200 baris pertama.
حالا زنم رفته یه دستگاه ضبط تلویزیونی خریده
تا بتونه تبلیغات رو بزنه بره
خب، من تبلیغات رو دوست دارم اونا کمک می کنن چی بخرم
میخواستم بهت پیشنهاد کنم "یه تلویزیون دیگه بخری، "اد
اما فکر کنم با این اوصاف ندونی کدوم بهتره
چون چندوقته تبلیغات رو ندیدی
نه می دونم چه چیز تازه ای اومده چه چیزی پیشرفت کرده
نه می دونم چی رو به مدت محدود ...حراج کردن
چقدر روزات کسل کننده هستن میشه بریم سر یه موضوع دیگه؟
"تو به تبلیغات نیاز نداری، "اد
فکر می کنم مسائل مهمتری در کاره
"چیزهای خیلی حیرت آور. به "راسل برند
کلی شلوار جین چسبون نشون دادم امروز
اما آخرش یه استرچ خرید
الان می تونم حرف بزنم؟
"فکرت رو نگه دار، "پاتریک
اد"، فکر می کنی دلیل اصلی خشمت چیه؟"
آره، بگو بریزش بیرون
.عصبانی شو. داد بزن
نولان"، حالا چون تو از دیدن" عصبانیت دیگران لذت می بری
دلیل نمیشه که تحریکشون کنی
متاسفم
در ضمن، یادت باشه که نامرئی نیستی
فکر کنم هممون بدونیم "اد" واقعاً از چی ناراحته
در مورد رنگین پوست ها حرف بزن، پیرمرد
همیشه مسئله رنگین پوست ها در میونه
مسئله رنگین پوست ها نیستن دختر رنگین پوست
من فقط تبلیغات رو دوست دارم
من در 20 سال گذشته فقط دو بار گریه کردم
یکیش بخاطر یکی از همین تبلیغات بود
همونی که چندتا عروسک و یه بچه چینی رو نشون میدادن
البته هیچوقت نفهمیدم که اونا سعی داشتن
فروش اون بچه رو تبلیغ کنن یا اون عروسکا
اما اگه از این تبلیغ احساساتتون برانگیخته نشده
شما یه آدم آهنی احمق بیشتر نیستین
.هی، اون مارو گول زده اون دنبال زردپوستاست
.نه، نه، نه، نه این خوبه
اد" بالاخره داره نقطه ضعفش رو توضیح میده"
،که یه کم بوی نژادپرستی هم داره
اما درمان مثل دوی ماراتن میمونه، نه دوی سرعت
خب، به هرحال، هرچی باشه در نهایت یه بچه "کنیایی" برنده میشه
تموم شد؟ .خوبه. باشه. نوبت منه
متاسفم، "پاتریک". باید دیگه جلسه رو تموم کنیم
جلسه خیلی خوبی بود، بچه ها - چی؟ -
خب، ما مطمئناً خیلی چیزا در مورد "اد" یاد گرفتیم، نه؟
این طبیعت این گروهه. دفعه بعد .نوبت تو میشه
.اه، نه، نه، نه نیازی به صحبت کردن در مورد من نیست
هرچی باشه، من تو درمان مهم نیستم
فقط مسئله چرایی که چرا به خودم زحمت بدم؟
بخاطر تو و اینکه تو داری پیشرفت می کنی
و به امید دیدار که واسه دیدنت تو هفته بعده
سلام، پدر
سلام. می تونم بهش سلام کنم؟
.نه، نه، منو نادیده بگیر. امروز برنامه همینه
MiLaD تقدیم می کند
متاسفم، "چارلی". باید "سم" رو از در عقبی میووردم
یادم رفته بود جلساتت رو تو خونه برگزار می کنی
می دونی، عجیبه اونا شبیه آدم های معمولی هستن
تو هم هینطور
به هر حال باید بهم 20 دلار بدی - چرا؟ -
"نصف پول کتابای آمادگی کنکور برای "سم
آمادگی کنکور؟ - اوهوم -
تو تازه اول دبیرستانی چهارسال دیگه باید کنکور بدی
رقابت خیلی ناعادلانه است
یه جا خواندم که "آسیایی-آمریکایی"ها
فقط 5.6 درصد جمعیت رو تشکیل می دن
اما اونا 25% ده تا دانشگاه برتر آمریکا رو تشکیل می دن
می دونی چقدر اونا برای رفتن به یه دانشگاه خوب شانسشون از من بیشتره؟
نه، اما اگه یه آسیایی بودم با این اوصاف باید می تونستم حساب کنم
