The Blue Bird

The Blue Bird

Farsi Persian felirat letöltése

Kiadási információk

the blue bird 1940 720p web h264-shiiit
Kommentár warez
Translated subtitle from English to Persian The Blue Bird 1940 زیرنویس فارسی فیلم

Címkék

webdl
Közzétéve: 2025-12-25
Letöltések: 6
Hallássérülteknek: No

Farsi Persian felirat előnézete

Az első 200 sor.

نگاه کن، میتیل. اونجا یکی هست

بدو، زود باش

چوب رو بده به من

خرده‌نان‌ها رو بردار

هیس

گرفتیمش. گرفتیمش

فکر می‌کنی توکاست؟ امیدوارم باشه

بال‌بال زدن فایده نداره، الان دیگه تو مشتمی

بذار ببینمش میتیل

بذار ببینمش. مراقب باش تیل‌تیل

می‌ترسونیش

مرد: هی، اونجا چه خبره؟ کی اونجاست؟

اوه، یه جنگل‌بان! فرار کن! زود باش

اگه اون جنگل‌بان ما رو می‌گرفت، می‌خواست چیکار کنه؟

بگو «می‌خواست چیکار کنه»، تیل‌تیل. اگه می‌گرفتمون چیکار می‌کرد؟

می‌انداختمون توی سیاهچال

و سر از تنمون جدا می‌کرد. اونم فقط واسه یه پرنده کوچولو؟

اون کل جنگل رو در اختیار داره. این کار خلاف قانونه

میتیل؟

اوه، میتیل. اوه، سلام آنجلا

اونجا چی داری؟ چیزی برای کریسمسه؟

یه پرنده‌ست؛ یه پرنده خیلی کمیاب

فکر کنم یه توکاست

توی جنگل سلطنتی گیرش انداختم

فکر نکنم

نمی‌ذاری با یه چیزی عوضش کنم، نه؟

معلومه که نه

حالا چی داری که عوض کنی؟

می‌تونم «کاترینا» رو بهت بدم. تو همیشه دوسش داشتی

آره، اون موقع که نو بود

فقط همون یه جای کوچیکش دوخته شده

متاسفم

تازه، قول این پرنده رو به یه دختر کوچولوی دیگه برای کریسمس دادم

اوه، اون دختره که ناراحت نمی‌شه میتیل

خواهش می‌کنم میتیل. عوض نمی‌کنی؟

آنجلا، پنجره رو ببند

تو که بهتر می‌دونی نباید این کار رو کنی. میتیله

یه پرنده داره. اوه، بله، بله

اما مگه الان به اندازه کافی مریض نیستی عزیزم؟ می‌خوای از سرما بیفتی بمیری؟

بیا دیگه، پنجره رو ببند. اوه، مادر

من همیشه یه پرنده مثل اون می‌خواستم

لطفاً ازش بخواین اون رو به من بده

اون رو؟ اون عمراً چیزی به کسی بده

اون دختر کوچولویی که بهش قول دادی برای کریسمس بهش پرنده بدی کیه؟

فکر می‌کنی کیه؟ خودم. پس چرا اینطوری گفتی؟

دفعه بعد که برم شکار، تو رو توی خونه می‌ذارم

تیل‌تیل، تا حالا چنین درخت کریسمسی دیده بودی؟

همه این بچه‌ها رو نگاه کن

همه دارن خوش می‌گذرونن، نه؟

همه به جز اون نوازنده‌ها

اون باید کار سختی باشه

تیل‌تیل: اون که موهاش سفیده بابا نوئله؟

میتیل: نه خنگ خدا. اون پیشخدمته

عصر بخیر

ما کاری نمی‌کنیم، فقط داریم نگاه می‌کنیم

اما دلتون کیک نمی‌خواد؟ اوه، ممنونم آقا

بیاین جلو، هر چقدر می‌خواین بردارین، هر دوتاتون

چیزی برندار، تیل‌تیل. ها؟

شاید پولدار نباشیم، اما گدا هم نیستیم، ممنون

بیا بریم، تیل‌تیل

