200 baris pertama.
نتفلیکس تقدیم میکند
آفرین پسر خوب، ژانکلود. دیگه داریم میریم خونه
یه موجود ماده، رفیق یونیکس؟
بله، مادهست
مشکل همینه. نمیشه ازشون چشم برداشت
من که نمیخندم. منم همینطور. لئو، خاموشش کن
چرا؟ برای شما به قدر کافی باکلاس و قدیمی نیست؟
برگشتیم به عصر دیرینهسنگی پسین
سرچش کن. آب از لب و لوچهت آویزون میشه
ما اینجا مهمونیم، باشه؟ مراقب حرف زدنت باش و اون رو خاموش کن
این برنامهها فقط باعث تحقیر آدمیزادن
دلم برای بازیگراش میسوزه
نه، اینا بازیگر واقعی نیستن
آهان. نه. اینا شرکتکنندهان
آهان. تازه کسی هم مجبورشون نکرده
اوه، خداروشکر
اصلاً دلم نمیخواست جای اونا باشم. پخش زنده. بدون جلوههای ویژه
حتماً حق خطری چیزی میگیرن
باید «حق تحقیر» بگیرن
اوه، جیرجیرک کبابی چطوره؟ من که خیلی دوست دارم
جیرجیرک؟ بله
خوشمزهست؟ اممم
اومم، عالیه. آره
تا حالا به بازیگر شدن فکر کردی؟
آخه فیزیک بدنی و جذبهش رو داری، عجب، چطوری بگم، گیراییِ خاصی داری
ممنون
من خیلی خجالتیام
اوم، دوست داشتم، ولی نه توی اون برنامههای تلویزیونی
نه، ممنون
نه، اونا بدترینن. برنامههایی که یونیکس سر هم کرده
بهت که گفته بودم
خب، آخرین کارت رو بهم نشون میدی؟
بله
قرار بود خونه بمونی
یه کلمه هم حرف نزن
اوه، کم پیش میاد آدم یه کتابخونه پر از کتابهای قدیمی ببینه
آره
ماله مادربزرگمه
بیا
این دفترچه خاطرات احساساتمه
هیچکس اجازه نداره بخونتش
یه نگاهی بهت میندازم
میبینی؟ بله
چقدر عالی. این رو گوش کن
«ما موجوداتِ پرجنبوجوش
باید باور داشته باشیم تا بتونیم دیگران رو هم به باور برسونیم.»
قشنگه، نه؟ مال سارا برنارده
نه به قشنگیِ احساسات تو. میدونی چرا؟
چون احساسات تو واقعیه. اوه
نگاه کن
با خودنویسِ واقعی نوشتی؟ بله
با جوهر؟ بله، با جوهر
چیزی که مهمه مهارته
و تداوم
نظم میخواد
دیگه هیچکس بلد نیست بنویسه
اوه، این... این جادوییه، آلیس
میدونی، من... من چندتا سایت هنری رو مدیریت میکنم
واقعاً؟ بله
چرا توی «کریستال فیوژن» پستش نمیکنی؟
کریستال فیوژن؟
اوه، اون سایت مورد علاقهمه. سایت محبوب منه
مثل یه رویا میمونه
«چه رستگاریای بهتر از اینکه استعدادِ آدم شناخته بشه؟»
من خیلی
خیلی خوشحالم که باهات آشنا شدم
دقیقاً اونجوری که تصورت میکردم نیستی
نستور؟ نستور؟
واسمون اسپری بزن
رایحهی «چمنِ تازهزدهشده» از برند پلنیتود
همین الان، آلیس
اومم
«چه فایده از بوی درختها و گلها
از آتش و سنگ
اگه بیخونه باشم
و بی عشق؟»
چقدر زیبا. اومم
خودمونیم
خودِ خودمونیم
نستور، در رو باز کن
ببخشید، شوهر سابقمه
بی خبر اومده. پیامم بهت رسید؟
سلام به شما هم. ببخشید، اشتباه از من بود
ما امشب راه میافتیم، واسه همین تصمیم گرفتم این نخودفرنگی رو یه کم زودتر بیارم
چهارده ساعت زودتر یعنی یه روز زودتر
سلام نینا. اگه برای درسهات کمک خواستی، من در خدمتم
مونیک، من ۱۷ سالمه. خودم از پسش برمیآم
نینا! نینا، بیا اینجا
با مکس آشنا شو. مکس، ایشون نیناست
اوه، وقتی سطح دریا بالا اومد و هلند رو آب گرفت، ما سرپرستیاش رو قبول کردیم
عزیزم اون موقع شش ماهش بود
از دیدنت خوشبختم. منم همینطور
ویکتور، شوهر سابقم
و
منشیاش
من جنیفرم
من الان مدیر اجراییام، نه منشی، ولی خب، چه اهمیتی داره؟
البته
اوه، پس حسابی
ترفیع گرفتی
آره، همینطوره. اوم-هوم
ویکتور، چای، جیرجیرک کبابی و تخممرغ آبپز داریم
خودم تعارف میکنم مونیک، باشه؟ ممنون مونیک
من خانمِ این خونهام
خب، چای داریم، جیرجیرک کبابی و تخممرغ آبپز
معلومه از وقتی طلاق گرفتیم ریبوتش نکردی
واسه همین فکر میکنه من تازه رسیدم خونه
خب آخه کدهای ریبوت رو با خودت بردی. یادت نیست؟
میشه شما دوتا یه ذره تلاش کنید؟
