187 baris pertama.
!"هنری"
!از اینجا برو
،یه راست برو خونه
!و اینو بذار به عهدهی من
!برو
سه ماه بعد
چی شده؟
سلام - .سلام. پیداشون کردی -
.تو یه سوراخ برفی بودن
.از چشمم در رفته بود
آه، شب که شده کمپشون رو باد خراب کرده
.آشغالهای بنجل توریستی
آره، ولی این شاهینچشم اونا رو حدوداً
.از هشتصد و چهار متری بالای «یخرود»* دید در جاهايي كه ميزان ريزش برف از ميزان ذوب آن بيشتر است برف اضافي انباشته مي شود و كم كم به صورت رودى از برف و يخ با سرعتي بسيار كم به حركت در مي آيد
.کارت خوب بود
کسی هم صدمه دیده؟
آه، وقتی قبض سوخت رو بهشون بدم بدجوری به درد میان
.بسیار هم عالی. مرسی
."هنری"
این که برای "هنری"ـه
.مستقیماً از دفتر فرماندار اومده
."حکم پزشکی "هنری تایسون
خب، فقط تا چند هفته وقت داره، پس
.درسته
.پس حالا فرماندار چارهی دیگهای نداره
خوبی، رئیس؟
یه کاسه روی زمین میذارم، عزیزم
.محض اینکه دوباره حالت خراب شد
،شب سه بار بالا آورد
.و حالا هم تب داره
تبش چقدره؟
.نمیدونم
.بدجوری داغ بود
پس تبش رو نگرفتی؟
نه، ولی...داره میسوزه
خوابی، بچهجون؟
.مامانت رو خیلی دلنگرون کردی
میشنوی چی میگم؟
."لیام"
.تو حالت خوش نیست، پسرم
."لیام"
اگه انقدر نگرانی پس چرا به دکتر زنگ نمیزنی؟
وینسنت راترِی"؟" - پروفسور "استودارت". سلام -
.سلام - .از آشنایی باهاتون خوشبختم -
.بذارید اینو بیارم - .اوه، ممنونم -
و تحقیقات اونا نشون میده که
ترکیبات صنعتی پرفلوئورآلکیل
به دیوارهی خونیمغزی
درندگان قطب شمال نفوذ کرده
.آدمخواری یک رفتار روانپریشانهست
خرسها بقیهی خرسها رو نابود میکنند
منظورم اینه که، این آخرین راهچارهی هر موجودیه
.اوه، بذارش روی صندلی عقب
تازه ماههای تاریک به سر رسیدن، زمستان تاریک
مردم دوباره به جنب و جوش افتادن
.خرسها هم همینطور
این شرایط ساعت بدن* و نوسان هاى فعاليت شبانه روزى بدن كه به حركات ساعت تشبيه مي شود
روحیات و ترتیب کارهای شما رو بهم نمیزنه؟
مردم از افسردگی زجر نمیکشن؟
.برعکس، سرخوش هستند
.«اونا میگن «گلِدِی به معنای سرخوش و شاد بودن در زبان ایرلندی
.«گلدی» - .«گلِدِی» -
دانمارکی، سوئدی، نروژی
ایسلندی، خلاصه، همشون رو اینجا داریم
و بهت تضمین میکنم که اصلاً نمیتونی بفهمی کدوم کجاییه
شبِ جمعه، شام درست میکنم
ناتالی" رو هم میگم بیاد"
تا اونموقع من هم گزارشم رو تموم کردم
."باید درمورد کلی چیزا صحبت کنیم، "وینسنت
آدمخورای تنها
رفتار نابهنجاری نیست که اینجا شاهدش هستیم
گزارش راجع به چیه، پروفسور؟
ارزیابی اثرات زیست محیطی برای توسعهی گردشگری
،مادامی که اینجا هستی
اینا برای استفادهی دپارتمانی مال تو هستند
باید یه اسلحه و یه کلاه برای خودت بگیری
.یه چیز شیک که روگوشی داشته باشه
.و به «فورتیتود» خوش اومدی
.سلام
.همین دیشب نقد و بررسی این رو خوندم
مردـه نوشته بود که این بهترین
پروژکتور دیجیتالیِ که در حال حاضر در دسترسه
مثل این میمونه که سینما رو به خونه آورده باشی، نه؟
.فکر میکردم "لیام" میاد پیشت
.لیام" امروز مریضه"
لیام" نمیاد؟"
با همدیگه قهر کردید؟
.نه
اون چیه پیشت؟
.پیداش کردم
کجا پیداش کردی؟
بابای "لیام" تو ارتش بوده؟
