Az első 186 sor.
من برادر بزرگترتم. اگه من اینو یادت ندم، کی بده؟
نمیدونم، تری
نمیدونم، تری
اینقدر لوسبازی درنیار. بپر بالا
آره، بزن بریم
سوار شو
یالا دیگه. راه بیفت رایان
ایول
پسر، باید قیافهتو میدیدی
ایول! دمت گرم
نه، نه، نه، نه، نه
دستها بالا! ببرشون بالا
بذار روی داشبورد که ببینمشون! یالا
رایان
سندی کوهن هستم
دادگاه من رو به عنوان وکیل تسخیریت تعیین کرده
میتونست از این بدتر هم بشه
خوبی؟ باهات درست رفتار میکنن؟
برادرم کجاست؟
اِ... تری بالای ۱۸ سالشه
تری ماشین دزدیده، تو شلوارش اسلحه داشته
یه مقدار هم مواد تو جیبش بوده و چند تا سابقه قبلی هم داره
حدس میزنم الان تری با سه تا پنج سال زندان روبروئه
ولی تری دغدغه من نیست
این اولین بارته که بازداشت میشی
فرض رو بر این میذارم که دیگه قصد نداری برگردی اینجا
نمرههات
چندان تعریفی ندارن
دو بار به خاطر دعوا تعلیق شدی
سه بار هم فرار از مدرسه
نمره آزمون "سات"ـت جزو ۲ درصد برتره؟
رایان، با این نمره، اگه مرتب بری سر کلاس
به دانشگاه فکر میکنی؟
اصلاً تا حالا به آیندهت فکر کردی؟
پسر
من طرف توام. بیخیال، یکم باهام راه بیا
پزشکی مدرن داره تا جایی پیشرفت میکنه که
میانگین عمر آدمها برسه به ۱۰۰ سال
ولی یه مقالهای خوندم که میگفت تامین اجتماعی
قراره تا سال ۲۰۲۵ تموم بشه
این یعنی مردم مجبورن بمونن
سر کارشون تا ۸۰ سالگی
واسه همین نمیخوام خیلی زود خودم رو درگیر چیزی کنم
ببین، من میتونم اتهامتو به یه جرم سبک تبدیل کنم
یه جریمه نقدی کوچیک و آزادی مشروط
ولی اینو بدون: ماشیندزدی فقط چون برادرت
بهت گفته، هم احمقانهست هم از روی ضعفه
اینها دو تا ویژگیای هستن که اصلاً نباید داشته باشی. دو تا چیز دیگه
میخوای عوضش کنی؟
پس باید با این حقیقت کنار بیای که زندگی بهت سخت گرفته
میفهمم. ما از یه قماشیم
من بدون پول تو یه محله بد تو برانکس بزرگ شدم
پدرم نبود و مادرم هم همیشه سر کار بود
شاکی بودم. احمق بودم
و حالا خودت رو ببین
پسر باهوشی مثل تو باید یه نقشهای داشته باشه
یه جور رویا. آره، حتماً
بذار یه چیزی بهت بگم، خب؟
اونجایی که من ازش میام
داشتنِ رویا تو رو باهوش نمیکنه
اینکه بدونی اون رویا هیچوقت حقیقت پیدا نمیکنه
اون باهوشت میکنه
دفترم برای تاریخ جلسه دادگاه باهات تماس میگیره
یادم میمونه
باورکردنی نیست
من چه جور خانوادهای دارم، هاه؟
مگه من چه غلطی کردم که مستحق این خانوادهام؟
میخوای اینو بهم بگی؟
خانم اتوود؟
من سندی کوهن هستم، وکیل رایان
باید میذاشتی همونجا بپوسه
درست مثل باباش
درست مثل بلایی که قراره سر برادرش بیاد
راه بیفت رایان
همین حالا، رایان
کارتم رو بهت میدم
شماره خونهم هم روشه
اگه به کسی نیاز داشتی
اگه اوضاع خیلی بهت فشار آورد
بهم زنگ بزن
یالا
خیلی خب
دیگه نمیتونم این وضع رو تحمل کنم رایان
نمیتونم
متاسفم مامان
میخوام از خونهم بری بیرون
برو بیرون
ولی مامان، آخه کجا برم؟
شنیدی که چی گفت. وسیلههاتو جمع کن و بزن به چاک
هی، اینجا خونه تو نیست. اوه، حالا واسه من لات شدی؟
ایجی، نکن. رایان، فقط برو بیرون
