Az első 200 sor.
گوینده: در سیستم قضایی کیفری
جرایم جنسی بسیار شرورانه تلقی میشن
در شهر نیویورک، کارآگاهان وظیفهشناسی
که روی این پروندههای جنایی وحشیانه تحقیق میکنن
عضو یک واحد زبده هستن
که به نام "واحد قربانیان ویژه" شناخته میشه
اینها داستانهای اونهاست
اسم قربانی رایان دیویسه
دیشب حدود ساعت ۶، ۶:۳۰ مفقود شدنش گزارش شده
شناسایی قطعی شده؟
منتظر اطلاع به خانواده هستیم
کی جسد رو پیدا کرد؟
اونا پیدا کردن
اینجا چه اتفاقی افتاده، پسرا؟
داشتیم فوتبال بازی میکردیم
اون توپ رو بلند برام فرستاد
توپ غلتید رفت توی بوتهها
و من... اونجا یه کپه برگ و اینجور چیزا بود
ممهوم
خب، بیاید یه بار دیگه مرور کنیم، خیلی آروم
و دقیقاً بهم بگید چه اتفاقی افتاد
چی داریم؟
به بچه تعرض شده، خفه شده
توی یه قبر کمعمق رها شده
چند سالشه؟
حدود هشت سال
صبر کن. یه لحظه وایسا
خانم دیویس؟
متأسفیم که باید این رو بهتون بگیم، خانم
تری؟
تری
هیچکس نمیتونه با جرایم علیه کودکان کنار بیاد
آره، و درس دوم: بعد از دو سال از اینجا برو
سه: هیچکس نمیتونه با بچهها سر و کله بزنه
مخصوصاً اینجا. بفرما
رایان دیویس، هشت ساله
دو تا بچه که داشتن فوتبال بازی میکردن
جسدش رو توی جنگل پیدا کردن
پشت زمین بازی
استیبلر: از کمر به پایین برهنه
نشانههای تعرض جنسی
بنسون: رد طناب دور گردنشه
بدنش پر از کبودیه
استیبلر: هیچ نشونهای از درگیری نیست
هیچ سلاح یا مدرکی در صحنه پیدا نشد
فقط یه قبر کمعمق؟
بنسون: مردابهای پشت زمین بازی
خیلی گسترده هستن
به احتمال زیاد جرم همونجا اتفاق افتاده
میگیم مامورای اونیفرمپوش توی مردابها بگردن
دنبال مدرک باشن
استیبلر: والدینش ۴۰ ساعت قبل از پیدا شدن جسد
مفقود شدنش رو گزارش داده بودن
بنسون: زمان مرگ: جمعه شب حدود ساعت ۵ عصر
ایدهای داری چی باعث این کبودیها شده؟
آره، یه دست
جای انگشتها گرده و از نیم اینچ
تا سه اینچ قطر دارن
والدینش سابقه کودکآزاری دارن؟
پرستار بچه؟ عمو؟ دایی؟
معلمها؟ مربیها؟
جفریز: بزرگسالای زندگیش رو چک میکنم
محله رو برای مجرمین جنسیِ سابقهدار میگردم
آدمرباییِ اخیر توی محله گزارش شده؟
تا جایی که میدونیم، نه
جسد بچه از یه جا به جای دیگه منتقل شده
و توی یه قبر کمعمق رها شده
جابهجا کردن جسد و رها کردنش در معرض دید
اینها نشونههای یه غریبهست
آخرین باری که والدینش دیدنش بعد از مدرسه بوده
رفته بود به یه مغازه کمیکبوک دنبال کارتهای پوکمون
هیچوقت به اونجا نرسید
کی یه بچه هشت ساله رو تنها میفرسته بیرون؟
اگه ۲۴ ساعته مراقبشون باشی
آخرش یه مشت بچه وسواسی و روانرنجور بار میآری
خب، بیاید محله رو بگردیم، باشه؟
هیچوقت به بچهدار شدن فکر کردی؟
چرا باید فکر کنم، وقتی تو رو دارم؟
من همش بهش فکر میکنم
کوکی برای فروش داریم. سلام
شما کی هستید؟
من کارآگاه مانچ هستم
ایشون هم کارآگاه کسیدیان
برای قضیه رایان دیویس اینجایید؟
تو دربارش چی میدونی؟
میدونم که نباید بذارم این از جلو چشمم دور شه
هی، یه بستهش چنده؟
پنج دلار
پنج دلار؟
خیلی خب. چهار تا بهم بده
تو اینجا مدرسه میری؟
آره
آره؟
رایان دیویس رو میشناختی؟
یه بار خونشون غذا خوردم
واقعاً؟
میدونستی یه نفر بهش آسیب زده؟
آره؟
ما دنبال کسی هستیم
که ممکنه به رایان آسیب زده باشه
فکر میکنی یادت بیاد
