Mike Birbiglia: Thank God for Jokes

Mike Birbiglia: Thank God for Jokes

Farsi Persian felirat letöltése

Kiadási információk

Comedy Netflix Originals - Mike Birbiglia - Thank God for Jokes 2017 2160p Netflix WEB-DL DD5 1 HEVC-TrollUHD
Kommentár warez
Translated subtitle from English to Persian Mike Birbiglia: Thank God for Jokes 2017 زیرنویس فارسی فیلم

Címkék

webdl
Közzétéve: 2026-01-08
Letöltések: 8
Hallássérülteknek: No

Farsi Persian felirat előnézete

Az első 200 sor.

سلام، من جیمی کیمل هستم. می‌شه از همگی خواهش کنم ساکت باشن؟

می‌شه همه ساکت باشن؟ لطفاً؟

همه؟

جان. جان کرازینسکی کجاست؟

جان، لطفاً به همه بگو ساکت باشن و توجه کنن

می‌شه یه ذره بلندتر بگی، لطفاً؟

ممنون، جان

عصر بخیر و به بیست‌ودومین مراسم سالانه جوایز گاتهام خوش اومدید

امشب اینجایید تا بهترین فیلم‌های مستقل سال ۲۰۱۲ رو جشن بگیرید

و مت دیمون، کسی که اون رو از فیلم‌های مستقل تأثیرگذاری مثل این‌ها می‌شناسیم:

یازده یار اوشن، دوازده یار اوشن، سیزده یار اوشن

هویت بورن، برتری بورن، و ریاکاری بورن

و افسانه بگر ونس

هیچ‌کس مثل مت دیمون مظهر روح سینمای مستقل نیست

بگذریم، می‌دونم دارید غذا می‌خورید و به دوستاتون می‌گید

که امسال چقدر از پول بقیه رو به باد دادید

ولی داریم شروع می‌کنیم و ازتون می‌خوام که توجه کنید

چون فکر کنم از این کار پشیمون نمی‌شید

مردی که قراره از اجراش لذت ببرید خیلی بامزه‌ست

اون هم یک فیلمساز مستقله

امسال یه فیلم عالی به اسم «خوابگردی با من» ساخت

و امشب اینجاست تا شما رو سرگرم کنه

خیلی رک بگم، بیشتر از اون چیزی که مت دیمون حتی توی خوابش ببینه

خانم‌ها و آقایان، لطفاً برای پنج ثانیه لیوان‌هاتون رو بذارید زمین

و با یه تشویق گرم به مایک بیربیگلیا خوش‌آمد بگید

خب

خب. مرسی

ممنون بچه‌ها

خب

این مال چهار سال پیش بود

و دلیل اینکه نشونش دادم اینه که اون ویدیو پخش شد

درست قبل از چیزی که تبدیل به یکی از عجیب‌ترین شب‌های زندگیم شد

چون وقتی جیمی کیمل اسم جان کرازینسکی رو آورد

جان کرازینسکی اونجا بود، بلند شد و به همه گفت ساکت باشن

و منظورم از «همه»، مت دیمونه

و ایمی آدامز و کلر دینز و هاروی واینستین

کل این آدم‌های باکلاس

و یه جورایی، من مجری این مراسم بودم

نمی‌خوام شکسته نفسی کنم. می‌فهمم که الان همه اینجاییم

ولی این رو هم می‌دونم که یه وقتی توی همین هفته

به یکی گفتید که امشب دارید کجا می‌رید

و اون طرف گفته: «کی؟»

و شما کارهایی که کردم رو براش گفتید، اونا هم گفتن: «اون دیگه چیه؟»

شما هم گفتید: «برو بخواب مادربزرگ»، چون اون داشت خواب می‌دید، اما

من مخاطب خاص دارم، این رو می‌فهمم. ولی

این برای من اتفاق خیلی بزرگیه

و تمام هفته قبل از مراسم، خیلی استرس داشتم

و خوابم نمی‌برد، نفسم بالا نمیومد

شب قبلش به زنم گفتم: «کلو...»

اسمش جنه

گفتم... گفتم: «کلو...»

فکر کنم این قراره یه فاجعه بشه

اونم گفت: «مو...»

چرا همچین فکری می‌کنی؟

گفتم: «من ۱۵ ساله که کمدینم...»

و چیزی که یاد گرفتم اینه که هیچ‌وقت نباید شوخی کنی

با آدم‌هایی که سوژه خودِ اون شوخی هستن

زنم یه جواب عالی برای این داشت که بعداً بهتون می‌گم چی بود

ولی شوخی چیزیه که من مدام بهش فکر می‌کنم

شوخی یه مدل حرف زدنِ خطرناکه. فقط به اخبار نگاه کنید

اتفاق شارلی ابدو در دو سال پیش

که توش ده تا طنزنویس کشته شدن

به خاطر کشیدن یه کاریکاتور توهین‌آمیز از محمد

کسی که قاتل‌ها معتقد بودن پیامبر خداست

سرور و نجات‌دهنده‌شون؛ که البته ممکنه واقعاً هم باشه

من اصلاً توی این بحث‌ها دخالتی نمی‌کنم

محمد که به نظر آدم خوبی میاد. عیسی هم که بین ۱۲ نفر محبوب بود

بودا که گیج‌کننده‌ست. تقریباً مطمئنم یا فیله یا کشتی‌گیر سومو

نکته اینجاست که

این‌ها هم مثل من طنزنویس بودن و به قتل رسیدن

خیلی شوکه شده بودم. یادمه اون موقع با همه دربارش حرف می‌زدم

و مادرم بهم گفت:

«این نویسنده‌ها نمی‌تونن شوخی‌هایی بنویسن که توهین‌آمیز نباشه؟»

و من بهش فکر کردم. گفتم: «مطمئن نیستم همچین چیزی ممکن باشه.»

