Az első 200 sor.
اسم من سیدیه. یا جیجی
میدونم. کل عمرم داشتم دروغ میگفتم
قدیما خونه میموندم و داستانبافی میکردم
و با عروسکهام بازی میکردم
چون دلم میخواست شبیه اون زنهای بینقص باشم
زیاد مدرسه نمیرفتم
سرم خیلی شلوغ بود، چون باید مراقب برادر کوچولوم میبودم
همین که به سنی رسیدم که دستم به دهنم برسه، فهمیدم باید یه تکونی به خودم بدم
هی، پیشخدمت
بزن به حسابم. جیجی هستم
هیچکس قرار نبود بهم فرصت بده
پس مجبور شدم خودم دست به کار بشم
طبق قانون بازی کردن، آدم رو به جایی نمیرسونه
تو جیجی هستی؟ از لسآنجلس؟
آره، جیجیام
ولی بیا از اینجا بریم. اینجا یه خرابهس
نمیتونستم به فکر اخلاقیات باشم
فردی هم سوال و جواب زیادی نمیکرد
یعنی چرا باید میپرسید؟
یکی رو داشت که مراقب خودش و بچههاش باشه
منم نمیخواستم برگردم
توی ریچفورد لِیک، همون زندگیای رو داشتم که همیشه سرنوشتم بود
درست مثل اون زنهای بینقص
چه خونهی قشنگی دارین
اما فهمیدم که این زنها هم دقیقاً مثل من بودن
کلهخر بودن
اگه بشه فقط اینجا وایسین
و مستقیم به اون دوربین نگاه کنین
الِگرا لانسدیل، گریس گیبونز
شما به ظن قتل بازداشت هستین
در پروندهی آیریس میلانوویچ
چرا انقدر طولش میدن؟
ساعت گذشته. مسخرهست ۱۲
نمیتونن مثل جنایتکارها اینجا نگهشون دارن
فقط چند تا عکس گرفتن. قاتل که نیستن
قضیه چیه؟
اون شبِ مهمونی دقیقاً چه اتفاقی افتاد؟
منظورت چیه؟ چه ساعتی رسیدن خونه؟
وقتی مچشون رو گرفتی، رفتارشون چطوری بود؟
مثل نوجوونهای معمولی که یواشکی میان خونه
ما بهشون گفتیم دربارهی "کِی ریز" دروغ بگن
لابد فکر میکنیم تو یه چیزی گناهکارن
جدی جدی فکر نمیکنی که ممکنه تو این ماجرا دست داشته باشن؟
صبح بخیر. اونا کجان؟
هنوز آزادشون نمیکنیم. چند تا سوال دیگه داریم
این یه تلف کردنِ کاملِ وقته
باید با "کِی ریز" حرف بزنین یا از مظنونهای واقعی بازجویی کنین
"کِی ریز" رو آزاد کردیم. مدرک عدم حضور در صحنه داشت و تایید شد
اگه چیزی تغییر کرد باهاتون تماس میگیریم
پیشنهاد میکنم یکم بخوابین
بفرما
الِگرا
میدونیم که "کِی ریز" پشت این اپلیکیشن نیست
چرا به ما دروغ گفتی؟
چرا هزاران پوند بهش پول دادی؟
اون پول واسه چی بود؟
میخواستم عکس من رو توی اکانتش بذاره
تا بتونم وایرال بشم
تولید محتوا دوست داری؟
یادت میاد این ویدیو رو واسه اپلیکیشن ضبط کرده باشی؟
نه، نیستم. چرا، هست
گفتی... این تویی توی ویدیو؟
آره. بله
میزنم جلو تا دقیقهی چهار و سی و سه ثانیه
نمیدونم، اون گفت شاید
آیریس. آیریس، یا میای توی "کاتالوگ"، یا تیکهتیکهات میکنم
انقدر رو اعصاب همه نرو و فقط بیا اینجا
آیریس
توی مهمونی رفتی سراغش. منظورت همین بود؟
پس دارن ازش بازجویی میکنن ولی هنوز تفهیم اتهام نشده
خوشحالم که بابت این موضوع اومدی پیش من
نمیخوام اینجا باشم
دقیقاً برای چی اینجایی؟
نمیدونم. ناچارم
میدونم که گریس آدم خوبیه
باهوش و دقیق و بافکره
ولی دیگه اون دختر معصوم سابق نیست
فکر میکردم هست. اون عوض شده
اون دخترته
ذات در مقابل تربیت
نمیخوای ذرهای شبیه من بشه
من مگه انقدر بدم؟ تو با من خوب نبودی
من فقط یه زن جوان بودم که باید ازش استفاده میشد
اون همه ناامیدی، اون درد
اون موقعها اوضاع فرق میکرد
من مادرِ مزخرفیام
به خاطر شرمی که با خودم یدک میکشیدم
به خاطر حسی که تو بهم دادی
اگه میخوای این قضیه رو ماستمالی کنی، من میتونم ردیفش کنم
میتونم به بقیه پول بدم تا هر کاری رو انجام بدن
ولی در عوضش یه چیزی میخوام
میخوام بشناسمش
نه. ما نیازی بهت نداریم
تو حالم رو به هم میزنی
اتفاقی که اون همه سال پیش افتاد
کاری کردی حس کنم دیده نمیشم و شرمنده باشم
ولی اون تقصیر من نبود، تقصیر تو بود
هر کاری هم که کرده باشه، خودم از این وضعیت نجاتش میدم
گریس خودِ منه
اون مال منه
چه غلطی میکنی اینجا؟
این بار دیگه واقعاً ترکوندی، سیدی
کاری کردی یه شهر فکر کنن واسه خودت یه پا "گورو" شدی
