Betrayal

Betrayal

Farsi Persian felirat letöltése

1. évad

Kiadási információk

Betrayal 2026 S01E03 A Thing Thing 1080p ITV WEB-DL AAC2 0 H 264-playWEB
Kommentár warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 3 Betrayal 2026 زیرنویس فارسی سریال

Címkék

webdl
Közzétéve: 2026-02-09
Letöltések: 30
Hallássérülteknek: No

Farsi Persian felirat előnézete

Az első 200 sor.

مارتین وقتی یه کم گلوش تر می‌شه، دیگه اونقدرها هم خسته‌کننده نیست

خوشحالم بهت خوش گذشته

از من متنفره یا موضوع چیز دیگه‌ایه؟

«مارتا گفت امروز یه مرد غریبه توی باغمون بوده.»

«داشتی با اون یارو خبرنگاره حرف می‌زدی.»

جان: «خودشه. ژنرال قاسم اسدیه.»

مهرین: «جان روی اونا ردیاب گذاشته، پس لو رفتیم.»

«اما نگران نباش.» صدای شلیک

هنوز می‌شه جلوشو گرفت

چی گفتی رودی؟ پشت تلفن: «تقاطع ۱۹.»

کجا، ببخشید رفیق؟ «از تقاطع ۱۹ خارج شد.»

«اما وقتی از بزرگراه خارج شد دیگه نمی‌تونم با دوربین‌های پلاک‌خوان ردشو بزنم.»

مطمئنی خودشه؟ «صد در صد.»

«شماره پلاک ختم می‌شه به اکو، اکو، گلف.»

«اون یکی ماشینی که داشتی تعقیب می‌کردی چی شد؟»

آه، باتری ردیاب تموم شده

بیا، خودشه. سه تا ماشین جلوتر

جلوی اون مینی

خیلی نزدیک نشو. باشه

برو نزدیک‌تر. باشه

لعنتی! زود باش. بپیچ چپ

چپ، چپ، چپ، چپ، چپ

صدای بوق. لعنت بهش

دمِت گرم

می‌رم تو پارکینگ

به تیم بگو همین‌جا بیان پیش ما

ایناهاشون، اومدن

۴۰۴ شماره اتاق اسدی رو پیدا کردیم.

و تایید شده که برای ساعت ۲:۳۰ بعدازظهر رزرو کرده

این فرصتِ ماست

خب، بذارید روشن حرف بزنیم. مهرین اسدی رو تحت نظر می‌گیره

جان، تا وقتی مهرین حواسش به اسدی هست

تو وارد اتاقش می‌شی و دستگاه‌های شنود رو نصب می‌کنی

اگه اسدی راه افتاد، مهرین بهمون خبر می‌ده

ردیفه؟ آره

ردیفه

مرد کیف‌به‌دست: ممنون عزیزم

همهمه

صدای آروم همهمه

مهرین: «اسدی تو دیدمه.» جان

رودی: «مهرین دیدش داره. راهت بازه.»

مکالن، سینگل مالت. پیشخدمت: حتماً

چی شده؟

رودی؟ لابد یه جور پارازیته

صدای مهرین قطع شده، رئیس

سیگنال نداریم. باید زود بجنبی

به فارسی

یکی که مجبور شدم با خودم بیارمش. و حالا داره مپامتم

زبانش چطوره؟

یه چیزی بین افتضاحِ معمولی... و کاملاً افتضاح

خوبه. خیلی وقت شده

تکون نخوردی. مکالنتون، خانم

ممنون

جان هیوز کیه؟

برای سازمان امنیت کار می‌کنه ولی نذار نگرانت کنه

طبق نقشه پیش برو، من حسابشو می‌رسم

جان هیوز اصلاً اعتبار نداره

به فارسی

به فارسی

دقیقاً چی می‌دونن؟

نقشه رو ادامه می‌دیم

سوت ممتد توی گوشی

بوق دستگاه. دوباره وصل شد

خداروشکر

«اسدی راه افتاد.»

جان، شنیدی؟ اسدی راه افتاد

«تمومش کن!»

جان، همین الان از اونجا بیا بیرون

باز شدن در

آهِ اسدی

صدای آب

قطع شدن آب

بازدم عمیق

«پس اسدی امشب می‌ره سفارت؟»

