Little Disasters

Little Disasters

Farsi Persian felirat letöltése

1. évad

Kiadási információk

Little Disasters S01E02 You Think You Know Someone 720p AMZN WEB-DL DDP2 0 H 264-RAWR
Kommentár warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 2 Little Disasters 2025 زیرنویس فارسی سریال

Címkék

webdl
Közzétéve: 2026-01-31
Letöltések: 19
Hallássérülteknek: No

Farsi Persian felirat előnézete

Az első 200 sor.

یه مشکلی داره

می‌تونی بتسی رو ببری بیمارستان؟

جس

جس با بتسی تو اورژانسه

اوه، نه

پشت سرش یه کم ورم کرده

می‌تونید شکستگی نسبتاً فرورفته رو دقیقاً همین‌جا ببینید

بین شما دوتا چی شد؟ همیشه خیلی با هم صمیمی بودید

آدما فقط از هم فاصله می‌گیرن. نمی‌دونم

اگه مددکار اجتماعیِ شیفت بتونه هرچه زودتر بیاد

خیلی خوب میشه

کی بهشون زنگ زد، لیز؟

چگونگیِ زمین خوردنش با آسیب‌ها همخوانی نداره

کسی ممکنه به بتسی صدمه زده باشه؟

جس بهت نگفته؟

دنبال ادوارد کریسفورد می‌گردیم. کسی می‌شناستش؟

مشکلی ندارید بریم داخل یه گپی بزنیم؟

از دیدنت خوشحال شدم

یه کم تعجب کردم که با وجود این شرایط

جشن تولد بچه‌ها رو امروز برگزار کردی

چرا؟ چرا نباید می‌کردم؟

می‌تونی بهم بگی اینجا چیکار می‌کنی؟

در این جور موارد که یه بچه خیلی کوچک

با جراحتی که علتش مشخص نیست به بیمارستان آورده میشه

پلیس و خدمات کودکان با هم تحقیق می‌کنن

ام، اون مریض بود. زخمی نشده بود

با همسرت صحبت نکردی؟

گوشیش حتماً شارژ تموم کرده

بتسی پشت جمجمه‌اش شکستگی فرورفته داره

این نوع آسیب نشون‌دهنده وارد شدن فشار فیزیکی شدیده

یه چیزی فراتر از حد معمول. این یه موضوع جدیه

میشه این بمونه برای بعد از اینکه دخترم رو دیدم؟

درک می‌کنم چرا می‌خواید برید، آقای کریسفورد

بتسی داره بهترین مراقبت‌های ممکن رو دریافت می‌کنه

حتماً با همسرم صحبت کردید؟ باید یه توضیحی وجود داشته باشه

ما هیچ جوابی نداریم، آقای کریسفورد

برای همین اینجاییم

نمی‌دونم چه جهنمی داره اتفاق می‌افته

فقط می‌خوام بچه‌مو ببینم

ولی اول باید یه نگاهی به اطراف بندازیم

از اتاق بتسی شروع می‌کنیم. باشه؟

لازمه؟

خیلی خب

برای وکیل‌های گرون‌قیمت آماده باش

آره

جس

چطور این اتفاق افتاد؟

من اصلاً روحمم خبر نداره

حتی نمی‌دونستم چی بهشون بگم

جس، چرا بهم نگفتی؟

جس، با من حرف بزن

باید بهم زنگ می‌زدی

جس

اد، لطفاً الان نه

تیم صحنه جرم یه واحد فرستاده

ملافه‌ها رو درآورده

چه سریع

همه‌چی بی‌نقصه

یه ذره زیادی بی‌نقص

چطور تونستی بذاری فکر کنم موضوع جدی نیست؟

چرا بهم نگفتی که آسیب دیده؟

احتمالاً خشونت خانگی؟

اگه می‌دونستم می‌رفتم بیمارستان

دکترا چی می‌گن؟

حالش خوب میشه؟ حالش خوبه؟

چه خبره؟

چرا تو اتاق بتسی قایم شده بودی؟

اومدم وسایلشو بردارم، اونایی که بوی خونه می‌دن

ببخشید حرفتونو قطع می‌کنم

می‌خوایم بازپرس‌های صحنه جرممون بیان

و از اتاق بتسی چندتا عکس بگیرن

و اتاق بچه‌ها

اتفاق افتاده؟

برای همینه که اینجاییم تا بفهمیم

ببخشید، ببخشید. حق با شماست

فشار خیلی زیاده

همچنین باید ترتیب زمانیِ وقایع

دیروز بعدازظهر رو مشخص کنیم

پس با هردوی شما جداگانه مصاحبه می‌کنیم

لوسی با پسرا صحبت می‌کنه

کریستوفر و فرانسیس هستن، درسته؟

کیت و فرانکی

چی، امروز؟

الان؟

من با این درخواست راحت نیستم

خیلی بهتره که این کار رو سریع و با رضایت شما انجام بدیم

مامان

فرانکی، پسر بزرگ

سعی می‌کردیم جلو دست و پاتون نباشیم، ولی فرانکی تو رو دید

آره، البته

سلام، مهمونی چطور بود عزیزم؟

مولی! کانر! یالا، داریم می‌ریم

بتسی کجاست؟

هنوز تو بیمارستانه

اوه، رفت ماشین رو بیاره

نترسید، باشه؟

من لوسی‌ام. تو کیتی، درسته؟