سلام مامان. چه وقت خونه اومدنه آخه؟

نگاه کن مامان

قشنگ‌ترین پرنده رو گرفتیم. کجا بودین؟

چی معطلتون کرد؟ نمی‌خوای ببینیش؟

می‌خوام دستاتون رو تمیز ببینم

حالا اون رو بذار زمین و برو دست و روت رو بشور، هر دوتاتون

بدوئین، بدوئین

تایلو، از اونجا دور شو. از این قفس دور بمون

اوه

سلام بابا

نمی‌دونستم خونه‌ای

مامانت مجبور شد میز رو بچینه، میتیل

زمان از دستت در رفت؟

می‌دونی بابا، فکر کنم ساعت دهکده عقب باشه

شنیدی مامان؟ ساعت دهکده عقبه

اون چشم داره، مگه نه؟

بله. ندیدی که داشت هوا تاریک می‌شد؟

خب، دیدم. اما آنجلا برلینگو جلومون رو گرفت

مجبور شدم باهاش حرف بزنم

می‌دونی که مریضه. همم

بعدش رفتیم خونه بچه‌های پولدار رو نگاه کردیم

و فکر می‌کنی چی دیدیم بابا؟

یه درخت کریسمس دارن که قدش تا سقف می‌رسه

خب، حالا بیخیال این حرف‌ها. بیاین دیگه

بشینین سر جاتون. بجنبین

پدرتون تمام روز رو توی جنگل کار کرده و گشنه‌ست

برای نعماتی که در شرف دریافت‌شون هستیم

و برای تمام برکات بی‌کرانت ای پروردگار، ما را واقعاً سپاسگزار بگردان

آمین. آمین

میتیل، تایلت دنبال پرندته! تایلت

از اینجا دور شو

از این پرنده دور شو

چند بار بهت گفتم میتیل

توی جنگل برای پرنده‌ها تله نذار؟

اما بابا، خیلی کیف می‌ده. واسه پرنده که کیف نداره

اما من بهش نیاز دارم. برای چی؟

که برامون آواز بخونه

مامان، تو چی فکر می‌کنی؟

آنجلا برلینگو ازم خواست پرنده رو بهش بدم

خب، چرا ندادی؟ یه چیزی بود که حالش رو خوب می‌کرد

طفلکی کوچولو. تمام زمستون رو توی تخت مریض بوده. تقصیر من نیست که اون مریضه

تقصیر توئه که خودخواهی. تو خیلی چیزها داری که اون نداره، میتیل

من چی دارم؟

سلامتی؛ یکیش همین که می‌تونی آزادانه بدوی و بازی کنی

اوه، این که چیزی نیست. اوه، واقعاً؟

من اصلاً دوست ندارم تمام روز توی تخت بمونم. من برام مهم نیست

کافیه دیگه میتیل. حرف نزن و شامت رو بخور

مامان؟ چی شده میتیل؟

چرا ما باید همیشه اینقدر فقیر باشیم؟

فقیر؟ ما؟

خب هستیم دیگه. حتی نمی‌تونیم یه مهمونی برای کریسمس بگیریم

یه سقف بالای سرت داری، نداری؟ و لباس‌های گرم؟

این کهنه‌ها رو می‌گی؟ و کلی غذا برای خوردن

اما هیچ‌کدومش رو دوست ندارم، هیچ‌کدومش خوب نیست

نه مثل اون بچه‌های پولدار که کیک و شیرینی دارن

عروسک برای بازی و لباس‌های قشنگ، همه‌چیز دارن

من هیچی ندارم! این درست نیست عزیزم

تو کلی چیز داری. چی؟

پدری داری که برات کار می‌کنه

و مادری که غذا می‌پزه و تمیزکاری و رفو می‌کنه

این‌ها چه ارزشی داره

وقتی بقیه این‌همه چیزهای بیشتر دارن؟

خونه‌های بزرگ، خدمتکارها، کالسکه‌هایی که جابه‌جاشون می‌کنن

و ما رو نگاه کن. این جای قدیمی رو نگاه کن

بسه دیگه میتیل! همین الان تمومش کن

باید از خودت خجالت بکشی. من خجالت نمی‌کشم

