Az első 200 sor.
مکس: اووهوو
کی به بردن اهمیت میده؟ بیاین مست کنیم
بزن بریم
بیاین مستتون کنیم خانوادهی مرکین. شما هم همینطور خانوادهی بورگ
تشنمه. هوم؟
چهار تا شات ودکا میخوام و چهار تا شات آب
میخوام ودکاها رو بفرستی برای مرکینها
آبها رو بفرست برای ما. فهمیدی؟
کارتر: کدوم قاضی سابق دیوان عالی
اولیور وندل هولمز! - درسته
همه: ایول
باز هم از بازیکنها خواهش میکنم اجازه بدن من
سوالم رو تموم کنم
خیلی خندهدار بود
خیلی خب، خیلی خب. داره خجالتآور میشه
پس باید تمرکز کنیم
چون این یه بازی نیست
دقیقاً یه بازیه
بیل، الان رو مخم نرو
کارتر: به نظر میرسه فقط دو تا تیم موندن
خب، برای امتیاز دو برابر
اسم اون تلتابی بنفشه چیه؟
هر دو: تینکی وینکی! کارتر: جفتتون درست گفتید
اون همیشه یه... با خودش داشت
کیفدستی قرمز. آره
و عاشق بغلهای محکم بود. بغلهای محکم
میدونم. من مکسم
آنی هستم
هاها! عمراً بتونی آسیا رو نگه داری! شنیدی چی گفتم؟
هی، اگه تو کامچاتکا رو بگیری و من مغولستان رو
میتونیم لیندا رو اون وسط گیر بندازیم
مکس: ارتشش رو از پا درمیاریم. هی
شماها نمیتونید با هم متحد بشید
واسه هیتلر که جواب داد، نه؟ هوم؟
داری با هیتلر «بزن قدش» میکنی؟
مکس: خیلی خب، از پسش برمیای. آخریشه
اوه، اون فیلم «گرگومیش: سپیدهدم»ـه
یس
نوبت منه. حالم عالیه
دو کلمه
بیل. اضافهوزن
نه. مجرد. بیکار
وات د فاک؟ این چه کوفتیه؟
پشمالو
اه، کری، مری
ازدواج
تو. من
با من ازدواج میکنی؟
پسر، زدیم تو خال! بردیم
آنی، حاضری...؟
حاضری با من ازدواج کنی؟
یعنی جوابت مثبته؟ بله رو داد! آره
واقعاً براتون خوشحالم بچهها
آنی: اوه، فشار خیلی زیاده. مکس: آره
آنی: اگه خطا بزنی، همهچی رو باختی
مکس: تمرکزم رو بهم نزن
و میدونی که با این دستهای کوچیکت، یه مزیت مشخص داری، مگه نه؟
تیر دروازههات اونقدرها هم بزرگ نیستن
خب، فکر کنم باید با «اوما تورمن» ازدواج میکردی
آره، اون که عالی میشد
اینم از شروع... حالا نگهش دار... (صدای پیام گوشی)
اوه! یه پیامک اومد
اون پارازیت بود
آنی: ببخشید عزیزم. میدونم چقدر برات مهم بود
مکس: بیخیال بابا
دکتر چین منتظرتونه
اه، عالیه
فکر کنم فهمیدیم چرا توی بچهدار شدن مشکل داشتید
مکس: خب، بفرمایید. آنی: باشه، عالیه
اوه، اون دیگه چه نگاهیه؟ تقصیر منه؟ معلومه که تقصیر منه
از وضعیت منیت اصلاً خوشم نمیاد
اوه؟
تعدادش عالیه ولی تحرکش خیلی پایینتر از حد نرماله
چه بد. چی باعثش میشه؟
میتونه ژنتیکی یا به خاطر عوامل محیطی باشه
اما در ۹ مورد از ۱۰ مورد، علتش روانیه
این اواخر استرس یا اضطراب داشتی؟
نه، فکر نمیکنم. نه واقعاً
اه... اون همیشه یکم استرس داره
لازم نیست بنویسید... من استرس ندارم
عزیزم، داره یادداشتش میکنه
خب، مکس خیلی رقابتطلبه. منم همینطور
واقعاً هستیم
یکی از دلایلیه که عاشقش شدم
شاید، اه، همین باعث میشه نسبت به آدمهای عادی، بیشتر در معرض استرس باشه
«آدمهای عادی»؟
مکس، این وضعیت از کی شروع شده؟
چیزی شروع نشده
اوه، خب آخه خودت گفتی حتی وقتی بچه بودی
اگه توی چیزی میباختی، قاطی میکردی
اوه، بچه بودم. مخصوصاً اگه به برادرت میباختی
هوم
هی، قضیه همینه؟
نه
از وقتی فهمیدی «بروکز» داره میاد اینجا، خیلی عصبی و کلافهای
فکر نمیکنم درست باشه. ممکنه این هم یکی از عوامل باشه؟
بیاین منصف باشیم
رقابت بین خواهر و برادرها میتونه خیلی شدید باشه
قابیل و هابیل، برادران بالدوین
کی؟ برادرها
نمیدونم چرا داریم در این مورد حرف میزنیم. اون که رواندرمانگر نیست
شما رواندرمانگر نیستید، درسته؟ با تمام احترام