افغانستان، آخرین دورهی مأموریتش ماه فوریه بود
.پس این اولین تابستون شما تو قطب شماله
.آره
وضعش بده؟
.لیام" اوریون داره" اوریون نوعی عفونت ویروسی است که بهصورت اولیه غدد پاروتید(بناگوشی) را درگیر میکند
از دیشب که مریض شده
.لیام" اصلاً چشمهاش رو باز نکرده"
اصلاً بیدار نشده؟
.نه
خواب یه استراتژی درمانه
.که بدن یه بچه به کار میگیره
بدن "لیام" داره با یه عفونت ویروسی شدید دست و پنجه نرم میکنه
میدونی، حتی وقتی یه بچه خواب هم باشه
میتونه از تمام اتفاقاتی که اطرافش میوفته باخبر بشه
چیزی که "لیام" احتیاج داره آرامشه
.با یه نفر که تمام وقت کنارش باشه
احتمالاً بهترـه که اون شخص مادرش باشه
تو و "فرانک" میخواین بچهی دیگهای بدنیا بیارین؟
میخوایم چیکار کنیم؟
پدرش اوریون داشته؟
...آه
.اون همچین چیزی رو بهم نگفته
.خب، ازش بپرس
اگه نداشت بهش بگو یه زنگ به مطبم بزنه
.این ممکنه یه خرطوم باشه
.اونم که یه عاجه
.پس باید یه ماموت باشه
تو هم فکر میکنی این یه ماموت ماقبل تاریخه
که به خاطر آب شدن یخبندان دایمی بیرون اومده؟
هی، باید قبل از اینکه سر و کلهی خرسها پیدا بشه
.از اینجا بریم
."جفتمون میتونیم ازش فایده ببریم، "جیسون
از وقتی که اون معدن تعطیل شد، من آس و پاسم "جیس"، هیچ برنامهای ندارم
.هیچ پساندازی ندارم، هیچی
.کری" الان ده سالشه. وسایل لازمش میشه"
میتونیم اینو برداریم و به عنوان یه نمونهی علمی
،به مرکز تحقیقاتی بفروشیمش
.پولش رو 50 50 تقسیم کنیم
نظرت چیه؟
.بیا بذاریمش پشت ماشین
"خیلی قشنگه، "هیلدور
.و حالا نگاه کن
میبینی؟
با لامپهای حبابی کوچولو موچولو سیمکشیـش کردن
واقعاً بهش جون میده، مگهنه؟
"وقتشه تو و "هنری" اختلافاتتون رو بذارین کنار، "دن
با بردن نامهی تبعیدش؟
.خب، اون نمیتونه اینجا بمیره
.قانون همینه
.ببین، اون هم پیره و هم تنهاست
.داره میمیره
.تو دوستشی، پس راست و ریسش کن
."مارگارت"
.لیام ساتر"، ده ساله"
اوهوم. چیش شده؟
اون اوریون داره، 99 درصد مطمئنم اوریون داره
...ولی - ولی چی؟ -
.امکان داره یه بیماری دیگه هم باشه
خب؟ چرا داری اینا رو به ما میگی؟
چون پدرش تو افغانستان بوده
و فلج اطفال اونجا شایع شده
دورهی نهفتگی، تا بالای 37 هفتهست
پس امکان داره
.که شاهد فلج اطفال در "لیام" باشیم
فلج اطفال؟
.بحث سر قرنطینهست
آمادگیش رو داری، فرماندار؟
مهر و موم کردن شهر رو میگم؟ این وظيفهی توئه
خب، نمیشه فقط بچهی "ساتر" رو جدا
و خانواده رو قرنطینه کنیم؟
اگه اون در 37 هفته گذشته فلج اطفال رو حمل کرده باشه
پس به نظرم برای انجام اینکار دیگه خیلی، خیلی، خیلی، خیلی، خیلی، دیر باشه
.چندتا آزمایش میگیرم
فلج اطفال؟
.میدونم
.ببخشید
.تمام لیوانها رو بذارید وسط
.بیا
.تو خیلی خوشگلی
.پس کار تو جستجو و نجاته
.اوهوم - .اوهوم -
چیکار میکنی؟
زنهای درمانده رو پیدا میکنی؟
میپری پایین و نجاتشون میدی؟
.آره، یه همچین چیزی
شاید اونا به یه نفر نیاز داشته باشن
.تا تو رو از دست من نجات بدن
اینطور فکر میکنی؟
.اوهوم
...میدونی
...تو این شهر
چیزها میتونن از جاهای غیرممکن بیان سراغت
چیزها؟
چجور چیزایی؟
.هیولاها
No comments yet. Be the first to leave one.