تو چرا نگران بچههای خودت نیستی؟
به جای اینکه چتر بشی رو سر مامان من؟
آه! هی
آه! هی
هی
میتونم امشب بیام پیش تو بخوابم؟
* تو راه بودیم، زیر خورشید میروندیم *
* به فکر خودمون بودیم *
* کالیفرنیا، ما داریم میآیم *
* درست همونجایی که شروع کردیم *
* کلکبازها، اسلحههاتون رو بردارید *
* سایهات یه تُن وزن داره *
* داریم تو جاده ۱۰۱ میرونیم *
* کالیفرنیا، ما داریم میآیم *
* درست همونجایی که شروع کردیم *
* کالیفرنیا *
* کالیفرنیا *
* ما داریم میآیم *
* گوش بده، همینطور که از ضبط پخش میشه *
* حالا دیگه هیچی جلوی راه من نیست *
* کالیفرنیا، ما داریم میآیم *
* درست همونجایی که شروع کردیم *
* پام رو پدال، تو فکر غرش موتور *
* باید خودمونو به نمایش برسونیم! بهت گفتم *
* کالیفرنیا، ما داریم میآیم! میتونست بدتر از این باشه *
* درست همونجایی که شروع کردیم *
* کالیفرنیا، کالیفرنیا *
* ما داریم میآیم *
* کالیفرنیا *
* کالیفرنیا *
* ما داریم میآیم *
ماشین قشنگیه. نمیدونستم وکلایی مثل شما هم پول درمیارن
نه، ما درنمیاریم
زنم درمیاره
امم... میدونی، چرا یه دقیقه اینجا منتظر نمیمونی؟
الان برمیگردم
اگه سوئیچ روی ماشین باشه که دیگه صفا نداره
آوردیش خونه؟
این یه تولهسگ ولگرد نیست سندی
میدونم، کریستین
میدونستم فقط مسئله زمانه
تا اینکه شروع کنی جنایتکارها رو بیاری خونه
رایان جنایتکار نیست
مگه تو زندان ندیدیش؟
آره، از نظر فنی آره ولی به خاطر جرم سنگینی نبود
بود، ولی وقتی کار من تموم بشه دیگه نیست
داری خونهمون رو به خطر میندازی
اصلاً به فکر سث بودی؟ فقط برای آخر هفتهست
فقط تا دوشنبه که اداره خدمات کودک باز بشه
اگه همهش یه نقشه باشه چی؟
اگه فقط داره ازت استفاده میکنه تا آمار خونه رو دربیاره چی؟
اون یه نابغه جنایتکار نیست
اون فقط یه بچهست که هیچکسی رو نداره و جایی هم نداره بره
تو از کی انقدر بدبین شدی؟
تو از کی انقدر خودخواه و حقبهجانب شدی؟
من همیشه حقبهجانب بودم
قدیما برات جذاب بود
تو اتاقِ کنار استخر میخوابه
کجا داری میری؟
که جواهراتم رو بذارم تو گاوصندوق
فکر کردی کجا دارم میرم؟
اون پسر ملحفه تمیز لازم داره
با حوله و مسواک
تو کی هستی؟
هر کسی که تو بخوای
اوکی
هی، میتونی یه سیگار بهم بدی؟
خب، جدی بگو اینجا چیکار میکنی؟
جدی؟
یه ماشین دزدیدم
زدمش به در و دیوار
راستش، برادرم این کارو کرد
چون اسلحه و مواد هم همراهش بود
الان تو زندانه
من آزاد شدم و مامانم هم منو از خونه انداخت بیرون
حسابی شاکی و مست بود
این شد که آقای کوهن منو آورد اینجا
تو پسرخالهشون از بوستون هستی، درسته؟
آره
سلام مریسا
سلام آقای کوهن
داشتم با برادرزادهتون آشنا میشدم
اوه
برادرزاده محبوبم
رایان
از خودِ سیاتل اومده
سیاتل؟
بابام اونجا زندگی میکنه، مامانم هم تو بوستونه
همم... خب، ما همهمون خیلی هیجانزدهایم
برای نمایش مد خیریهتون که فردا شبه
واقعاً؟ هستید؟
نه
یالا، بیا بریم
هی، اگه برنامهی دیگهای نداری
خوشحال میشم بیای و ببینی
No comments yet. Be the first to leave one.