Az első 172 sor.
پسر گیپسویک
ایرابل
بهت گفته بودم اینجا نیای
تو گفتی دنبالت نیام
و با این حال، باز اینجایی
تا اونجایی که یادمه، همین الان تو بودی که داشتی دنبال من میاومدی
باید بابت این گستاخی بدم بدنت رو چهارشقه کنن
ویتنی. ویتنی؟ ویتنی
پاشو تنبلخانم، وگرنه اون شب بزرگ رو از دست میدیا
ویتنی
نمیتونی کل شب رو اینجا قایم شی
کی گفته من قایم شدم؟
اون... اون نسخه ویژهست
هی! هی! جشن فارغالتحصیلی یه مرحلهست که باید بگذرونی
آره. راست میگی
نمیتونم صبر کنم تا برای نوههام تعریف کنم که اون موقع
چطوری با اون پسره بیعرضهی خنگِ کلاس جبر ۲ رقصیدم
یعنی ته دلت اصلاً نمیخوای جشن بگیری؟
بابت همهی چیزایی که به دست آوردی؟
نه واقعاً
اه
جونا، مامانت چطوره؟
کلی ذوق داره که قراره از دستمون راحت شه و خونه خلوت شه
ویتنی اینجاست؟
اِ... آره. ویتنی
کدام هیولایی این وقت شب دم در سبز میشه؟
همون هیولایی که تو از پنج سالگی
عاشقش بودی
پس زود باش، بیا بریم
برو
هول نشو
جونا
اینجا چیکار میکنی؟
اوه... من میذارم شما دوتا با هم حرف بزنین. اوم
خیلی شیک شدی
اوه، جدی؟ فکر کردم شاید یه کم زیادهروی کرده باشم
نه، نه، نه
ام... نباید الان توی جشن باشی؟
یه جورایی به همین خاطر اینجام
امیدوار بودم شاید تو هم با من بیای
نمیتونم تصور کنم ویلو چه حسی پیدا میکنه
اوه، ما به هم زدیم. آره. این بار دیگه جدیجدی
ببین، ما کل عمرمونه که همدیگه رو میشناسیم
به خاطر باباهامون
و تو همیشه هوای منو داشتی
و منم میخوام الان کنارت باشم
من واقعاً برنامهای برای رفتن نداشتم
ویتنی
نمیذارم این شبِ
بهترین شبِ عمرمون رو از دست بدی
مخصوصاً وقتی که
هیچکس دیگهای نیست که بخوام باهاش برم
لطفاً نذار التماست کنم
با کمال میل میآد
ببخشید
ببین! اون اصلاً نمیتونه
چشم ازت برداره
ویلو پوستم رو میکنه
جونا هیچوقت نمیذاره همچین اتفاقی بیفته
باشه. ولی اگه ما رو با هم ببینه چی؟
اون چهار سال شما دوتا رو از هم دور نگه داشت
و حالا اون تو رو میخواد و ویلو هم هیچ کاری نمیتونه بکنه
ها
عالی شدی
اه
بپوشش دیگه، زود باش. خیلی بانمک میشی
ای بابا
مسخره شدم
نظرت درباره اون آبیه چیه؟
میدونی، فقط یه لحظه
قلابش رو ببند. خب. باشه
انگار دارم دوباره از رحم مادر متولد میشم
باشه. خیلی خب. آره. اوکی
بله. سلام
عالیه
خب؟
اوه... اندامت عالی شده
بریم سراغ آرایشت؟
من بیشتر اهل "اتریوم" هستم
شماها میدونین NFT چیه؟
واو
حس میکنم مثل یکی از اون عروسکهای باربیام
که وسط کیک تولد گیر کرده
خیلی خوشتیپ شدی ویتنی
در واقع، اونقدرها هم بد نبوده
منهای اینکه ویلو با نگاهش داشت پشت سرم رو سوراخ میکرد
اوه، من که متوجه نشدم
جونا
یه چیزی هست که... خیلی وقته میخواستم بهت بگم
ویت... اِ
و حالا لحظهای که همهتون منتظرش بودین
ملکه و پادشاهِ جشنِ دبیرستان "کرسنت فال"
ویلو رِیمی
من
و جونا بِکمن
وای خدای من، اصلاً خبر نداشتم
اوه
وای، خدای من
اینا گِن هستن؟
خوشحالم دوباره تو زمین میبینمت، ویت
آره، نترس، موقع ضربهی "بکهند" از هر دو دستت استفاده کن
هی، آرومتر
سرنا ویلیامز، بیا لنگ بنداز
قسم میخورم هنوزم میتونی حرفهای بازی کنی
هی، خب نظرت چیه
بریم سالنهای پذیرایی رو چک کنیم؟
واسه عروسیت. خوبه؟
آره. بله
تو چی میگی، بچه؟
من نمیام
من تو کافهی باشگاه هستم
باشه. بیا بریم
عالیه. ممنون قربان
سلام
میتونم یه موکای شکلات سفید بزرگ داشته باشم؟
اومهوم. مرسی
دلار و ۹۹ سنت ۴
دلار و ۹۹ سنت ۴
آره
اینا رو بذار همینجا، مرسی
ویتنی؟
هی
اِ، میخواستم باهات حرف بزنم
اوه. تو... توی باشگاه کار میکنی؟
اوه، آره
قبل دانشگاه باید یه ذره سابقهی کار جمع کنم، مگه نه؟
هی، تبریک میگم بابت پاپی و لِوی
قراره همینجا عروسی بگیرن؟
برنامهشون که اینه
منم دارم توی کارهای خدمات عروسی کمک میکنم
پس تو
تمام تابستون اینجایی
ببین، دربارهی اون شب... اوم
چرا انقدر طول کشید؟
اوه... سلام ویتنی
داشتی میگفتی؟
اوه، اِ
داشتیم دربارهی نقشههامون برای تابستون حرف میزدیم
ویلو داره میره اروپا
آره
موکای شکلات سفید بزرگ
بابام قراره یه قایق تفریحی توی مدیترانه کرایه کنه
خیلی دلم برات تنگ میشه
موکای شکلات سفید بزرگ؟
این سفارش شماست؟
منم دوتا آیسکافی گرفتم. اوه. عالیه
بیا، اوم
من فقط یه لحظه خیلی سریع با ویتنی حرف میزنم
اوه، باشه
خب دیگه، میبینمت
اوه، خیلی خندهداره چون واقعاً هیچوقت فکر نمیکردم
که مجبور شم اینو برات توضیح بدم، اما
ممکنه اون بورسیهی کوچولوت رو برده باشی
ولی پات رو از گلیمت درازتر نکن
حتی اگه من و جونا با هم به هم میزدیم
اون هیچوقت سراغ دختری مثل تو نمیاومد
این موضوع همونقدر واقعیه که اون پیشدرآمدهای فانتزیای که
همه جا با خودت اینور و اونور میکِشی
میفهمی که؟
اوم. موکا
از یکشنبه شروع میشه
کلاً شش هفتهست
تو سه تا تابستونِ پشتِ سرِ هم رفتی اردوی بسکتبال
هی. وایسا، وایسا. عروسی چی؟
برمیگردم تا برای بخش اصلی کارها کمک کنم
لطفاً. من برای امتحانها جون کندم
نمرههامم خوب شد
فقط باید روی... سلامت جسمیم تمرکز کنم
یه کم... هوای تازه بخورم
شاید بازیم رو توی تنیس بهتر کنم
ایدهی خیلی خوبیه. مگه نه؟
جیسون
No comments yet. Be the first to leave one.