200 baris pertama.
قبلاً در «بل ایر» دیدیم
شما سرمایهگذار جدید هستین؟
نه، نه، نه، نه... قرار بود با یه نفر ملاقات کنیم
به اسم ترنت. اون پدر منه
ما مثل یه تیم تصمیم میگیریم
حتی BSU رو هم درگیر کنیم
سلام کارلتون. ماریسا، حالت چطوره؟
سورپرایز!
سه بار رفتم و اومدم مرکز بازپروری.
اون فقط همش داره در موردش حرف میزنه
به هر حال، من دیگه باید برم
آره، فکر خوبیه
من پسر دوست دارم. تو دختر دوست داری
من فقط میخوام هر کی رو دلم میخواد دوست داشته باشم
اگه محکمتر مقاومت کرده بودم...
شاید هنوز اینجا بود
بزن ویل!
چرا ما جلوی آپارتمان جفری هستیم؟
تو چرا نیستی؟
پس اونایی که اسلحه گذاشتن رو سرم چی؟
ما کنار تو هستیم، هر چی که لازم داری تا حالت بهتر بشه
رئیسم سعی کرد جونمو بگیره
یا اون بود یا من
تو رئیس سازمان رو از بین بردی
همیشه یه تاوانی داشت
و مصاحبه CNBC قراره ما رو به اوج برسونه
سازمان مقدار زیادی پول داره
که باید پولشویی بشه. لگسی هایتس
مردم به هر حال از تو بدترین چیز رو انتظار دارن
هوو هوو هوو!
این Blackccess جدید قراره غوغا کنه
BSU آماده نیست
ای بابا، باورم نمیشه هیچ خبری تو اخبار نیست
هی، رفیق، بس کن، باشه؟
تموم شد، بذار قضیه بسته شه
دو تا پسر سیاه پوست یه ماشین کامل رو داغون کردن
وسط حومه شهر و هیچ کس هم نبود ببینه
چرا تو بیشتر نگران این نیستی؟
ببین، تنها چیزی که من میدونم اینه که...
من شبا راحت میخوابم، باشه؟
آره، خب من اصلا خوابم نمیبره
پسرا، جلسه خانوادگیه
همین الان
خب، جریان چیه؟
یعنی، خیلی حرفا ناگفته مونده
تو این خونه، این اواخر
و ما حس کردیم لازمه شما بچهها رو بنشونیم تا در موردش صحبت کنیم
میدونم همهمون کمی با احتیاط رفتار میکردیم
بعد از اتفاقی که برای ویل افتاد
و خب، مشخصه که موقعیت خاصی بود
ولی هیچ ربطی به ما نداشت
و همه چیز به من ربط داشت
جفری. اوه
هی، تویی!
خب، ما رو نگران کردی پیرمرد
هی، کمتر بگو "پیرمرد"، باشه؟
پنلوپه و فردریک چطورن؟ سالم و سلامت
خوشحالم سالمی، جی
ممنون
نه، من از تو ممنونم
پس قراره پیش ما بمونی؟
فعلا خونه خودم
ولی زیاد دور و بر اینجا میبینیمت
ببین، میخوام باهات رک باشم
من گذشتهای دارم که بهش افتخار نمیکنم
میخوام بهت اطمینان بدم که اتفاقی که افتاد
دیگه هیچوقت تکرار نمیشه
شماها الان همهتون در امانید، باشه؟
چی... چی شده دستت؟
حادثه بوکس
اوه، پس الان موقعشه
که دوباره به زندگی عادی برگردیم، هوم؟
آره، چیزای زیادی برای جشن گرفتن داریم
یه بچه جدید بنکس در راهه
آره، و من با هیلاری حرف زدم
میگه کاستاریکا قشنگه
و اینکه دقیقا همون چیزی بود که الان لازم داشت
و هفته بازگشت به خونهست. اوه آره
پس همهتون باید خوش بگذرونین
میدونی، برین خوش بگذرونین
برید
اوه، خوبه که برگشتی، جی
ممنونم
همیشه
جفری
خب، اِم...
حادثه بوکس، هان؟
هوک چپ دیگه مثل قبل نیست
ببین، جی، من صدای شلیک رو شنیدم، درسته؟
به خاطر من به اندازه کافی سختی کشیدی
تو دیگه نباید نگرانش باشی
با این قضیه، میشنوی؟
میدونم باید یه حرفایی بزنی
مثلاً "بچه باش" و از این حرفا
ولی منم بلدم از پس کارام بربیام، باشه؟
فکر میکنی داغون کردن ماشینا یعنی
از پس کارات برمیای؟
تو یه بچهای، ویل
یه پسر کوچولوی ترسیده و عصبانی
برای همین لازم بود بهشون بگم تا بیخیال بشن
محافظت من تنها دلیلیه که
تو و کارلتون تا الان پاتون به عواقب کشیده نشده.
