Az első 175 sor.
بیشتر، بتسی! بیشتر
خب، با این کار نمایش کوچیک ما به آخرش میرسه
و مطمئنم که همهمون خیلی ازش لذت بردیم
متأسفم که اینو میگم
یا شاید هم، واقعاً نباید بگم متأسفم
اما دیگه این افتخار رو نداریم که
دوباره اینجا صدای آواز خوندن بتسی رو بشنویم
بتسی امروز از پیش ما میره
آقای "شیا" که از دوستای صمیمی پدر و مادرش بود
اومده تا اونو با خودش ببره که توی نیویورک پیش هم زندگی کنن
مطمئنم همه براش آرزوی موفقیت میکنن
تا توی خونه جدیدش حسابی خوشبخت بشه
این منم؟
فکر کنم آره
وای. واقعاً خودم هم غافلگیر شدم
میرم کت و کلاهت رو بیارم
اوه، خیلی زیبا شدی بتسی
واقعاً "عالی" شده، نه؟
اوهوم
من... امیدوارم یه روزی
همهی شما هم لباسهای خوشگل داشته باشین
بتسی. عزیزم، باید عجله کنیم
هنوز باید همهی اون اسباببازیهایی که آقای شیا برات آورده رو کادو کنم
نمیشه بذارم همینجا بمونن، خانم هاچینز؟
ممکنه آقای شیا خوشش نیاد
براش مهم نیست. لطفاً خانم هاچینز، ترجیح میدم اونا رو همینجا بذارم
فقط بدینشون به... خب، به همه
اوه، چه دختر مهربونی هستی عزیزم. بچهها، از بتسی تشکر کنین
ممنون، بتسی
حالا با همه خداحافظی کن تا راه بیفتیم
خداحافظ کارول
خداحافظ بتسی
خداحافظ جین
خداحافظ بتسی
خداحافظ شیلا
خداحافظ بتسی
خداحافظ مریلین
خداحافظ بتسی
خداحافظ مری
خداحافظ بتسی
خداحافظ روزالی
چی شده؟ نمیخوای با من خداحافظی کنی؟
نه
وا، روزالی. تعجب کردم
حالا دختر خوبی باش. با بتسی خداحافظی کن
نه! نمیخوام خداحافظی کنم
چرا؟
آخه
آخه نمیخوام بتسی بره
بتسی! بتسی! بتسی
اون دکمه کجاست؟
تا ایستگاه مترو
هتل "ورایتی"
گروه "عروسکهای رقصنده"؟
اونا دیگه اینجا زندگی نمیکنن
نمیدونم
فکر کنم با همون حقوق بازنشستگیشون رفتن پی کارشون
خواهش میکنم
سلام بابا
سلام سام
فلاسی، ببین میتونی بتسی رو پیدا کنی یا نه
وقت خوابشه
الو؟ بتسی اونجاست؟ بابا، نامهای واسه من نیومده؟
اگه دیدیش... نه سام، نامهای نداری
واسه ویولنش چی؟ نامهای نیومده؟
آره، از طرف آرشهش اومده
از همین شوخیهای لوس بود که بساط نمایشهای کمدی رو جمع کرد
سلام بتسی. سلام بتسی
سلام، سلام، بتسی
برین اونور. توی سالن تمرین کنین
سلام فرشته کوچولو
سلام
کجا بودی؟
اوه، فقط رفته بودم دیدنی
رفتی دیدنی؟ اونم وقتی که باید توی تختت باشی؟
تکالیفت رو انجام دادی؟
اوه، بله. اینم از حساب و کتابم
کی توی حل این مسئلهها بهت کمک کرده؟
آقای بوردینی، اون شعبدهباز
هوم. ۱۸ تقسیم بر ۶ میشه ۵؟
تقسیم بر ۷ میشه ۴؟ ۲۱
واقعاً که شعبدهبازه، شکی درش نیست
اوه، اون خیلی باهوشه. داره به من تردستیهای جدید یاد میده
میشه کلیدم رو بدین، لطفاً؟
اینم یکی از اون چشمههای صدا عوض کردنته؟
من نبودم
نامهای واسه ما نیومده؟
اوه، سلام. آقای و خانم "برازنو" هستن
بفرمایین، اینم مال شما
ممنون
از طرف پسرمونه
توی کالج درس میخونه
ببین مامان. "بوچ" رفته توی تیم فوتبال
اوه. نگاه کن
"مامان و بابای عزیزم
فقط چند خطی براتون مینویسم
امیدوارم حالتون خوب باشه
و یه کاری برای انجام دادن پیدا کرده باشین
درسهام رو دارم خیلی خوب پیش میبرم..."