ببین، می خوای خودت رو نشون بدی؟
یه کم فعالیت های درسیت رو بیشتر کن یه باشگاه راه بنداز
آره، منم تو دبیرستانمون یه باشگاه داشتم
قرار سیگار گذاشتن تو دستشویی باشگاه درست کردن نمیشه
مدیرمون گفت که باشگاه بوده
.اون بهتره می دونه. خودشم اونجا بود
.من یه فکری دارم یه باشگاه آمادگی برای کنکور چطوره؟
تو و باقی ارتش خرخوان ها دور هم جمع می شین
و در مورد سوالها و درخواست دادن و مقاله هایی که باید بنویسین صحبت کنین
مقاله هایی که باید بنویسیم؟ در مورد چی بنویسم؟
بدترین اتفاق زندگی من طلاق شما دونفره
و شماها اصرار دارین که باهم خوبین
گوش کن، بچه جون
همه چیز درست میشه
وقتی که زمانش برسه، تو واسه کنکور کاملاً آماده می شی و کاری که لازمه رو انجام می دی
واقعاً اینجوری فکر می کنی؟ - !نه -
این یه مشت مزخرفاتی بود که پدرم قبلاً بهم گفته بود
و حالا منم تصمیم گرفتم به تو انتقالش بدم
سم"، یکی از کتابات رو فراموش کردی" - .اه، نه، نه، نه، نه -
مشکلی نیست. خودم میدمش بهش
بدش من
"سابرینا ندیمه شیطان"
این مال توئه، نه؟
یه رمان تاریخی در مورد پشت پرده جنگ داخلی آمریکا
یه زنی که قهرمانانه راه عشق واقعی و دفاع از زمینش رو پیدا می کنه
اونم در میان تمام ناملایمات
"نه، اون که "بر باد رفته است
این یه کتاب زرده
این کتاب زرد نیست
چی میشه یه کم حمایتم کنی؟
من فقط دارم سعی می کنم افق هام رو گسترش بدم
خیلی خب، بیا ببینیم تو فصل دوم افقت چطوری گسترش پیدا می کنه
نفسش تند تند می زد و آلت مردانه اش
به زیر دامن شیطانی دختر رفت
دیگر خبری از دست های یک نجیب زاده نبود
آنها دستان بی عاطفه ی مردی بودند که جلو عقب کردن را بلد بود
و جلو عقبی بود که می کرد
اه، بدش من ببینم. داری کثیف تعریفش می کنی
کثیف هست - خیلی خب، تو داری ترسناکش می کنی -
حرف من اینه که چرا یه چیزی نمی خوانی که ارزشش رو داشته باشه
خیلی کتاب های خوبی هست که ...تاحالا نخواندی، مثل
همه کتاب ها
این یه تفریح بی خطره
مثل تمام اون زنهایی که وقتی زن و شوهر بودیم باهاشون بودی
واو. "چی می خوانی؟" چقدر بد عوض شد
بیا فیلم رو برگردونیم
اوه، این یه کتاب تاریخی در مورد جنگ داخلی آمریکاست؟
"آفرین به تو "جن
"ممنون، "چارلی - بهت نمی گم کدوم گروه جنگ رو برد -
اه، من می دونم کی جنگ رو برد
همه اون سربازهایی که به "سابرینا" خوردن
می دونم که این فقط یه رمان احمقانه عاشقانه است
اما نمی تونم بیخیالش بشم
خب، این برای یه زن غیرطبیعی نیست
که با خواندن تحریک بشه
مردها و زنها متفاوت خلق شدن
مردها عقلشون به چشمشونه ولی زن ها
می دونی، باهوشن
هی، ما فقط با عکس های سکسی تحریک نمیشیم
دیگه اونقدرها هم ضایع نیستیم
اگه میترسی که با دیدن رونت تحریک بشم نگران نباش
دیشب ازشون به عنوان گوش گیر استفاده کردم
نه، نمی تونم از این دامن تو یه دادگاهی که مستقیم پخش میشه استفاده کنم
می دونی، منظورم اینه که بیشتر به عنوان یه فاحشه جلوه می کنم تا یه متخصص
و منم اصلاً دلم نمی خواد مثل اون فاحشه هایی به نظر بیام که اون قاتل زنجیره ای کشته
البته اتهامشه. لعنتی باید یادم باشه بگم اتهامشه
بهتره در مورد اون قتل ها دوباره فکر کنی
من چم شده؟
