200 baris pertama.
برترین های سینمای هند در بالیوود وان
سریع بیایید و غذاتون رو بخورین
اومدیم- بیایید-
واسه مدرسه حاضر شدین؟
بله برادر
پنج دقیقه ای غذاتون رو تموم کنید ...بعدش
! آهنگ
"عزت نفس" ترجمه ای از وبسایت بالیوود وان
"با پستی و بلندی های راه" "هرچقدرم که هدفت دور باشه"
"نباید بخاطر درماندگی ، متوقف بشی"
"با پستی و بلندی های راه" "هرچقدرم که هدفت دور باشه"
"نباید بخاطر درماندگی ، متوقف بشی"
"با پستی و بلندی های راه" "هرچقدرم که هدفت دور باشه"
"زندگی چیز جز یک سفر طولانی نیست"
"راهی که در پیش گرفتیم برامون آشنا نیست"
"بهتره مواظب باشی" "و جلوتو بپایی"
"کسی که جلوشو نگاه نکنه" "بعد از یک مسیر طولانی ، کارش خراب میشه"
"با پستی و بلندی های راه" "هرچقدرم که هدفت دور باشه"
"نباید بخاطر درماندگی ، متوقف بشی"
"با پستی و بلندی های راه" "هرچقدرم که هدفت دور باشه"
باد تایر خالی شده حالا چی ، برادر؟
انگار جای مناسبی اینطور شد
گویند ، بادش رو پر کن- باشه برادر-
"چه کنم برادر عزیزم؟" "اگه پاهام خسته باشن؟"
"یه استراحت کوچک بکن و دوباره راه بیفت"
"اونا که می خوابن ، بازنده هستن"
"همیشه اینو به یاد داشته باش"
"با پستی و بلندی های راه" "هرچقدرم که هدفت دور باشه"
"نباید بخاطر درماندگی ، متوقف بشی"
"با پستی و بلندی های راه" "هرچقدرم که هدفت دور باشه"
"نباید بخاطر درماندگی ، متوقف بشی"
"شاید در راهت سایه باشه ولی در هدفت نه"
"تو رویاهای خودت رو داشته باش"
"از اهدافت منحرف نشو"
"با پستی و بلندی های راه" "هرچقدرم که هدفت دور باشه"
"نباید بخاطر درماندگی ، متوقف بشی"
"با پستی و بلندی های راه" "هرچقدرم که هدفت دور باشه"
بوس
من باید برم باشه؟
ببین
اون برادرخوانده شوهرته یکی دیگه هم هست
از روز اول اونا رو تحت کنترل داشته باش
و گرنه کل زندگی برات مشکل ایجاد می کنن
من میرم
خوابیده
بزار همینجا بخوابه
شب عروسی منه شب زفاف من
برادرخوانده اش امروز تخت منو گرفت
به زودی جونم رو هم می گیره
هی چرا گریه می کنید؟
شما شیرهای شجاع من هستین
تازه من فقط برای 2 ماه به شهر میرم
وقتی امتحاناتم رو بدم یه وکیل موفق میشم
کلی پول در میارم
نمیخواین پاهای راجا خوب بشه؟
من با بهترین دکترها مشورت می کنم
و بعدش می فرستمش درس بخونه که اونم یک دکتر بشه
داره دیر میشه من میرم
سیما ، برادرام رو به تو می سپارم مواظبشون باش
تو از الان هم زن برادر اونایی هم مادر اونا
...فقط اینو ازت می خوام که
وقتی برمیگردم... اونا راضی و خوشحال باشن
زن برادر ، داریم به مدرسه میریم- برین-
چرا بهمون صبحانه و ظرف نهار نمیدی؟
نمی بینین؟ دارم درست می کنم
دیرمون میشه ، زن برادر
که چی؟ هنوز نپخته اس
باشه ، ما میریم
غذامون رو بعدظهر به مدرسه بفرست
بیا
خیلی گرسنه ام هست زن برادر برای ما غذا نفرستاد؟
حتما تو راهه
اینو میخوری؟- بله-
بیا ، همشو بخور چرا نمی خوری؟
چطور میشه تو این خانواده خوشحال باشم؟ دارم روزها رو می شمارم
واسه چی؟چرا غمگینی؟- فقط یه دلیل نداره -
یادمه که رامدی می گفت که هاری واقعا عاشق برادرانش هست
اونا برادران اون نیستن رقبای من هستن
!مادر
!مادر
! ولش کن
چرا می زنیش؟ پسرمو ول کن
کثافت ! خجالت نمی کشی؟ گمشو
خجالت نمی کشی؟ حس می کنم اینجا به دام افتادم
نمیتونم دیگه اینا رو تحمل کنم
اینجا یا جای ایناست یا من
سیما ، عصبانیت برات خوب نیست
حمال؟ حمال؟
آقا ، میتونم وسایلتون رو بیارم؟
میتونی؟- بله-
باشه ، بریم
اینجا پسرم خیلی خوبه
بیا
اونو با پنجاه پسی بهم بده- باشه-
از کجا آوردیش؟ کی بهت داد؟ بگو
اون مرد
