Az első 189 sor.
نه! اوه! نه، نه، نه نه، نه! نه، نه، نه، نه
ولم کن
میتونی به اون دوستپسر فلانفلانشدهت بگی
نمیذارم قسر در بره
دقیقاً همین، همین موضوع
دلیلیه که میخوایم نوع دفاعیهمون رو عوض کنیم
به «بیگناه»
چه ده سال حبس بگیره چه ده دقیقه
ما باز هم رفیقمون رو از دست دادیم
و واسه همینه که تو یه احمق به تمام معنایی
حالا که ممکنه کار به دادگاه بکشه
و اون مرتیکهی الدنگ ممکنه هیئت منصفه رو قانع کنه
که تقصیر ما بوده؟
باید افکار عمومی رو با خودت همراه کنی، اونا هم میان پشتت
یه شرکت روابط عمومی هست که قبلاً باهاشون کار کردم
توی این جور کارها واقعاً حرف ندارن
میخوای یه زنگ بهشون بزنم؟ باشه
خیلهخب، حله
خب، مراقب خودت باش، فردا میبینمت
آره، تو هم همینطور
اصلاً خبر داری
بعد از اون اتفاقی که واسه اَش افتاد، زندگی من چطوری گذشت؟
یه سال گذشته و شما حتی با هم ازدواج نکرده بودین
آیا میخواهید مسیریابی را شروع کنید؟
هیس
هیس-هیس-هیس-هیس
خب، نتایج آزمایش عرق واسه ما تأیید کرد
که تیلور بیماری سیستیک فیبروزیس داره
هیس
درسته. خب این یعنی چی؟
ببین، این یه اختلال ژنتیکیه
که روی ریهها و سیستم گوارشی اثر میذاره
میدونیم
کریستی وقتی به دنیا اومد این آزمایش رو داد
منظورش اینه که واسه ما چی میشه؟ واسه تیلور
خب، خبر خوب اینه که
ما الان دارو و روشهای درمانی داریم
ولی راه درمان قطعی نداره؟
نه
ولی حالش خوب میشه؟
با این داروها میتونه یه زندگی عادی داشته باشه؟
ببینید، خبر خیلی خوب اینه که
میزان بقا و زنده موندن
توی ۲۰ سال گذشته عملاً دو برابر شده
«زنده موندن»؟
خیلی متأسفم، ولی احتمالاً تیلور بیشتر از
اوایل دهه ۲۰ زندگیش عمر نمیکنه
ریههاش دیگه کم میارن
حالا میبینیم
بدو تیلور، ماشاالله
تو سریعترین ماهیِ این رودخونهای
باریکلا، همینطور پا بزن، بیا جلو
ببین کی داره شنا میکنه
برو کنار! نه
آره! تیلور
تخت رو با خواهرت شریک شو
اگه فکر میکنی امتحان واست سنگینه
درک میکنم
نه! نباید امتحان رو از دست بدم خانم وودبریج
نمیخوام تهش یه آرایشگر بشم
هوی! من خودم آرایشگرم
دقیقاً
اووو
مامان، ببین
با مامان خداحافظی کن
بیا تو
خداحافظ. خداحافظ عزیزم
روز خوبی داشته باشی
الو؟
آره
خوب، فقط اینجا رو نگاه کن
یه نفس عمیق بکش
کاف رو بیار پایین. بیار پایین. حالا بازدم
همینه
آره، نفس کشیدن اینجوریه. یادته؟
گیرندهی پیوند ریه
مشکوک به ذاتالریه
دیسترس ریوی. اشباع اکسیژن خیلی پایین
حالش خوب میشه؟
ببخشید... ببخشید
سمت راست. بسیارخب، مستقیم از اینجا
خواهش میکنم، حالش خوب میشه؟
جای نگرانی نیست، دست دکترهای عالیمونه
توی آمبولانس گفتن
که نگران ریههاش هستن
بسیارخب، شما از خانوادهشون هستید؟
اِ
خواهرشم
میدونید، اون پیوند ریه داشته
بسیارخب، اونا همهی این اطلاعات رو دارن
ریههای خیلی خوبی هستن. اون... اون اهداکننده
قایقران و دوچرخهسوار بود
و... و ورزشهای استقامتی انجام میداد
ریههاش حرف نداشتن
یک، دو، جابهجا کنید
حالش خوب میشه؟ با من بیاین
میرم واستون یه فنجون چای بیارم
تا منتظر خبر بمونیم، باشه؟
بفرمایید اینجا بشینید
