Az első 200 sor.
کجا قراره پیداش کنیم؟
جیکوب، چیکار کردی؟
چی؟
میخواستی بهش صدمه بزنی؟
چی؟
عمداً بهش صدمه زدی؟
"عمداً" یعنی چی؟
قصد داشتی بکشیش؟
یا اتفاقی بود، عزیزم؟
من و بابا میخوایم بدونیم
بهم نگاه کن
جیکوب
فقط دوربینو خاموش کن
فقط خاموشش کن
اینم از اون گندکاریایی که وقتی میام خونه باهاشون روبرو میشم
هفت جفت
هفت جفت
صداها اذیتش میکنن
به هر حال، یه سری صداهای خاص
مثل صدای پاشنه بلند روی کفپوش
آره، خب
دارم آمار این کثافتکاریاتو میگیرم جیکوب
دارم ضبطش میکنم
ازت متنفرم مامان
شنیدی؟
این جیکوبه که باز قاطی کرده
چون بهش گفتم باید خسارتمو بده
میخوای وحشیگری دربیاری؟ باشه، مشکلی نیست
وحشیبازی دربیار
دست از سرم بردار
روانیِ لعنتی
آره، من یه روانیِ لعنتیام
چون بهش گفتم تا وقتی خسارتمو نده
پلیاستیشنشو پس نمیگیره
دارم اینو ضبط میکنم
جیکوب
هفت جفت بود
من به کفشای احمقانهت دست نزدم
چی؟
من به کفشای احمقانهت دست نزدم
خیلی بامزهای
چی پرت کردی؟
چی شکست؟
هیچی
تویی که داری وحشیبازی درمیاری، باشه؟
برو یه حمومی چیزی بگیر
به بدترین شهر آمریکا خوش اومدید
پارما، اوهایو. هی
من اینجام تا با پسرِ جدید و منزویِ مدرسه مصاحبه کنم
جیکوب بل، همگی
بگو "سلام"، جیکوب
بس کن
اسم من اَبیئه
توی پارما، اوهایو زندگی میکنم
اوه لعنت
سی سالمه
خب، سی و چند سالمه
سی و پنج شش، سی و هفت هشت سال
چهل سالم نیست
قطعاً چهل سالم نیست
اسم من اَبیئه
سالمه ۴۲
من یه مادرِ تنهایم
پسرم، جیکوب تازه ۱۶ سالش شده، که خب
نگهداریش برای هر مادری مکافاته
مسئله اینجاست که
جیکوب
به هر حال، فکر میکنم که هست
فکر میکنم قراره
این حماقت محضه
پسر، باید از اینجا بزنیم به چاک
دستگیرمون میکنن داداش
داری چیکار میکنی؟
انتخاب طبیعی
اوه، اصلاً اینطوری شوخی نکن داداش
باعث یه تصادفِ لعنتی یا یه همچین چیزی میشی
اوه لعنت
گندش بزنن
سریع از اینجا گمشو بریم داداش
پسر برو، برو، برو
اینم ببین
اگه این فقط برای تکلیف هندسهش بود
چرا باید شکل خودشو بکشه، هان؟
"برای نشون دادنِ مقیاس"؟ اراجیفه
و اینجا رو، اینم ببین
یه پسر ۱۴ ساله اصلاً چرا باید اینو داشته باشه، هان؟
کدوم بچهای میخواد تفنگ ساچمهایش رو
به یه سلاح تماماتوماتیک تبدیل کنه؟
قنداقهای ضربهای برای تفنگ بادیهای لعنتی اختراع نشدن
اینو دیگه مطمئنم
متاسفم، من فقط
نمیفهمم چرا منابع بیشتری وجود نداره
تا بشه با اینجور مسائل مقابله کرد
دو سال پیش گزارشِ کاراشو دادم
و آره، اونا یه پرونده باز کردن و تحقیق کردن
جیکوب رو تحت نظر گرفتن
"پسرتون برای هر کدوم از تخلفاتش
یه توضیح منطقی ارائه داد."
این چیزی بود که بهم گفتن
"توضیح منطقی."
حالا من شدم آدم بده
چون جیکوب یه مدتی رو تو یه برنامهی بازپروری گذروند
و مجبور شدیم جابجا بشیم
دوباره
الانشم تحت درمانه
پس بابت این یکی نمیتونن منو سرزنش کنن
مامانم کلی پول بابت هزینههای قانونی داد
تا همهی این چیزا رو هم پس بگیره
خدا نکنه تو پروندهش ثبت بشه
اون بهم میگه:
"نمیخوای که مثل اون چوپانِ دروغگو بشی، مگه نه؟"
منم میگم: "نه مامان
نمیخوام."
