200 baris pertama.
فصلی برای تمام معجزات (با زیرنویس مخصوص ناشنوایان)
و کارتهای هالمارک
من هیچوقت به فرشتهها و قصههای پریان باور نداشتم
هر چقدر هم که دلم میخواست باور کنم
هیچ کدوم از آرزوهای واقعیم برآورده نشدن
اما هیچوقت از آرزو کردن دست نکشیدم
شاید این کریسمس فرق داشته باشه
آلانا؟
اومدم
باشه
وای، اوه
وای، اوه، وای
واقعاً معذرت میخوام. همیشه از این موقعیت بدم میآد
دقیقاً وقتی که در داره بسته میشه
میشه لطفاً طبقه سه رو بزنید؟
اونجا بخش زایمانه
اولین نوهمه
اوم، تبریک میگم
اوه، مگه راه بهتری هم برای شروع کردن روز هست؟
یه دختر، هشت پوند و چهار اونس
شما پیاده میشید؟
نه، این طبقه نه
اومم
خب
رسیدیم، همینجاست
سلام. اومدیم «بِری تامپسون» رو ببینیم
ممنون
شما دوتا دست مامانتون رو ول نکنید
موقع ملاقات محکم دستشو بگیرید، باشه؟
اون مامان ما نیست
اشکالی نداره
بفرمایید
بیاید دیگه
برام چیزی آوردی؟
آره
مامانتون به یه نخ سیگار احتیاج داره
دخترِ خوب
مرسی عزیزم
اینا رو از کجا آوردی؟
واقعاً چیز خوبی داری بهش یاد میدی
تو دیگه شروع نکن
به اندازه کافی از دست این پلیسها و دکترها کلافهام
آه، اصلاً دهن منو باز نکن
اوه، اونا جونت رو نجات دادن، پس میتونی یه ذره مهربونتر باشی
امیلی، اینجا زندانه، باشه؟
من تو زندانم
جِی.تی، اگه حرفی برای گفتن داری
بلند بگو همه بشنون، یادته؟
اون... اون اینجا رو دوست نداره
بچه باهوشیه
هنوز اون دستکش بیسبالت رو با خودت اینور و اونور میبری؟
خب، از وکیلت چه خبری داری؟
هیچکس هیچی به من نمیگه
منظورم اینه که میدونی
کی قراره دوباره بیای بیرون یا
چی؟ چی؟ چی؟
هی از من سوال بپرس! هی پشت سر هم سوال بپرس
نمیدونم امیلی
نمیدونم
اوم
میدونی چیه؟
باید به زندگیت سر و سامون بدی
چون بارها و بارها این قضیه رو تجربه کردیم
میدونم
امیلی، این بار دیگه بهش سر و سامون میدم
پس اینقدر بهم پیله نکن
این بار واقعاً انجامش میدم
دیگه نمیتونم این وضع رو تحمل کنم
نمیدونم تا حالا چند بار این حرف رو از زبونت شنیدم
منظورم اینه که، چند بار
همه چیز رو ول کردم
این همه راه رو رانندگی کردم تا مراقب بچهها باشم
تا با وثیقه بیارمت بیرون
خیلی خب، باشه، اگه مشکلیه فقط بهم بگو، باشه؟
آره، و بعدش چی؟
کی قراره از اونا مراقبت کنه؟
اگه من نباشم، پس کی؟
من دیگه برم
الان اصلاً حال خوشی ندارم
من دیگه میرم
بِری
ببین، من معذرت میخوام
آره، منم معذرت میخوام، باشه؟
جفتمون متاسفیم
شما دوتا قوی باشید
یه چیزی بخورید، باشه؟
باشه
خیلی لاغر شدی
خب، آره دیگه
هی لانی
به جک بگو من اینجام، باشه؟
باشه؟
یادت نره
بیا بریم
جک کیه؟
هیچکس
دوستپسرته؟
اون براش مواد میآره
خیلی خب. شما دوتا برید اونجا بایستید
پیش اون خانم مهربونه، باشه؟
چی؟
کی میخوای بفهمی؟
این بار نزدیک بود اوردوز کنی
وقتی پیدات کردن داشتی میمردی
پیش بچههای خودت
جرئت نکن برای من منبر بری
نیازی ندارم تو منو نجات بدی
اگه با این موضوع مشکلی داری برگرد آتلانتا
این زندگی منه
نه، این زندگی تو نیست
این زندگی اوناست
اصلاً میفهمی این کارات چه بلایی سرشون میآره؟
آره. آره
آره؟
ما که جون سالم به در بردیم، مگه نه؟
