A Whisker Away

A Whisker Away (泣きたい私は猫をかぶる)

Farsi Persian felirat letöltése

Kiadási információk

A Whisker Away 2020 1080p NF WEB-DL DUAL DDP5 1 x264-E N D
Kommentár warez
Translated subtitle from English to Persian Nakitai watashi wa neko o kaburu 2020 زیرنویس فارسی فیلم

Címkék

webdl
Közzétéve: 2026-01-05
Letöltések: 8
Hallássérülteknek: No

Farsi Persian felirat előnézete

Az első 200 sor.

دلم می‌خواد کمکت کنم. می‌خوام بشنوم که بهم می‌گی: «دوستت دارم.»

من کجام؟

اینجا کجاست؟

بقیه کجا رفتن؟

راه رو گم کردی؟

میو

می‌تونی به بابات بگی که می‌خوای با من زندگی کنی؟

این‌طوری می‌تونیم هر روز پیش هم باشیم

قراره باهاش ازدواج کنه، نه؟

شاید. همین الانشم داره با ما زندگی می‌کنه

ای بابا. حتی یه دونه ماهی هم نگرفتیم

همه‌تون خیلی خودخواهین. میو

سرزنشت نمی‌کنم. حق داری که عصبانی باشی

ولی یه چیزایی هست که تا بزرگ نشی نمی‌فهمی

پس انقدر چیزایی که نمی‌فهمم رو بهم نگو

میو! وایسا

از این وضعیت متنفرم

از این دنیای احمقانه بدم می‌آد

کاش دنیا زودتر تموم شه

فانوسِ گربه

ماسک؟

خوش اومدی. می‌خوای یکیشون رو امتحان کنی؟

یوری

صبح بخیر

اوه، سلام. چی شده؟

می‌بینم که مثل همیشه بدعنقی

ولی مثل همیشه خوشگلی! داری چی می‌گی؟

موضوع چیه؟

ببخشید! هوای کیفم رو داشته باش! واقعاً نباید این کار رو بکنی

خواهرم خیلی رو مخه. آره؟ واقعاً؟

انجامش دادم

حمله... طلوعِ خورشیدِ هینوده

جدی می‌گم، تمومش کن دیگه

این یعنی ابرازِ عشق

هینوده، صبر کن

وایسا هینوده! هینوده! طاقت ندارم

اون واقعاً جذاب بود

شنیدی؟ گفت: «نمی‌تونم صبر کنم.»

خیلی معنادار به نظر می‌رسید

مثلاً بگه: «می‌تونم ببوسمت؟» «صبر کن!» «نمی‌تونم صبر کنم.»