در ضمن، اون چوپان دروغگو
آخرش توسط همون گرگِ لعنتی خورده شد
داشتیم در این مورد حرف میزدیم که چطور با کمترین هزینه بیشترین بهره رو
از تفنگ محبوبِ همه یعنی AR-15 ببرید
و وقتی شماها دارید با کالیبر ۲۲۳ شلیک میکنید
یا ۵.۵۶، همه میدونن که
جیکوبِ در حال خواب، جیکوبِ مورد علاقهی منه
تقریباً دو ساعت داشت قشقرق راه میانداخت
اونقدر داد و بیداد کرد تا از حال رفت
حالا خوابیده
عزیزم، فکر نکنم بتونی از اون بری بالا
کلی نینی اون تو زندگی میکنن
اون مالِ کسیه
اون لونهی پرندهست
نه، نه
نینیها نه
جوجه پرندهها اون تو هستن
ولش کن، زود باش
چی؟
ولش کن
واسه همینه اون پرنده داره بالای سرت شیرجه میزنه
اونا خیلی ناراحتن
برو کنار
میدونی این کار غیرقانونیه، مگه نه؟
چراغ قرمزه
واسه چی داری از من فیلم میگیری؟
میخوام اون تغییر شکلِ معجزهآسات رو
ثبت کنم
وقتی تو ماشین با مامان تنهایی
نسبت به وقتی که تو ماشین با مامان تنها نیستی
برای چی؟ برای کی؟
هی، کارآگاه کلی، منو یادتونه؟
مامان دوباره دیوونه شده
تمومش کن
اون در حالی که کاملاً مست بود اومد خونه
و همهی کفشاشو تیکهتیکه کرد
احتمالاً قراره بگه من این کارو کردم
ولی فقط جهت اطلاع
فعلاً
تو حالمو به هم میزنی
زل بزن تو چشمام و دوباره همینو بگو
مست بودی
کفشاتو تیکهتیکه کردی
دوباره
دیگه گمشو برو
خب، اون میدونه دارم ضبط میکنم، پس
از لحاظ فنی، اون هنوز تو ماشین پیشِ مامانه
ممکنه این "اون یکی جیکوب" باشه که داره خودشو نشون میده
جیکوبِ قلابی
مسئله اینجاست که شخصیتش اصلاً به یه... نمیخوره
منظورم اینه که دوست داره و نمرههاش هم خوبه
معلمهاش دوسش دارن
به جز اون معلم علومِ عوضی
همه عاشق جیکوبِ قلابی هستن
راستشو بگم، هر بار که اونا بهم میگن اشتباه میکنم
و دارم توی علائمش اغراق میکنم
یه حس آرامشِ خیلی بزرگی بهم دست میده
منظورم اینه که، اگه مشکل از منه چی؟
اگه حالِ جیکوب خوب باشه چی؟
فکر کنم بهش میگن "فرافکنیِ روانتنی"
این وقتیه که تو بچگی یه ضربهی روحی خورده باشی
یه ضربهی روحیِ شدید و لعنتی
و اونو روی شوهرت فرافکنی کنی
روی بچهت، یا پدر و مادرت
بعد با خودم فکر میکنم: "اگه مشکل از من نباشه چی؟"
اگه ژنتیکی باشه چی؟
بعضی وقتا وقتی به چشماش نگاه میکنم، یه صحنهای برام تکرار میشه
یه تصویرِ لعنتی و لحظهای از جری
و اونو توی اون موستانگ با تفنگ لولکوتاهش تصور میکنم
خانم، اینجا فقط برای سوار و پیاده کردنه
ممنون
ببخشید
این اتاقشه
وقتی مدرسه نیست
بیشتر وقتشو اینجا میگذرونه
یعنی همهی وقتشو
این آدولفه
سلام
آخری مرد، واسه همین این آدولف جونیوره
یا شایدم آدولف جونیورِ دوم
همونطور که میبینید
کلی بازی ویدئویی انجام میده
فکر کنم این نسبتاً طبیعیه
یعنی
این طبیعیه؟
پنج شش ساعت در روز وقت گذاشتن؟
نمیدونم، فقط
No comments yet. Be the first to leave one.