چون همه شوخی‌ها توهین‌آمیزه

برای یه نفر

یه مثال براتون می‌زنم

زنم یه کاری می‌کنه که دیوونم می‌کنه

برای همه چیز دیر می‌رسه و من آدم وقت‌شناسی‌ام

اگه معمولاً آدمِ دیر رسیدنی هستید، یه دست بزنید

چند نفر. خب، چیزی که آدم‌های بدقول درباره ما آدم‌های وقت‌شناس نمی‌فهمن

اینه که ما ازتون متنفریم. و

دلیل اینکه ازتون متنفریم

اینه که وقت‌شناس بودن خیلی راحته

فقط کافیه زود بیاید، و «زود اومدن» ساعت‌ها طول می‌کشه

ولی «سر وقت بودن» فقط یه ثانیه طول می‌کشه و بعدش دیگه تا ابد «دیر» کردی

به نمایش خوش اومدید

مرسی که اینجایید

ممنون که اومدید. داشتیم درباره شما حرف می‌زدیم

خب، آدم‌های بدقول همیشه سعی می‌کنن برای «دیر کردن» یه اسم جدید بذارن

مثلاً می‌گن: «باکلاس دیر کردم.»

که مثل این می‌مونه که بگی «من نژادپرستِ خوش‌تیپی‌ام.»

که این هم یه چیز دیگه درباره آدم‌های بدقوله. خیلیاشون نژادپرستن

و دلیل اینکه این نژادپرست‌های بدقول رو مخم میرن

اینه که اغلب خیلی خوش‌قیافه‌ان

یعنی تا حالا شده با یه آدم بدقول برای جایی آماده بشید؟

جوری به کمد لباسشون نگاه می‌کنن انگار سرزمین نارنیاست

انگار یه چاهِ بی‌انتها از احتمالاته

آدم‌های وقت‌شناس اینجورین که: «همینی‌ام که هستم.»

بابت این متاسفم

دلیل اینکه من تو این کار استادم اینه که توسط آدم‌های بدقول بزرگ شدم

پدر و مادرم از اون بدقول‌ها هستن، و

وقتی بچه بودم، مادرم می‌اومد دنبالم

از کلاس شنای باشگاه، ۹۰ دقیقه بعد از اینکه کلاس تموم می‌شد

می‌دونم. مثل شرکت‌های خدماتی بود

«بین ساعت ۲ تا ۶ بعدازظهر میام دنبالت.»

من یه بچه ده ساله بودم که فقط گوشه خیابون ایستاده بود

با یه مایوی خیس که ازش آب می‌چکید و دمپایی لاانگشتی

مامانم اصلاً توی راه نبود

توی باشگاه کتابخوانی داشت درباره کتاب «رنگ ارغوانی» حرف می‌زد

منم با خودم می‌گفتم: «مامان، خودم الان به رنگ ارغوانی دراومدم از سرما!»

یه سال، رفتیم مسافرت خانوادگی

و ۴۵ دقیقه قبل از پرواز، تازه راه افتادیم سمت فرودگاه

فاصله خونمون تا فرودگاه ۴۵ دقیقه بود

بابام سر مامور حراست داد می‌زد انگار تقصیر اون بوده

این مال دهه ۸۰ میلادیه

زمانی که امنیت فرودگاه فقط در حد یه «بزن قدش» و یه دستی به پشتت کشیدن بود

زمانه متفاوتی برای آدم‌های بدقول بود. دوران طلایی‌شون بود

و بعدش همون‌طور که گفتم با یه آدم بدقول ازدواج کردم، و این خودش یه مکافاتیه

همین هفته، داشتیم می‌رفتیم یوگا

به خاطر همینه که الان اینقدر عالی به نظر میام و حالم عالیه

آرزوم اینه یه روز این حرفم خنده نگیره

اصلاً مطمئن نیستم چرا داریم می‌خندیم، ولی بیخیال، بگذریم

خب

داریم می‌ریم یوگا. زنم می‌گه: «منتظرم بمون، من آماده نیستم.»

که خیلی مسخره‌ست، چون برای یوگا اصلاً لازم نیست آماده باشی

چون کل یوگا یعنی سعی کنی موقع کششِ بدنت، باد شکمت در نره

و زندگی من بدون کشش هم همین جوریه

و مشخصاً

مشخصاً، من مال یوگا نیستم. این ورزش برای موجوداتی به اسم مرد طراحی نشده

این رو وقتی می‌فهمی که مربی می‌گه:

«می‌خوام دستتون رو ببرید عقب سمت بندِ سوتینتون...»