بعدشم چشمامون تو چشم هم افتاد! دیوانه‌کننده بود! صبح بخیر

چی؟! عالیه! بعدش چی شد؟

متأسفانه همون بود و بس

موفق شدم صدای جذاب هینوده رو بشنوم

دیگه الان با خیال راحت می‌تونم بمیرم. درکم می‌کنی، نه؟

اصلاً و ابداً. هینوده، باید با موگه مهربون‌تر باشی

موافقم

باید تو گوشش زمزمه کنی... بهشون توجه نکن

با اون صدای جذابت و

دردم اومد! چته آخه؟

خفه شو! دهنت رو ببند! ساکت شو! ساکت، ساکت

هی هینوده! بذار صدات رو با گوشیم ضبط کنم

قبل خواب بهش گوش می‌دم. خوابام رویایی می‌شن

بی‌خود نیست که همه بهش می‌گن «موگه»؛ یعنی دخترِ فوق‌العاده عجیب و غریب و مرموز

«نمی‌تونم صبر کنم.» واقعاً این رو گفت

این واقعاً ناراحت‌کننده‌ست

چی؟

تابلوئه که علاقه‌ای نداره ولی تو بی‌خیال نمی‌شی. واقعاً آدم رو دپرس می‌کنه

می‌فهمم. ولی بازم

هیچ دختر دیگه‌ای مثل من بهش نزدیک نیست. این یعنی من خاصم، مگه نه؟

دقیقاً مثل یه آدمِ سریش حرف می‌زنی

بهم بگو. آخه چرا هینوده؟

قبلاً یه جوری می‌فهموند که بهش نزدیک نشی. الان دیگه کلاً محل نمی‌ذاره

یوری! چی؟

کنجکاوی؟

اون دفعه رو یادت می‌آد که تو جشنواره بارون اومد؟

همونی که من بخاطر مراسم ختم مادربزرگم نتونستم بیام؟

اون روز... ما دوتا تنهایی کنار هم کز کرده بودیم

انقدر ساکت بود که اصلاً معلوم نبود جشنواره‌ای در جریانه

انگار بقیه‌ی دنیا غیب شده بود

راست می‌گی

دنیا پر از چیزاییه که ازشون متنفرم و بهشون نیازی ندارم

اما اگه وقتی از اینجا برم بیرون چیزی نباشه

اونوقت اصلاً دلم نمی‌خواد این‌طوری بشه

کی فکرش رو می‌کرد انقدر رمانتیک باشی

دلم نمی‌خواد این اتفاق بیفته

قلقلکم می‌آد

مثل بچه‌های کوچیک می‌خندی

از این دنیا خسته شده بودم، ولی الان می‌دونم اونقدرا هم بد نیست

چون بالاخره هینوده رو دیدم

موگه

بستنیت! به خودت بیا

داری خیال‌پردازی‌هات رو با واقعیت قاطی می‌کنی

بستنیِ منم که به فنا رفت

این واقعاً ناراحت‌کننده‌ست. خوشم نمی‌آد

الو موگه! کجایی؟ برگرد به زمین

ولی واقعاً اتفاق افتاد. چرا باور نمی‌کنی

نمی‌دونستم از گربه‌ها بدت می‌آد

به زمانش، مکانش و خودِ گربه‌ش بستگی داره

بعداً می‌بینمت، یوری

یادت نره فردا هم دوباره باهام رفیق باشی، خب؟

دیوونه نشو. می‌بینمت

خداحافظ

میو

میو

سلام... خوبی؟

وایِ من! وزن کم کردی؟

نه، نه واقعاً... شدی پوست و استخون

من اصلاً وزن کم نکردم

نمی‌دونی چقدر دلم برات می‌سوزه، میو

واقعاً نیازی نیست. من... بهت غذا می‌ده؟

بله، البته

داره باهاتون زندگی می‌کنه، درسته؟

مجبورت می‌کنه غذاهایی که دوست نداری رو بخوری؟

نه واقعاً... میو

اوه، خدای من! سلام! سلام

فعلاً خداحافظ، میو

من دیگه باید برم. خداحافظ

وقتی به سنِ اون می‌رسن، دیگه نمی‌تونن دست از فضولی بردارن، نه؟

من برگشتم، خانم کائورو

خوش اومدی، میو

کیناکو

هواشناسی گفته فردا هم هوا آفتابیه

می‌خوام تشک‌ها رو بذارم تو آفتاب تا هوا بخورن، پس

لازم نیست نگرانِ مالِ من باشی. اگه بذارم جلو آفتاب، نرم‌تر و پفی‌تر می‌شه

مشکلی نیست! دفعه‌ی بعد خودم انجامش می‌دم

نباید زحمتت بدم. اصلاً باعث زحمت نیست

کیناکو

برگشتم، کیناکو

فکر کنم باید از بچگی بزرگشون کنی تا ازت خوششون بیاد

تو یخچال بستنی هست

ممنون، ولی تو راه خونه یکی خوردم

واقعاً؟

خودتون بخورین، خانم کائورو. شما و کیناکو

باشه

شام که حاضر شد صدات می‌کنم. باشه

کیناکو، میان‌وعده می‌خوای؟

می‌دونم سعی می‌کنه مهربون باشه، ولی کاش فقط تنهام بذاره

من نقشه‌های خودم رو دارم

کجاست؟

من نقشه‌های خودم رو دارم

بدسلیقه

یومی

حداقل بیا تو تا کردن لباس‌ها بهم کمک کن

حتماً باید این کار رو بکنم؟

من اومدم

خوش اومدی

کنتو؟

هوپ

توضیح بده. چرا این رو تحویل ندادی؟

می‌خوای بری دبیرستان ایچی، مگه نه؟

هنوز دارم بهش فکر می‌کنم

باید این موضوع رو جدی بگیری. ما برای تأمین مخارجمون روی تو حساب کردیم

توقع داری پسرِ خانواده خرجی بده؟ این دیگه خیلی قدیمی شده

تو که اصلاً کمکی نکردی

اومدم خونه بابا. باشه، باشه

اگه می‌خوای بری پیش پدربزرگت، اول تکالیفت رو تموم کن

مشق ندارم

مامان، چقدر شورتت بزرگه! ساکت باش

تارو؟

تارو؟

هنوز نیومده؟

تارو

تارو؟

تارو

بوی خورشید می‌دی

هینوده

کن؟

داری چی کار می‌کنی؟

خیلی فکرش مشغوله

نگرانش نباش

تو خیلی از من باهوش‌تری

می‌فهمم چرا ساچیکو انقدر بهت امید بسته

ولی به نظر من تو خیلی باحالی، پدربزرگ

حالِ دلت همیشه توی کارت خودش رو نشون می‌ده

بله، چشم

گشنته؟

پدربزرگ، می‌خوام از آشپزخونه‌ت استفاده کنم

خب، بیا یه کم استراحت کنیم

تارو، امروز روزِ شانسِته

دست‌پختِ «کن» رو دوست داری، مگه نه؟

هیچ‌وقت خودش رو تمیز نمی‌کنه یا چنگال‌هاش رو تیز نمی‌کنه

چه گربه‌ی عجیبی

چقدر ترسناک

تو تناسخِ تارو هستی، نه؟

شرط می‌بندم بقیه هم بهش غذا می‌دن. این‌طوری چاق می‌شه

من گربه‌های تپل رو بیشتر دوست دارم

البته نباید بیش از حد چاق بشن

تارو، به این زودی داری می‌ری؟

مطمئنم کلی خونه داره که می‌تونه بهشون برگرده

اوه، لعنتی

وای خدای من! عالی بود

«به این زودی داری می‌ری؟» وای خدای من! چقدر این پسر رویاییه

اوه، لعنتی

بله... صبر کن

گربه! مامانی، یه گربه اینجاست! چقدر نازه

چی؟ چرا بهم نگفتی تارو اینجاست؟

براش تشویقی خریدم

هی، هنوز اینجایی؟ تارو؟

بدون اینکه با صاحبش خداحافظی کنه رفت. چه بی‌ادب

اون حیوونِ خونگیِ ما نیست. در ضمن، من پیداش کردم، نه تو

همون روزِ بارونیِ جشنواره، مگه نه؟

کلاس کنکورت رو پیچوندی و مامانِ عزیزمون هم حسابی قاطی کرد

من دیگه می‌رم

باشه. بابت امروز ممنون

مرسی

خفه شو

من که چیزی نگفتم

اون روز

جشنواره‌ی تنو

Hozzászólások

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left