The Recruit

The Recruit

Unduh Subtitle Farsi Persian

Musim 2

Informasi rilis

The Recruit 2022 S02 NF WEB 30nama Fa
Komentar oleh PersianSUB
تیم ترجمه‌ی 30نما امیـــررضـا، امـیـن احـمـدی ، امـیـر مـوذنـی و حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

Tag

webdl
netflix_synced
Diterbitkan pada: 2026-01-05
Unduhan: 50
Tuna Rungu: No
FPS: 23.976

Pratinjau subtitle Farsi Persian

200 baris pertama.

‫آنچه گذشت...

‫بابت نجات جونم بهت مدیون بودم ‫و اگر چیزی لازم داشتی، بهم زنگ بزن

‫شاید بیشتر از چیزی که درست بوده

‫می‌خواستم باهات وقت بگذرونم

‫لازمه نگران این باشم ‫که نکنه از اون مردهای حسود باشی؟

‫- نه ‫- یادت باشه، امشب صحبت نکردیم

‫در مورد چی صحبت نکردیم؟

‫گروه ضدجاسوسی داره میاد سمت خونه‌ت

‫قراره دنبال هرچیزی که مربوط به ‫عملیات ملادزه هست بگردن

‫حدس بزن دیروز کی بهم زنگ زد

‫کشتن یه وکیل چقدر سخت می‌تونه باشه؟

‫یه مخبر برام گیر بیار. یه مخبر خوب

‫اوضاع تغییر کرده

‫فکر کردی روس‌ها ‫دارن به زنم آسون می‌گیرن؟

‫نه، چون دست اونا نیست ‫دست یاکوزاست

‫نمی‌دونن کجا نگهش می‌دارن

‫سازمان اطلاعات کره‌ی جنوبی ‫یه رمزارز قابل ردیابی درست کرده

‫سیا تو درست کردنش باهامون همکاری کرد

‫وقتی بهت میگم یه کاری بکن...

‫کدوم گوری هستی؟

‫دارم میرم که یواشکی ‫وارد آپارتمان جنگ کیون بشم

‫- دارم سرخود میرم ‫- میشه بگی سرخود یعنی چی؟

‫نه، نه. یه کار بهتری انجام بده ‫قطع کن و شماره‌مو پاک کن

‫این سوئیچ مرگ رو از کجا پیدا کنم؟

‫نمی‌دونم

‫به احتمال زیاد دیجیتاله

‫که اگر بهش سر نزد یا یه پیام رمزدار نفرستاد ‫اسرار رو پخش کنه

‫و باهوش‌تر از اونیه که ‫مدرکی توی خونه‌ش نگه داره

‫ولی احتمالاً سرنخ‌هایی هست

‫که بخش عملیات بتونه باهاشون ‫توی پیدا کردنش کمک کنه

‫پس از همه‌چی عکس بگیر

‫عکس بگیرم. باشه

‫ولی اگر موقع سرک کشیدن مچت رو گرفتن ‫دخلت اومده

‫گندش بزنن. واقعاً؟ فکر کردم ‫فقط منو از کشور می‌اندازن بیرون

‫آره، می‌اندازن

‫و بعد نایلند دست و پات رو می‌بنده به اسب‌ها ‫و تکه‌پاره‌ت می‌کنه

‫حرومزاده

‫آخ!

‫لعنتی! بسه دیگه!

‫می‌خوای چیکار کنی؟ ها؟

‫می‌خوای منو توی آپارتمان خودت بکشی؟

‫چند دقیقه بعدش پلیس می‌رسه اینجا ‫و پشت سرشون سازمان اطلاعات کره هم میاد

‫اینطوری دیگه کار زنت تمومه

‫می‌دونی که اونقدر احمق نیستم

‫که سوئیچ مرگ رو ‫توی آپارتمانم نگه دارم، مگه نه؟

‫اون تنها چیزیه...

‫که نمی‌ذاره سازمان سیا منو بکشه

‫آره می‌دونم

‫اینجا... خونه‌ی ماست

‫حق نداشتی تخریبش کنی

‫گمونم یه‌خرده مستاصل شدم

‫فکر می‌کنی من نیستم؟

‫"نان‌هی"

‫حامله‌ست

‫بدون تو نمی‌تونم نجاتش بدم

‫بلند شو. یکی سعی کرد منو بکشه

‫چی؟

‫هی، این از کجا اومده؟

‫از کسی که سعی کرد منو بکشه

‫باشه، حالا کجاست؟

‫سردخونه

‫تابحال اینو دیدی؟

‫نه

‫- پس فکر می‌کنی هویتت لو رفته؟ ‫- نمی‌دونم

‫ولی اینو می‌دونم که این "سی‌زی-75"ـه

‫اسلحه‌ی گرون‌قیمت نیروهای ویژه‌ی اروپاییه

‫و مرتیکه‌ عین نینجاها بود

‫نمی‌دونم چرا می‌خوان منو بکشن

‫من یه مامور تازه توی این منطقه‌م ‫و توی هیچ عملیات خاصی هم شرکت ندارم

‫- می‌خوای بمونی و بفهمی؟ ‫- نه!

