Az első 200 sor.
قبلاً حس میکردم یه چیزی کمه
انگار یه حفره توی زندگیم بود
حالا اون حفره تنها چیزیه که برام باقی مونده
این منم، یه هفته پیش
اگه اون موقع چیزایی که الان میدونم رو میدونستم
عمراً میذاشتم اون سلیطه پاشو تو خونهم بذاره
آره، باشه
باشه
سلام، چطور میتونم کمکتون کنم؟
صبح بخیر، آقای کایل
بیدارتون کردم؟
آره، اِ... اسم منو از کجا میدونین؟
ساعت هشت و نیمه، قرار بود ساعت نُه سر کار باشین، نه؟
آره، من... مریضم، واسه همین
مریضی یا از تلاش کردن حالت بهم میخوره؟
اینجا چیکار میکنی؟
اینهمه آشغال چیه اینجا؟
معلومه که زن نداری
زنِ سابق؛ ممنون که یادآوری کردی
نه دوستدختری، نه حیوون خونگیای؟
یه گیاه دارم
شما به یه زن توی زندگیت احتیاج داری، آقای کایل
نه یه جوونهی کوچیک و غمگین
باشه
صبر کن، صبر کن، یه لحظه وایسا
اینجا چیکار میکنی؟ واسه چی تو خونهی منی؟
اومدم زندگیتو عوض کنم، آقای کایل
تقصیر تو نیست که توی عشق بدشانسی
مشکل از فرومونهاته. فرومونهای من؟
موفقیت بوی خاصی داره
شکست هم همینطور
فرومونهای تو قدرت جذب ندارن
بوی... ناخوشایندی میدی
میخوای صابونمو عوض کنم؟
کاش این قضیه رو جدیتر میگرفتی، آقای کایل
وقتم خیلی کمه
این کاری رو برات میکنه که فرومونهات هیچوقت نمیتونن انجام بدن
ادکلن
میخوای بهم ادکلن بفروشی
اینو به چشم یه نمونهی رایگان ببین
بهم اعتماد کن
بوییه که آدم براش جون میده
اِ، اِ، اِ
جلوی بقیه نه
این یه ابزار خیلی قدرتمنده
پیشنهاد میکنم اولش خیلی کم ازش استفاده کنی
تا ببینی بدنت چه واکنشی نشان میده
اگه متوجه چیز غیرعادیای شدی
بلافاصله استفادهشو قطع کن و بهم زنگ بزن
منظورت از «غیرعادی» چیه؟
ها؟ اوه، این فقط یه چیزیه که موظفیم بگیم
روز خوش، آقای کایل
صبر کن، همین؟
کارتم پیشته
خیلی خب
گوتنبرگ، پسر
من چند هفتهست دارم میگم، مگه نه؟
بگو که چند هفتهست دارم میگم
تعدیل نیرو
نوبت ماست، پسر
دارم بهت میگم، «گوت» رو انداختن بیرون
گوت رو انداختن بیرون، ولی ما هم چندتا حرف اونورترِ الفباییم
باشه، امروز نوبت گوتنبرگه
فردا نوبت مسترزه... و هر چی که فامیلی توئه
تو حتی فامیلی منم نمیدونی؟
میدونی که حافظم توی اسما ضعیفه
فامیلی گوتنبرگ رو که میدونی
«گوت» از عهد بوق اینجا بوده
هی، گوت! گوت
من به گوتنبرگ آموزش دادم
یه دیواری بین ماست، سث
نه فقط یه دیوار فیزیکی
باشه؟
باید بذاری یه نفر وارد زندگیت بشه
بغل میخوای؟
هی
سث
چی... سلام، تو اینجا چیکار میکنی؟
میدونم نباید اینجا مزاحمت میشدم
کلاً نباید میشدم، ولی
بیا
سث، من
نمیدونم چی بگم
خیلی قشنگن
داشتم دیوونه میشدم
از بس بهت فکر کردم
به خودمون و تمام اتفاقایی که افتاد
و دلم میخواست... کاش میتونستم همهچیزو درست کنم
فقط دلم برات تنگ شده
منم دلم برات تنگ شده
