Waterloo Road

Waterloo Road

Unduh Subtitle Farsi Persian

Musim 16

Informasi rilis

Waterloo Road S16E08 720p iP WEB-DL AAC2 0 H 264-TBN
Komentar oleh warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 16 قسمت 8 Waterloo Road 2006 زیرنویس فارسی سریال

Tag

webdl
Diterbitkan pada: 2026-01-26
Unduhan: 12
Tuna Rungu: No

Pratinjau subtitle Farsi Persian

200 baris pertama.

نوئل کله‌خر مک‌مانوس، با من ازدواج می‌کنی؟ آره، باشه، حله

وقتی ۱۳ سالم بود بچه‌دار شدم. اون پیش خانواده‌ی باباشه

از همون موقع که به دنیا اومد دیگه ندیدمش

خیلی معذرت می‌خوام اگه باعث شدم معذب بشی

می‌دونم که تو یه مرد متاهلی

امروز انگار اصلاً نمی‌تونیم از هم دور بمونیم

می‌دونی، تعجب می‌کنم که «دریک» اجازه می‌ده که

کارِ جانبی‌ت رو روی همه‌ی مهمونا امتحان کنی

اونایی که خامه سبز دارن، گیاهی و بدون لبنیات‌ان

اون کیک‌ها برچسب‌هاشون خیلی واضح بود

قانونِ ده ثانیه‌ست دیگه، نه؟

«گیاهی و بدون لبنیات.» می‌تونم یکی از اینا بردارم؟

هر چی دلت می‌خواد بردار

هر اتفاقی که از لحظه‌ی تحویل دادنِ اونا

تا وقتی که «هوپ» یکیشون رو خورد افتاده باشه، خدا می‌دونه چی بوده

زمان مرگ، ۱۴:۰۲

هر روز به اون بطری ویسکی فکر می‌کنم

جلسات دیگه‌ای هم هست. خوبه که آدم یه همراه داشته باشه

به نظرت چقدر عجیب بود که دقیقاً نوشیدنی مورد علاقه‌ام رو

روی میزم پیدا کنم؟

«استلا» ازم خواسته برای پستِ معاونت درخواست بدم

شاید این کار رو بکنم، فقط واسه اینکه تو رو دور نگه دارم

درست مثل قدیم‌ها شد، آقای «ریمر» برگشته صدرِ کار

و با هیچ‌کس هم شوخی نداره

هی، مودب باش! می‌دونی واقعاً دلم واسه چی تنگ شده بود؟

دستور دادن به بقیه

آقای «چارلز»، می‌تونی اوضاع رو کنترل کنی، مگه نه؟

امروز روز خیلی شلوغی در پیش دارم

می‌دونی، کم‌کم دارم یادم میاد چرا هیچ‌وقت ازت خوشم نمیومد آقا

برو دیگه

اوه، نمی‌فهمم چرا روز آخر ترم مجبورمون می‌کنن بیایم مدرسه

اگه دیروز تموم می‌کردیم، فکر کنم همون

روز آخر ترم می‌شد

تو خیلی زیاد به مسائل فکر می‌کنی «دواین»

