Az első 200 sor.
مکس
"اونجا کلی ربات خدمتکار هست که تمام روز بهت خدمت میکنن
اگه اونجا زندگی کنی، هیچوقت مریض یا پیر نمیشی."
یه روزی هر دوتامون رو میبرم اونجا. جدی؟
آره، قول میدم
فرِی و
مکس
برای همیشه
داری میری سر کار، نه؟ باید کله سحر بیدار شی بری پای اون خط تولید
خیلی خندهدار بود، من شغل دارم
بیخیال. فکر کردی پول دارم؟ قیافهم به پولدارها میخوره؟
بیخیال بابا
تو چی؟ تو یکم پول داری؟
بیخیال. چی اون تو داری؟ چی داری؟
اوه، یه لحظه صبر کن
یه لحظه وایسا
اوه، ۵ دلاره. هی، یه لحظه وایسا، ۵ دلار دارم. خرپول شدم
خیلی خب
لطفاً با نظم توی صف بایستید. اتوبوس شما رسید
بازرسی شد. حرکت کن
ممکنه کیفهای شما تفتیش بشه
صبح بخیر، جناب افسر
سابقه کیفری سنگین. چندین مورد جنایت. توی کیف چیه؟
بیشترش وسایل موئه
دارم فقط سر به سرت... هی، هی، هی
فقط دارم میرم سر کار. هیچ کوفتی توی این کیف نیست
بیخیال، من
تخلف: نافرمانی شهروندی
فقط دارم میرم سر کار، مرد. بیخیال
بازرسی شد. چیزی اون تو نیست، هست؟
سیاست عدم تحمل در مورد تمام شهروندان اجرا میشود
زرشک! معلومه دیگه
باید فوراً به افسر عفو مشروطت گزارش بدی. ممنون، شهروند
نه، تو ممنون
فرِی، شکستگی، تخت ۲. فقط بذار کارمون رو بکنیم، باشه؟ بذار کار کنیم
مکس؟
فرِی. فکر کردم تو
کی برگشتی؟
یه مدتی هست که برگشتم. میبینم که هیچی عوض نشده
نه، این یکی اصلاً تقصیر من نبود. معلومه که نبود
بذار یه نگاه بندازم. بدجوری شکسته. اصلاً خوشایند نیست
پس پرستار شدی، ها؟ بالاخره انجامش دادی
آره
عالیه
هنوزم ماشین میدزدی؟
نه. خدا نکنه، نه. دیگه از اون کارهای احمقانه نمیکنم
توی شرکت آرمدایان کار میکنم
پای خط تولید، دارم خودم رو میکشم بالا. (به دیگری:) طبقه سوم بهت نیاز دارن
الان میام
خب، میدونی، حالا که برگشتی
یه لحظه مکس. فقط دو ثانیه
دومینیکا. میتونی اینجا رو تحویل بگیری؟
هی، گوش کن. خب، حالا که دیگه برگشتی و این حرفها
مکس، واقعاً معذرت میخوام. باید برم
از دیدنت خوشحال شدم. دنبال دردسر نگرد
نمیگردم
دکتر رودریگز، با اتاق عمل تماس بگیرید
دکتر رودریگز، با اتاق عمل تماس بگیرید
برین کنار آقا. ببین، میفهمم
میدانم چرا از این محله رفتی. درکت میکنم
اگه منم مثل تو باهوش بودم، منم میرفتم. بیا با هم شام بخوریم. فقط
خیلی خب. ببین، به یه قهوه هم راضیام
نه. اوه، ای بابا
باید اون یکی دستم رو هم بشکنم تا بهم توجه کنی؟
تمومش کن. تمومش کن. چون واقعاً این کار رو میکنم
زندگی من پیچیدهست، مکس
فقط... دلم... دلم برات تنگ شده
شیفتم چهارشنبه ساعت ۸ تموم میشه، باشه؟ آره. خیلی خب
قهوه. آره، قهوه. درسته
بزن به چاک
تمام افراد دارای عفو مشروط باید بازرسی بدنه از نظر سلاح را بگذرانند
