Hart's War

Hart's War

Farsi Persian felirat letöltése

Kiadási információk

Harts War 2002 720p BluRay DTS x264-DON
Kommentár warez
Translated subtitle from English to Persian Hart's War 2002 زیرنویس فارسی فیلم

Címkék

bluray
Közzétéve: 2025-12-23
Letöltések: 19
Hallássérülteknek: No

Farsi Persian felirat előnézete

Az első 200 sor.

در آن سوی دنیا، در اروپا

نیروهای متفقین دارن با تمام قوا آلمان‌ها رو درهم می‌کوبن

ما انتظار نداریم که زمستون توی اروپا جنگ متوقف بشه

قصد داریم به ضربات‌مون ادامه بدیم و دشمن رو در حال عقب‌نشینی نگه داریم

۱۹۴۴ دسامبر

من مایل‌ها از جبهه دور بودم و با جنگ غریبه

سربازها، زاغه‌های سوخت، واحدهای دشمن

این‌ها برای من فقط پونزهایی روی نقشه بودن

شامپاین؟ داری سعی می‌کنی خودشیرینی کنی؟

فقط دارم به جبهه کمک می‌کنم، هارت

تام؟ بله قربان؟

کاپیتان می‌خواد برگرده به واحد ۱۰۶. می‌تونی براش یه راننده پیدا کنی؟

من می‌تونم ببرمشون قربان. جالبه، حس می‌کردم همین رو می‌گید

خب، امروز تحرک زیادی نبوده قربان

می‌بینم. کاپیتان

یادتون نره قربان. می‌خواستید مقداری از اون شامپاین‌ها رو هم بفرستید

بله. ممنون که یادآوری کردی، تام

ژنرال حتماً از این خیلی خوشش میاد

قربان

الان دارن در طول یک خط نبرد ۳۰۰ مایلی می‌جنگن

در شمال فرانسه و آلمان

ظرف ده هفته بعد از اولین پیاده‌سازی نیروها در فرانسه در ژوئن گذشته

متفقین نزدیک به دو میلیون سرباز رو پیاده کرده بودن

می‌دونید این ارتش به چی نیاز داره قربان؟ یه تیم برف‌روبی

چیزی که لازم داریم نیم میلیون گالن بنزینه

و یکی دو تا جاده که با مین‌های جهنده فرش نشده باشه

مین‌های اس آلمانی. بله قربان

واقعاً باید یه بار یه شب رو توی خط مقدم بگذرونی، ستوان

می‌دونم قربان. البته احتمالش خیلی کمه، مگه نه؟

قربان؟ سرهنگ می‌گفت پدرتون سناتوره

پس فکر کنم شب‌های زیادی رو توی سنگر نمی‌گذرونید، درسته؟

خجالت نداره پسرم. داشتن همچین پدری واقعاً مایه افتخاره

کجا بریم قربان؟ سن ویت

فکر کنم دارید مسیر رو اشتباه می‌رید قربان. سن ویت دقیقاً سمت غربه

من کاملاً مطمئنم که سن ویت دقیقاً سمت شرقه

گروهبان، مستقیم برو

می‌تونم ببینمش قربان؟

من دیروز همین مسیر رو اومدم گروهبان

دست‌ها بالا

بالا

ایست

درد زیادی داری؟

ستوان یکم توماس هارت

شماره سریال

سیگار میل داری؟

قطارت هشت کیلومتر پیاده‌روی از اینجا فاصله داره

البته اگه کفش پات باشه کارت راحت‌تره

ستوان یکم توماس هارت

۱۸۴۱۲۸۷ شماره سریال

ممنون ستوان. اما هر دومون می‌دونیم که تو فراتر از این حرف‌هایی

محل زاغه‌های سوخت رو بهم نشون بده

فقط اشاره کن، تا به همه‌ی این‌ها پایان بدیم

می‌گم فوراً لباس‌هات رو بهت برگردونن

وقتی لباس پوشیدی، دوباره با هم گپ می‌زنیم