به هر حال، بعداً توی کلاس ریاضی می‌بینمت

شروع کن به فکر کردن که توی شهربازی کدوم وسیله‌ها رو سوار شیم، باشه؟

خوشحالم که این ترم بالاخره داره تموم می‌شه

ولی ترم بعد برمی‌گردی دیگه، نه؟

آره. به همین راحتی‌ها از دستم خلاص نمی‌شی رفیق

به کسی نگو، ولی ممکنه از دستم خلاص بشی

مامانم هفته‌ی پیش یه کار جدید پیدا کرد

واسه همین فکر نکنم سال دیگه اینجا باشم

صبر کن، «اشتون» چی گفته؟ من به اون یا به «تانیا» چیزی نگفتم

فقط به یه شروعِ دوباره و بودن کنار خانواده‌ام نیاز دارم

فقط جدایی از همه‌ی دوستام سخته

بالاخره باید بهشون بگی، اونا هم درک می‌کنن

ببخشید، جریان چیه...؟

اینجا باشگاه صبحانه‌ست، نه باشگاهِ زباله

این چیه؟ زود باش، اینا رو جمع کن

دمت گرم آقای «کیسی»، این تیکه دیگه تهِ معلمی بود

یه دقیقه وقت داری؟

امیدوار بودم بتونیم درباره‌ی تمهیداتِ جلسه‌ی امتحان

گپ بزنیم. شاید بتونیم بریم یه جای خلوت

شرمنده. آخه نمی‌تونم اینا رو ول کنم

ولی می‌تونیم، می‌دونی، همین‌جا حرف بزنیم

خیلی خب

خب

داشتم فکر می‌کردم می‌تونیم کارهای بیشتری واسه بچه‌ها بکنیم. ممم

می‌دونی، اضطراب حتی در بهترین شرایط هم آدم رو فلج می‌کنه

چه برسه به موقعیتِ امتحان، که دیگه

ایده‌ی خوبیه. فقط نمی‌فهمم چرا حس کردی لازم بود

که این حرف‌ها رو تو جای خلوت بزنیم

ببین، من اصلاً مشکلی ندارم جلوی بقیه حرف بزنیم

فقط فکر کردم خودت ترجیح می‌دی کسی نباشه

باشه

اه، داری چه کار می‌کنی؟

داره روی ساندویچِ بیکن سس مایونز می‌زنه

تو که هفته‌ی پیش بستنی با طعمِ کنسرو گوشت درست کرده بودی

ساندویچ خودمه، اختیارش رو دارم

نه، نه، نه... کادرِ مدرسه

یادت باشه، الان تو هم جزو کادری

پس، می‌شه آروم باشیم؟

آره، فعلاً آقا. فعلاً

من دیگه می‌رم به کارت برسی

باید چند تا پرونده‌ی آموزشی رو بررسی کنم

می‌تونم از کلاست استفاده کنم؟

بفرما، راحت باش

ببخشید

آخ

ببخشید. باشه باشه

نه، نه، نه، نه، نه

یکی اونجاست

اوه

سلام. آره

ببخشید، به من توجه نکنید، دارم آمارِ کتاب‌های درسی رو می‌گیرم

اوم... آره. بقیه می‌گن یه کم وسواس دارم

ولی به نظرِ من، این فقط یعنی استفاده‌ی درست از منابع

می‌فهمی چی می‌گم؟ می‌فهمی؟

می‌شه یه دقیقه بهم وقت بدی؟

مشکلی نیست؟ می‌تونی بذاریش همون‌جا بمونه

طوری نیست. نگران نباش. من ازش... استفاده نمی‌کنم

ممنون

آمارِ کتاب‌های درسی

نکن. بذارش سر جاش

داریم چه کار می‌کنیم؟ نباید اینجا این کار رو بکنیم

خودت دنبال من اومدی، یادت نیست؟ آره، می‌دونم

نباید می‌اومدم

جدی می‌گم میچ. خیلی خطرناکه

می‌تونیم یه جای دیگه همدیگه رو ببینیم

واسه کنسرتِ امشب بلیط دارم

و... اوه، مثلاً یه جور قراره؟

اوه، نه، موضوع این نیست. من اهلِ خیانت و این حرفا نیستم

باشه

من هیچ‌وقت مجبورت نمی‌کنم کاری که نمی‌خوای رو انجام بدی

اون

من بعدازظهرام رو با تمیز کردنِ مو از روی ماتیک‌های چسب می‌گذرونم

ولی هیئت امنا به طرز معجزه‌آسایی واسه این پول پیدا می‌کنه

شنیدم فکر کردن واسه‌مون خوبه

می‌دونی، بعد از اون همه سختی و ضربه‌ای که خوردیم

سلام. صبح همگی بخیر

خوشحالم بگم که از امروز

یه تیم مدیریتیِ تازه و باانرژی داریم

مطمئنم همه‌تون می‌خواید یه خوش‌آمدگویی گرم داشته باشید

به معاونِ جدیدمون، جک ریمر

ممنون. صبح بخیر

خب، بریم سراغ شیطنت‌های آخر ترم

واسه شهربازی زود تعطیل می‌کنیم

مطمئنم همه‌تون منتظرید که یه کم خوش بگذرونید

حتی شما، آقای «گاتری»