تو چقدر بخیلی آخه لعنتی
من هیچوقت به کسی دروغ نگفتم
اگه مردم فکر میکنن مربی زندگیام، مشکل خودشونه
خب که چی، پس این که سر همه کلاه گذاشتی اصلاً به تو ربطی نداره؟
آخ، از جونم چی میخوای جیکوب؟
هی. ما خانوادهایم و تو همینطوری من رو ول کردی
جرأت نکن پات رو بذاری اینجا
نمیدونستم کجا پیدات کنم
هیچکس رو نداشتم. واسه زنده موندن مجبور شدم کارهای احمقانهای بکنم
آره؟ خب، تو اصلاً دلت نمیخواد بدونی من مجبور شدم چه کارهایی بکنم
من خواهرتم، مادرت که نیستم
وظیفهی من نیست که مراقبت باشم
و لیاقتش رو دارم که اینجا باشم و چیزهای خوب داشته باشم
درست مثل بقیهی این عوضیها
خسته نشدی از اینکه هیچی نداری؟
نه. من هیچکدوم از این مزخرفات رو نمیخوام
نه وقتی که نمیتونم خودم باشم
واقعاً فکر میکنی الِگرا ازت خوشش میاد؟
انقدر سادهلوح نباش جیکوب
اینجا چه خبره؟
اوم... هیچی. اومده بود من رو ببینه تا دربارهی الِگرا حرف بزنیم
من برادرشم. میشه خفه شی؟
من برادرشم. اون اهل آمریکا نیست
تو آمریکایی نیستی؟
خیلیخب، فقط گوش کن چی میگم
شاید چند تا دروغ گفته باشم. خب که چی، آمریکایی نیستم
تو به من دروغ گفتی
به همه
تو داشتی با بچهی من حرف میزدی
اصلاً تو مربی زندگی هستی؟ نه، ولی من دوستتم جولییت
خدای من
دیشب اومدی خونهی من. چیزی توی کیفم گذاشتی؟
من هیچی تو کیفت نذاشتم. تو دیگه چه کوفتی هستی؟
و تو با دختر من چیکار داری؟
جولییت، من عمراً همچین کاری نمیکردم
دارم به پلیس زنگ میزنم
میدونی چیه؟ برو زنگ بزن
چون کار من نبود
الِگرا خیلی چیزها بهم گفت. همهی دخترها گفتن
میدونی اون شب خونهی "کِی ریز" رو داغون کرد؟
دخترت اهل خشونته
فکر کردی چون باکلاس و پولداری میتونی از این مخمصه نجاتش بدی؟
تو هیچ فرقی با ما نداری
من تو رو وارد زندگیم کردم
با شوهرم خوابیدی؟
شاید باید با من مهربونتر میبودی
اگه همین امشب گورت رو از اینجا گم نکنی
به همه میگم
چرا کلانتری نیستی؟
داشتم بهت زنگ میزدم ولی جواب نمیدی
چه مرگت شده؟
تموم شد، ریف
چی تموم شد؟
رابطهی ما تموم شده
وقتی اینطوری هستی باهات حرف نمیزنم
دارم به پدرت زنگ میزنم
زنگ بزن. وقتی کارت تموم شد، میتونی بری چمدونهات رو ببندی
چی؟ و تو رو با بچهها تنها بذارم؟
دخترمون توی کلانتریه جولییت
شاید باید وقت بیشتری براش میذاشتی
به جای اینکه اون کتاب احمقانهات رو بنویسی
خدا نکنه من بخوام یه چیزی واسه خودم داشته باشم
بعد از این همه سال. تو با جیجی خوابیدی
با مربی زندگیِ الِگرا. اون ایدهی خودت بود
نه. میدونم بعد از اینکه من رفتم، باهاش خوابیدی
حد و مرزت اینه؟ ما خیلی وقت پیش از این حرفها گذشتیم
خب یه اشتباهی کردم. هر چی
چند تا اشتباه کردم
ولی سعی نکن جلوی من نقشِ آدمِ بیگناه رو بازی کنی
چی؟
فقط یک بار این کار رو کردم چون نیاز داشتم یکی لمسم کنه
کل قضیه همینه، مگه نه؟ نیازِ تو
نیاز همیشگیات به توجه. چون از بابایی توجه نگرفتی
واو، تو خیلی سنگدلی
انقدر از زندگیت متنفری که نمیتونی جلوی خودت رو بگیری و همهی ما رو
نکشی توی اون بدبختیِ کثافتت
من از زندگیم متنفر نیستم جولییت. از با تو بودن متنفرم
آره. زندگیت بدون من خیلی فوقالعاده میشد
تو هیچ پولی نداری. جدی، چی داری؟ هیچی
کارت تمومه. لعنت بهت جولییت
نه، لعنت به خودت
تو مایهی خندهای
تو باعث شرمساری این خانوادهای
نه من، نه الِگرا
میبینمت. الان دیگه واقعاً میشناسمت
میخوام از خونهام بری بیرون
مامان؟
چه اتفاقی واسه الِگرا میافته؟
درستش میکنم، قول میدم
خبر داشتی که الِگرا واسه "کِی ریز" پول واریز کرده؟
نه
فکر میکنی الِگرا دربارهی خیلی چیزها بهت دروغ گفته؟
میدونیم که آیریس دربارهی ویدیو به مدرسه گفته
و تو از دستش عصبانی بودی
میدونیم که اون شب از دست آیریس شاکی بودی
دنبالش رفتی توی جنگل؟ من هیچوقت به آیریس صدمه نمیزدم
و قضیه فقط سر پول نبود
No comments yet. Be the first to leave one.