امیدوارم آخرین بارمون باشه

لبخند بزن جو. جنگ برای تو تموم شد

ستوان. این برای مقابله با سرما خوبه

نه ممنون سرباز. حالم خوبه

نه، خوب نیستی. بیا، بگیرش. فقط تا وقتی که گرم بشی

بگیرش قربان

ممنون

هی کاپیتان، کسی به خانواده‌هامون خبر می‌ده که اسیر شدیم؟

آلمانی‌ها لیست رو می‌دن به ارتش و ارتش هم به خانواده‌ها اطلاع می‌ده

این کار اختیاریه قربان؟

منظورت چیه ستوان؟

منظورم اینه که، می‌شه ازشون خواست که خبر ندن؟

فکر نمی‌کنم بشه

باید اونجا کمی پوشال بذاری

پوشال. توی کفش‌هات

برای جلوگیری از سرمازدگی

یه گروه کار اجباری دیگه، قربان

هی، خانوم‌ها

این سری گلوله‌هایی که می‌سازید، همه‌شون رو پوچ دربیارید، باشه؟

خمپاره‌ها بوووم نره، باشه؟

آتش

کاپیتان! پی-۵۱ داره میاد

مال خودمونه؟ همه بخوابید روی زمین

همه همون پایین بمونید! بلند نشید

چه اتفاقی داره می‌افته؟ چرا دارن به ما شلیک می‌کنن؟

نمی‌تونن نوشته‌ی روی سقف رو بخونن

خیلی خب، برید سراغ درها! همه برید سراغ درها

هارت، بهشون کمک کن

برید سراغ واگن‌های دیگه! اون آدم‌ها رو بیارید بیرون! داریم علامت می‌دیم

مردهات رو جمع کن! الان داریم علامت می‌دیم

داریم علامت می‌دیم

هارت! اون مرد رو از اینجا دور کن! خیلی خب بچه‌ها، به صف بشید

دور من جمع بشید

بجنبید! تکون بخورید

خیلی خب بچه‌ها! برگردید توی صف

جلوی من نمیر. خیلی خب

اوه، خدای من

باشه، بهم نگاه کن. بهم نگاه کن. چشم از من برندار

لعنتی. لعنتی. متأسفم

حالت خوب می‌شه

آروم باش پسرم. آروم باش

دارن بهمون می‌گن راه بیفتیم

ستوان، احتمالا بهتره پوتین‌هاش رو برداری

ستوان! پوتین‌هاش رو بردار

چون یا تو برشون می‌داری یا یه سرباز آلمانی

برشون دار قربان، تا وقتی که هنوز پایی داری که بشه توشون پوتین کرد

جوراب‌هاش رو هم بردار. دیگه به درد اون نمی‌خوره

کنار هم بمونید. شش نفر شش نفر توی یک ردیف

خیلی خب، همون کاری رو که می‌گن انجام بدیم

متأسفم

یک بار دیگه

ناچارم بهتون یادآوری کنم

که فرار کردن ورزش نیست

این‌طوری بهش نگاه کنید

حالا این روس‌ها فرصتی برای داشتن یه سال نو مبارک دارن

سرهنگ، تو داری به سگ‌ها احترام نظامی می‌ذاری

حیوان هستن

سرهنگ، کشور من از این جور تفرقه‌ها بلد نیست

اون‌ها متحدین ما هستن، سرهنگ

اوه بله، تو و متحدینت

بذار درباره تو و متحدینت بهت بگم

وزارت جنگ تازه آمار رو منتشر کرده

از حمله‌ی ما در آردن

هزار نفر از متفقین کشته یا اسیر شدن ۲۰۰

ارتش سوم شما، پاتون، در حال عقب‌نشینی کامله

و ورماخت اون‌قدر سوختِ رها شده غنیمت گرفته که پاریس رو پس بگیره

شاید حتی نیروهای شما رو تا دریا عقب برونه

ممکنه این زمستون اینجا یکم شلوغ بشه

سرگرد فوسل

برگرد، جو. آره، همینه. برگرد

راس؟ هارت؟

راس و هارت؟