شاید اون رمان منو تبدیل به یه پسربچه کرده
بیشتر احتمالش هست که با اینجور رمان ها مشکل داری
چون اونها مردها رو به صورت غیرواقعی نشون میدن
و تو احساس می کنی نمی تونی باهاشون رقابت کنی - می دونی چیه؟ -
فکر کنم حق با توئه
چرا داری شلوارت رو در میاری؟
که باهم سکس کنیم دیگه - ما حین جلساتمون باهم سکس نمی کنیم -
فکر کردم جلسه تمومه
تو از نظریه تحلیل رفتاری "آلپورت" استفاده کردی
تا کار من رو توضیح بدی بعدش من تحریک شدم
و تو نیمه لخت شدی بعدش من یه بار دیگه تحریک شدم
چارلی"، حالا که جدا از شریک جنسیت" روانشناست هم شدم
باید جلساتمون رو به دور از عواملی که باعث حواس پرتی میشه برگزار کنیم
و محض اطلاعت، اون نظریه مال "آلپورت" نیست مال "هارلو"ئه
آره، حتماً خود "هارلو" بوده
اینو از روی تحقیقاتش در مورد بچه میمون هایی که با ناز و نوازش بزرگ شدن فهمید
ولی، اون "آلپورت" بود
چطور گذاشتن فارغ التحصیل شی؟ هارلو" بود"
می تونی دهنت رو به بدنت برسونی؟
اگه می تونستم دیگه به تو احتیاجی نداشتم
اما باشه، هرکی برد اون پوزیشن سکسمون رو مشخص می کنه
قبول
تو هیچوقت نمی فهمی
فکر کنم "گوگل" داره ازت می خواد پوزیشن دختر گاوباز برعکس رو انجام بدی
خیلی خب، باشه. تو برنده شدی. برام مهم نیست
فقط کمکم کن واسه جلسه دادگاه یه چیزی پیدا کنم بپوشم. بعدش بریم انجامش بدیم
شرمنده، خوشحالی دیگه بسه
من یه بیماری دارم که مغازه لباس داره
پاتریک". بهش شماره ات رو می دم"
نمی تونه قیافه ات رو از من باهوش تر کنه اما می تونه یه کاری کنه که خوب به نظر بیای
اه، فکر کنم خوشحالیم هنوز تموم نشده
خب ما باید تا می تونیم کلاس های فوق برنامه برداریم
چون اگه جزء پنج درصد برتر نباشیم
تو زندگی شکست می خوریم
چه فرقی می کنه که برم یه دانشگاه خوب؟
تنها دلیلی که می خوام برم دانشگاه اینه که بتونم
هنوز به سن قانونی نرسیده مشروب بخورم و کلی سکس با وسایل پیشگیری مناسب داشته باشم
کلی
این رفتار نابالغانه دقیقاً همون دلیلیه که من این باشگاه رو راه انداختم
سم"، ما می دونیم تو نگرانی که ممکنه بخاطر وسواست" هیچوقت نتونی سکس داشته باشی
.اما نگران نباش ما همه، داستان هامون رو برات تعریف می کنیم
.حق با توئه ...من هیچوقت سکس نخواهم داشت
چون عشق بازی رو تجربه کردم
با کی؟ تو که تاحالا کمپ نرفتی
نه
اما تو مزرعه عمه ام "سابرینا" بودم
و اونجا بود که پسری به نام "بورگارد" رو ملاقات کردم
...اسمش رو گذاشته بودم
"بو"
چون تو تعطیلات بودیم تصمیم گرفتم
که لب دریاچه لباس هام رو در بیارم
همینطور که لباسم رو درمیووردم، رطوبت بدنم ...در مهتاب مانند الماسی میدرخشید. و اون بهم نزدیک شد
از کاندوم استفاده می کرد؟ - آره -
وسط جنگل لخت وایساده بود
.و هیچی جز کاندوم تنش نبود خیلی احمقی
بعدش چی شد؟
من رو کشید سمت خودش و احساس کردم
یه چیزی تو بدنش بزرگ شد
بعدش برگشتیم به سمت مزرعه و اون تشویقم کرد
کلاس فوق برنامه بردارم تا بتونم تو دانشگاه ببینمش
.این خیلی ناعادلانه است منم رفته بودم مزرعه عمه ام
اما همه اش مجبورم کردن که مدفوع های جمع شده تو اسطبل رو جمع کنم
سلام بچه ها بیاین تو
No comments yet. Be the first to leave one.