191 baris pertama.
زوج مورد علاقه ام.
ممنونم
ممنونم پس همه اینا رو کنار هم قرار دادی...
...لباسام و همه چیز?
- میپسندی? - فقط نفهمیدم چطور این کارو کردی.
- سورپرایز رو دوست نداشتی? - نه, من...
- اصلا سورپرایز شدی? - آه.
بله, بله. آه...
سورپرایز شدم
سعیمو کردم که خیلی پیام ندم تا تو چیزی نفهمی
داره بهم خیانت میکنه! - با کی
آمیرا،دستیار ۲۴ساله اش
با سینه های خیلی جذاب
منو ببخشید, رفقا.
- ممنونم. - باشه.
مشکل چیه?
هیچی, آم...
فقط اینکه فکر میکردم تو و آمیرا...
...باهم رابطه پنهانی دارید
تو تایپ مورد علاقه منی نه اون
- جدی? - آره.
- نه. - آره.
گوش کن...
این یه شروع تازه برای ماست
هنوز دوستم داری, مگه نه?
همیشه دوستت دارم
پس هیچ مشکلی نیست
و بعدش?
یه دوست جدیدی که آنلاین آشنا شدیم.
خطرناک نیست?
اون کیه? شغلش چیه?
میشه بری تو پارتی و یه کارآگاه تمام وقت نباشی?
ناندی, بیا.
حداقل سعی کن لذت ببری
چون تنها دلیلی که اون گناهکاره دروغ بخاطر این پارتیه
- تو, از اون طرف... - ولم کن
شوهرته, ناندی.
تو یه دختر داری. این زندگی توئه.
- بخاطر یه پسر میخوای بندازیش دور? - اون پسر نیست.
میخواست منو بزنه
توهم میخواستی بزنیش
چرا اینقدر راجبش تحقیق میکنی?
هی.
هی.
همه چی خوبه?
آره, نه, خوبم.
نه, داشتیم راجب...
...برندا حرف میزدیم, میدونی که, و اینکه چقدر دوست داشت این پارتی رو باشه.
نمیشه رو چیزهای شاد تر تمرکز کنیم?
اونم فقط امشب?
البته. سالگردتون مبارک... دوباره.
بله. ممنونم, وویو.
بله, حتماً.
خوبی?
آره, آره.
خوبم, بخاطر اینکه یه سورپرایز دیگه ام دارم بیا
خیلی خب. چی میخوای نشونم بدی?
سلام.
آه, اینم از ما.
بیست سال شده عزیزم
کی فکرشو میکرد?
من مرد خوش شانسیم،مگه نه؟!
- آره. - آره.
ولی اطمینان میدم که تا اینجا نمیرسیدیم مگه اینکه
این زن شگفت انگیز کنار من نبود
فداکاری هایی که کردی, عزیزم, اونا...
نمیخوام همشو به اشتراک بزارم,
ولی تقریباً یکسال قبل, ناندی بچه ای...
ما بچمونو از دست دادیم
منم طی اون مسیر شبیه یه کودن رفتار کردم
باید اونجا میبودم
باید تکیه گاهت میبودم
خیلی درگیر این قضیه پسر دار شدن شده بودم
که حتی فراموش کردم چه چیزی ازدواجمونو زنده نگه داشته.
همه اینکارا رو تو کردی
منو برای تولد دخترمون سرپا نگه داشتی
زینحل, عزیزم,..
عاشقتم
تو به معنی کل دنیایی
از این به بعد
از این به بعد هم من وظیفه خودم میدونم که ازدواجمونو زنده نگهدارم
هرکاریم لازم باشه انجام میدم
من تا پایان دنیا دوستت دارم
حتی بعد از اون
سالگردمون میارک عزیزم
بجنب, بازش کن.
- بجنب , بازش کن. - باشه. بزار ببینیم.
قوها برای اینکه تا آخر عمر به یارشون متعهدن،شناخته شده هستن
عاشقتم
سالگردمون مبارک, عشقم.
عاشقتم
- شب خوبیه, مگه نه? - آره.
شب حیرت انگیزیه
زن جذابی هم هست
ما به شروعی,
تازه نیاز داریم
هرچیزی قبل از امشب...
مال گذشته است
و ما...
برای آینده زندگی میکنیم
لئونارد, گوش کن.
ناندی, قراره بینمون متفاوت باشه. قول میدم.
