The Unlikely Pilgrimage of Harold Fry

The Unlikely Pilgrimage of Harold Fry

Farsi Persian felirat letöltése

Kiadási információk

The Unlikely Pilgrimage Of Harold Fry 2023 720p BluRay x264 AAC- YTS MX bubulac
Kommentár warez
Translated subtitle from English to Persian the unlikely pilgrimage of harold fry 2024 زیرنویس فارسی فیلم

Címkék

bluray
Közzétéve: 2026-01-04
Letöltések: 22
Hallássérülteknek: No

Farsi Persian felirat előnézete

Az első 200 sor.

کی رو توی برویک-آپان-توید می‌شناسیم؟

هیچ‌کس رو

اونجا شماله، نه؟

مواظب باش

ای وای، از طرف کوئینی هنسیه

کی؟

سال‌ها پیش توی آبجوسازی بود

گاهی می‌رسوندمش

هارولد؟

توی یه آسایشگاهه

فقط داره خداحافظی می‌کنه

روز قشنگیه

چرا صندلی‌های حیاط رو نمی‌چینی؟

هنوز اونجا نشستی؟

دارم واسه کوئینی یه یادداشت می‌نویسم. اما هیچ‌چیزی درست به نظر نمیاد

نمی‌فهمم چرا مثل یه آدم عادی ایمیل نمی‌زنی

تو می‌خوای بنویسی؟

واسه چی من بنویسم؟

نمی‌دونم. تو توی این جور کارها واردتری

تو بودی که باهاش کار می‌کردی

چیزی بنویس که از ته دلت باشه

من رفتم

طول می‌کشه؟

فقط دارم می‌رم تا صندوق پست

صبح بخیر هارولد. صبح بخیر رکس

روز دلپذیریه. آره

داری می‌ری پیاده‌روی؟

صندوق پست. من هیچ‌وقت نامه ندارم

از وقتی الیزابت فوت کرد

فقط تبلیغات واسم میاد

ممنون

می‌خوای من ببرمش؟

نه، خوبه. خودم دارم می‌رم اداره پست

هارولد؟

بنزین؟

نه، ممنون

نامه‌ست؟ واسه یه دوسته

آخی، چه خوب

سرطان داره

بهتره الان بری پستش کنی، نه؟ و بعد بری خونه

عمه‌ی منم سرطان داشت

پلاستیک می‌خوای؟

ببخشید؟ واسه شیر

نه، اشکالی نداره. اما نباید ناامید بشی

بحث دارو و این جور چیزها نیست

بحثِ اینجاست. باید ایمان داشته باشی

دارم چرت و پرت می‌گم؟ اصلا

متاسفانه مذهب چیزی نیست که

هیچ‌وقت درست سر ازش درآورده باشم

منظورم مذهبی بودن نیست

منظورم اینه که باور داشته باشی می‌تونی تغییری ایجاد کنی

و حال عمه‌ت خوب شد؟

چون باور داشتی که می‌تونه؟ آره

می‌گفت وقتی همه چیز از دست رفته بود، این بهش امید می‌داد

آسایشگاه سنت برنادین

می‌خواستم با یکی از مریض‌ها صحبت کنم لطفا. کوئینی هنسی

باید چیزی بهش بگم

متاسفانه امکانش نیست

خیلی دیر شده؟

کوئینی الان خوابه

اما می‌تونم پیغام‌تون رو برسونم

بهش بگین هارولد فرای

توی راهه

کجاست؟ توی راهه

تنها کاری که باید بکنه اینه که منتظر بمونه

چون می‌خوام نجاتش بدم، می‌فهمین؟

من به پیاده‌روی ادامه می‌دم و اون هم باید به زندگی ادامه بده

خط خیلی خشه. داری چیکار می‌کنی؟

دارم پیاده می‌آم. اوه، درسته. باشه

بهش می‌گم. داری پیاده می‌آی؟

از ساوث دون تا برویک-آپان-توید

همین الان راه افتادم

تا وقتی که من راه می‌رم، اون باید زنده بمونه

لطفا بهش بگین این بار ناامیدش نمی‌کنم

خب، پس

همیشه همین کار رو می‌کنی

می‌گی آماده‌ای و بعد می‌ری یه مشت وسیله‌ی دیگه برمی‌داری

فعلاً

سلام

وو هو

اوه

کی فکرش رو می‌کرد؟

دارم تا برویک-آپان-توید پیاده می‌رم

داری چیکار می‌کنی؟

می‌خوام کوئینی هنسی رو نجات بدم

چیزی خوردی؟

یه دختری توی تعمیرگاه بود. موهاش آبی بود

بهم گفت که عمه‌ش رو نجات داده

نمی‌شه آدم‌های سرطانی رو نجات داد

مگه اینکه جراح باشی

تازه تو اصلاً اهل پیاده‌روی نیستی

