Az első 200 sor.
زیرنویس از مهدی shine021
ریشه تمام رفتارها را میتوان در غرایز یافت.
وقتی عدالت نادیده گرفته میشود، غرایز به انتقام تبدیل میشوند. - ناشناس
اوم...
هوم...
شکلات چی؟
باشه، میتونی یه تیکهاش رو بکنی.
این؟
نه عزیزم، دیگه بس کن.
بیا دیگه، اسکوتر رو بردار.
- سلام. - سلام.
سلام.
باشه.
میتونی تو این کار کمکم کنی.
فقط میذارمش اینجا...
همین جوری.
چقدر میشه؟
خب، بفرما، سی تا.
ممنونم.
- مامان، کمکم میکنی؟ - اووم هوم.
کمکت میکنم که یه کم عجله کنی.
این جوری.
خداحافظ!
ماچ!
- خداحافظ، ممنونم. - خداحافظ.
حالا میتونم شکلات بخورم؟
نه عزیزم، بعداً.
باشه.
مامان!
مامان! مامان!
مامان!
مامان!
مامان. خواهش میکنم، خواهش میکنم.
مامان!
مامان!
مامان.
مامان، مامان!
مامان! مامان!
مامان، خواهش میکنم!
کشور در چنگال ترس افتاده
چون یه موج وحشت سراسر کشور رو گرفته.
یه مادر تو روشنای روز جلوی چشم بچهاش
به قتل رسید
توسط یه مهاجر غیرقانونی که مظنون دیگهای هست.
والدین میترسن به بچههاشون اجازه بدن برن بیرون بازی کنن،
و خیلی از زنها اصلاً بعد از تاریکی هوا از خونه بیرون نمیزنن.
شهروند انتقامجو
اما تو یه پیچشی که ذهن
عموم رو
درگیر خودش کرده،
امید دست مقامات دولتی
یا نیروهای انتظامی نیست.
بلکه به یه شخصیت مرموز بستگی داره،
یه شهروندی که خودش دست به کار شده
و نوعی عدالت رو اجرا میکنه
که خیلیها معتقدن مسئولین
نتونستن براشون فراهم کنن،
و هم جنایتکارا رو هدف میگیره، هم اونایی که قدرت دارن و اجازه دادن جرم و جنایت بیحساب و کتاب گسترش پیدا کنه.
ما رفتیم تو خیابونها
تا ببینیم مردم راجع به این شخصیت سایهای چی فکر میکنن.
این چیزیه که گفتن.
اونا یه قهرمان واقعین.
میدونی، ما کار میکنیم، مالیات میدیم، به چه درد میخوره؟
که پولش بره به کل آفریقا؟
ببین، اونا میان اینجا و ما خرجشون رو میدیم،
و در عوض از ما دزدی میکنن.
و به عنوان یه زن،
دیگه نمیتونی بعد از ساعت ۹ شب بری بیرون.
نه، خیلی خطرناکه.
من عاشق اون مرد هستم.
اون میره بیرون،
با همه اون جنایتکارا میجنگه.
اونا به پلیس میخندن ولی به اون نه.
اوه، میخوام باهاش ازدواج کنم.
منظورم اینه که اون یه شوالیهی واقعیه، و به بیچارهها کمک میکنه.
این فرد به اجرای عدالت به سبک خودش ادامه میده،
و ادعا میکنه که پلیس و سیستم قضایی
نتونستن از مردم محافظت کنن.
هفتهی پیش،
رهبر یه باند جنایی معروف خاورمیانهای،
به همراه دستیارش،
تو یه سطل زباله مرده پیدا شدن.
اون یارو اون بیرونه؟ وای.
آیا چیزی درباره این مبارز عدالتخواه که با جرم و جنایت میجنگه
تو اروپا شنیدید؟
انگار واقعاً کارش درسته.
این مرد داره آشغالا رو جمع میکنه.
فکر کنم ما هم اینجا تو آمریکا به کسی مثل اون نیاز داریم.
شماها چی فکر میکنید؟
پایین تو کامنتا برام بنویسید.
خیلی دربارهام حرف زدن،
پس گفتم بذارید خودم مستقیم از زبان خودم بشنوید.
هر کاری میکنم، براتون انجام میدم.
نمیتونم دیگه بشینم تماشا کنم که شما
تو یه خوابزدگی افتادید.
حقیقت اینه:
همهی شما دارید به ناحق استفاده میشید.
همهی شما چیزی جز یه اسباببازی نیستید.
هر سربازی که رفته جنگ
با این فکر که مرگش برای یه آرمان بوده،
یا اینکه فداکاریاش برای جامعه مهم بوده،
بازی خورده.