برای یه بار هم که شده سعی کنید انسان باشید
حریم الکترونیکی نقض شد
نستور، نظارت پهپادی. فعال شد، آلیس
اوه، فقط توبیه! آروم باش. سگِ همسایهست
اه. حالم به هم خورد
بفرما، اینم از این
تا ۲۴ ساعت آینده دیگه ریختش رو نمیبینیم
هه. اون وقت این «ما» کیه؟
آهان، «ما» یعنی تو. هه
ما تا اون موقع دیگه خیلی وقت پیش رفتیم، مگه نه عسلم؟
خیلی دور. در رو باز کن نستور
۶ اه، میکروبهای تفتفی! توبی
از اونجا بیا بیرون. برو بیرون
وای نه! توی گلخونهی من نه! گلخونهم نه
این توبی ۶ بود یا توبی ۷؟
وای خدایا، مگه آمارش از دستم در رفته؟
دوتایشون رفتن زیر ماشین، یکی غرق شد، یکی هم علفکُش خورد
همهشون یه جورایی
هر بار همون نژاد؟
اوه، بدتر از این حرفهاست
خیلی بدتر
نستور
توبی رو بیار بالا
اونا توبی ۱ رو کلون کردن
حالا اگه تصادف کنه یا پیر بشه، یه کلون جاش رو میگیره
حیف که روی نوجوانها جواب نمیده. چه بامزه
خوشبختانه غیرقانونیه
خب، توی فرانسه ما دیگه خیلی عقبموندهایم
شانس آوردید. توبی
توبی، بیا اینجا. آره، کی پسر خوبیه؟
تام، توبیه! اومدم نینا
نه بابا! اولین رباتِ بچگیت رو نگه داشتی؟
پستونک الکترونیکیت رو هم نگه داشتی؟
من برای تمیز کردن اتاقت بهت کمک میکنم
توبی، بسه! من برای تمیز کردن اتاقت بهت کمک میکنم
من برای تمیز کردنِ... کردنِ... کردنِ
اتاقت... اتاقت... اتاقت کمک میکنم
اه، بالا آوردنی
استفراغه که داره در و دیوار رو برمیداره
چه خبره؟ چهش شده؟
کلاً قاطی کرده
داره چی کار میکنه؟ داره چی کار میکنه؟ برو اونور! کیش! کیش
اوه! اوه! من حساسیت دارم. حساسیت دارم
دستت درد نکنه. باریکلا مکس. یه «فانتوم ایکسپی ۵»
دوربین ۲۴کا، ۸۰۰ بیتدلار توی آلتیپلانو قیمت داشت و حالا نابود شده
ایکسپی ۵؟ درسته
خیلی خب. واقعاً معذرت میخوام. نه، نگران نباش
اشتراکش به اسم منه
واو! یه جاروبرقی «هاوارد وی ۲». یه چیز فوقکلکسیونی
هدف در دیدرس است
خیساندن
مکش
ضدعفونی
از توجه شما سپاسگزارم
همسایه، فرانسواز
وظیفه دارم اقلامی را که توسط... قرض گرفته شده، لیست کنم
فرانسواز
و هرگز برگردانده نشده است
یک عدد کفگیر چوبی، سه بار یادآوری
یک بطری شوینده، چهار بار یادآوری
یالا نستور! باز کن. فرانسوازم
کسی توبی من رو ندیده؟
اینجا آنتن دارید؟
چطوری فرانسواز؟
باغچهت یه کم رنگ و لعاب میخواد. اینجا که چرنوبیل نیست
مایل هستم که موافقت کنم
کاکتوس سفارش دادم. از اون واقعیها
مونیک باهاشون مربا درست کرد. یه هفته مریض بودیم
همسایه فرانسواز، چای، جیرجیرک کبابی و تخممرغ آبپز داریم
نه، ممنون. مرسی
اوه، چه غافلگیریای
خب، ببین کی اینجاست
یه کتوشلوار که به تیپِ باکلاست بیاد
مثل مال بابات، فقط نه به اون باکلاسی
آره، همیشه ادای جنتلمنها رو درمیاره
با جنیفر آشنا نشدی. سلام
اوه، خب من فقط تعریفتون رو شنیدم
اوه، جوشهات داره خوب میشه
ولی برمیگرده. اونم خیلی بدتر از قبل
لعنتی، اینجا هم پیامهام ارسال نمیشه
نمیتونم با لویی تماس بگیرم. توی اون ترافیکِ سنگین گیر کرده
اوم، کدوم ترافیکِ سنگین؟ چی؟
همون راهبندان بزرگ. کل اخبار داره دربارش میگه
اولش مثل ترافیکِ سنگینِ معمولیِ آخر هفته شروع شد
اما بعد از دستوری که از طرف مدیریت یونیکس صادر شد
به نظر میرسه ماشینهای خودران باعث یه تصادفِ زنجیرهایِ تاریخی شدن
یعنی ماشینِ پرندهت هیچ کاری نکرد که از اون منطقه رد نشه؟
دقیقاً برعکس! دورِ دو فرمونه زد
و بعد... و بعد ما رو درست انداخت وسطِ این هیروویر
دختر کوچولوی من... اون به یه مهمونی تولد دعوت شده بود. حالا دیگه پرید
باورکردنی نیست. نیم ساعت پیش راه باز بود. چه مرگشه آخه؟
No comments yet. Be the first to leave one.