سلام
فقط میخواستم توضیح بدم
مکس داکوستا. نقض ماده ۲۲۱۹ قانون مجازات، امروز در ایستگاه اتوبوس 34B
بله، دقیقاً همون چیزیه که میخواستم دربارش حرف بزنم
ببینید، یه سوءتفاهم پیش اومده بود
تمدید فوری عفو مشروط به مدت هشت ماه
صبر کن، چی؟ نه، نه، نه. میتونم توضیح بدم چی شد
من فقط یه شوخی کردم، و، خب میدونید
حرف نزن. ماموران پلیس رفتار خشونتآمیز و ضداجتماعی گزارش کردهاند
با کمال تأسف باید عفو مشروط را تمدید کنیم
افزایش ضربان قلب شناسایی شد. قرص میل دارید؟
نه. ممنون
میخواستم توضیح... حرف نزن
ماتریس شخصیتی ۷۸.۳ درصد احتمال بازگشت به الگوهای رفتاری قدیمی را نشان میدهد
سرقت بزرگ خودرو
حمله با سلاح مرگبار. مقاومت در برابر بازداشت
تمایل دارید با یک انسان صحبت کنید؟ نه، حالم خوبه، ممنون
آیا دارید کنایه میزنید یا توهین میکنید؟ منفی
توهین به افسر عفو مشروط جرم فدرال محسوب میشود
فهمیدم
امنیت اولویت ماست
هی. داکوستا. - سلاحی یافت نشد
برای شیفتت دیر کردی. یه کاری برام پیش اومد
نه، با اون دستت نمیتونی کار کنی. مرخصی
نه، نه، نه. حالم خوبه مرد. میتونم کار کنم. این امروز باز میشه. روبراهم
روبراهی؟ روبراهم
باشه. حقوق نصف روزت رو کسر میکنم
آره، باشه. شانس آوردی که این کار رو داری
سلاحی یافت نشد. ورود مجاز است
در هر شیفت بیش از یک بار به دستشویی نروید. لطفاً محل کار خود را مرتب نگه دارید
محل کار مرتب، محل کار پربازده است
ببین مکس، فکر کنم ازت خوشش میاد
به نظرت امروز صورتش رو عمل کرده؟ خوشتیپ شده
توجه. تمام کارگران باید به سهمیه هفتگی برسند
لطفاً هرگونه فعالیت ناایمن را به سرپرست خود گزارش دهید
اگه مسیر مشخصی برای سودآوری نداشته باشیم
سرمایهگذاران ما اعتمادشون رو کاملاً از دست میدن
فکر کردی اون پایین روی زمین داشتم چکار میکردم؟
فکر کردی از نفس کشیدن توی این هوا لذت میبرم؟ - نه، البته که
من دارم هر کار ممکنی انجام میدم تا سودآوری رو به این شرکت برگردونم
شرکتی که خودم ساختمش
حالا، اگه اجازه بدین
دیگه نباید بیشتر از این با شماها حرف بزنم. ممنون
۳۴ بستن بخش
۳۴ آتشسوزی در بخش
یالا. یالا. وقت زیادی نداریم
اسپایدر، سه تا کد ترسپوندر رو هک کردیم
باشه. روی صفحه بیارینشون
کدها تایید شدند
شاتلها رو روشن کنین
داریم میریم بالا
خوش آمدید. سلام خانم
به باغ نگاهی بندازین. حتماً. ممنون
بله، متوجهم
خانم، میل دارید چیزی میل کنید؟
فرمان: لغو
بابت مزاحمت عذر میخوام، خانم
تعدادی سفینه غیرمجاز در حال ورود هستند
عصر بخیر وزیر دفاع، دلاکورت
سه سفینه غیرمجاز در حال نزدیک شدن به حریم هوایی الیسیوم هستند
دستورات اضطراری ۶ و ۷ هماکنون به اجرا درآمدند
پروتکل ۲۲/بی-۳۹ در حال اجراست
توجه، وسایل نقلیه ورودی
