200 baris pertama.
"هشدار ! فیلم مناسب بزرگسالان میباشد"
" اودیپ قاتل "
اودیپ نداسته با مادر خود ...ازدواج کرده و از اون صاحب چهار
فرزند میشود که بعد از اطلاع از این موضوع خود را کور میکند
با شرکت " رینا نیهاوس "
"گابریله فرزتی "
...آلیسه !ایرن ، خودشه
مرسی
ایرن ،بیا دیگه منتظر چی هستی ؟
!... الیس !... الیس
! دخترم
!... امکان نداره
کمیسر ، سپاسگزارم
لطفا از ما تشکر نکنید ما فقط انجام وظیفه کردیم
... کارت عالی بود
هر چند خودم نتونستم کمک زیادی بکنم
خوب من ترس و دلواپسی خودم ...رو داشتم ، امیدوارم درک کنی
... راستش
همیشه اینقدر صریح حرف نمیزنم - درک میکنم -
شاید از همون اول باهامون تماس می گرفتید ...اه ، داشت یادم میرفت
اینا مال دخترتون هستش
خدانگهدار - روز بخیر ، جناب ،بای -
اونا باهات چیکار کردن ؟
تا چند روز دیگه هیچ ردی نمی مونه حالا می بینی
! بیا عزیزم
!آلیس ، قشنگ بشین توی اب
نه ، ولش کن خودم ترتیبش میدم
ایرن ... روزنامه نگارا اینجا هستن
!وای نه - !بیا ، بیا تو پاپا -
روزنامه نگارا جلوی در خونه هستن زورم نمیرسه ردشون کنم برن
!هیچ حرفی نیست - بعدش اونا میرن تو بالکن کناری -
عمرا بتونیم از شر اونا خلاص بشیم - ... نه -
خودم با الیس از اینجا میریم یه جای دور - چرا اینقدر قضیه رو پیچیده می کنید -
می دونی چیکار میکنم ؟ خودم خشک میکنم !لباس میپوشم و باهاشون حرف میزنم
دیدی ؟ - لطفا -
آلیس خسته هست ، تا فردا صبر کنن - ببینم چیکار میتونم بکنم -
پاپا سلام - سلام عزیزم -
دیر کردم ...آلیس و مادرت کجان؟ - اونا طبقه بالا هستن -
آلیس ناخوشه ؟ - اون می ترسه بیاد پائین -
ملتفتم
یعنی اونوقت نمیخواد غذا بخوره ؟ - نمیدونم -
غذات رو تموم کن
شما غذا میخوری پاپا ؟ - اره ، الان میام -
ایرنا
دختره چه مشکلی داره ؟ - هیچی ، فقط خسته هستش -
بذار من سینی رو ببرم داخل - مواظب باش نریزی -
بهش بگو آمبرتو بودش همونی که ...براش گل فرستاد ، یادت نره
دلش میخواست اون ببینه ولی من بهش گفتم فردا بیاد
!... سلام ، آلیس
امروز چطوری ؟
شامت برات اوردم آمبرتو برات گل فرستاده
... برات یه هدیه کوچولو آوردم
آلیس ؟
! الیس
چرا حرف نمیزنی ؟
چی شده ؟
الیس ؟
الیس
!الیس
چرا نمیخوایش ؟ بیا، بازش کن ... خودم بازش میکنم
حتی از جعبشم خوشم میاد بفرما
نمی دونستم ممکنه ازش خوشت نیاد ، یه نگاه بنداز ، خودم که واقعا ازش خوشم اومد
یه هدیه هان ؟ الان برام هدیه میخری ؟
در مورد پول آزادیم چی ؟ ...نباید پولشون رو پرداخت میکردی
! باریکلا داری !بیشتر از یک ماه سرشون شیره مالیدی
چطوری متوجه شدی ؟ چطور پیش رفت ؟
چی فکر کردی ؟ فکر کردی شبها که با هم حرف میزدن صداشون رو نمیشنیدم ؟
صدای اونارو از اون ور دیوار می شنیدم " ... اون مرتیکه ننگ نمیخواد پول بده "
و اونام امادگی این ...داشتن که تیکه تیکم کنن
!تمامش هم بخاطر اینکه تو پول نمیدادی - اروم باش آلیس -
من ، دخترت ! چی میشد اگر پلیس از راه نمی رسید ؟
!تو پول به من ترجیح دادی ! حالم ازت بهم میخوره