بچه‌ها، دلتون می‌خواد بیاید یه گپ کوتاهی بزنیم؟

آره؟ بیاین بریم

مشکلی نیست. بیاین

فرانکی، تو اون رو ساختی؟

کیت ساخت

بلوک‌بازی رو دوست داری؟

بد نیست

اینجا؟

ببخشید؟

اینجا بود؟

یا اینجا؟

نه، سمت راست

بتسی دوست داره چیکار کنه؟

خیلی چهاردست‌وپا میره

بعد از مدرسه پیش بتسی و مامانت بودی؟

دوستاتون اومدن برای بازی؟

کسی بهتون سر زد؟

انقدر بچه‌بازی درنیار

کیت، اذیت نکن. داری همکاری نمی‌کنی

چرا سر من داد می‌زنی؟

اون کسیه که جواب سوال رو نمی‌ده

اوه، اشکالی نداره. می‌دونم حتماً بعد از مهمونی خسته‌ای

خب کیت، چه ساعتی رسیدی خونه؟

بعد از فوتبال

مامان بن منو رسوند

وقتی رسیدی خونه اوضاع چطور بود، کیت؟

نمی‌دونم، هیچی. مثل همیشه

بتسی چطور بود؟

گریه می‌کرد. عصرها خیلی گریه می‌کنه

مامان بهش می‌گه «ساعت جادو»

پس دیشب تو خونه فقط خودت بودی و برادرت

و خواهرت و مامانت؟

دیدی بتسی چطوری افتاد؟

ببین، درک می‌کنم که این می‌تونه موقعیت سختی باشه

برای یه دوست سخته که

گزارش به خدمات اجتماعی بده

آره

خب، ما دیگه مثل قدیم صمیمی نیستیم

همه‌چیز از پرووانس شروع شد

پرووانس؟

یه افتضاح به تمام معنا

کاش تابستون گذشته اصلاً نرفته بودیم سفر

شروع کردیم به دیدنِ یه رویِ دیگه از همدیگه

جنبه‌هایی که معمولاً پنهانشون می‌کنیم

نقاط ضعفمون

جنبه‌های تاریک،... زشت

معلوم شد همه‌مون اون‌قدری که فکر می‌کردیم اهل بخشش نیستیم

فقط می‌خواستم از تک‌تکتون تشکر کنم

که این همه راه رو تا پرووانس اومدید

تا این هفته رو با من و شارلوت بگذرونید

ده سال از وقتی که تو اون اتاق کوچیکِ دلگیر

برای اولین کلاسِ قبل از زایمانمون همدیگه رو دیدیم می‌گذره

لیز، مل، جس

مادرهایی قوی‌تر و الهام‌بخش‌تر از شما سراغ ندارم

پس، ممنونم

اد، راب و نیک

همه‌تون خیلی خوش‌تیپ‌تر

جذاب‌تر و خوش‌هیکل‌تر از من هستید

و با وجود این

رفاقتی بینمون شکل گرفته که من خیلی براش ارزش قائلم

پس، ممنونم

مرسی که اشکم رو درآوردی، اندرو

انقدر احساسی بود که ممکنه بالا بیارم

هاها. کاملاً موافقم عزیزم

به سلامتیِ ده سال رفاقتِ دیگه

ده سال رفاقت

سلامتی

منم می‌خوام یه سخنرانی کوتاه بکنم

اوه، نه

دینگ دینگ! دینگ، دینگ، دینگ. دینگ، دینگ، دینگ

اه، سلام، ببخشید بچه‌ها

منم فقط می‌خواستم یه سخنرانی کوچولو بکنم

فقط می‌خواستم از طرف بقیه

از خانواده هینمن تشکر کنم برای، خب، دعوت کردنِ همه‌مون به اینجا

و نشون دادنِ سطحی از تجمل به ما

که فکر نمی‌کنم هیچ‌کدوممون تا حالا دیده باشیم

و البته برای تقبل کردنِ

هزینه اجاره اینجا

که حتماً یه پولِ گنده‌ای براش پیاده شدن

ام، ولی وقتی لیبل، یعنی لیبلِ خودم راه بیفته

خب، من و مل می‌خوایم همه‌تون رو با تمام تشریفات

به پشتِ صحنه بزرگ‌ترین سالن‌های اروپا دعوت کنیم

و در مقایسه با اون، این ویلایِ دنج و کوچیک

مثل یه انباری گوشه حیاط به نظر میاد

به سلامتی، و با آرزوی موفقیت برای همه‌چی

سلامتی

سلامتی. سلامتی، راب

باورم نمیشه بالاخره اینجاییم

من خیلی برای این سفر آماده‌ام

مم

یکی اینجا بدجوری کمر همت بسته

مم‌هم

میشه یه آلاسکا داشته باشم؟

اینجا یه خانومی هست که لیوانش خالی شده

خبرهای مهمی از طرف راب داریم که باید براش جشن بگیریم، مگه نه؟

آره

هیجان‌زده نیستی؟

فکر کنم اگه انقدر شبیه یه ریسک بزرگ نبود، هیجان‌زده می‌شدم

آخه می‌دونی

اون تمام پس‌اندازمون رو گذاشته پای این لیبل جدید

حتی به منم نگفت، پس

زن‌ها مشغول آماده کردن غذا. مردها کنار استخر در حال آبجو خوردن

من شما رو به تعطیلات دعوت نکردم

Little Disasters subtitles in other languages

Hozzászólások

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left