شما به طور غیرمجاز وارد حریم هوایی الیسیوم شدهاید
به زمین بازگردید وگرنه مجبور به اقدام فوری خواهیم شد
شما در حال نقض حریم هوایی الیسیوم هستید
هشدارهای استاندارد اثر نکرد
پانزده هزار کیلومتر فاصله، در حال نزدیک شدن
خانم، دستور چیه؟ کروگر رو فعال کن
۳۵۵ خانم، طبق دستور اجرایی
ما مجاز به استفاده از مامورهامون روی زمین نیستیم
من به شما اجازه میدهم
بله خانم
مامور ۳۲ آلفا، داریم براتون داده میفرستیم. تمام
خوش آمدید، مامور کروگر
ده هزار کیلومتر فاصله، در حال نزدیک شدن
ارسال مختصات به مامور
همگامسازی دادههای هدف
بزنشون
چراغ سبز، ۲۱-بی. چراغ سبز
موشکها شلیک شدند
دو سفینه منهدم شد. مجموعاً ۴۶ کشته
برخورد تا ۵ ثانیه دیگر
آخرین موشک خطا رفت. مسخرهست
سفینه وارد اتمسفر شد
اولین سفینه غیرمجاز همین الان نشست
میخوام هر کسی که از اون وسیله میاد بیرون بازداشت بشه
تایید هویت
در حال اسکن
فرآیند بازسازی شروع شد
نه
خانم، ۳۲ بازداشتی، ۱۳ کشته و دو غیرقانونی متواری داریم
بازسازی کامل شد
شما طبق قانون مهاجرت ۶۸-سی بازداشت هستید
تمام افراد غیرقانونی در بازداشت هستند، خانم. بله
بفرستینشون برای اخراج. از این زیستگاه بندازینشون بیرون
وزیر دلاکورت، لطفاً فوراً به رئیسجمهور پاتل گزارش بدید
وزیر دلاکورت به رئیسجمهور پاتل گزارش بدهد
چه خبر مرد؟
پلیسها. حالت خوبه؟
نگرانش نباش
مکس، باید باهات حرف بزنم. باشه، میدونی
نه. منظورت چیه نه؟
تو که هنوز نشنیدی چی میخوام بگم. خیلی خب. بگو، بگو
خب. خونه "لوس زتاس" اون بالای تپه رو میشناسی؟
آره، همون که پر از اسلحهست. آره. پنج تا ماشین دارن. مدل جدید
سه نفر میشیم. فردا وقت ناهار
وقت ناهار؟ نقشهتون اینه؟ آره
ای بابا. چیه؟ تو نقشه بهتری داری؟
آره. فقط یه نفر رو با خودمون میبریم و قبل از طلوع آفتاب میریم
دو تا از سریعترین ماشینها رو برمیداری و باتری بقیه رو میسوزونی تا
برو گمشو، برو گمشو
مچت رو گرفتم! دمت گرم مرد، تو بهترین هستی. فقط یک سال بهم وقت بده
فقط یک سال. من دیگه نمیخوام برگردم زندان
یک سال، خواهش میکنم
به خودت نگاه کن. یه زمانی برای خودت اسطورهای بودی، حالا چی؟
ساعت ۵:۵۰ صبحه
سلاحی یافت نشد. ورود مجاز است
۳۴ بستن بخش
هی. داری صف رو معطل میکنی
نه. نه، نه. گیر کرده
توجه. کارگران نباید بیش از یک بار در هر شیفت به دستشویی بروند
چکار کردی داکوستا؟ نه، فقط دارم سعی میکنم ریستش کنم
بذار ببینم. بذار ببینم
پالت گیر کرده. آره، تکون خورد
برو اون تو. نه. یعنی
ببین، یا همین الان میری اون تو یا یکی دیگه رو پیدا میکنم که بره
و اون وقت میتونی وسایلت رو جمع کنی و بری. یالا
نه. معاملهمون همینه، باشه؟ برو تو
No comments yet. Be the first to leave one.