Az első 177 sor.
جو؟ اونجایی؟
لعنت به اون مرد
سلام
سلام
اوه! اینا عالی به نظر میرسن
ممنون
سلام
سلام
اوه، راب، جو رو ندیدی؟
جو؟ نه
نه، ندیدم
وای خدا، خیلی زیبا شدی
داری میدرخشی
تویی که داری میدرخشی
فقط خودتو نگاه کن
نه، فقط یکم به خودم رسیدم
انگار که
انگار امروز روحت رو برعکس پوشیدی، یا یه همچین چیزی
اوه، برو بابا
اوه، برو بابا
اوه، تونی
سلام مامان
بابا اون بیرون نیست؟ هیچ جا ندیدیش؟
نه مامان، اصلاً نمیدونم بابا کجا میتونه باشه
مریلین
سلام
سلام
جو
جو
هیس
جو! داری چیکار میکنی؟
دارم ماشینم رو میرونم مریلین
بیا اینجا
سلام عمو جو
جایزهی مسخرهت. نمیخوای بپوشیش؟
نه، تو میپوشی. یه چیز قرضی، یه چیز آبی، یه چیز نو
درسته
یه چیز کوچیک، یه چیز ارزون، یه چیز پلاستیکی
بس کن دیگه. میدونی که نوبت شما دوتاست
اوه، کی اهمیت میده؟
من دارم بهش خیانت میکنم
نه، نمیکنی
اوه، چرا، میکنم
باورم نمیشه
اوهوم
وای خدا
من اصلاً به این حرفا گوش نمیدم. با یه دوست مشترک؟
مامان
ساکت میشی یا نه؟
مامان! تا یه ثانیهی دیگه داری ازدواج میکنی
صبر کن. دیگه نمیخوام ببینمش
مامان
هیس! بعد از اینکه ازدواج کردم
تازه، اگه تو هم خیانت میکردی، فکر میکردی خیلی کار معرکهایه
جیمه، نه؟
همه چی ردیفه عزیزم. حاضری؟
گندش بزنن
لعنتی. مامان
هنوز وقتش نشده، شده؟
نه. واقعاً، واقعاً امکان نداره شده باشه
اگه نمیخوای این کار رو بکنی، مجبور نیستی
خواهش میکنم
لازم نیست خجالت بکشی یا چیزی
من فقط میرم پایین و بهشون میگم
مامان
مامان
باشه. فقط میخواستم مطمئن شم. پس بریم
موفق باشی
حتماً
خداحافظ
خداحافظ
دوستت دارم، بابا
منم دوستت دارم، عزیزم
تونی. این دیگه چه جور کفشیه؟
حالا، به موجب اختیاراتی که به من داده شده
از طرف ایالت ماساچوست
شما رو زن و شوهر اعلام میکنم
و حالا میتونی عروست رو ببوسی
ایول
ایول
انجامش دادم
بسیار خب، بفرمایید
اوه
خب، اینم حساب میشه! حساب میشه
این اصلِ جنسه
تلاش خوبی بود، رناتا
میخوای زرنگ بازی دربیاری؟ اون دوستپسرت رو بردار بیار اینجا
شامپاین میریزیم و همین الان تاریخش رو مشخص میکنید
آره؟
اوهوم
رسم و رسوم دیوانهواریه، نه؟
رناتا! رناتا. خیلی زیبا شدی
حتماً امروز خیلی بهت پیله میکنن چون تنها «بلا»ی مجردی
ولی بذار بهت بگم که هنوز وقت هست. عالیه، عمهجون
آبجی
جو
جو
بابت این متأسفم
مشکلی نیست. مشکلی نیست
چرا بهم نگاه نمیکنی؟
نگاهت کنم؟ دارم بهت نگاه میکنم، درست به خودت
میتونم یه چیزی برای نوشیدن بردارم؟
البته
اوه آره، راب. بیا اینجا. یه نصیحت از من بشنو، خب؟
تو... تو برای ازدواج ساخته شدی. مگه نه، جو؟
تو توش شکوفا میشی
خیلی خب
تحت فشاری، نه؟
انگار من تحت فشار نیستم؟
چی؟
میدونی که بقیه احمق نیستن
تو اون گردنبند یاقوت رو به عنوان حلقهی نامزدی بهم دادی
خودت گفتی. آره. و دیدم که «جن» انداختتش
واقعاً باعث شد احساس نزدیکی بیشتری بهش بکنم وقتی فهمیدم انداختتش
برام فرقی نمیکنه که ازدواج کنیم یا نه
ولی باید بدونی که شبیه یه کرم شدی
یه کرم بیمهره
یه کرم؟ هی، من اینجا دارم بیشتر از بقیه
اجتماعی رفتار میکنم
ببخشید همگی
میتونم برای یه لحظه توجهتون رو جلب کنم؟
نمیخوام زیاد وقتتون رو بگیرم
فقط میخوام قبل از هر حرف دیگهای بگم
که من... فقط میخوام بگم
که اگه مادرم امروز زنده بود
خیلی خوشحال و مغرور میشد
معذرت میخوام. معذرت میخوام
دلم برای مامان تنگ شده. لعنت بهش
هی، راب. اوضاع چطوره رفیق؟
من یه کرمم. یه کرم بیمهرهام
منم همینطور
جن، عزیزم. من این آهنگ رو فقط برای تو میخونم
هر وقت که دلت گرفت
و عزیزم، زمانهایی میرسه که دلت میگیره
میخوام که به یاد پدر پیرت باشی
و این آهنگ
ببخشید
من، خب، یه کار خوب توی روزنامه دیدم
دارم از گشنگی میمیرم
میری به سنت مارتن تا به مردم بوستون آپارتمان بفروشی
پول خیلی زیادی درمیاری، راب
چیزی میخوای؟
هان؟
رن؟
رن. چی شده؟
اوه، گریه نکن
گریه نکن
من فقط یه خونه میخوام
و یه شغل بزرگ و مهم
و دلم میخواد که تو
زانو بزنی و ازم التماس کنی که باهات ازدواج کنم
دلم میخواد بگی
تو همون زنی هستی که زندگی من رو عوض میکنه
میتونم، میدونی که
فکر میکنم زندگیام همین الانشم خیلی خوبه
اون یاقوت یه جور قولِ نامزدیه؟
خودت گفتی که هست
هیچ شکی در موردش نیست
اوه
تو اصلاً... تا حالا شده
نه. گوش کن به من. گوش کن
اصلاً قصد داری با من ازدواج کنی؟ بهم بگو
بهم بگو
اوه. اوه عزیزم
اوه عزیزم. بهم بگو، بهم بگو
عزیزم
میخوام دقیقاً همون کلماتی که انتخاب میکنی رو بشنوم
من اصلاً قصدی برای ازدواج با تو ندارم، رن
پس میبینی رناتا
این قضیه فراتر از همهی ماست، عزیزم
نمیشه پیشبینیش کرد
خب، من... من دیوونهی اون دختر بودم
البته قبل از اینکه با مادرت آشنا بشم بود، ولی دیوونهوار میخواستمش
میدونی، حتی اسمش هم یادم نمیآد
فکر میکنی همین اتفاق برای تو هم میافته؟ فکر میکنی؟
هان؟
دخترِ خوب
No comments yet. Be the first to leave one.