Az első 200 sor.
برف و سورتمهسواری مال خودتون
اون زنگولههای نقرهای مال خودتون
کادوهای زیر درخت هم مال خودتون
بدینشون به یکی دیگه
اون آدمبرفی جادویی مال خودتون
اون ریسههای براق مال خودتون
گوزنها رو هم نگه دارید، قلب من خودش بلده پرواز کنه
دارواش رو هم نگه دارید
مگه اینکه اونی که زیرشه همونی باشه که میخوام
ای بابا بابانوئل، صدامو نمیشنوی؟
یکی دیگه پیدا کردم
مگه چشه؟
به قیافهی بابانوئل نگاه کن
معلومه که دپرس شده
یعنی یه نفر نیاز داره یه مدتی از این کارخونهی کلوچهپزی مرخصی بگیره؟
آره، با این پاداش کریسمسی که من میگیرم؟ معلومه که آره
خانم جیکوبسون
آقای کلوتز
میتونم چند لحظه باهاتون صحبت کنم؟
حتماً
تیلور، شاید ندونی
ولی تقاضا برای کلوچههای کریسمسِ بازاری
به طرز نگرانکنندهای کم شده
اوه
متأسفانه "کلوچههای کلوتز" مجبوره تعدیل نیرو کنه
صبر کنید... دارید... دارید اخراجم میکنید؟
متأسفانه بله
نه، نه، نه، نه، آقای کلوتز
خواهش میکنم، من از پس از دست دادن شغلم برنمیآم
من و دخترم همین الانشم به زور داریم از پس مخارجمون برمیآیم
گوش کن، متأسفم ولی هیچ وقت زمان خوبی برای اینجور کارها نیست
اونوقت شما کریسمس رو انتخاب کردید؟
واقعاً متأسفم
ای بابا
خانم جیکوبسون؟
سلام، دورالی
نه، "سلام دورالی" تحویل من نده. باز هم اجارهات دیر شده
ببخشید، خب؟ مجبور شدم برای ونم یه کاربراتور جدید بخرم
زویی هم برای کریسمس یه اسنوبرد جدید میخواد
اون چیه؟ میشنوی؟ - چی؟
صدایی شبیه به "به من ربطی نداره" تو مایههایِ
"برام مهم نیست"
اجاره اول ماه باید پرداخت بشه و تو چهار ماه پشت سر هم تأخیر داشتی
تا آخر هفته بهت میرسونم، قول میدم
زویی؟
قضیه "دختر در مانده" دیگه داره لوس میشه
زویی؟
زویی
قبول شدم! زویی؟
مامان، قبول شدم
تو... تو چی قبول شدی؟ ببین
تو چی؟ "تو..."
"شما در آکادمی اسنوبرد سان پیکس پذیرفته شدهاید"؟
عزیزم، تو که چیزی به من نگفته بودی
نمیخواستم چیزی بگم که اگه قبول نشدم ضایع نشه
این عالیه، خیلی بهت افتخار میکنم
این بهترین مدرسهی اسنوبرد تو کل کشوره
آره
اون عدد چیه؟
خب
فکر کنم شهریهشه
اوه
چقدر صفر داره
آره، اصلاً فکر نمیکردم اینقدر زیاد باشه
اشکالی نداره
یه فکری براش میکنم
یه فکری براش میکنم
بهم اعتماد کن
اشکالی نداره مامان، من اصلاً زیاد هم دلم نمیخواد برم
مدرسه اونقدرا هم خوب نیست، پس بیخیال
یه کم مشق دارم که باید انجام بدم، پس، میدونی
من برم به اونا برسم
واقعاً اشکالی نداره مامان
باشه
دوستت دارم. منم دوستت دارم
خب، ام
پس، نظرت چیه؟
اوم، نمیدونم
احتمالاً برای هر کدوم یه دلار بدم. چی؟ فقط همین؟
خرت و پرت زیاد داری ولی هیچکدوم واقعاً باارزش نیستن
به جز شاید این یکی
میشناسی؟ "بچهگربههای جیغجیغو"؟ آره، شوخی میکنی؟
من تو این شهر بزرگ شدم، اینا اسطوره بودن
بابا بیخیال، اونا کلاً یه دونه آلبوم دادن
آره، ولی همون یه آلبوم میترکونه. اصلاً گوشش دادی؟
اینو ببین، خواننده اصلیش یه آدم خفن به تمام معناست، صداش محشره
یه چیزی تو وجودش بود، میدونی؟
بگذریم، "بچهگربههای جیغجیغو" در واقع باعث شدن
که برم سراغ گیتار و آواز یاد بگیرم
آواز میخونی؟ یه کم
منظورم اینه که نه به خوبیِ اون، ولی
یه لحظه صبر کن
این خودِ تویی
قبلاً بودم
خودشه پسر، این خودتی... تو... تو تیلور جیکوبسونی
تو چطوری... آخه
چه بلایی سرِ موهای آبی اومد؟ دیگه بزرگ شدم، گذاشتمشون کنار
ای بابا، خب، راجع به گروه چی؟
اونم گذاشتم کنار
واقعاً؟ خب الان چیکارهای؟
ظاهراً دارم با یه مرد غریبه تو صفحهفروشیِ دست دوم حرف میزنم
خوش به حالت
ببخشید. اشکالی نداره
خیلی خب، چقدر میشه؟
صد دلار برای کل جعبه. صد دلار؟
ببخشید، ببخشید. سلام "مرد غریبهی صفحهفروشی"
گفتی صد دلار برای این؟ این یه جنس کلکسیونیه