بندازش میگم بندازش
ببین راجا هرگز غذایی که بعنوان صدقه بهت میدن رو نخور
تا وقتی من باهات هستم کل زندگی ام بهت غذا میدم
آفرین پسرم آفرین
شما دو تا تنها هستین؟- بله-
باهام میایین؟- نه-
بهم کار می دین؟- کار؟ بله ، البته-
همینجا وایسا
بفرمایید آقا
! سریع بیایید و بخوریدش
اومدی؟ راجا و گویند کجا هستن؟
خب ، راجا و گویند
چی؟
چرا ساکتی؟- اونا از خانه فرار کردند-
فرار؟ چرا؟ چی شد؟
نگفتم وقتی برگشتم میخوام خوشحال ببینمشون؟
چرا جلوشون رو نگرفتی؟
من کی هستم که جلوشونو بگیرم؟
تو کی هستی؟
فهمیدم متوجه شدم
لطفا آقا پنج پسی آقا
بهم 5 پسی بدین
همینطور گدایی کنید ، پسرا
اگه شما گدایی کنید ما از کجا اموراتمون رو بگذرونیم؟
پسرا فرار کردن
چرا اینجا ایستادین؟ زود باشین
زود باشین و گرنه کتک می خورین
این پسرا رو ول کنید چرا می زنیدشون؟
ما رو نجات بده عمو اونا ما رو مجبور به گدایی می کنن
نگران نباش ، پسرم
پسرا رو ول کنید- تو چه کاره اونایی؟-
من؟ من عموی اونا هستم
! گور بابات
! بسه میخواین اونا رو بکشید؟
!برین برین پی کارتون
اهل کجا هستین؟- از یک جای دور اومدیم-
والدینتون کجا هستن؟- نداریم-
فقط خودمون هستیم
عمو ، کار گیر من میاد؟- با این سن کار می کنی؟-
بله ، خیلی سخت کار می کنم
و کاری می کنم برادرم هر روز روی پای خودش بایسته
واقعا؟ عجب روحیه ای باهام بیایید
این خانه منه
فریده؟- بله پدر-
انور؟- بله پدر-
این فریده هست ، دخترم اون انور هست ، پسرم
این دوتا از امروز با ما زندگی می کنن
...پدر ، اونا اونقدر گرسنه هستن
که هر لحظه ممکنه پس بیفتن...- اینطور نگو. برو براشون غذا بیار-
نه عمو اینطور نه
من اول کار می کنم . بعد پول در میارم بعد غذا می خورم
اگه بدون کار کردن بخورم حس می کنم سربار هستم
من ترجیح میدم زیر بار برم ولی سربار نباشم
آفرین. به این میگن عزت نفس ، پسرم
عمو- بله-
بفرما
عالیه
بله ، همینه
آفرین ، همینطوری
!قطعش کن
بیایید تمرین نمایشو شروع کنیم
چطور؟ مانجو هنوز نرسیده
کسی نقش قهرمان زن رو بازی می کنه- تو-
هیچکس اینجا ظرافت تو رو نداره بیایید شروع کنیم
من جونم رو برای عشقت میدم
با خونم ، عشقت رو رنگ آمیزی می کنم
من مال توام فقط مال تو
عالیه ، عجب ورودی
عزیز- بله-
جونمو برات میدم- خفه میشی؟-
مانجو. اینجایی؟ دنبالت بودم
هرجا مجنون باشه ، لیلی هم همونجاست
...مدیر می پرسه که
دعوتنامه ها رو فرستادی ؟...
چرا خودت نمی فرستی؟
تو دبیر کل هستی بعد من بفرستم؟
بیا کارتا رو امضا کن
راجا ، چند تا کارت میخوای؟
کارت برای چی؟
برادرت رو دعوت نمی کنی؟
برادرم زیاد تو هند نیست
تجارتش تو کل جهانه
گاهی آلمان ، گاهی ژاپن
گاهی فرانسه
گاهی انگلیس
روز برنامه ما ، اون در آمریکاست
رییس جمهور آمریکا اونو برای چایی دعوت کرده
برادرت چه تجارتی می کنه؟- همه جور تجارت-
تو ده هتل در لندن نیمی از سهام رو داره
کلی چاه نفت ، معدن طلا و کشتی داره
و داره برای خودش یک هواپیما می خره
به هرحال ، اون باید به همه کشورها برای تجارت سفر کنه
چرا کلی زحمت برای خرید بلیت و صبر کردن در فرودگاه رو بکشه؟
اگه هواپیمای خودشو داشته باشه هرجا میخواد میره
گوش کن ، یک کارت برای برادر راجا بفرست
ولی میگه نه- تو بفرست ، باحال میشه-
چیه؟- ...اگه تو خونه هواپیما بزاری-
از کجا باهاش پرواز می کنی؟- از زمین های خونه مون-
پشت خونه مون یک زمین بزرگ هست
اونو باند فرودگاه می کنیم
برادرت این روزا کجاست؟
من اینجام زیر ماشین
یه مسافر برای جاهو هست می بریش؟
چطور ببرم؟ اونجا خودم مسافر دارم
No comments yet. Be the first to leave one.