Az első 200 sor.
منو میبینید؟ داریم شروع میکنیم؟
دوربینت خاموشه
دارم همینطور که بقیه میرسن، اجازهی ورود میدم
راهی هست این برنامه رو واقعاً سر وقت شروع کنیم؟
آره. مویرا، تازه یه ربع مونده
نمیبینمت. سلام
سلام مویرا. گفتم که، نمیبینمت
اوه، واقعاً؟ اوم
منظورم تو نبودی. استل رو میگم
سلام. بله، فقط باید
سلام. سلام. درود
خب. سلام به همگی
همگی خوش اومدین به این جلسهی یه مقدار غیرمعمولِ
انجمن اولیا و مربیان دبیرستان کاستون
به خاطر اتفاقات ناخوشایندی که دفعهی پیش افتاد
تصمیم بر این شد که جلسه رو آنلاین برگزار کنیم
امیدوارم اینبار بتونیم
سازندهتر با هم گفتگو کنیم
انتقاد سازنده قطعاً شامل گوش دادن هم میشه
نه اینکه برنامهها رو یه طرفه لغو کنید
بدون هیچ مشورتی و بدون هیچ مدرک واقعیای
موضوعی که بهش اشاره میکنید، توی دستور جلسه هست
مویرا، ممنونم
اما اول، رشتهی کلام رو میسپارم به ناظممون
آقای کرافورد، برای چند تا نکتهی اجرایی
سلام به همگی
اینترنت من یه کم ضعیفه
ولی امیدوارم مشکلی پیش نیاد
خب، صورتجلسهی دفعهی قبل
بررسی شده و، اوم
خب... آره. هر چی. برو سر اصل مطلب
ببخشید. واقعاً معذرت میخوام
نه، نه، من نمیتونم بشینم و به همهی اینها گوش بدم
باید دربارهی هالی حرف بزنیم
خب، ما برای هفتهی دیگه یه جلسه توی تقویم داریم
تا دربارهی هالی بحث کنیم
هر روزی که اون از مدرسه اخراج باشه
یه روز دیگه از درس و مشقش عقب میافته
اون همه تمرینش برای مسابقات دوومیدانی چی؟
اصلاً منصفانه نیست
قانونی هم نیست
درک میکنم ناراحتین
ولی اینجا جای مناسبی برای این بحث نیست
جای مناسب؟
وقت تلف کردنه
اوم، شاید بهتر باشه بریم
سراغ اولین موردِ دستور جلسه
اوم، لغوِ مراسمِ خیریهی انجمن اولیا و مربیان
جلسهی پرسش و پاسخ با "پیرز میهیو"
اه! نظری ندارین؟
اوه، باز شروع شد. مجبویم؟
خب، اگه میشه لطفاً میکروفونتون رو ببندید
مگه اینکه حرف سازندهای داشته باشید
مطمئنم خیلی دوست داری صدای منو خفه کنی، آقای کرافورد
ولی من به عنوان رئیس انجمن، حق دارم حرفم رو بزنم
بگو مویرا، راحت باش
لغو کردنِ یه مراسم به این زودی
توانی به زحمات این کمیتهست
اصلاً میدونید
چقدر سخته که سخنرانی مثل "پیرز میهیو" رو هماهنگ کنیم؟
اون که برادرته
منظورت چیه؟
یعنی هماهنگ کردن باهاش انقدر سخت بود؟
اون پرفروشترین نویسندهی کودکِ منطقه است
با توجه به جنجالهای اخیرش توی فضای مجازی
اصلاً نمیفهمم چطور میتونیم برنامه رو اجرا کنیم
اوه، تا قبل از اینکه "کارا" پاش وسط بیاد، این حرفها رو نمیزدی
اصلاً خودش کجاست؟ مرخصی استعلاجیه
فردا میاد
چه به موقع
نمیتونم اجازه بدم
که مدام این جلسات رو به حاشیه بکشونی، مویرا
اگه این وضع ادامه پیدا کنه، از این کمیته اخراج میشی
جا خوردم
من از روی خیرخواهی رئیس انجمن موندم
چون هیچکس دیگهای حاضر نبود این کار رو بکنه
و ما هم قدردانت هستیم
مورد دومِ دستور جلسه
اه، فروشِ لباس فرمهای دستدوم
و من به عنوان رئیس انجمن
این حق رو دارم که جلسهی اضطراری تشکیل بدم
توی اساسنامه اینطور نوشته شده
فروش لباس فرمهای دستدوم
قوانین انجمن رو خوندی؟ چون اونها
خیلی خب. مویرا، صدات رو قطع کردم
واقعاً متاسفم
اه، دیگه هیچ بحثی
استل؟ یه آمبولانس خبر کنید
خوشحالی؟ آره
عالی به نظر میاد
اوم. بوش که فوقالعادهست
مرغِ کرهای، کباب بره و "دال" داریم
اوه! اوه
فکر کردی به تو هم چیزی میرسه؟
خب، بدشانسی آوردی
چون هیچکس حوصلهی عواقبِ بعدش رو نداره
فقط داری "پدی" رو جلو میفرستی تا تقصیرها بیفته گردن اون
این تهمتِ خیلی زشتیه
نمیدونم داری دربارهی چی حرف میزنی
دیدی؟ سر وقت اومد خونه
