Az első 200 sor.
نگهبان ۱: معاون رئیس زندان میخواد این یکی زودتر از بند بره بیرون
میخواد سریع قال قضیه رو بکنه
نگهبان ۲: باشه، بریم انجامش بدیم
پیسسست! هوی
یالا، بیدار شو، وقتشه
بیدار شو. راه بیفت، وقتشه
زندانی: هوی
خب، بفرما، اینم از این
۹ کدوم بخش؟ نگهبان ۱: بخش امنیتی، بند
آزادیِ عادیه؟
آزادی مشروط، سه سال از پنج سال. به خاطر حسن رفتار
یه دقیقه بهم وقت بده
یه ساعت دیجیتال تایمکس، خراب
یه کاندوم استفاده نشده
یکی هم کثیف
چکمه، مشکی. کمربند، مشکی
یه کتِ کتوشلوار مشکی
یه شلوارِ کتوشلوار مشکی
یه کلاه. مشکی
یه عینک آفتابی
دلار و ۷ سنت ۲۳
اینجا رو امضا کن
این چیه؟
چی چیه؟
این ماشینه
این ماشینِ قراضه
کادیلاک کجاست؟
کَدی. کدی کجاست؟
چیچی؟
همون کادیلاکی که داشتیم
بلوزموبیل
طاقش زدم
بلوزموبیل رو با این طاق زدی؟
نه، با یه میکروفون
یه میکروفون؟
اوکی، منطقیه
این دیگه چه کوفتیه؟
این یه معاملهی اکازیون بود
بهار پیش از حراجی پلیس شهر "مانت پراسپکت" خریدمش
یه ماشین قدیمی پلیس "مانت پراسپکت"ـه
رسماً داشتن مفت میدادن بره
خب، دستت درد نکنه رفیق
روزی که از زندان آزاد میشم
داداشِ خودم با ماشین پلیس میاد دنبالم
خوشت نمیاد؟
نه، خوشم نمیاد
شتاب ماشین خیلی بالاست
موتور پلیسی داره، یه نیروگاه ۴۴۰ اینچ مکعبی
لاستیک پلیسی، سیستم تعلیق پلیسی، کمکفنر پلیسی
مدلیه که قبل از مبدلهای کاتالیزوری ساخته شده
واسه همین با بنزین معمولی عالی کار میکنه
نظرت چیه؟
بلوزموبیلِ جدیده یا چی؟
فندکش رو درست کن
اینجا چیکار میکنیم؟
قول دادی روزی که آزاد شدی بری دیدنِ "پنگوئن"
آره. خب، بهش دروغ گفتم
نمیتونی به یه راهبه دروغ بگی
باید بریم تو و پنگوئن رو ببینیم
عمراً، اصلاً حرفشم نزن
مری: کیه؟
جیک و الوود
بفرمایید تو
سلام پسرا
از دیدنتون خوشحالم
بفرمایید بشینید
نه پسرا. بیاید اینجا جلوی من
میخوام صورتهاتون رو ببینم
ماه پیش شهرداری اومد واسه برآورد مالیات این مِلک
هزار دلار میخوان ۵
مگه کلیسا نباید اون رو بده؟
میدادن، اگه به نگه داشتنِ این مکان علاقه داشتن
ولی ندارن
اسقف اعظم میخواد این ساختمون رو یکجا بفروشه
به آموزش و پرورش
پس شما چی میشید؟
من رو میفرستن مأموریتهای تبلیغی: آفریقا
آمریکای لاتین
کره... جیک: بیخیال
هزار دلار؟ غمت نباشه ۵
تا فردا صبح ردیفش میکنیم. بریم
نه. من پول کثیف و دزدیِ شما رو قبول نمیکنم
خب، پس
فکر کنم حسابی تو گل گیر کردی
ببخشید؟ چی گفتی؟
بهت پیشنهاد کمک دادم
اِممم-هوم
تو هم از گرفتن پول ما خودداری کردی
اِممم-هوم
بعدش هم گفتم: "فکر کنم حسابی تو گل گیر کردی."