کلینتون. بایدن. ترامپ.
هیچوقت اونا رو تو خط مقدم
هیچ جنگی نمیبینید.
چرا؟
چون هیچوقت جون خودشون رو به خطر نمیندازن.
اونا شما رو دارن.
اونا به شما کلک زدن که فکر کنید
دارید برای کشورتون میمیرید،
ولی کشورتون هیچ کاری براتون نمیکنه.
تو خیابون راه میری،
و چاقو میخوری، یا دزدی میکنن ازت، میکشنت،
و کشورت چی کار میکنه؟
هیچی.
و تو چی کار میکنی؟
هیچی.
جهان به تعادل نیاز داره.
یین باید با یانگ هماهنگ باشه.
باشه.
گوش کن.
شما دوتا وقتی وارد میشیم اصلاً حرف نمیزنید.
من حرفهای لازم رو میزنم و شما فقط اخمهای تودار کنید،
همین.
و اگه اون عوضی امروز پول رو نده،
شما اون مغازهی لعنتیش رو به آتیش میکشید،
فهمیدید؟
- آره. - بله، رئیس.
برید.
چون اگه شما هیچ کاری نکنید...
...من مجبورم کاری بکنم.
من مجبورم کاری بکنم—کاری—باید کاری بکنم...
چراغها چی شد؟
وای لعنتی!
ببین. این مرد...
عالیه، میفهمی؟
ما تو کانادا به آدمهای بیشتری مثل این نیاز داریم، فهمیدی؟
ما بهشون نیاز داریم!
عاشقشم.
عجیبه؟
در تلاش برای رسیدگی به این حوادث روزافزون،
ما یه بیانیهی رسمی به دست آوردیم
از رئیس منطقهای اینترپل، هنری،
که رهبری عملیات دستگیری این عدالتخواه خودسر رو بر عهده داره.
من باید این یکی رو بخونم؟
آره، همهاش رو بخون.
باشه، ۲۰۳.
۱۱۲۴ اینجاست.
اوم... ما حساب کردیم که شاید به یه ماشین دیگه هم نیاز داشته باشیم.
من اینجام تا از
نیروهای انتظامی محلی و فدرال پشتیبانی کنم.
تحقیقات به این احتمال رسیده
که یه... اوم... هستهی تروریستی بینالمللی
باشه که مخالف دموکراسیه.
و دور از انتظار نیست که این گروه تروریستی
اوم... جنبشی باشه که از سوی نهادهای دولتی روسیه و/یا چین
حمایت میشه که، اوم،
نه تنها تو فضای مجازی فعالن،
بلکه از قبل تو میدان هم فعال بودن،
و علیه کشورهای ما در اتحادیهی اروپا و آمریکا میجنگن.
شواهدی هست که به این جهت اشاره میکنه.
هی، هی، هی!
هی، رفقا، بلیطهاتون.
لعنت بهت!
بچهها.
بچهها، شما بلیطهاتون رو ندادید.
نفری ۱.۵۰ دلار میشه.
برو کار خودت رو بکن.
نفری ۱.۵۰ دلار میشه.
مگه نگفتم بشین سر جات و اون اتوبوس لعنتی رو ببر؟
نفری یک و پنجاه، لطفاً.
آقایان.
همهی کسایی که تو این اتوبوس هستن یه جایی دارن که باید برن،
و برای بعضیهامون خیلی هم فوریست،
پس لطفاً مسائلتون رو حل کنید
و اتوبوس رو ببرید.
که درک میکنم.
فقط نکته اینه که
من اتوبوس رو نمیبرم
مگر اینکه همهی سوارهها بلیط داشته باشن.
خیلی خب.
یک و پنجاه ضربدر سه، چهار و پنجاه، بفرما.
بذار باقی پولتون رو بدم.
- باقی پول مال خودت. - خیلی ممنونم.
- نوش جان. - چه بازندهی لعنتیای.
ممنونم.
اینکه ما کی هستیم و چه کار میکنیم
تو زندگیمون تأثیر داره،
و تو زندگی همهی اطرافیانمون، هوم؟
نمیفهمید؟
خیلی خب. توجه کنید، بذارید براتون روشن کنم.
اگه سوار اتوبوس بشید
و بلیطتون رو نخرید،
اگه برید سینما،
اگه از یه خواربارفروشی یه موز بردارید
و پولش رو ندید،
در نهایت، قیمت همهچیز گرونتر میشه.
اگه ده درصد پرداخت نکنن،
قیمتها ده درصد بالا میره تا اون ضرر جبران بشه،
و این انصاف نیست.
No comments yet. Be the first to leave one.