Kiadási információk

the red queen kills 7 times 1972 1080p bluray x264-ghouls
Kommentár warez
Translated subtitle from English to Persian La dama rossa uccide sette volte 1975 زیرنویس فارسی فیلم

Címkék

bluray
Közzétéve: 2025-12-25
Letöltések: 19
Hallássérülteknek: No

Farsi Persian felirat előnézete

Az első 200 sor.

کیتی

کیتی

سلام. سلام

داری چیکار می‌کنی؟ نمی‌بینی دارم بازی می‌کنم؟

عروسکت رو دوست داری؟ البته که دارم. اسمش الیزابته

خیلی قشنگه

نمی‌ذاری یه ذره بغلش کنم؟

می‌دونی که خیلی روی عروسکم حساسم

اِولین

پسش بده! اولین

خیلی بدجنسی

خیلی بدجنسی اولین. عروسکم رو بهم بده

بهش صدمه نزن. خواهش می‌کنم اولین

اِولین

زود باش

عروسکم رو بهم پس بده

اگه عروسکم رو پس ندی، منم

اِولین

پدربزرگ، ببین اولین داره چیکار می‌کنه

عروسکم رو می‌خوام! اگه پسش ندی موهاتو می‌کشم

بسه دیگه، تمومش کنید. عروسکش رو بهش پس بده

اون همیشه عروسکمو می‌گیره پدربزرگ. هیچ‌وقت دست از سرم برنمی‌داره

من ملکه قرمزم و کیتی ملکه سیاه

من ملکه قرمزم... اولین، عروسکش رو پس بده. اولین

پدربزرگ عروسکت رو برات پس می‌گیره

من ملکه قرمزم و کیتی ملکه سیاه

اِولین، دیوونه شدی؟

اِولین... داری چیکار می‌کنی؟ اولین

ازت متنفرم پدربزرگ. اولین! نه

نه! عروسکم! ازت متنفرم! ازت متنفرم

اِولین

اِولین

مری... مری

بسه دیگه! بلند شو

کیتی، ولم کن! مری

بلند شو

تمومش کن! می‌کُشمت کیتی

دیگه کافیه! می‌کُشمت

بسه دیگه

دیگه کافیه

بلند شو

اون شروع کرد پدربزرگ. دروغ می‌گه

ببخشید پدربزرگ، نمی‌خواستم این کارو بکنم

ولی وقتی به اون نقاشی نگاه کردم، یه حسی بهم دست داد

پدربزرگ، تو هیچ‌وقت واقعاً بهمون نگفتی معنی اون نقاشی چیه

فقط اینکه یکی‌شون خوب بود و اون یکی بد

مری، قطره‌هامو بیار

لطفاً عجله کن. چشم قربان، الان می‌آرم

برامون تعریف می‌کنی پدربزرگ؟

ترجیح می‌دادم هیچ‌وقت درباره‌ی اون نقاشی باهاتون حرف نزنم

ولی شاید دیگه وقتش رسیده باشه

سال‌های خیلی خیلی دور

ملکه قرمز و ملکه سیاه توی همین قلعه زندگی می‌کردند

اون‌ها هم مثل شما دوتا با هم خواهر بودن

از همون بچگی از همدیگه متنفر بودن

ملکه سیاه در سکوت

نقشه‌های شوم ملکه قرمز رو تحمل می‌کرد

و منتظر روزی بود که بتونه انتقامش رو بگیره

وقتی ملکه قرمز عاشق مردی شد

ملکه سیاه بالاخره فرصت انتقام رو پیدا کرد

و یه شب که خواهرش خواب بود، اون رو به قتل رسوند

بی‌رحمانه هفت بار بهش خنجر زد

افسانه‌ها می‌گن یک سال بعد از مرگش

ملکه قرمز دوباره زنده شد و وحشت به پا کرد

اون شش نفر آدم بی‌گناه رو کشت

و هفتمین نفر، همون ملکه سیاه بود