آخ! ای بابا، جیک آروم باش پسر
الوود
آخ، لعنتی
یا عیسی مسیح! آخ
لعنت! گندش بزنن
پدرسوخته
یا مسیح. مرتیکهی پدرسوخته
پنگوئنِ چاق
گور بابای این سر و صداها
مری: شما دو تا مایه ناامیدی هستید
من چقدر براتون دعا کردم
باعث ناراحتی و درد منه
که دو تا جوونی که من بزرگشون کردم
تا به ده فرمان اعتقاد داشته باشن
به عنوان دو تا دزد برگشتن پیشم
با دهنهای کثیف و اخلاق سگی
گمشید بیرون! و دیگه برنگردید
تا وقتی که توبه نکرده باشید
پسرا، باید یاد بگیرید با راهبهها اینطوری حرف نزنید
جیک، الوود
هر دو: کرتیس! هوی پسر
ردیفی پسر
از دیدنت خوشحالم رفیق
هوی، یه چیزی مهمونتون کنم؟
پسرا، اوضاع بدجوری بیریخته
میخوان اینجا رو بفروشن به آموزش و پرورش
و منم آواره کوچه و خیابون میشم
اون پول باید برسه به دفتر ارزیابی بخش "کوک"
تا ۱۱ روز دیگه
بیرونت که نمیکنن، میکنن؟
لعنت. یه سیاه سوختهی پیر دیگه واسه آموزش و پرورش چه اهمیتی داره؟
کرتیس، تو و پنگوئن تنها خونوادهای هستید که داریم
تو تنها کسی بودی که همیشه باهامون خوب بودی
اینجا برامون آهنگهای "المور جیمز" رو میخوندی و سازدهنی میزدی
خب، خواهر مری راست میگفت
شما پسرا به یه ذره کلیسا رفتن احتیاج دارید
برید سمتِ کلیسای "تریپل راک"
و سخنرانی کشیش "کلوفوس" رو گوش بدید
شما پسرا گوش بدید ببینید چی واسه گفتن داره
کرتیس
نمیخوام به اراجیف یه کشیشِ دغلباز گوش بدم
که درباره بهشت و جهنم برام منبر بره
جیک، عاقل باش. برو کلیسا
تمام حرفم اینه که باید یه راهی پیدا کنیم
تا اون پول رو از راه حلال دربیاریم
این خودش میتونه مشکلساز باشه
همونطوری که پنگوئن میگه
باید به سمتِ رستگاری قدم برداریم
باید بریم کلیسا
باید به سمتِ رستگاری قدم برداریم
باید بریم کلیسا
زر نزن
یالا بیا
و حالا، موعظهی این هفته
توسط کشیش محبوبمون، "کلوفوس جیمز"
مَرد: جیمز
زَن: بفرما جناب کشیش! مَرد: بفرما واعظ
کلوفوس: و حالا، ای مردم
و حالا، ای مردم
وقتی امروز صبح از خواب بیدار شدم
یه صدای نگرانکننده شنیدم
اهل کلیسا: آره
گفتم، وقتی امروز صبح بیدار شدم
یه صدای نگرانکننده شنیدم
چیزی که شنیدم، جیرینگ جیرینگِ
هزاران روحِ سرگشته بود
دارم درباره روحِ زنها و مردهای فانی حرف میزنم
که از این دنیا رفتن
کلوفوس: یه لحظه صبر کنید
اون روحهای سرگشته و دردمندی که نادیدنی روی زمین پرسه میزنن
دنبال نور الهی میگردن
ولی پیداش نمیکنن چون دیگه خیلی دیره
خیلی دیره! آره! خیلی دیره که بخوان دوباره ببینن
نوری رو که یه زمانی خودشون نخواستن دنبالش کنن. درسته
نذارید وقتی وقتتون رسید، سرگشته بشید
"چون روزِ خداوند فرا میرسد
همچون دزدی در شب."
آمین
بگید آمین
آمین نمیشنوم؟
بسیار خب، بسیار خب
گروه کر: بیایید همگی برگردیم
به همون میعادگاه قدیمی
بیایید همگی برگردیم
به همون میعادگاه قدیمی
بیایید همگی برگردیم
به همون میعادگاه قدیمی
کلوفوس و گروه کر: همونطور که در خدمت خداوند هستیم
بیایید زانو بزنیم برای دعا
نفسم رو حبس میکنم
بیایید زانو بزنیم برای دعا
نفسم رو حبس میکنم
بیایید اون دعا رو حس کنیم
زانو بزنیم برای دعا
بیایید وعظ کنیم
کلام رو وعظ کنیم
باید کلام رو تا به آخر وعظ کنیم
انجامش بده، بشناسش، حسش کن
بیایید کلام رو وعظ کنیم
باید وعظ کنیم
کلام رو تا به آخر وعظ کنیم
بیایید تا تهش بریم
آره، خداوندا
وعظ خواهم کرد
آره، خداوندا
آره
آره، خداوندا
بیایید تا تهش بریم
به همون میعادگاه قدیمی
بیایید تا تهش بریم
No comments yet. Be the first to leave one.