‫ولی اگر به لانگلی (سازمان سیا) ‫خبر بدم که ممکنه هویتم لو رفته باشه

‫می‌اندازنش تقصیر من

‫منو از کارهای عملیاتی می‌کشن بیرون ‫احتمالاً هم حصر میشم

‫شانسم برای رسیدن به مقر مسکو از بین میره

‫خب، به عنوان وکیلت ‫و هم‌خونه‌ای اجباریت

‫توصیه می‌کنم از لهستانی که توش

‫یکی سعی می‌کنه بکشتت بزنی به چاک

‫و برگردی واشینگتن ‫جایی که هیچکس سعی نمی‌کنه بکشتت

‫اونجا می‌شینیم فکر می‌کنیم ‫که بعدش باید چیکار کنیم

‫عاشق این نقشه‌م

‫زنگ می‌زنم دفتر مسافرت ‫و هماهنگ می‌کنم با پرواز بعدی بریم

‫میگما

‫بنظرت این قضیه ‫ربطی به نیچکا داره؟

‫اگر منظورت از نیچکا، "اوون"ـه، آره صددرصد

‫تف توش

‫« پورت‌لوئیس، موریس »

‫خبرهای بدی دارم

‫نمی‌خوام بشنوم

‫مسئولیت این بدی‌ها رو هم داره، باید بشنوی

‫لی مرده

‫لی کیه؟

‫مزدوری که هفته‌ی قبل ‫فرستادیم سراغ اوون

‫پلیس ورشو دیشب جسدش رو پیدا کرده

‫همون کسی که نتونست هندریکس رو بکشه ‫فرستادی تا نتونه لستر رو بکشه؟

‫به این زودی نمی‌شد کس دیگه‌ای رو پیدا کرد

‫ممکنه ردش رو تا ما بگیرن؟

‫اینقدر منو دست‌کم نگیر ‫سیستم‌هامون کاملاً محافظت شده‌ست

‫ولی؟

‫اوون، لستر و وایولت ‫از طریق دفتر مسافرت سازمان

‫به مقصد واشینگتن بلیط هواپیما گرفتن

‫خب، این نمی‌تونه تصادفی باشه ‫این یعنی یجورایی دستمون رو خوندن

‫- باید برگردیم واشینگتن ‫- فکر می‌کردم اینو بگی

‫توی یه هواپیمای باری لاکهید برای خودمون ‫جا گرفتم. نود دقیقه‌ی دیگه راه میفته

‫خوبه

‫چیه؟

‫می‌خوای این قضیه رو تا کجا کش بدی؟

‫می‌دونم بابت سودان جنوبی بهت مدیونم

‫ولی ترجیح میدم تمام عمرم رو

‫توی یه زندان فدرال نگذرونم

‫یا بلای بدتری سرم نیاد

‫قضیه واسم مرگ و زندگیه

‫ولی... اگر می‌خوای ول کنی و بری ‫سرزنشت نمی‌کنم

‫نه

‫مشکلی ندارم

‫تا پای مرگ کنار همدیگه‌ایم، آره؟

‫تا پای مرگ کنار همدیگه‌ایم

‫- توام باید باهام بیای ‫- نه، همین‌جا می‌مونم

‫همین که سازمان یه رمزارز درست کرده

‫که الان داره توسط ‫بیش از ده میلیون آمریکایی استفاده میشه

‫یه راز به‌شدت مخربه، رفیق

‫برای همین وقتی به نایلند میگی

‫نمی‌خوام نزدیکتون هم باشم

‫بعلاوه، یکی‌مون باید ‫حواسش به جنگ کیون باشه

‫که حالا که داری برمی‌گردی واشینگتن ‫دقیقاً داره چیکار می‌کنه؟

‫داره میره سازمان اطلاعات کره ‫تا اطلاعات معاملات اخیر رمزارز رو دربیاره

‫اگر بخاطر این یاکوزا نان‌هی رو دزدیده ‫چون به رمزارزی

‫که باهاش بهشون رشوه داده شک کردن ‫شروع می‌کنن به فروختنش

‫که جنگ کیون هم باید ‫خیلی نامحسوس سروگوش آب بده

‫وگرنه رئیسش شک می‌کنه

‫گریس چو

‫چیه؟ تو نخشی؟

‫نه. خفه‌شو بابا

‫فقط گولشو نخور، باشه؟

‫وای خدا. کاش اینقدر خوش‌شانس بودم

‫ولی طرف حرفه‌ایه ‫بلده نامحسوس کارشو انجام بده، مگه نه؟

‫هیچ فرقی نکرده

‫« امور مالی »