که کسی درباره اتفاقی که افتاده حرفی زده یا نه؟
چیزی شنیدی؟
پسرا
پسرای بزرگتر
"پسرا. پسرای بزرگتر"؟ کی؟
مشکلی نیست
مایک دی و جیمی جی
میدونی مایک دی و جیمی جی کجا پاتوق میکنن؟
مانچ: تو جیمی جی هستی؟
نه، من مایک دی هستم
کی میخواد بدونه؟
حدس میزنم تابلو باشه، نه؟
چه خبره؟
تو به ما بگو
رایان دیویس رو میشناسی؟
داداش، من دو تا خونه اونورتر از اونا زندگی میکنم
آره؟ جمعه شب چیزی دیدی؟
زیاد چیزا دیدم
ببین، وقتی یه چیز غیرعادی اتفاق میافته
باید دنبال چیزای غیرعادیِ دیگه بگردی
که قبل از اون اتفاق افتاده
با من با این لحن تحقیرآمیز حرف نزن
در واقع تلفظش "پِـیـترونایز"ئه
چی متفاوت بود؟
یه یاروی عجیبغریبی هست
آره. یه پیرمرد که با دوچرخهش دور و بر مدرسه میچرخه
هر روز همون ساعت
حدود دو ساعت بعد از تعطیلی مدرسه
جمعه شب اونجا بود؟
یارو عجیبه. پوست پیشونیش انقدر نازکه
که زیرش معلومه، انگار یکی پوست رو کشیده روی جمجمهش
این یارو رو قبل از این ندیده بودی؟
نه. تازه حدود یه ماهه که پیداش شده
دربارهش چی میدونی؟
فکر کنم فامیلیش "توربیت" باشه
توی آپارتمانش قایم میشه
لونهش. توی خیابون لینوود
ایول. ممنون
میدونی، به نظرم فیلم "مردان سیاهپوش" گند بود. (میخندد)
بهتر از اینه که فرهنگ سیاهپوستها رو
واسه کلاس گذاشتنِ خودت بدزدی
حداقل خودت باش
بنسون: خب، انگار از پارک خوشت میآد؟
از درختا و چمنا و صخرههای گرانیتیش خوشم میآد
مثل یه حیات وحشه
اونجا دوچرخهسواری میکنم
آه، نه، ممنون
محله خوبیه
واسه همین اومدم اینجا زندگی کنم
چرا زمین بازی؟
من... متوجه نمیشم
چرا با دوچرخه از کنار زمین بازی رد میشی؟
گذشته از اینکه قشنگه
باشه
من عاشق پارکهای شهریام
به آدم حس تاریخ میده
پارک مرکزی قبلاً یه چمنزار برای گوسفندا بوده
قبل از اینکه اولمستد و کالورت واکس تبدیلش کنن به
معمولاً فقط بچهها دور و بر زمین بازی پاتوق میکنن
متوجهام
برای یه مرد بالغ غیرعادیه که جایی پاتوق کنه که بچهها بازی میکنن
بعضیها ممکنه بگن نامناسبه
اونجا یه فضای عمومیه
موقع برگشتن از سر کار، از توی زمینها رد میشم
بهم کمک میکنه ذهنم آزاد شه
شغلتون چیه آقای توربیت؟
توی مرکز بازیافت کار میکنم
بطریهای پلاستیکی رو جدا میکنم
شفافها رو از رنگیها... سبزها
قرمزها... ممهوم. و با دوچرخه میرید سر کار و برمیگردید؟
قطعاً. برای محیط زیست بهتره
تصور کنید هوای این شهر چطور میشد
اگه مردم همه جا با دوچرخه میرفتن
یه دوچرخه قدیمیِ عالی دارم، یه کروزر کلاسیک
پشت خونه روش رو میپوشونم و نگهش میدارم
فکر کنم یه نفر بهش حسودیش میشه
جابهجاش کردن، زنجیرش رو دزدیدن، هزار تا بلا سرش آوردن
شهر بیرحمیه
همینطوره
خب، ما داریم روی پرونده قتل یه پسر بچه تحقیق میکنیم
جسدش توی همون زمین بازی پیدا شده
اوه، نه
توی این چند روز گذشته، موقع برگشتن به خونه
کسی رو ندیدید؟
اوم... نه
جمعه شب مستقیم رفتید خونه؟
اوم، جمعه شب؟ خب
نه، مـمن رفتم به کافه
چند تا پیک زدم
اهل نوشیدنی هستید؟
نه! نه
موضوع... کلکسیون تمبرمه
پدرم تمبر جمع میکرد
هیچوقت جذابیتش رو درک نکردم
این تاریخچه مختصر آمریکاست
هواپیماها، قطارها... الویس
مدرک ملموسی از ارتباط بین مردم
وقتی مورین به دنیا اومد، همهش رو فروخت
برامون گهواره خرید و کمکخرج کرایه خونه شد
No comments yet. Be the first to leave one.