بعد از اینکه ملکه قرمز دوباره به آرامش رسید، به قبرش برگشت

اما همین اتفاق، صد سال قبل‌ترش هم افتاده بود

و صد سال بعدش هم تکرار شد

همیشه توی همین قلعه

و همیشه بین دو تا خواهر

و این اتفاق هر صد سال یک‌بار تکرار خواهد شد

پدربزرگ، تو واقعاً به این چیزا باور داری؟

همش چرت و پرته. این‌ها فقط افسانه‌ست و هیچ حقیقتی نداره

طبق افسانه، دفعه‌ی بعدی کِی قراره این اتفاق بیفته؟

سال دیگه ۱۴

۱۹۷۲ دقیق‌تر بگم، در سال

تا اون موقع خیلی مونده پدربزرگ

حق با توئه. مری؟

بله قربان؟ بگو همین امروز اون نقاشی رو بردارن

بندازش دور

دیگه هیچ‌وقت نمی‌خوام ببینمش

شما دوتا هم برید بازی کنید. برید پی کارتون

ملکه قرمز هفت بار می‌کشد

پدربزرگ

فکر نمی‌کنی دیگه زیاد بیرون موندی؟

نه فرانزیسکا. از اینجا خوشم میاد

عاشق زندگی توی حومه‌ی شهرم. نگران نباش

حالت خوب نیست؟ نه

چی شده؟ بهتره بریم تو. یه کم سردم شده

آها، کیتی زنگ زد

حالت رو پرسید و گفت که خیلی زود میاد به دیدنمون

کیتی دروغگوئه. هیچ‌وقت نمیاد

از اِولین هم خبری ندارم

اون آمریکاست پدربزرگ

می‌تونست هر چند وقت یک‌بار یه نامه‌ای بنویسه

فرانزیسکا... تویی؟

کی اونجاست؟

فرانزیسکا... فرانزیسکا

کمک

کمک

فرانزیسکا

هربرت؟

هربرت؟

شنیدی

الو؟ فرانزیسکا هستم

چی شده؟ پدربزرگ

چه اتفاقی افتاده؟ پدربزرگ

دیشب دویدم توی اتاقش و دیدم با چشم‌های کاملاً باز افتاده

کنار تخت افتاده بود. سکته قلبی

واقعاً وحشتناک بود

پدربزرگ بیچاره

مگه همه‌مون آرزوی مرگ این پیرمرد رو نداشتیم؟

اجازه نمی‌دم این‌طوری حرف بزنی. مگه غیر از اینه؟

یه ارث و میراث حسابی منتظرمونه

تو، کیتی کوچولوی عزیز

نوه‌ی سوگلیش، بیشترین سهم رو می‌بره

در مورد من و فرانزیسکا هم

ما هم سهم خودمون رو می‌گیریم که نصف سهم کیتی می‌شه

مگه نه عزیزم؟ یا نکنه می‌خوایم بهش پشت پا بزنیم؟

تو خیلی پستی هربرت

خب، کیتی؟

حرفی برای گفتن ندارم. قبلاً توافق کرده بودیم

چرا قیافه گرفتی؟ زندگی‌مون داره از این رو به اون رو می‌شه

اگه منظورت شغل منه، اشتباه می‌کنی. من ولش نمی‌کنم

دیشب ملکه قرمز رو توی پارک دیدم

بهت گفته بودم، نه؟

هربرت رفته بود پایین توی کتابخونه. خوابش نمی‌برد

یهو صدای یه جیغ شنید

و یه خنده‌ی وحشتناک

دوید سمت پنجره و ملکه قرمز رو دید که داره فرار می‌کنه

مسخره‌ست

همش خیالاتی شده

می‌دونم، همش خیال بوده

اما کیتی

منم اون صدای خنده رو شنیدم

یه چیز دیگه هم هست. چی؟

هربرت بهت نگفت؟

که ملکه قرمز

چهره‌اش شبیه اِولین بود؟

نه فرانزیسکا، امکان نداره حقیقت داشته باشه

آره، می‌دونم. می‌دونیم که اولین مرده

یه لحظه بیا اینجا

خوبه. همین‌طوری بمون