متوجهی؟
* آره، مثل دژا ووئه *
* همیشه میبینمش * * اوه آره، اوه آره *
* آره *
* حس میکنم وقت منه، وقت توئه *
* وقت ماست * * وای *
* وقت ماست * * وای *
* آره، ما خوبیم *
بله
هی، لعنتی
لعنتی، از لیزا پرسیدی هنوز؟
اِ، دارم برنامهشو میریزم.
هی، مطمئنی
جفری به مامان و بابا لو نمیده؟
نه، کار جی اینطوری نیست، مرد.
آروم باش، باشه؟ هاکوعه عزیزم.
هی، کارلتون. هی، کارلتون.
بله؟
ممنون
مرسی
اوه
کارلتون بنکس، پادشاه هاکوی من میشی؟
هی، این...
یعنی... میخوای وادارم کنی التماس کنم؟
منتظرش نذار، کارلتون.
آره، حتماً.
* وقت منه، وقت توئه *
* وقت ماست * * وای *
* وقت ماست * * وای *
* خیلی خفنی، خیلی تر و تمیزی، مثل آسمون آبی *
لعنتی، عزیزم، اون دامن چقدر بهت میاد.
چیه، رمزتو فراموش کردی؟
چیه، چرا اینقدر سوسول شدی؟
نمیتونم از دیدن عشقم ذوقزده باشم؟
آره، چرا اینقدر طولش میدی؟
اون کمد لعنتی رو باز کن، دختر. باشه؟
اوه!
اوه! چی؟
اوه خدای من.
لیزا بیولا ویلکس
کمکم میکنی حسادت همه این پسرهای دیگه رو تحریک کنم
و با من بیای هاکو؟ بله، مسلماً.
* وقت ماست * * وای *
خدای من.
اوه، نگران نباشید، خانم فرانکی. قول میدم اینجا رو تمیز کنم.
مطمئن باش کار من نیست.
* وقت ماست * * وای *
پاسخ عالی از مصاحبه سیانبیسی.
قطعاً باعث افزایش اعتبار شد.
با این همه سروصدا
کسبوکارها و خردهفروشیها دارن بهم هجوم میارن
که میخوان بخشی از "لگسی هایتس" باشن.
این یه پروژه بلندپروازانهست.
تاریخی.
به همین دلیله که غیرممکنه
کاری که ازم میخوای رو انجام بدم.
ازش برای پولشوییشون استفاده نمیکنم.
این پول فقط از ما رد میشه، فیل.
ساختمانها هنوز ساخته میشن.
من مسئولیت اخلاقی دارم که این کار رو تمیز نگه دارم.
تامینکنندگان اقلیت هنوز هم قراردادها رو میگیرن.
ویو حاملهست.
نمیخوام الان استرس داشته باشه.
باور کن همه اینا رو میفهمم.
اما قویاً ازت میخوام تجدید نظر کنی.
چون بیشتر نگران منافع اونا هستی تا منافع من.
چون من هرچی پول داشتم به اونا دادم
تا جلوی رسیدن اونا به چیزی که میخواستن رو بگیرم.
و اونا چیکار کردن؟
سراغ فردریک رفتن.
من با خونوادم غیب میشم، اونا سراغ ویل میرن.
هرکاری از دستم برمیاومد کردم، فیل.
اینجا فقط یه راه حل وجود داره.
این به درد من نمیخوره.
جواب نهِ.
فقط بهشون بگو من گفتم.
متأسفانه دیگه اینطوری نیست، فیل.
پس الان تو تصمیمگیری میکنی؟
تا جایی که من یادمه، این خونه من بود.
هی
خب، چیزی که قبلاً دیدی...
با من و ماریسا، من...
از وقتی برگشتم خیلی مشکوک رفتار میکنی.
خب، وقتی تو رفته بودی، ما حرف نمیزدیم.
میدونم.
اصلاً.
و من واقعاً نمیدونستم تکلیف رابطهمون چیه، خب...
باشه، خب، میخوای تکلیفمون چی باشه؟
من الان کلاً تو یه وضعیت کاملاً متفاوتم.
میدونی، زندگی من توی آکادمی "بل-اِر"
راه پرفراز و نشیبی بوده.
و دوست دارم که میتونی هوشیاریت رو مثل یه نشان افتخار به سینه بزنی.
یعنی، عالیه. واقعاً عالیه.
اما نمیخوام فقط به خاطر اون یادم کنن.
میخوام جلو برم.
از من یا از گذشتهت؟
باشه، میفهمم که اون دو تا چیز...
یه جورایی مثل هم به نظر میان ولی اینطور نیست...
No comments yet. Be the first to leave one.