علاوه بر این، سال یازدهمی‌ها یه جلسه اکران دارن

با آقای «داناوان» توی اتاق مطالعات رسانه

کلِ ترم روی فیلم‌هاشون سخت کار کردن

و امروز افتتاحیه‌ی جهانی‌شونه

پس اگه وقتِ آزاد دارید، حتماً بیاید

شرمنده جک، همه‌ی این‌ها خیلی خوبه

که این فعالیت‌های فوق‌برنامه رو داشته باشیم

ولی از برنامه‌ی درسیِ ترم بعد خبری نشد؟

آره، ما هنوز گروه‌هامون رو نمی‌شناسیم

دانش‌آموزهای استثنایی‌مون رو نمی‌شناسیم

آره، و هنوز منتظرِ تاییدِ نهایی

بودجه‌ی دپارتمان‌ها و بقیه‌ی چیزها هستیم

هیچ‌چی عوض نمی‌شه، نه؟

پنج دقیقه‌ست برگشتم سر کار

و همه دارن برای بودجه دنبالم می‌دوئن

خیالتون راحت، همه چیز تحت کنترله

خب، من که قرار نیست توی ساحل بشینم طرحِ درس بنویسم

خب، ممنون

هی «داریوش»، پایه‌ای بعداً بریم چرخ‌وفلک سوار شیم؟

زیاد اهلش نیستم. اه، چقدر تو ضدحالی

اگه دستت رو بگیرم چی؟ اوه، حالا شد یه پیشنهادی

هی، خوبی؟

اوه، ببخشید که اولین سخنرانی‌ت رو از دست دادم

می‌دونی، غرغرهای معلم‌ها رو یادم رفته بود

یهو انگار یه تُن وزن به بدنم اضافه شد

آره خب، دارن حواس‌جمعت می‌کنن

راستی، دیدم ماشینت جلوی راهِ یه وانتِ تحویل بار رو هم بسته

می‌خوای من جابه‌جاش کنم؟ الان زنگِ بیکاریمه

اوه، مرسی. آره. ببین، حالا دیگه رئیس شده. باید هوای آدم رو داشته باشی

و «دانته‌»ی قدیمی برگشت

یه پسره توی اینستاگرام هست

دو تا عینک ری‌بن رو می‌ده ده پوند

تازه فیک هم نیستن

انگار مثلاً توی «لیک دیستریکت» خیلی عینک ری‌بن لازم می‌شی

خب، اولین مسافرتِ درست و حسابیمه، عینک دودی می‌زنم

بیخیال، هفته‌ی دیگه همین موقع، داریم با «کیسی» و «رادرفورد» خوش می‌گذرونیم

بی‌صبرانه منتظرم اون عکس‌ها رو ببینم ولی واقعاً باید برم

باید پولِ بیعانه‌ی کلیدِ کمدم رو پس بگیرم

اوه، من مالِ خودم رو خیلی وقت پیش گم کردم ولی «کیسی» گفت ردیفش می‌کنه

واسه بعضیا که همیشه همه چیز ردیفه

قشنگ خامِ خودت کردیش، نه؟ مم-هم

هی

همه چیز ردیفه؟ آره، آره، فقط

فکر کردم بهتره خودم انجامش بدم

می‌دونی، به خاطر بیمه و این حرف‌ها

آره، خب، من الان انجامش دادم پس نگران نباش. ممنون

بطری‌ها رو دیدم جک

اونا مالِ من نیستن. بیخیال بابا

فقط یه لغزشِ کوچیک بود، باشه؟ چند هفته‌ی خیلی پراسترسی داشتم

با توجه به همه‌ی اتفاقاتی که اونجا می‌افتاد

تازه، یه احمقِ به خصوصی هم همش رو مخم بود

آره؟ کی؟ مهم نیست

نکته اینجاست که یه اشتباهی کردم ولی الان همه چیز تحت کنترلمه

پس دیگه گذاشتی کنار؟ معلومه

من این شغل رو واسه هیچ‌چیزی به خطر نمی‌ندازم. احمق که نیستم

ببین، می‌دانم گند زدم

می‌دونی، ممکن بود دوباره همه چیزم رو از دست بدم

ولی با راهنمام توی انجمن ترک اعتیاد حرف زدم

دیشب جلسه بودم. بعداً هم دوباره می‌رم اونجا

این رو به «استلا» گفتی؟

این شغل واسه من یعنی همه چیز

نمی‌خوام به بادش بدم

بهم فرصت بده تا اوضاع رو جمع‌وجور کنم

هر کمکی بخوای در خدمتم جک. ممنون

خب بگو ببینم «بن»، از وقتی اون سلیطه‌ی خودخواه

دِکِت کرده چقدر حالت بهتره؟

اوه، ندیدمت اونجایی

هنوز از این کار خسته نشدی؟ چون من که شدم

مم-هم، جالبه که چطور دوستات رو از دست می‌دی

وقتی یکی رو درست وسطِ مراسم ختمِ خواهرش ول می‌کنی

فکر می‌کنی بازیِ «ماهی قرمز ببر» هم داشته باشن؟

من عاشقِ بازیِ «ماهی قرمز ببر»ام

اوی، من یه راست می‌رم سراغِ بزرگترین وسیله‌ی بازی

پایه‌ای، «دواین»؟

خب، لطفاً کمتر حرف بزنید و بیشتر کار کنید

این چشه؟

منظورت چیه؟

جک

فرصت نشد بهت تبریک بگم

حتماً توی مصاحبه عالی بودی، چون

واقعاً فکر می‌کردم کار تمومه و من قبول می‌شم

Waterloo Road subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Waterloo Road

Komentar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left