آماده‌ای لولو؟

روی وسپا کمرت رو صاف نگه دار

فردریک، همه‌شون رو بفرست آزمایشگاه

کمک کن اون مدل‌ها رو ردیف کنن و بعد برگرد اینجا

باشه کیتی

فردریک، دوربین رو برای عکاسی رنگی تنظیم کن

این دوتا مرغ عشق رو ببین لنور

اون داره سعی می‌کنه زن دیوونه‌اش رو فراموش کنه و این دختر هم هر کاری از دستش برمیاد می‌کنه

سلام. چطوری؟ سلام

خسته‌ای؟ یه کم

باید استراحت کنی عزیزم. می‌دونم

بیا دفترم، می‌خوام درباره‌ی مدل‌های تابستون سال دیگه حرف بزنیم

فکر کنم مارتین خیلی خوش‌تیپه

خواهرت برای خوندن وصیت‌نامه میاد؟

نه، اولین هنوز آمریکاست، که بهت گفتم

حتی آدرسش رو هم نداریم. سعی کردم پیداش کنم ولی

چرا این‌قدر پیگیر خواهرمی؟

چرا ناراحت می‌شی؟ نمی‌فهمم مشکلش چیه

تا همین چند ماه پیش مدام درباره‌اش حرف می‌زدی

حق با توئه

باعث آرامشم بود، انگار داشتم از دستش رها می‌شدم

اِولین سال‌ها منو عذاب داد و تحقیر کرد

اما با این وجود، مارتین، واقعاً دلم براش تنگ شده

«من، توبیاس ویلدن‌بروک، در سلامت کامل عقل و روان...»

«موارد زیر را نوشته و اعلام می‌دارم:»

«در این روز، ۱۲ ژانویه ۱۹۷۲، حکم می‌کنم...»

«که وقتی مرگم در این سال سرنوشت‌ساز فرا رسید...»

«که با وضعیت ناپایدار سلامتی‌ام انتظارش می‌رود...»

«برای جلوگیری از وقوع مصیبتی ناگوار برای خانواده‌مان...»

«اموالم نباید بین وارثانم تقسیم شود...»

«تا زمانی که سال جاری به پایان برسد.»

«با شروع سال جدید...»

«آقای بائر، وصی برگزیده‌ی من...»

«پاکت پیوست شده را که تا آن زمان نزد خود نگه می‌دارد، باز خواهد کرد.»

«که شامل لیست دارایی‌های من است...»

«و دستورالعمل‌های من برای تقسیم آن‌ها بین نوه‌هایم:»

«کیتی ویلدن‌بروک، فرانزیسکا ویلدن‌بروک زیلر...»

«و اِولین ویلدن‌بروک.»

همین بود. کی می‌دونه آقای ویلدن‌بروک به چی فکر می‌کرده؟

اخیراً رفتارهای خیلی عجیبی از خودش نشون می‌داد

خداحافظ دوشیزه فرانزیسکا. خداحافظ

خداحافظ دوشیزه کیتی. خداحافظ

این وصیت‌نامه هیچ منطقی نداره

چه فرقی می‌کنه که ارثمون رو الان بگیریم یا یه سال دیگه؟

پدربزرگ به اون افسانه اعتقادی نداشت

فکر کنم چیز بدی هم نباشه

چرا؟

برای اِولین. وقت بیشتری داریم

تو برو فرانزیسکا. من در رو می‌بندم

جیغ بزنی شاهرگت رو می‌زنم

گوش کن کیتی

ماه‌هاست دنبال اولین می‌گردم. اون رو می‌خوام

من اونو می‌خوام! می‌دونم

می‌دونم که اولین توی آمریکا نیست

نمی‌دونم کجاست، ولی همین‌جاست

نمی‌تونی این کارو با من بکنی کیتی

The Red Queen Kills Seven Times subtitles in other languages

Hozzászólások

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left