ای جانم
"و همونطور که میبینین، عضو تیم شدم."
سلام جورج! سلام اولی
سلام رفقا! سلام بتسی! سلام مایک
مایک، چیزی واسه ما نیومده؟
هفته دیگه، شهر بوفالو
یه اجرای فوری برای یه مهمونی مردونه. شما چی؟
ببخشید آقای برودی. امشب همهی وقتم پره
وقت خواب و استراحته، آره؟
فهمیدم
بابا، کی رو پیشنهاد میدی؟
خب، بذار ببینم
بهتره ببینی کی اجارهش بیشتر عقب افتاده
درسته. بذار ببینم
خب، "مارتین و مارتین" هستن
که نه هفتهست ندادن
"سالیوان و هیلی"، شش هفته
"جیمی کلیتون" و گروه جزش هم ۱۲ هفتهست که ندادن
نظرت درباره اونا چیه؟ کارشون حرف نداره
خیلی خب، اگه تو اینطور میگی
به جیمی کلیتون زنگ بزن
هزار دلار میرم بالا
فکر کنم تلفن داره زنگ میخوره
موضوع رو عوض نکن
منم میخونم. چی داری؟
تو چی داری؟ خب، من
من فقط یه جفت سه دارم
و فکر کردم داری بلوف میزنی
ای بابا، بردی دیگه، فهمیدی؟
لباست رو آویزون کردی؟
لباسم رو آویزون کردم، کفشام رو گذاشتم سر جاش، مسواک هم زدم
گردن، صورت، دستها و گوشهام رو هم شستم
آفرین، عالیه
منم یه زمانی کل سرم پر از موهای فرفری بود
اوه، حتماً خیلی قشنگ بوده
آره، ولی خیلی دردسر داشت
حالا، بیدار نمون که به اون موسیقی گوش بدی
فقط چشمات رو ببند و بخواب
چشمام رو میبندم، ولی صداش احتمالاً از گوشام میره تو
سلام، بوچ
ویلوگبی
ویلوگبی
بله، خواهر؟
اون پنجره رو ببند
دفترچه تلفن رو بده به من
بله، خواهر
انگار داری از اون سر و صدای وحشتناک لذت میبری
هوم؟ خب، یه لحظه حواسم پرت شد و باهاش رفتم
هوم
بله، خانم وندلینگ، من دختر آقای شیا هستم
پدرم... واقعاً معذرت میخوام
بچهها دارن تمرین میکنن، ولی خوشحال میشم که
من دیگه از هشدار دادن به شماها خسته شدم
نمیذارم شبهام با سر و صدای
یه مشت آدم بیخودی و علاف خراب بشه
دیگه بیشتر از این تحمل نمیکنم
ببخشید خانم وندلینگ. همین الان میرم بالا و
چی شده؟
به ما گفت یه مشت آدم علاف و بیخودی
کی؟ صاحبخونهمون
نمیدونستم صاحبخونه داریم
خب، اگه یه وقت یه کدو تنبل دیدی
پشت یکی از پنجرههای خونهی بغلی
و هالووین هم نبود، بدون که اون صاحبخونهمونه
اه
نمیتونم از پنجرهم بیرون رو نگاه کنم
و یه مشت آکروباتباز و تردست و
کوتوله و بازیگر نبینم
هتل ورایتی چقدر اجاره بدهکاره؟
دلار، از دوازدهم ماه پیش تا حالا عقب افتاده ۲۵۰۰
یه نامه بنویس
به اون یارو... اسمش چی بود... شیا
سارا! آه
بهش بگو اگه اجارهش رو تا پنج روز دیگه
کامل پرداخت نکنه، باید غزل خداحافظی رو بخونه و بره بیرون
بدو برو تو جختخواب
No comments yet. Be the first to leave one.