از اینجا متنفرم. از همه‌چیز متنفرم! ساکت باش

یه کلمه دیگه حرف بزنی مستقیم می‌ری توی تخت

تو بچه ناسپاسی هستی

برام مهم نیست. بی‌فکر، قدرنشناس

من خیلی بدبختم. خب، معلومه که بدبختی

اگه رفتارت رو درست نکنی، هیچ‌وقت خوشبخت نمی‌شی

هیچ‌وقت

اوه، تویی ویلهلم

بیا تو ویلهلم. با ما شام بخور

متاسفم، اما وقت ندارم

متأسفانه خبرهای بدی دارم. چرا، چی شده؟

دستور از آندریاس هوفر اومده که فوراً آماده‌باش بدیم

آماده‌باش؟ اوه، نه

سربازهای ناپلئون دوباره به راه افتادن

دارن به سمت مرز میان

اینقدر نزدیک؟

خب، قبلاً هم جلوی اونا ایستادیم، مگه نه؟

و دوباره این کار رو می‌کنیم

فردا ظهر توی میدان دهکده جمع می‌شیم

من اونجا خواهم بود. پس تا فردا

جنگ

بابا! اوه، بابا

نمی‌خوام بری. باید برم عزیزم

چرا باید جنگ بشه؟

اصلاً چی باعث جنگ می‌شه؟

همون چیزی که همه‌جا دردسر درست می‌کنه؛

حرص و طمع، خودخواهی

کسانی که به چیزی که دارن قانع نیستن

اما تو که اینطوری نیستی بابا

چرا تو باید بری؟

مشکل کار همین‌جاست میتیل

نمی‌تونی از درون ناراضی و بدبخت باشی

بدون اینکه بقیه رو هم بدبخت کنی

یادت می‌مونه؟

بیاین، بیاین. شام‌تون رو تموم کنین، همه‌تون

بازم هست مامان؟

توی ارتش از این خوراک‌ها گیرت نمی‌آد

شب بخیر عزیزم. مامان؟

بله عزیزم؟

بابت رفتاری که سر شام داشتم متاسفم

تو همیشه همین رو می‌گی میتیل، که متاسفی

اما فردا دوباره همون کار رو از سر می‌گیری

می‌دونم، اما نمی‌دونم چرا این کار رو می‌کنم

خب، باید بفهمی چرا

وگرنه همیشه ناراحت و ناراضی می‌مونی

این رو که نمی‌خوای، می‌خوای؟

نه. دلت می‌خواد خوشبخت باشی، مگه نه؟

بله مامان. مثل تو

تو همیشه خوشحالی، مگه نه؟

خب، تقریباً همیشه، عزیزم

نگران نباش مامان. بابا برمی‌گرده

(صدای در زدن)

تیل‌تیل، خوابی؟

نه، فکر نکنم. تو چی؟

چطوری می‌تونم خواب باشم وقتی دارم باهات حرف می‌زنم؟

شنیدی کسی در می‌زنه؟ یه چیزی شنیدم

(صدای در زدن)

بهتره برم بابا رو صدا کنم. منتظرم بمون میتیل

نشنیدی داشتم در می‌زدم؟

چرا، شنیدم، اما... خب، پس چرا نذاشتی بیام تو؟

شما کی هستین؟

مگه چشم نداری؟ نمی‌بینی؟

من برلیون هستم. برلیون؟

بله، پری برلیون

خب، هوا یکم تاریکه و درست دیده نمی‌شه

تاریکه؟ (می‌خندد)

خب، لازم نیست تاریک باشه. اونجا رو روشن کن

اون... اون خودش روشن شد

چطوری این کار رو کردین؟ اوه، سوال‌های احمقانه نپرس

اما حتی بابا هم نمی‌تونه این کار رو کنه

یالا بجنبین، زود باشین. بپرین توی لباس‌هاتون و برین

باید پرنده آبی رو پیدا کنین. پرنده آبی؟

البته. پرنده‌ای که آبیه

پرنده آبی

The Blue Bird subtitles in other languages

Hozzászólások

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left