‫« شکنجه »

‫بالاخره پیدات کردم

‫اونجا چیکار می‌کردی؟

‫داری با بخش جرائم سازمان‌یافته ‫روی پرونده‌ای کار می‌کنی؟

‫نه. داشتم دنبال سرکار "یون" می‌گشتم

‫شنیدم داره دوچرخه‌ی ثابتش رو می‌فروشه

‫می‌خوام نان‌هی رو غافلگیر کنم ‫دلش یکی از اونا می‌خواست

‫صورتت چی شده؟

‫اوه، اینو میگی؟

‫یکم خجالت‌آوره

‫اونقدر سرم تو گوشیم بود ‫که از پله‌های آپارتمانم افتادم پایین

‫خیلیم عالی

‫می‌دونستی اوون هندریکس ‫داره با هواپیما برمی‌گرده واشینگتن؟

‫آره، ولی هنوزم دارم سعی می‌کنم ‫اون یکی وکیله رو راضی کنم بهم بگه...

‫گوش کن چی میگم

‫شایعاتی به گوش رئیس رسیده ‫که سیا یه کاسه‌ای زیر نیم کاسشه

‫و از من انتظار داره بفهمم چیه

‫اگر تا 24 ساعت آینده نفهمیدی قضیه چیه

‫یکی رو پیدا می‌کنم که بتونه

‫و می‌ذارمت توی یه برج نگهبانی ‫لب مرز کره‌ی شمالی

‫که تا قیامت اونجا کشیک بدی

‫بابت هشداری که دیشب ‫در مورد گروه ضدجاسوسی بهم ندادی ممنون

‫چطور پیش نرفت؟

‫فعلاً نتونستن چیزی پیدا کنن ‫ولی به این راحتی‌ها دست به‌سر نمیشن

‫و بدجوری به هندریکس گیر سه‌پیچ دادن

‫و تمام کسایی که توی اون آشفته‌بازار ‫اروپای شرقی دخیل بودن

‫پس باید تمام اون دلقک‌ها

‫هندریکس، کیچنز، ابنر و گیلبین رو

‫اونقدر از چنگشون دور نگه داریم تا اینکه ‫تمام توجه‌ها به یه بحران دیگه جلب بشه

‫از شانس‌ خوبمون اون چهار تا ‫الان چهارگوشه‌ی جهان پخش شدن

‫خب، نایلند قطعاً می‌پرسه ‫چرا از ورشو برگشتیم

‫باید یه بهونه‌ی خوب پیدا کنیم وگرنه...

‫وگرنه باید مقر مسکو رو ببوسی و بذاری کنار؟

‫آره، هزار باری اینو گفتی

‫می‌دونی، ناسلامتی من و تو باید ‫با همدیگه یه تیم باشیم، مگه نه؟

‫مقر مسکو بخشی از برنامه‌مون نبود

‫منظورت چیه؟

‫منظورم اینه که خربزه خوردی ‫حالا پای لرزش هم بشین

‫من که دارم میرم خونه بخوابم

‫فکر کنم توی فریزر بستنی هم داشته باشم

‫انگار عین جن افتاده دنبالمون

‫تنها راه خلاص شدن از دستش ‫یه جن‌گیری کاریه

‫یه کشیش لازم داریم

‫یه چوب بیسبال لازم داریم

‫پشمام بابا

‫اینجا چیکار می‌کنی؟

‫هیچی فقط... ‫دارم مدارک انتقالیم رو آتیش می‌زنم

‫خیلی‌خب

‫تو چی؟ وایسا، می‌دونی چیه؟ ‫دلم نمی‌خواد بدونم

‫صورتت چی شده؟

‫کار یه شوهر عصبانی بود

‫صورت تو چی شده؟

‫کار یه قاتل نینجا بود

‫اوضاع ورشو روبراه بود؟

‫آره، چطور مگه؟ مگه چی شنیدی؟

‫هیچی. فقط بنظر میاد بی‌قراری

‫نه بابا. فقط...

‫هرموقع کنار توام، بی‌قرار میشم

‫وایسا ببینم، وایسا، وایسا

‫این اصلاً خوب نیست

‫چیکار کنیم؟ دخلشون رو بیاریم؟

‫نه

‫اومدیم ببینیم توی این خراب‌شده چه خبره

More Farsi Persian subtitles for The Recruit

Komentar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left