«و بعد پاتون رو بیارید بالا، مگر اینکه توی دوره قاعدگی باشید.»

منم با خودم می‌گم: «مطمئنم هیچ‌کدوم اینا به من ربط نداره.»

کلاً یه بار برام پیش اومده، که اونم مطمئن نیستم همون بود یا نه

بعضی از حرکت‌ها واقعاً عجیب غریبن. اون روز مربی گفت:

«می‌خوام سینه‌تون رو فشار بدید به مت...»

«و باسن‌تون رو بدید بالا...»

«و بعد جلویِ مت رو مثل یه هرزه بکشید بالا.»

منم گفتم: «باشه.» سعی داشتم با بقیه هماهنگ باشم

با خودم می‌گفتم: «من یه دختر بدم. یه یوگیِ هرزه که شانس نیاورده...»

«و داره سعی می‌کنه بین ذهن و بدنش ارتباط برقرار کنه.»

بعد یهو مربی گفت: «آفرین، جلوی مت رو مثل یه سورتمه بکشید بالا.»

یه اصلاح جزئی

بذارید فقط اونجام رو جمع کنم

خلاصه، زنم می‌گه: «منتظرم بمون، من هنوز آماده نیستم.»

و منم روی حرفم ایستادم. گفتم: «منتظرت نمی‌مونم...»

«چون تو آدم بدقولی هستی. من آدم وقت‌شناسی‌ام.»

«نمی‌خوام این قضیه وارد زندگی مشترکمون بشه...»

«چون فکر می‌کنم تا الان همه چیز خیلی خوب پیش رفته.»

سعی کردم یه جنبه مثبت بهش بدم

و اونم گفت: «باشه.»

یه رفتار منفعل-تهاجمی کلاسیک از آدم‌های بدقول

و بعد گفت:

«توی کلاس، یه مت هم کنار خودت برای من نگه دار.»

گفتم: «کلو، من این کار رو نمی‌کنم...»

«چون من به رفقای وقت‌شناسم تعهد بیشتری دارم...»

«تا به تو، که زنمی.»

و خب، عاقبت خوبی نداشت

و این شد که

خلاصه، عذاب وجدان گرفتم

بعدش رسیدم به کلاس و متم رو پهن کردم

بعدش یه مت دیگه هم کنار متم برای زنم پهن کردم

یه خانم اومد جلو و گفت: «اشکالی نداره من متم رو اینجا پهن کنم؟»

منم گفتم: «راستش، زنم...»

بعضی وقت‌ها اینقدر مودب می‌شم که حتی جمله‌هام رو تموم نمی‌کنم

یه خانم دیگه هم اومد و گفت

منم اینجوری بودم که

مثل دو تا نهنگِ فروتن بودیم

که خودش یکی دیگه از اون فیگورهاییه که دارم روش کار می‌کنم

کلاس پر شد، ۱۰۰ درصد پر، دیوار به دیوار هرزه

به جز اون متِ خالیِ کنار من، چون زنم خیلی یهویی تصمیم گرفته بود

که اصلاً اون روز به کلاس نیاد

می‌دونم

حرکت نهاییِ یه آدم بدقول

غیبت

کلاس... کلاس تموم شد

و اون مت همچنان خالی بود

تنها چیزی که مردم فکر می‌کنن اینه که زنم مرده

یا اینکه یه زن خیالی واسه خودم ساختم

تا بتونم یه «سوپر مَت» با عرض دو برابر داشته باشم

خودخواهانه‌ترین حرکت ممکن در سوسیالیستی‌ترین ورزشِ دنیا

و اون خانم اومد جلو و گفت: «امیدوارم حال همسرتون خوب باشه.»

که به زبان یوگا یعنی «ما ازت متنفریم.»

ولی این فقط روایت منه. اگه بخوام با زنم منصف باشم

اگه امشب اینجا بود، می‌گفت: «آره، ولی تو بهشون نمی‌گی که...»

منم می‌گفتم: «ببخشید خانم، اینجا برنامه داره اجرا می‌شه.»

بعدش هم با اسکورت از ساختمان می‌انداختنش بیرون

قبلاً این کار رو کردم، بازم می‌کنم

عاشق همین ویژگیِ شوخی‌هام. اونا فقط روایت تو از ماجرا هستن

اونا نظر شخصیِ تو هستن، که البته معنیش این نیست که همیشه فقط یه نظر ساده‌ان

بعضی وقت‌ها بیرونی کردنِ افکار درونیِ آدم هستن

و اغلب هم افکار درونی آدم خیلی نامناسبن

چند وقت پیش پیش دکتر ارولوژیستم بودم

همین جوری واسه خودم ول می‌گشتم. نه، یه علامتی داشتم

یه علائمی داشتم. این رو جایی نگید

یه علامتی داشتم که

گفتنش سخته

یه جوری بود که، وقتی من و زنم سکس داشتیم

توی مجرای ادرارم احساس سوزن سوزن شدن می‌کردم

Hozzászólások

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left