قصدم فضولی نیست ولی من
فکر کنم ارزشِ تو بیشتر از اینا باشه
خب، ممنون. باشه، ۱۵۰ تا
و ممنون از تو، خداحافظ
فعلاً
باید برم دنبالش؟
به نظرم آره. باشه
هی، بچهگربهی جیغجیغو، هی
منم داشتم میرفتم بیرون، چه جالب
هیچ وقت به این فکر نکردی که گروه رو دوباره دور هم جمع کنی؟
چی؟ نه، نه
من... من الان یه دختر دارم. اوه
نمیشه همزمان هم راکاستار بود و هم مادر
کی گفته؟
خب... من، طبق تجربه
منطقی بود
هی، داشتم فکر میکردم میتونی تو یه موردی کمکم کنی؟
چطوری؟ من سالهاست که به این شهر برنگشتم
شاید یه جایی رو بشناسی که بشه یه هات چاکلت خوب خورد؟
مهمونِ من
میتونیم درباره سولوهای گیتار و اوه، آهنگهای کریسمس موردعلاقهمون بحث کنیم
اوه، اینجور کارها معمولاً برات جواب میده؟
همیشه. الان جواب نمیده ولی اغلب جواب میده
نه، نه، نه، ببین، بابت تلاشت ممنونم، واقعاً
ولی من... متأهلی؟
نه، نه
نه، متأهل نیستم، فقط
زندگیم الان یه جورایی رو هواست
و من... من فعلاً قصدِ قرار گذاشتن ندارم
پس به خودت نگیر یا همچین چیزی
اگه کمکی میکنه، مجبور نیستیم اسمشو بذاریم قرار
فقط بگو دو نفر دارن هات چاکلت میخورن
باشه، یه رستوران کوچیک تهِ بلوار هست
آره
هات چاکلتهای عالیای دارن
خب پس، اگه تو
من... برای تو
من میتونم برم، تو هم میتونی بری
حله
کریسمس مبارک
میدونی که هالووین تموم شده، نه؟
نه اگه عاشق فیلمهای ترسناک باشی
ما از اول نوامبر شروع میکنیم به ساختن لباسهامون
اول نوامبر، میدونم. شماها خیلی بامزه اید
بگذریم، تونستم دو تا مصاحبه جور کنم
آهان. اوه
تو کل شهر هم دنبال کار گشتم
ولی هیچکس تا سال نو استخدام نمیکنه، میدونی؟ کلاسِ اونم یه هفته دیگه شروع میشه
به زور پول اجاره رو دارم، باید شهریه رو جور کنم
هی، برادر بزرگتر برای چی خوبه؟ میتونم یه کم بهت پول قرض بدم، مشکلی نیست
باشه
اوو! این خودش میتونه یه مشکل باشه. این
ببین، زویی بچهی باهوشیه، مطمئنم درک میکنه شرایط چطوریه
میدونم، ولی اون از وقتی راه رفتن یاد گرفته مجبوره شرایط رو درک کنه
بعضی وقتا حس میکنم کل زندگیش رو تو حالت "بقا" بودیم
من فقط... نمیخوام دوباره ناامیدش کنم
من پول شهریه رو جور میکنم
حتی اگه مجبور شم یکی از اعضای بدنم رو بفروشم
اون باید بره به اون مدرسه
بهتره فعلاً کلیهات رو نگه داری
اینبو دیدی؟
"۵۰ درصد تخفیف شهریه..." چی؟
"...برای کارکنان تفرجگاه اسکیِ سان پیکس"
درصد تخفیف؟ از پسِ اون برمیآم ۵۰
اوم، به جز یه نکتهی کوچیک
من تو سان پیکس کار نمیکنم
وقتِ کریسمه
منظورت چیه که بابانوئل استعفا داده؟
جو کرانستون ۱۲ ساله که بابانوئلِ ماست
مهمونامون عاشقشن
آقای کرانستون تصمیم گرفت که کریسمس مناسبترین زمان برای بازنشستگیه
چی؟ همون وقتی که مدیر کلمون فرار کرد به اندازهی کافی بد بود
با اون مربی اسکیِ لیتوانیایی... حالا هم این؟
درستش کن! بله قربان
راستش، امیدوار بودم بتونم باهاتون درباره پستِ مدیریت کل صحبت کنم
اگه... اوه! این عالیه
بله قربان، اما
کریسمس تو این تفرجگاه اسکی، پرسودترین زمانِ ساله برای ما
ناتاشا، ما یه مهمونی کریسمس داریم که باید براش برنامهریزی کنیم
یه کنسرت شب کریسمس که باید ترتیب بدیم
و در کمتر از ۷۲ ساعت، مراسم روشن کردنِ چراغهای درخت کریسمس رو داریم
باید آماده باشیم. بله قربان
واو
خب، امسال واقعاً سنگ تموم گذاشتی
خوشم اومد، خوبه، اوم، جادوییه
متیو
واو، چه غافلگیریای
منم از دیدنت خوشحالم بابا
متأسفم. جای خالی نداریم
گوش کن بلیک، میتونم بلیک صدات کنم؟
گوش کن، من هر کاری لازم باشه میکنم، یعنی واقعاً هر کاری
ماشین پارک میکنم، توالتها رو تمیز میکنم، حتی توالت مردا رو
میتونم وسایل ملت رو باز کنم و ببندم، مثل یه پیشخدمت مرد یا زن
No comments yet. Be the first to leave one.