Az első 200 sor.
میذارمش زمین. باشه
باشه. خیلی ممنون
باشه. خداحافظ
آخ
آه
اوه، عالیه
سارا گتز هستم، نایبرئیس دورهمی فارغالتحصیلان
همین الان چک کردم و هیچ "سید استرا"یی
توی فیسبوک، توییتر یا اینستاگرام نیست
حتی توی لینکدین هم نیستی. تو واقعاً وجود داری؟
اگه واقعاً وجود داری، باید سریعاً بیای توی شبکههای اجتماعی
تمام هماهنگیهامون توی فیسبوک انجام میشه
قراره معرکه بشه
دانکن لمبرت
از زمان دانشگاه تا حالا یک روز هم پیر نشدی
نشدی دیگه. میدونم
بعدش اسمت رو توی فیسبوک دیدم
و با خودم گفتم، ایول بابا
چه وقت خوبی برای دوباره در تماس بودن
خیلی تعجب کردم که تو نایبرئیس شدی
آره. مال دورهمی "پن". باحال نیست؟
دورهمی ساحل غربی. آره، دورهمی ساحل غربی
واو
میدونی، وقتی توی فیسبوک دیدمت
آره
فکر کردم دیگه تا الان، خب، ازدواج کرده باشی
نه، راستش
یه مدتیه که توی رابطه با خانومها طلسم شدم
میدونی چیه، اپلیکیشنها رو نصب کن. نه، من اهل اپلیکیشن نیستم
اینور اونور بکش
اون کار خیلی بهم استرس میده
میدونی امروز داشتم به چی فکر میکردم؟
اسم اون شخصیتی که
توی نمایشهای فیالبداهه دانشگاه همیشه صدام میکردی چی بود؟
کریستوفر پی. بیکن. خودشه! خودِ خودشه
داشتم بهش فکر میکردم ولی یادم نمیاومد
خیلی خوش گذشت پسر. واقعاً کیف داد
اون روزها دیگه تموم شدن
نه، باید دوباره انجامش بدیم
باید بدیم، خیلی کیف داد. باید دوباره تکرارش کنیم
خوش گذشت. واقعاً خوش گذشت
من بازم از این خوشگذرونیها میخوام. شمارهم رو داری؟
فیسبوک، رفیق. فیسبوک. آره، آره، آره
فیسبوک. میتونی این رو فاکتور کنی، نه؟
آره. معلومه که میتونم فاکتورش کنم
عالیه. آره، آره، آره
برات میفرستم... فکر کنم بتونی یه پیام
اونجا یا یه جای دیگه بدی
و میتونیم... میتونیم یه فکری براش بکنیم
بله. آره. همینطوره
بله! این یعنی خوشگذرونی
این خیلی کیف میده
خانومها و آقایان، سَم هالا
سلام سید
حدس میزنم قهوهت رو غلیظ و تلخ دوست داری
من توی دانشگاه عضو یه گروه نمایش کمدی فیالبداهه بودم
و همیشه یه تیکه داشتیم
که یه کلمهای میگفتم که اصلاً نژادپرستانه نبود
ولی خب یه جورایی شبیهش بود
قضیه رو گرفتم. کارت تقریباً تمومه؟
آره، نکتهش اینه که اون چیزی که بیرون میآد رو بگیری
توی همون سه ثانیه و نیم اول
وگرنه بقیهش فقط آب قهوهایه
میشه زودتر؟ پنج دقیقه دیگه کنفرانس تلفنی دارم
نه، نه، نه، نه. خوبه، خوبه، خوبه
فقط میخوام... خب، تموم شد
راستی، دیدم توی فیسبوک هستی
تازه ثبتنام کردم
بهت درخواست دوستی بدم؟
من یه قانون جدید دارم که بر اساس اون
فیسبوکم رو از همکارام جدا نگه میدارم
اوه. ولی من بروس رو اونجا دیدم
بروس همکار نیست. ممهوم
اون... اون رئیسه، پس... آها
ولی برک و جین رو هم دیدم
آره، اونا قبل از اینکه این قانون رو بذارم
باهام دوست بودن
آها. خب، احتمالاً اینطوری بهتره
خوبه که تمرکزمون روی همین کاری باشه که اینجا داریم
درسته. آره. آره
و منم دیگه میرم... آره. آره
بفرما. آره. آره
هی، من دقیقاً پشت سرتم. فقط هندزفریهام رو بردارم
واو
خودتو ببین. خودتو ببین
اوه، چقدر باحاله
مگه میشه
این منم
هی، جین
هیچوقت بهت گفته بودم که من
توی دانشگاه با یه آدم مشهور دوست بودم؟
واقعاً؟ آره، میخوام حدس بزنی
باشه؟ همسن منه. خب طبیعیه
و یه زیبایی کلاسیک داره. و واقعاً هم میشناسمش
هدر لاکلیر. نه
فکر میکنی من چند سالمه؟