چی شده؟
مامان میگفت آدمِ بدقولی هستی
صبر کن. نگفتم بابا بدقوله
گفتم بعضی وقتها شغلش
وینتر؟
درسته
باشه. همونجا میبینمت
شوخی میکنی
بابا، اگه یه روزی ازدواج کنم
قطعاً با یه پلیس ازدواج نمیکنم
استل هالیس، ۵۲ ساله، مدیر مدرسه
موقعی که کشته شد، داشت یه جلسهی آنلاینِ انجمن رو اداره میکرد
جلوی دوربین کشته شد؟ جلوی چشمِ ده دوازده نفر؟
ولی هیچکس چیزی ندیده
قاتل باید پایین و دور از کادر دوربین مونده باشه
شبیه نیزهی پرتابیه
همینطوره
زاویهاش نشون میده که
از پایین به بالا ضربه زده شده
برای تعیین زمان مرگ به کمک من نیازی ندارید
توی دوربین ثبت شده. دقیقاً ساعت ۵:۴۸
کلاسهای فوقبرنامه ساعت ۵ تموم میشن
و درهای مدرسه قفل میشه، فقط کارکنان رمز رو دارن
به بستگان نزدیکش اطلاع دادین؟
آره. داریم تلاش میکنیم
یه شوهر داره به اسمِ بلیک اندرسون
مغازهی دوچرخهفروشیِ توی شهر مالِ اونه
ولی تلفنش رو جواب نمیده
یه دختر هم داره به اسمِ کارا
اینجا معلم هنره، ولی اون هم در دسترس نیست
ظاهراً امروز مرخصیِ استعلاجی بوده
حدس میزنم شبِ کباب کنسل شده
نه، نه. تو برو. خیلی زحمت کشیدن
میتونی بگی یه کم هم برای من بذارن کنار
کباب برهای چیزی؟
کباب بره؟
شاید هم فقط یه تیکه نون
نیزه رو اینجا نگه میداشتن، قربان
قطعاً براش نقشه کشیده شده بوده
میدونستن که اون موقع توی اون تماسِ تصویریه
و میدونستن هدفون میذاره
و متوجهِ اومدنشون نمیشه
هوم. یه چیزِ دیگه هم هست
این کلاسِ درسِ دخترِ مقتوله، کارا
پیامِ جالبیه، نه؟
"همیشه پشتِ سرتم."
هنوز کاملاً خشک نشده
مالِ همین تازگیهاست
کی اولین نفر رسید به صحنه؟
تیم کرافورد، ناظمِ مدرسه
سرکارآگاه بارنابی. شما هم توی اون تماسِ تصویری بودین؟
من از توی کلاسم اونطرفِ راهرو توی جلسه بودم
کسی رو ندیدین؟ نه
من بلافاصله دویدم اینجا ولی وقتی رسیدم
معذرت میخوام. جایی هست که بتونیم حرف بزنیم؟
اتاقِ معلمها همینجاست
اوه، اه، ببخشید. اه
فکر کنم شوخیِ بچهها برای آخرِ ساله
این دیوارنویسی جدیده؟
کدوم؟ اوه، بله
اه، هیلاری؟ آره
آره، بچهها وقتی اسمِ دومم رو میفهمن، کلی حال میکنند
استل چه جور مدیری بود؟
بلندپرواز بود که البته چیزِ بدی نیست
ولی اینطوری بگم که
توی این دو سال، دانشآموزهای بیشتری رو اخراج کرد
تا مدیرِ قبلی توی ۱۲ سال
این اواخر کسی رو اخراج کرده؟
هالی رندل، همین هفتهی پیش
والدینش دارن به حکمش اعتراض میکنند
یه پل و جوزفین رندل هم
توی لیستِ تماسِ تصویری که بهم دادین بودن
آره. خودشونن. پل که همون اول با عصبانیت رفت بیرون
ولی جوزی تا آخرِ تماس بود
خونهشون چقدر دوره؟
درست اونطرفِ خیابونه
هالی برای چی اخراج شده بود؟
اوم، اون... تیم؟
خوبی؟ آره، آره
اوم، دخترا کجان؟
توی ماشینن. کلاسِ باله بودن
اوه، ببخشید. اوم، من فلیسیتی هستم، منشیِ مدرسه
اوم، داشتن دربارهی هالی رندل میپرسیدن
اوه، حتماً کسی اون رو مقصر نمیدونه
منظورم اینه که، خب، چند تا اشتباهِ احمقانه کرده، ولی
چه جور اشتباههایی؟
یه تبلتِ کاملاً نو از کلاسِ کامپیوتر دزدیده بود
بعدش هم آنلاین فروختش
میخواست پول جور کنه
تا بتونه توی اردوی شبانهروزیِ سالِ دوازده شرکت کنه
که الان خیلی گرون شده
آره، خب دیگه نمیتونیم از اون جایِ توی "لیک دیستریکت" استفاده کنیم، مگه نه؟
از لحاظِ ایمنی و بهداشت افتضاح بود
دربارهی قضیهی "پیرز" بهشون چیزی گفتی؟
پیرز؟ نه
پیرز میهیو
اوم، اون برادرِ رئیسِ انجمنمون، مویراست
قرار بود برای ما یه مراسمِ خیریه راه بندازه، ولی
خب، اون
توی شبکههای اجتماعی حرفهای تحریکآمیز زده بود
No comments yet. Be the first to leave one.