ما رو از آپارتمان انداختن بیرون
این رو میدونستی؟
شش ماهه که اجاره رو ندادی
اوضاع سخته... یا نکنه متوجه نشدی؟
پیشنهادت چیه که امشب کجا بمونیم؟
منظورم اینه که کجا باید بخوابیم؟
تو مادرشونی
دست از سرم بردار
باشه
فردا برمیگردیم، خواهری
و تو الان چند سالته، جِی.تی؟
تقریباً شش سالشه
اوم
کاری از دستم براتون برمیآد؟
اوه، خانم تامپسون
امیلی تامپسون؟ بله
روت دویل هستم. از بهزیستی
اون داره جِی.تی رو میترسونه
عزیزم، چیزی برای ترسیدن وجود نداره
اون میترسه که این خانم ما رو با خودش ببره
همچین اتفاقی نمیافته
اوم، ببینید، ۲۴ ساعت گذشته واقعاً
بیاین برای یه لحظه خصوصی صحبت کنیم، موافقید؟
خانم راسل میتونه برای چند دقیقه مراقب بچهها باشه
خانم راسل، میشه یه دقیقه هوای آلانا و جِی.تی رو داشته باشید؟
هی، هیچکس قرار نیست شما رو ببره، باشه؟
فقط میخوام برم باهاش حرف بزنم
پس تو پیش آلانا بمون
قول میدم دور نمیرم
بیا بریم
رفتن به خانواده جایگزین به نفع خودشونه
و در حال حاضر نگرانی من برای خود بچههاست
اونا مدرسه نرفتن، شرایط زندگیشون ناسالم بوده
تخلیه خونه، رها شدن
اینجا سابقه بیتوجهی و غفلت وجود داره
که دیگه داره به کودکآزاری میکشه
ما فکر میکنیم یه خانواده پرورشی محیط امنتری براشون باشه
اما من خاله اونا هستم
و اینجام تا ازشون مراقبت کنم
خانم تامپسون، مطمئنم که نیتتون خیره
اما شما اینجا شغلی ندارید
پیدا میکنم
میخوام برم دانشگاه تا پرستار بشم
حتماً همینطوره
اما در حال حاضر، شما آدرس دائمی ندارید
حساب بانکی ندارید، پساندازی ندارید
ببینید، دلیلش اینه که من هر چی داشتم رو دادم
تا سعی کنم به این بچهها کمک کنم
آره، و خواهرتون هم همهاش رو خرج دوستپسرا و مواد کرد
منظورتون اینه که اگه سعی نمیکردم
کمک کنم بهتر بود؟
چیزی که دارم میگم
ببینید، حرف من اینه که ما داریم با
قوانین قضایی ایالت رود آیلند سر و کار داریم
و شما هیچ سابقهای پیش ما ندارید
خب، من با اون بچهها سابقه دارم
این مهمتر نیست؟
خانم دویل... روت، شما نمیتونید این بچهها رو به غریبهها بسپارید
وقتی من الان اینجام و حاضرم هر کاری لازمه انجام بدم
واقعاً دلم میخواد بهتون کمک کنم
خب پس انجامش بدید
خب، اگه بتونید یه شغل پیدا کنید
حساب بانکی باز کنید
و وضعیتتون رو تثبیت کنید
خیلی خب. ولی اینا زمان میبره
دقیقاً منظورم همینه
تا اون موقع، من مافوقهایی دارم که باید بهشون گزارش بدم
و دستورالعملهایی که باید طبق اونا عمل کنم
آره. سیستم رو میشناسم
من و بِری تو همین سیستم بزرگ شدیم
و برای همینه که دارم ازتون خواهش میکنم، اگه
اون پسر کوچولو
اون حتی دیگه حرف هم نمیزنه، مگه با خواهرش
اگه از هم جداشون کنید، دیگه هیچ شانسی نداره
اون به خانوادهاش نیاز داره
ما تمام تلاشمون رو میکنیم که خواهر و برادرها رو کنار هم نگه داریم
اما نمیتونید قول بدید
نه. نه، نمیتونم
خانم دویل، یه لحظه وقت دارید؟
متاسفم، موضوع فوریه
بله. الان میآم
ببینید، فعلاً
این بهترین انتخاب برای همهست
اگه، اوم، میخواید کمی وقت بذارید
تا خودتون قضیه رو براشون توضیح بدید
No comments yet. Be the first to leave one.