!آلیس ، اینجوری نباش - !برو گم شو راحتم بذار -
نگاه کن ، خودشه - مگه اون کیه ؟ -
همون زنی که دزدیده بودنش قسم میخورم که خودشه
دختره خیلی بهتر از عکس هاش به نظر میاد
میشه لطفا کمکم کنی ؟ - البته -
! یالا
نمیتونم !در رفته
شاید گیر کرده
زیپ در رفته
آلیس ؟
!الیس گفتم زیپ در رفته
...خوب پس یکم به دخترتون نزدیکتر بشید ،مرسی
کمیسر از اینکه تشریف اوردید ممنونم - صبح بخیر ، مهندس -
باما بشینید - مرسی -
لطفا تمومش کنید ، عکس بیشتری لازم نیست
!دیگه برو - فقط یه لحظه دیگه -
!عجب غلطی کردیم - صبح بخیر -
اونجا اتاق خوابمون هستش لازمه که بخوابیم
میتونی درک کنی ؟
مارو سرزنش نکنید ، مردم حق دارن بدونن که چه اتفاقی افتاده
... و ما باید تاوانش رو بپردازیم ،نه ؟
یعنی به اندازه کافی نکشیدیم ؟
فقط داریم اینکارو میکنیم تا !شما دوباره پاپیچ ما نشید
امیدوارم فردا بتونیم این اطراف بدون مزاحمت کسی قدم بزنیم
و عکاسا مثل جزامیا دنبالمون نیوفتن و بهمون گیر ندن
مطمئنم که طی چند روز اینده زندگی به حالت عادی برمیگرده
کاش همینطور بشه
هنوز یه سری رد دور مچ دستت داری اونا این ردهارو انداختن ؟
نه ، ابدا - اصلا می تونستی حرکت کنی ؟ -
نه ، اونا من رو به تخت می بستن البته در طول روز
چطوری غذا میخوردی ؟ - اونا با قاشق بهم میدادن -
و برای سایر نیازهای شخصی ؟ - ! یکم ملاحظه داشته باشید -
... ببخشید ولی - اشکالی نداره -
همیشه یکی از اونا کنارم بود و برام انجام میداد
!همینقدر کافیه
فقط چند دقیقه بیشتر ، اونا یک ماه دختر شمارو در اختیار داشتن
زندان بان شما چجوری مُرد ؟
خانم والریو قرار نیست به این سوال جوابی بده
وقتی ما در شکستیم ، توریزی شروع به تیراندازی به طرف ما کرد
اول اون شلیک کرد ؟ - ...اون یه خشاب خالی کرد -
مجبور بودم آتش جواب بدم بخاطر همین ...بهش شلیک کردم ، مجبور شدم برای
اطمینان از امنیت خانم والریو بهش شلیک !کنم ، اون اصلا خبر نداشت اونجا چه خبره
باید یه جا قایمش کنم ، اگر اون تو دستم ببینن به طرفم شلیک میکنن
چی شده ؟
... نگران نباش
قرار نیست اتفاقی بیوفته !فقط بهشون واقعیت رو بگو
ما از همدیگه مراقبت میکنیم من نمیدونستم که این یه ادم ربائی هستش
!خودم مراقبت هستم
ایشون هیچ نقشی در مرگش نداشت
سعی کن تمام چیزائی رو که اتفاق افتاده فراموش کنی
منم با خایه هام بازی کنم - یواش -
ممکنه دختره صدات رو بشنوه - ! بذار بشنوه -
اونا پول رو گرفتن یا نه ؟ - خیلی از پول رو دریافت کردن -
وادارش میکنم پول رو فراهم کنه و گرنه خودم دختره رو تیکه تیکه میکنم
اون بخاطر دخترشم که شده پول میده
قراره یه نامه واسه خونوادت بنویسی
... بنویس
پدر عزیزم ، امیدوارم هر چه زودتر تو رو ببینم ، ولی زندگیم الان در دستان توست
!بنویس
برگرد تو تختخواب ایرنا - ... نمیتونم بخوابم -
الان بهترین موقع آب دادن به ایناست
از اون همه سم آفت کش استفاده نکن - نه ، من گلهای خودم رو خوب میشناسم -
... میدونم چجوری باید درمانشون کنم
درمان اونا خیلی راحت تر از ادماست