بله. تیم مراقبت سیار مستقر شدن؟ بله، هستن

آب بخوره خبردار می‌شیم

کی فهمیدی دستگاهت کار نمی‌کنه؟

نفهمیدم. فکر کردم وصله

حدود چهار دقیقه از عملیات صداتو نداشتیم

چهار دقیقه قطع بودم؟ یا عیسی مسیح. واقعاً؟

خدای من. توی «سیکس» از این آشغالا دستمون نمی‌دادن

داشت چیکار می‌کرد؟

کی؟ کی؟ ژنرال رو می‌گم

داشت کتاب می‌خوند. ندیدم چه کتابی بود

باشه، صبر کن توی اداره گزارش کامل رو بدیم

خوبه؟ حالتون خوبه رئیس؟

کی برمی‌گرده؟ اوه، فکر نکنم به این زودیا بیاد

اینم چند تا بخش مهم از قبلِ رفتنش

مکالمه توی ویدیو

گوشیِ خبرچینم هنوز خاموشه. جردن؟

اوم‌هوم. بگم تحت نظر بگیرنش؟

آره، آره

می‌تونی یه نگاهی به دستگاه مهرین بندازی؟

چی تو سرتونه رئیس؟

مطمئنم چیزی نیست، اما، اممم

احتیاط شرط عقله، مگه نه؟

دمت گرم رودی پسرم

در باز می‌شود

صدای کلیدها

انداختن کلیدها

صدای واق‌واق سگ در دوردست

صدای زنگ

زنگ خوردن تلفن در همان نزدیکی

ادامه زنگ تلفن

ادامه زنگ تلفن در خانه

لرزش تلفن

ادامه لرزش و زنگ خوردن

معذرت می‌خوام، فقط دو ثانیه بهم وقت بده

آه می‌کشد

اوه! اممم

گوش کن جان

اممم... می‌تونیم مثل دو تا آدم بالغ با این قضیه برخورد کنیم، مگه نه؟

فقط برو طبقه پایین

اون تا پنج دقیقه دیگه می‌ره و بعدش می‌تونیم حرف بزنیم

در بسته می‌شود

اصلاً فکر نمی‌کردم خونه باشی

یعنی اینجوری قضیه حله؟

خنده‌داره، ولی می‌دونم چه حسی داری

واقعاً می‌دونی؟

خیلی درد داره، نه؟

بازدم

بچه‌ها کجان؟

خونه مامان و بابام‌ان

نمی‌خواستم اینطوری بشه

نمی‌خواستی اینطوری بشه؟

همین‌طوری بچه‌ها رو فرستادی خونه مامان و بابات

بعد هم لابد مارتین با قالیچه پرنده از لوله بخاری اومد پایین، آره؟

نه! خب پس چی؟

برای یه کار اداری بهم زنگ زد و

حالم بد بود

اوه، پس فقط یه شونه برای گریه کردن بود

فکر کردی... فکر کردی من هالوئم؟

در واقع، فقط یه شونه برای گریه کردن بود

و بعدش باهاش خوابیدی؟

دیگه بسمه. تو بسّته؟

آره، دیگه تمومه. اوه، تو فکر می‌کنی دیگه تمومه؟

آه می‌کشد

حتی دیگه نمی‌دونم اصلاً دوستت دارم یا نه

آه می‌کشد

گندش دراومد. آره، واقعاً

اوضاع بدجور افتضاحه

واقعاً کل حرفت همینه؟

می‌خوای چی بگم؟

یه چیزی

یه حرفی بزن

اوه، چی؟ لابد با گریه و زاری طلب بخشش کنم، هان؟

یا اینکه بپذیرم؟

وقتی تو بهم خیانت کردی، من داغون شدم

خب، الان دیگه تلافی کردی، نه؟

ولی من بهت فرصت دادم

نه، ولی هیچ‌وقت منو نبخشیدی. اوه، تعجبی هم داره؟

منظورت چیه؟ خب، اون زن رو دیدی؟

کدوم زن؟ همونی که بهت پیام داد

پنه لوپه. چی؟

همونی بود که باهاش رابطه داشتی؟

تقصیر رو ننداز گردن من

تویی که همین الان مچت وا شده

چون باعث شدی حس کنم چقدر لجن و بی‌ارزشم

خب، امیدوارم الان به خودت افتخار کنی

که پریدی بغل مارتین

من نپریدم بغل اون

اون نگرانم بود

اوه، پس مارتین با اسنپ اومد اینجا

با یه بطری شراب و یه جعبه دستمال کاغذی

و دو دقیقه بعدش هم لنگات هوا بود

و شورتت هم دور مچ پات

آخ! لعنت بهت

از من دور شو

از من دور شو! چرا، چون مارتین نیستم؟

حداقل مارتین واقعاً براش مهمم

اوه، پس قضیه اینه؟

می‌دونی، اون جوری رفتار می‌کنه که انگار واقعاً می‌خواد با من باشه

خب پس چرا گورتو گم نمی‌کنی بری خونه مارتین؟

تو خیلی پستی

مطمئنم حالا که باهاش بودی، یکی از اون خونه‌هاشو بهت می‌ده

توی «کوستا براوا»، اگه واقعاً می‌خوای از شر من خلاص شی

یه دقیقه دیگه هم نمی‌تونم این وضع رو تحمل کنم

اداره مالیات دنبال کارهای مشکوکش توی اسپانیاست

اوه، واقعاً رقت‌انگیزی

و یکی از بیماراش هم بابت آزار جنسی ازش شکایت کرده

اینو می‌دونستی؟

می‌دونی، همون یه ذره احترامی هم که برات قائل بودم از بین رفت

تهِ جاسوس بودن به اینجا کشید، آره؟

زیر و رو کردنِ زندگیِ مارتین؟

آره خب، می‌دونستم باد از کدوم طرف می‌وزه

ناله می‌کند

اون توی اون پرونده شکایت آزار، کاملاً تبرئه شد

شد؟ و در مورد اون املاک تو اسپانیا هم

حداقل یه نقشه درست و حسابی برای دوران بازنشستگیش داره

تو حتی عرضه نداری بری دکتر

که یه فکری به حال اون کونِ وامونده‌ت بکنه

نفس‌نفس زدن

کوبیده شدن در

لرزش تلفن

آهِ ملایم

آه می‌کشد

لرزش تلفن

پخش موسیقی

آه

پس تو دورگه ایرانی هستی؟

Hozzászólások

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left