سروان راس

سرگرد کلری

ستوان هارت. ستوان

گزارش‌دهی، آقایان. کلبه‌ی افسرها. سریع

حمله‌ی آلمان‌ها در جبهه‌ی آمریکا هنوز ادامه داره

کل جبهه، به طول حدود ۳۰ مایل در جنوب مونشاو، در حال تحرکه

از طرف ما هم اقدامات متقابلی در حال انجامه

یه بسته چسترفیلد دارم. باهات طاق می‌زنم

حتماً

این یه تلاش گسترده از طرف آلمانی‌هاست

برخی از بهترین واحدهای ارتش آلمان در این نفوذ شرکت دارن

آزاد، سرباز. بشین

ممنون قربان

خب بهم بگو ستوان، چطور شده که هنوز زنده‌ای؟

قربان؟

اول از تصادف با اون جیپ جون سالم به در بردی، بعد هم هانس و فریتز پوتین‌هات رو گرفتن

طلسم خوش‌شانسی تو جیبت داری، پسرم؟

دو تا نعل اسب و یه شبدر چهارپر، قربان

باریکلا

راستی، بهتره توی خوردن اون نون زیاده‌روی نکنی

مدتیه چیز سفتی نخوردی

نمی‌خوام کارت به بهداری بکشه

نمی‌دونم قربان

بعد از اون پیاده‌روی‌ای که کردم، بهداری ممکنه برام مثل هتل والدورف باشه

خب، معده توی ۱۷ روز می‌تونه کلی کوچیک بشه

عددش همینه، نه؟ ۱۷ روز؟

شش روز توی قطار، شش روز دیگه‌ هم پیاده‌روی

چند روز بود جو؟ پنج روز بازجویی؟

نه قربان

سه روز

خب، در هر صورت، با احتیاط بخور

بله قربان. ممنون

خب، این بازجویی که فرستادن سراغت

اسمش شومان نبود، درسته؟

نه قربان

لوتز

شومان واقعاً آدم کثافتی بود

نزدیک بود من رو از پا دربیاره

نگهبان اومد

فکر کنم اهل گپ زدن نیستن. آره، کم‌کم قدر این رو می‌فهمی

سیگار می‌کشی ستوان؟

سیگار میل داری؟

ستوان، دوباره باید ازت بپرسم

زاغه‌های سوخت؟

ممنون

خب، این سروان لوتز، خیلی چیزها می‌دونست؟

درباره عملیات‌هاتون توی قلعه؟

اون همه چیز رو می‌دونست قربان

مکان زاغه‌های سوخت؟ جابجایی نیروها؟

قربان، اون حتی می‌دونست صبح روزی که اسیر شدم برای صبحانه چی خوردم

فقط اشاره کن، تا همه‌ی این‌ها رو تموم کنیم

فقط اسم، درجه و شماره سریال

کافیه. مرخصی ستوان

متأسفانه نمی‌تونیم اینجا بهت جا بدیم. پره

۲۷ مجبوریم بفرستیمت به آسایشگاه

آسایشگاه ۲۷ برای سربازها نیست قربان؟ بله، همین‌طوره

اما همون‌طور که می‌بینی، کار و کاسبی آلمانی‌ها این روزها حسابی سکه است

اونجا راحت خواهی بود

بله قربان

ستوان. قربان

نشون بده

نشون بده! وگرنه تا آخر عمرت باید با پاهای قطع شده سر کنی

خوبه

دانی، تو هم هستی؟ من هستم

عجله نکن جو

انگار یه لشکر کامل همین الان تسلیم شدن

اینجا کی مسئولـه؟

خب، چی داریم؟ سه تا بی‌بی خوشگل، کله‌گنده

ببخشید. بله

دنبال مسئول اینجا می‌گردم

از ظاهر قضایا که به نظر میاد آدولف هیتلر باشه

من ستوان تام هارت هستم

مشکلی نیست بچه‌ها

استوار ویک بدفورد. از دیدنت خوشحالم

More Farsi Persian subtitles for Hart's War

Hozzászólások

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left