بفرمایید. خوبی؟
شیر و شکر هم میخوری؟
سلام، به عمارت رُزالی خوش اومدین
فقط عذرخواهی میکنم
کجا بودی؟
ببخشید، اوضاع بهم ریخت و پشت تلفن گیر افتادم
ولی هیجانانگیز بود
سلام! به عمارت رُزالی خوش اومدین
من اندرو اشنایدر هستم، نسل سوم شرابسازها
و خیلی خوشحالم که شما رو به دستهای توانای
همسرم کلی میسپرم، که مغز متفکر اینجاست
اوه
پیشنهاد من: شیراز ۲۰۱۸ رو امتحان کنید
واقعاً غافلگیرتون میکنه
پذیرایی رو با منوی تست شروع کن
اگه سراغ شیراز ۲۰۱۸ رو گرفتن چی؟
توی منوی تست نیست، واسه همین توضیحاتش رو یاد نگرفتم
عصر همگی بخیر
اندرو
کجا داری میری؟
باید چمدون ببندم. باید برگردم بالارات
پس اینا چی میشن؟
یه جلسه با هیلی ریچاردسون و تیمش
واسه فردا اونجا هماهنگ کردم
آدمهای روابط عمومی؟ واسه... واسه چی؟
چرا بالارات؟ مگه اونا توی آدلاید نیستن؟
اوه، خودم واسشون پرواز گرفتم بیان
قراره به مری توی موقعیتی که داره کمک کنن
تا شغلش رو پس بگیره
چرا مری نمیتونه بیاد اینجا؟
بهتره اونجا باشیم تا نبض کار دستمون بیاد
همه رو سر خط کنیم و با رسانههای محلی ارتباط بگیریم
قراره چند روزی بمونن
و قراره هزینهی همهی اینها رو ما بدیم؟
اوه، کلی، لطفاً دوباره بحث پول رو وسط نکش
مطمئنم وقتی تورها رو برگزار نمیکنی، فروش نصف میشه
توبی جلوی گروه ساعت ۱۰ کاملاً کپ کرده بود
کلی
اتفاقی که واسه مری افتاده
از این دکوندستک کوفتی خیلی مهمتره
ببخشید، من فقط
این واسه من خیلی مهمه. باشه؟
زیاد طول نمیکشه برگردم. قول میدم
هی. برندن؟
ببخشید مزاحم شدم. من آنی هستم از بخش اورژانس
حالت خوبه؟
فقط میخواستم از خواهر تیلور خبری بگیرم
کریستی؟ اوه، خب، نمیدونم
همونی که با آمبولانس اومد؟
خیلی پریشون بود
کریستی که این اطراف نیست
من... نمیدونستم کسی همراهش اومده
فکر کردم همسایه زنگ زده به اورژانس
اوه، ببخشید، مطمئن بودم که گفت «خواهرم»
اون، اوم، همهچیز رو دربارهی پیوند میدونست
و همینطور اهداکننده
«اهداکننده»؟ آره، این که اون، اوم
وای خدای من، چی گفت؟
گفت ورزشکار بوده. قایقران و دوچرخهسوار بوده
عجب
همم
این جدید بود
لباس مناسبی نداشتم
داری کاندیدای مجلس سنا میشی؟
یه جلسه دارم
و فقط سعی دارم شبیه آدمهای دهاتی به نظر نیام
باشه. پس نه از لباس سرهمی خبری باشه نه از جویدن کاه
جلسه با هیئت مدیرهی بیمارستانه؟
اندرو یه شرکت روابط عمومی استخدام کرده
تا کمکم کنن شغلم رو پس بگیرم
فردا باهاشون جلسه داریم
اندرو؟
همون اندرو که قلب رو گرفت؟
خودش پیشنهاد کمک داد
کی با اندرو حرف زدی؟
امروز صبح
یه آژانس روابط عمومی اصلاً چیکار میکنه؟
داستان رو از زبون من تعریف میکنن
واسم سنگ تموم میذارن
چطوری؟
با فشار آوردن
به بیمارستان؟ آره، از طریق رسانهها
کدوم رسانه؟ آره، نمیدونم هیم
واسه همینه که داریم جلسه میذاریم
چیه؟
هیچی
یه چیزی هست
حتی اونقدر جرئت نداری چیزی که توی فکرته رو بگی
رفتی کت و شلوار خریدی قبل از اینکه اصلاً چیزی به من بگی
واست هیچ اهمیتی نداره که من چی فکر میکنم
No comments yet. Be the first to leave one.