این عهد من به توئه
که همیشه کنارت باشم
خب بهم اجازه نمیدی نشونت بدم چقدر عاشقتم?
راه میام!
- آروم باش. هنوز قدرت دارم. - آره, داری.
- چی ذهنتو درگیر کرده? - نمیدونم.
پس اون دانشجویی که میکنتش اینه.
در هفت سالگی, چرندیات.
خانواده اش, لوسیندا تاو و بنجامین جیبا?
امکان نداره
پسر بنجامین جیبا
قراره کسی که کشتتش پیدا کنیم.
برادرم فکر میکنه کار بنجامین جیبا باشه
قول بده هرکاری لازم باشه میکنی...
کمی زمان میبره تا بفهمی قانون اجرا شده.
- دادستان. - چارلی.
برندا,
هرکسی بهش تجاوز کرده,
تقاصشو پس میده.
چارلی چیس هستم. نمیتونم تماستونو پاسخ بدم.
روکسانا, میخوام یه لطفی بکنی.
چه خبر شده؟
صبح بخیر.
- هدایای دیگه? - اینطوریه دیگه
ممکنه از یکی از خانواده ها باشه
بزار کمکت کنم
فکر کنم باید بریم برای صبحونه
بریم غذا بخوریم
دارم به صبحونه نگاه میکنم
فکر کنم ممکنه
آره, دیشب کافی بود.
بعداً دوباره انجامش بدیم?
قطعاً همینکارو میکنیم.
- آره? - بله.
باشه.
شاید یه فرصت مطالعه ای داشته باشم
آره, فکر کنم ما باید...
میتونیم مثل یه خانواده مسافرت بریم
شاید بریم ژاپن
زینحل هیچ وقت مرخصی نگرفته, و...
البته, بخاطر اتفاقی که افتاد ولی چرا فکر میکنی?
این که, میدونی, سابقه شغلیت اینو مهیا میکنه,
ولی... مال من نمیتونه.
میدونی, تازه برگشتم سرکار و...
متأسفم
فکر نمیکردم که...
نه, تو... فکر کردی, ولی, آم...
داشتی به خودت فکر میکردی
بگذریم,
برم یه کم کروسان بیارم
قاضی محلاتی, قربان.
سلام, شما رو میشناسم?
اصلاً قربان اصلا من طرفدارتون هستم کتاب شما...
- ...اندرسون در مقابل پرونده های ایالتی. - جالب شد.
- اسمتون? - جیکوب هستم. جیکوب تاو، قربان.
- جیکوب? - از آشناایی باهاتون خوشحالم.
- آره خوب شد دیدمت جیکوب - اوه, پروفسور.
- اوه, همدیگه رو میشناسید? - آره, دانشجومه.
بگیر بشین. دوست دارم بیشتر بدونم.
لعنتی!
چیه?
هیچی. میتونم کپی بگیرم?
آره, اسناد عمومیه.
- برادر وویو - سلام.
چه خبره؟!
بگو که, آیا تو, از بیرون خونه برندا عکس گرفتی؟
- اون پرونده جیبا هست? - آره.
عکس گرفتی یا نه?
اصلاً نمیفهمم این یکی چه ربطی به اون داره?
فقط فکر کن که... یه خارشه که باید بخارونمش
و این خارش, ربطی به قضیه خودکشیه برندا داره؟!
فقط عکسارو گیر بیار،باشه? قول میدم یکی طلبت باشه
ممنونم.
اوه, چند روز پیش سمینارتونو دیدم. قربان, باید بگم, سخنرانی معرکه ای بود.
- تو واقعاً طرفدار بزرگی هستی - اوه, قطعاً هستم قربان.
همچنین نظرم اینه یک مورد رو اشتباه گفتید
فکر نکنم قضات، سخت کوش های ایالتی باشن.
فکر کنم دادستان ها هستن
چون سرشون رو میزارن زیر تیغ تا گناه رو مشخص کنن, و اون سخت کوشیه.
میدونی چیه?
دفترم دنبال یه کارآموزه
به نظرم باید ثبت نام کنی،باشه؟
حتماً قربان خیلی دوست دارم. خیلی ممنونم.
هنوزم باید ازت مصاحبه بگیرن
حتما. قول میدم سرافکنده نشید
خیلی خب
چرا یه زنگی بهمون نمیزنی?
دستیارم آمیرا در جریان قرارت میده.
خیلی خب
No comments yet. Be the first to leave one.