یه چند روز دیگه همه چیز مثل سابق میشه
همه چی برای تو همینقدر آسونه - ایرنا -
... راستش رو بگو
تو هرگز آلیس رو نپذیرفتی ؟
توافق کردیم در بارش حرفی نزنیم - ... اره ، سالها قبل -
! ولی الان ... باید حرف بزنیم
ولی الان ... یادت رفته ؟ - یادم رفته ... چیرو یادم رفته ؟ -
!... ایرن
... همیشه به آلیس اهمیت دادم
خودتم همرو در طول این سال ها دیدی
از همون تابستون اول مگه توافق نکردیم همه اینارو فراموش کنیم ؟
خودتم میدونی هرکاری که تونستم برای تو ،برای !الیس ، برای دخترا انجام دادم ، هر کاری
سسیلیا داری چیکار میکنی ؟ موهام برام شونه میزنی ؟
اره ، چرا که نه ؟
دلم میخواد موهام مثل مال تو باشه - چرا ؟ -
به نظر شبیه هم نیستم ...تو چشای خاکستری داری
موهای پرپشت تر و دهن کوچولوتر و دماغتم فرق داره
کی جذابتره ؟ - نمیدونم -
!یالا ، بهم بگو
خوب منم دیگه ، حتی !بابا هم همین رو میگه
بابا من بیستر دوس داره
یادت مونده مو سرخه رو چجوری به اسپانیائی بگی ؟
تانااوریا
چرا چیزی نمیخوری ؟ - ... از اون چنگال حالم بهم میخوره -
چرا خودت غذا دهنم نمیذاری ؟
نه ، امروز اصلا حالش ندارم ، ببخشید - چرا ؟ -
چرا ؟
...بذار ببینم
اورچینوس نهنگ قاتل، چند جلد داری ؟ تو این بهم امانت دادی
اوت بهت امانت ندادم اون دادم به خودت
این مال خودم هستش - میخوای یه چیز جالبی رو بهت بگم ؟ -
موقعی که من دزدیدن اون جلد کتاب همرام بود
"عهده بسته اید تا به اسکلت های" "ما نگاه کنید و نه دیگران"
من تا اینجا رو خوندم فکر میکنم کاملا خسته کننده هستش
تو خُل شدی - ...اره ، خُلم -
"عهده بسته اید به اسکلت های ما نگاه کنید"
!انگار اتروسکا هستش ! بگیر بابا، بدجوری گیر دادی هان
تو یه حیوونی - معلومه -
راستش بخوای یه هیولائی
" اُ " نوشتن اسم
این توئی
!یالا دیگه ، پاشو !قبلا که بهت گفتم بس کن
خیلی دوس دارم بدونم امروز تو چه مرگت شده ؟
به جای اینکه نگام کنی چرا نمیای کمک ؟
چرا به جای اینکه با اون قیچی باغبونی اونارو شکنجه کنی به حال خودشون ولشون نمیکنی
تا در صلح و آرامش رشد کنن
هر روز یه چیز تازه از گیاهام یاد می گیرم
شایدم اونا در زمان پیری دستم رو بگیرن
اینقدر مثل بچه ها ادا در نیار - چرا ؟ -
اگر منم گیاه باشم میشه انگشتام ! دستم و یا زبونم رو قطع کنی
میشه ؟ چرا یه کاری برام نمی کنی ؟
!تو فقط به گیاهات اهمیت میدی
... تمومش کن آلیس
نباید به ذات خودمون رجوع کنیم ؟
اره ذات خودمون ؟ کوری ؟ نمی بینی چه بلائی داره سرم میاد ؟
نمیخوای درک کنی ؟ - ...معلومه که درک میکنم -
این توئی که درک نمیکنی ... ما نمی تونیم اینجوری ادامه بدیم
پدرت هم خیلی نگرانه
... برام مهم نیست ، دیگه اسمش جلوم نیار
تو که نمیدونی وقتی زندونی !اونا بودم باهام چیکار کردن
هیچوقت این بهت نگفتم ... ولی وقتی هم سن تو بودم
شاهد کشته شدن یک ادم بودم ...منظورم اینه که
...دیدم که اون مُرد - ... من هیچی ندیدم -
وقتی کمیسر پلیس شروع به تیر اندازی کرد ... من
No comments yet. Be the first to leave one.