توی عمرت پیاده‌روی نکردی

تنها موقعی که راه می‌ری وقتیه که می‌خوای سوار ماشین بشی

می‌دونم

این مسخره‌ست. برگرد خونه

فقط پست کردن یه نامه کافی نیست

خواهش می‌کنم. مائورین، من باید این کار رو انجام بدم

خب... اگه این چیزیه که لازم داری

اصلاً روحم هم خبر نداشت

پیاده برو. چرا که نه؟ تا برویک-آپان-توید پیاده برو

فقط حدود ۵۰۰ مایله

هارولد؟

تو نمی‌میری

تو نمی‌میری. تو نمی‌میری

تو نمی‌میری. تو نمی‌میری

تو نمی‌میری. نخواهی مرد

نمی‌میری، نه، نمی‌میری

تو نمی‌میری. تو نمی‌میری

نخواهی مرد تو

مگه نه که نمی‌میری؟

نخواهی مرد. نه، نه، نه

امروز هشت مایل پیاده رفتم

بوی گند می‌دی

همه چیز رو به راهه مائورین؟ بله، ممنون

چرا هارولد سطل‌های زباله رو بیرون نمی‌ذاره؟

توی تختشه. حالش خوب نیست؟

چیزی نیست. پاش لغزیده. اوه نه! چه بد

کاری از دست من برمیاد؟ نه خوبه رکس، ممنون

فقط نیاز به استراحت داره

امروز جوجه تیغی دیدی؟

ببخشید

نخواهی مرد. نه، نخواهی مرد

نخواهی مرد. نه، نمی‌میری

نه. نه. نه، نه، نه

نه. نه. نه، نه، نه

خوبی؟

جسارتاً می‌تونم یه لیوان آب بخوام؟

فکرش رو نمی‌کردم آب اینقدر خوب باشه

مطمئنی حالت خوبه؟

دارم یه مسیر طولانی رو پیاده می‌رم

اما هنوز درست قلقش دستم نیومده

چرا یه دقیقه نمی‌شینی؟

اوه

آدم فکر می‌کنه پیاده‌روی ساده‌ترین کار دنیاست

همیشه واسم عجیبه که چقدر

کارهایی که باید غریزی باشن، واقعاً سخت از آب در میان

مثل غذا خوردن

بعضی‌ها باهاش مشکل دارن

خوابیدن، می‌دونی؟

حتی بچه‌ها

خودت هم داشتی؟

یکی. آها

پسر؟ آره

هر مردی یه پسر نیاز داره

بدون پسر، آدم به آخر خط می‌رسه

نه، نه، نه

خب

تو هنوز... بله

تو چی؟

من هنوز اینجام

اگه منظورت اینه. جایی نرفتم

هارولد، وقتی گفتم باید بری

منظورم این نبود که بذاری بری

منظورم این بود که باید برگردی

هارولد؟

من قول دادم

لابد حساب کردی که این کار چقدر هزینه داره

حواسم به مخارج هست. این‌طوری هم نیست که برنامه‌ی دیگه‌ای داشته باشیم

اشکالی نداره؟

چی؟ خب اینکه دارم این کار رو می‌کنم

اینکه دارم پیاده می‌رم

اصلاً متوجه نشدم که رفتی

اوه

ببخشید، این صندلی خالیه؟

البته

خداحافظی همیشه سخته

آره، هست

نصفش رو می‌خوای؟

نه، نمی‌تونم. نه. نه نه، خواهش می‌کنم

من همه‌ش رو نمی‌خورم

با هم می‌خوریم. ممنون

اوم

می‌تونم یه سوال بپرسم؟

به نظر مرد شریفی می‌آید

بفرمایید

من هر پنجشنبه می‌آم اکستر

یه مرد جوان رو می‌بینم، ما

کارهایی می‌کنیم. هیچ‌کس دیگه‌ای خبر نداره

ادامه بدم؟

اوهوم

انگلیسی‌ش زیاد خوب نیست

فکر کنم بچگی‌ها فلج اطفال داشته

باعث می‌شه بعضی وقت‌ها لنگ بزنه

این مرد جوان منو تحت تاثیر قرار می‌ده

فراتر از کلمات روم اثر می‌ذاره. اما

من کفش‌های ورزشی‌ش رو لیس می‌زنم. این بخشی از کاریه که می‌کنیم

اما امروز متوجه شدم جلوی کفشش سوراخ شده

می‌خوام واسش یه جفت دیگه بخرم اما نمی‌خوام بهش بربخوره

از طرفی هم

تحمل این رو ندارم که ببینم توی خیابون‌ها راه می‌ره

در حالی که کفشش سوراخه

پاش خیس می‌شه

باید چیکار کنم؟

من اگه بودم واسش یه کفش نو می‌خریدم

ممنون

اوه

می‌خوای برسونمت؟

نه، خوبه، ممنون. مطمئنی؟

من قول دادم

از سرعت رانش چی می‌دونی؟

Hozzászólások

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left