همونقدری که هدر لاکلیر هست
باشه، نه، یه راهنمایی دیگه میکنم
اون توی فیلم "پیچ پرفکت" بازی کرده
ایش، آنا کندریک جای دخترته
نه، آنا نه. فکر میکنی من شبیه آنام؟
نه
خیلی خب. یه راهنمایی دیگه
اون یه "وایلداستایل" داره، با ایگرگ
تو با الیزابت بنکس دوست بودی؟
بله! با هم به دانشگاه "پن" میرفتیم
و اون میدونه تو کی هستی؟ آره
یعنی، فکر کنم بدونه. ببین، این رو نگاه کن
ببین. ببین. ببین. ببین
از صفحه مانیتورت عکس گرفتی؟
آره
این که اصلاً شبیه تو نیست
نه، این منم. ببین، ببین، ببین، این خودمم
میشه لطفاً بذاری برگردم سر کارم؟
آره. هی، نامهای چیزی برام نیومده؟
نه
مطمئنی باز نرفته برای سم هالر؟
نمیدونم. باشه
الیزابت عزیز
ممکنه من رو یادت باشه یا نه
ولی ما توی "پن" همکلاسی بودیم، قبل از اینکه بری
هالیوود تا بازیگر بشی
ببین این یادت میآد یا نه
سال دوم با هماتاقی انجمنتون، تریسی سوید، دوست بودم
یادت میآد؟ موهای قهوهای، چشمهای قهوهای
همیشه پشت لبش رو دکلره میکرد
و بعدش توی اون تبلیغ تلویزیونی "واندر واکس" بازی کرد
و با من به هم زد
خیلی عجیبه. اون قبل از تو توی تلویزیون بود
ولی خب، معلومه که تو ازش جلو زدی
راستی، یه خبر هیجانانگیز دارم
من رسماً نایبرئیس
دورهمی ساحل غربی دانشگاه "پن" شدم
و صمیمانه ازت دعوت میکنم
به این مراسم بزرگ توی پاییز بیای
به پیش کواکرها
ارادتمند، سید استرا
اوه، پینوشت: امشب یه قرار دارم
امیدوارم بتونم اون رو هم با خودم به دورهمی بیارم
برام دعا کن
من مشتری ثابت اینجام
یه جورایی حدس میزدم. آره
احساس بدی دارم چون تو رو آوردم به جایی
که برای قرار اول، خودم توش راحتم
نه، قرار اول همیشه عجیبه
هر چی که باشه
وقتی عصبی میشم، زیر بغلم عرق میکنه
دستهام رو لمس کن
اوه! دستهات خیسِ عرقه
خیلی خیسم، نه؟
اوه، ببخشید
سر کار یه ترفند دارم
هر وقت بخوام با کسی دست بدم
حتماً یه نوشیدنی سرد دستم میگیرم
اوه، خنکش میکنه... انگار که دستت سرد میشه
آره، میفهمم. هیچکس هم متوجه نمیشه
واقعاً هوشمندانه است. آره. آره. آره
بذار یه چیزی درباره سید بهت بگم
اگه توی تختخواب هم مثل انعام دادنش بخشنده باشه
پس جفتمون قراره شب ناامیدکنندهای داشته باشیم
شوخی کردم
وندی. بله؟
شما واقعاً همه ماشینهایی که
جا موندن رو بکسل میکنید؟ نه
تازه خونه سید هم همین نزدیکیهاست
حالتون خوبه؟
وندی، میشه اون مارگاریتای بیگناه رو برام الکلی کنی؟
آره، مثل "دیوی کراکت" ترتیبش رو میدم
ممنون. خواهش میکنم
این تیکه "دیوی کراکت" یعنی چی؟
نگران بودم که بدونی
طرف الکلی بود یا...؟
خب، به نظر میآد یه جور متجاوز بوده
ممنون
باشه
ببخشید
اوه، ببخشید. نه، مال اینه
مال این بالشِ مخصوص چُرته. اوه
میپوشمش... گاهی میپوشمش که بهتر بخوابم
میبینی؟
یه دونه اضافه دارم اگه بخوای امتحانش کنی
اوه، نه ممنون. خوبم. باشه
راستش خیلی راحته
اوم
میخوای شب بمونی یا
منظورم اینه که اصراری نیست. من یه... ولی من یه
من یه مسواک اضافه دارم
ممنون. دوست داشتم بمونم
ولی باید... باید برم سگهام رو بیارم بیرون
کی سگها رو آورده بیرون؟
میخوای برات واقواق کنم؟
نه. نه. نیازی نیست. نه
انجامش میدم. باشه
دوباره انجامش بده. باشه
کی سگها رو میآره بیرون؟
واق. واق. واق. واق. واق
اونا نژاد شیتزو هستن
خوبه
فردا بهت زنگ میزنم. ممهوم
الیزابت عزیز. بازم خبرهای خوب
No comments yet. Be the first to leave one.