میدونم قرار گذاشته بودیم که
این کارو نکنیم، ولی
باید ببینمت
جمعه چیکارهای؟
پایهای بریم چیزی بخوریم یا بنوشیم؟
فرقی نمیکنه. یه کاری بکنیم
خواهش میکنم؟
باشه. باشه
اِم... بریم... رستوران مایکل
ساعت هشت شب
جای موردعلاقهم
میدونم
خب، من دیگه برم
ولی... جمعه میبینمت
هشت شب
رستوران مایکل
هی، کجا بودی پسر؟ ناهار
قبلاً که بهت گفتم
ببین، دو نفر
وقتی نبودی دو نفر دیگه هم غزل خداحافظی رو خوندن
هارمون و جانسون
سراغ کایل رو میگرفتن ولی تو رفته بودی
واسه همین پریدن سراغ لوئیس
پسر، یه کم پیش از کنار اتاق رد شدم صدای گریهشو شنیدم
لوئیس که اهل گریه نیست
اون گریه نمیکنه
آره، ولی چیزی که شنیدم رو شنیدم
آقای کایل، میبینم که از ناهار برگشتین
میشه بیای اینجا، لطفا؟
اِ، بله
فقط دو دقیقه... دو دقیقه بهم وقت بدین
میرم... دستشویی
باید برم دستشویی
لعنتی
سث
ما فقط میخواستیم یه لحظه وقتتو بگیریم و
خب
ما دیگه حس نمیکنیم که تو برای این پُست مناسب باشی
ولی
یعنی
یه لحظه که باهات نشستیم، فکر کنم همهچیز روشن شد
اصلاً از تواناییهات درست استفاده نشده
اصلاً و ابداً. کاملاً واضحه
سث نتونسته موفق بشه چون ما به عنوان مدیر در حقش کوتاهی کردیم
سث، میدونی
تو یه جذبه و اعتمادبهنفس ذاتی داری
که داد میزنه برای مدیری ساخته شدی
کاملاً، باورم نمیشه زودتر متوجه این موضوع نشده بودیم
آخه کجا قایم شده بودی، سث کایل؟
من... من همینجا بودم
تمام این مدت
چند وقته با مایی؟
هشت ساله که اینجام. (هشت سال!)
چطور من خبر نداشتم؟
فکر کنم این پست مدیریتی حقشه
قطعاً
چی؟
سث داره از اداره رد میشه، اوه، بزن بریم
بهبه! آره، بمب انرژی وارد میشود
وو! ایول، بزن قدش، واو! نارنجک
یو... بوم! بوم
اوه
نه! نه
الو
الو؟
این پیام برای خانم مارگرته
من سث هستم، سث کایل
مشکلات جدیای پیدا کردم
با این محصولتون
پس
ازتون میخوام بهم زنگ بزنین، خواهش میکنم
بهم زنگ بزنین
لطفاً بهم زنگ بزنین
سلام عشقم
هی، خانم خوشگله، خوبی؟
منم
منم، چی
چی؟
چی
چی شده؟
منم، سث کایل
یادت میاد؟
منو یادت میاد؟
هشت سال
هشت سال
پشت این میز لعنتی وقت گذروندم
با این کیبورد
فقط تایپ کردم
دبلیو، دبلیو، دبلیو، دات، دات، دات
و واسه چی؟
واسه چی؟ (صدای کوبیدن کیبورد)
سث، بیخیال پسر
اوه، اسپنسر
اوه، اسپنسر، بهترین دوستم
حتی فامیلی منو نمیدونه
چرا نه؟
به نگهبانی زنگ بزنین
سث، تو مریضی. فکر کنم باید بری خونه
و منم فکر میکنم تو باید خفه شی
چون آقایان، فقط میخوام ازتون تشکر کنم
بابت این ارتقای شغلیِ باشکوه
هر چقدر بگم کمه
از کثافتکاریای این جهنمِ نفرینشده
به کی زنگ میزنی عزیزم؟ اوه، سث
اوه، سث... سث، خواهش میکنم، اوه
واو پسر
الو؟
سارا؟
سارا. (سث)
سث، ک
No comments yet. Be the first to leave one.