، تراویس
بیا بریم رفیق. بذار خانم راحت باشه
هی، صبر کن. صبر کن. صبر کن
صبر کن
ببین، فهمیدم
برات مهم نیست که روی جزیره چه خبره
اما، هوم
اگه بهت نشون بدم زیرِ آب چه خبره چی؟
تا حالا صخرههای مرجانی رو دیدی؟
منظورم یه صخرهی مرجانیِ واقعی از نزدیکه
فقط تو عکسها. تو عکسها
باشه. پیشنهادم اینه:
ساعت ۱۰ صبح بیا به بخش من در اسکله
و اونجا لباس عوض میکنیم
قایق داری؟
آره
و در واقع کارم همینه وقتی که مشغولِ دفاع از
شرفِ
زنهای زیبا نیستم
توریستهای پولدار رو میبرم به دریای آزاد
و بهشون خوش میگذرونم
اوه، خب
من پولدار نیستم
خب، ایرادی نداره
این یکی مهمونِ من باش
خب
جوابت مثبته؟
دربارهش فکر میکنم
باید به حرفم گوش بدی
مینروا؟ حالت خوبه؟
فقط یه سری سیاستبازیهای جزیرهایه
بعضیها "نه" تو کتشون نمیره
لعنتی
فکر میکردم تو دیترویت خشن بازی میکنن
اینجا چیزهای کمتری برای جنگیدن وجود داره
واسه همین برای هر وجبش ارزش قائلیم
هوم
چرا اینقدر زود بیدار شدی؟
میخواستم بابت شام دیشب تشکر کنم
اوه، اختیار داری
ولی هنوز خیلی زوده
دوستت تراویس میخواد چند تا مرجان بهم نشون بده
اوه
اون هیچوقت به این زودی به من نشون نداده بود
اوه. تو و اون...؟
بهترین اشتباهِ زندگیم بود
نصیحتی برام داری؟
آره
سخت نگیر. با جریان پیش برو
اوه، راستی مینروا، اون هیچوقت اسم قایقش رو بهم نگفت
اوه، اون قایق نداره. ولی غیرممکنه پیداش نکنی
فقط دنبالِ اون طوطیه بگرد
دنبالِ طوطی
"دنبال طوطی بگرد."
چاقوی قشنگیه
سلام
کسی هست؟
تقتق. کسی خونه هست؟
اوه خدای من
ام
هی
No comments yet. Be the first to leave one.