نه، ولی دکتر هستم. البته
و من به درمان همهجانبهی بیمار اعتقاد دارم
خب، چه چیزی در مورد برادرت هست که باعث میشه احساس بیعرضگی کنی؟
واقعاً میخوایم این بحث رو راه بندازیم؟
ما دقیقاً بغل همون اتاقی هستیم که من توش نمونه دادم
فکر کنم تو کلهش اینه که بروکز باحالتره
و موفقتر و جذابتر از خودشه
هیچوقت نگفتم جذابتره
اون دلرباست
جالبه. و ایشون مجرده؟
مکس: چی گفتی؟
نمیدونم گفتم یا نه، ولی من و کیث فعلاً آزمایشی از هم جدا شدیم
اوه. کیث؟
اه، کیث
خب، فکر میکنی برادرت دلش بخواد با من یه قهوه بخوره؟
خدای من، نمیدونم
خب، پرسیدنش ضرری نداره
یه ذره ضرر داره. (پوزخند)
حالا، ایشون قدبلنده؟ آخه قد من کلاً ۱۵۷ سانتیمتره
کارمون با منیِ من تموم شد؟
اون از مکس بلندتره
خوبه. ولی یه بار با یه بالرین تو رابطه بود
و اون دختره خیلی فسقلی و ریزهمیزه بود
اوه
عزیزم، گری. حرفی از شبِ بازی نزن، باشه؟
اوم-هوم
عصر بخیر مکس. سلام گری
آنی. سلام بر شما
سلام گری
داشتم نامهها رو چک میکردم
اوه، واقعاً؟
بعضیها اولِ روز چک میکنن
ولی همیشه این خطر هست که نامهرسان هنوز نیومده باشه
اینجوری دیگه خیالم راحته که الکی تا دم صندوق پست نرفتم
آهان
علاوه بر این، به باستیان هم فرصت میده که ادرار کنه
شب خوبی داشته باشید
برنامهای برای امشب ندارید؟
مکس: نه
شاید شبِ بازی؟
قراره فقط تو خونه بمونیم
فقط خودمون دو تا. اوم-هوم
کسلکننده است. اوم
متوجهم
امیدوارم برای شبهای بازیِ آینده من رو یادتون بمونه
حتماً
من همیشه از رفاقت و صمیمیتِ دوستان خوب لذت بردم
که توی بازیهای شانسی و مهارتی با هم رقابت میکنن
آره. آره، خب، حتماً خبرت میکنیم
ولی امشب، فقط خودمون دو تاییم
متوجه شدم که سه تا کیسه چیپس «توستیتوس» دارید
امشب تخفیف ویژه خورده بودن
یکی بخر، سه تا ببر
یکی بخر سه تا ببر؟
آره
آخه این چطوری برای شرکت «فریتو-لی» سود داره؟
این شرکتهای بزرگ
نمیدونم دارن چیکار میکنن. (خنده کوتاه)
خب، از کنار هم بودن لذت ببرید
آدمها معمولاً تا وقتی چیزی رو از دست ندن، قدرش رو نمیدونن
مکس: فکر کنم رفت. آنی: باشه
خداحافظ
اگه گری بقیه رو ببینه که دارن میان، بدبخت میشیم
نه، نه عزیزم، مشکلی پیش نمیاد
خیلی خیلی واضح به همه گفتم که دورتر پارک کنن
و بی سر و صدا بیان تو، میدونی که
ولی حالا، منظورم اینه که، فکر نمیکنی داریم بدجنسی میکنیم؟
یعنی میگم نکنه باید هنوزم طرف رو دعوت میکردیم؟
واقعاً به نظر میرسید دلش میخواد بازی کنه
نه، نه. دبی دوست ما بود
و گری فقط شوهرِ چندشآوری بود که مجبور بودیم تحملش کنیم
درسته
از وقتی طلاق گرفته، بدتر هم شده
آره، ما که بهش مدیون نیستیم، نه؟ به درک
سلام
سلام
آنی: میتونیم کمکت کنیم؟
من خوبم
هی
معلومه. رایان، تو چرا داری از پنجره میای تو؟
خودت گفتی یواشکی بیایم که پلیسآهنی ما رو نبینه
منظورم این بود که یواشکی از در بیاید تو
خب خیلی گنگ حرف زدی
اصلاً هم گنگ نبودم. شراب میخوری؟
میدونم که نگفتم «کاکتوسها رو له کن»
رایان: هی. من لباسم مناسب این مسخرهبازیها نیست
این مسخره است
اینجا مثل فیلم «شب مردگان متحرک» شده
آره مکس، خیلی از ما انتظار داری
مکس: من نگفتم از پنجره بیاید تو
ایشون مکس هستن. قبلاً با هم همکار بودیم
زنش، آنی. میشل. سلام
و اون آقا هم کوین
چطوری رفیق؟ در که دقیقاً همونجا بود
بچهها، ایشون مدیسون هستن
آره، هفتهی پیش هم آوردیش
توی فروشگاه «فوراور ۲۱» کار میکنی، درسته؟
مکس: نه، نه. من توی «سِفورا» کار میکنم
No comments yet. Be the first to leave one.