123 baris pertama.
"آلگول، تراژدیِ قدرت"
"آلگول" "مقدمه"
خیلی بالاتر و دورتر از ما، ستارهی آلگول .که رازِ اسرارآمیزِ آسمان است میدرخشد
از دورانِ باستان تا زمانِ حال، این ستاره .هر ۳ شب یکبار در ساعتِ ۱۰، کمنور میشود
و در شبِ چهارم .دوباره میدرخشد
اخترشناسانِ یونانی .نامش را "شیطان" گذاشتند
ستارهشناسهای عرب، نامش را .آلگول" گذاشتند، یعنی چشمِ شیطان"
در زمین و درونِ معادن، کارگرها گازِ سمی .تنفس میکنند و زغالسنگ خرد میکنند
.کارگری به نامِ رابرت هرن
سه ساعت مونده تا با هم یه .روزِ جدید شروع کنیم رابرت
اون روز هیچوقت .نمیرسه ماریا اوبال
روزِ خوبِ من، روزیه .که تو داخلش باشی رابرت
آن روز خانمِ "لئونوره نیسن" به عنوانِ تنها وارثِ پدرش .معدنِ زغالسنگ را از ناظران دریافت کرد و صاحبش شد
از ناظرها و رئیسها برای خدمتِ وفادارانهشون ....تشکر میکنم. الان که رئیسِ معدن شدم
اولین اولویتم افرادی خواهند بود که .دور از نورِ خورشید، برام کار میکنن
امروز میخوام .به معدن برم
.من جای خواهرت هستم
هیچ امیدی برای .ما وجود نداره
یک بارِ دیگر، نورِ .آلگول محو شد
در دلِ کوهها، آلگولِ شیطانی .حضور پیدا کرد
من آلگول هستم. کارگرِ جایگزینِ جدید هستم
و اومدم خودم رو .بهت معرفی کنم
وقتی از کوهها به سمتِ خونهم میرفتم .بینهایت از چیزی که دیدم تکون خوردم
همهی کسایی که برای من کار .میکنن، فردا مهمونم خواهند بود
همهشون به همراهِ زن و بچههاشون بیان تا با هم جشن بگیریم
.و زیرِ نورِ خورشید از روزمون لذت ببریم .از طرفِ لئونوره نیسن -
میخوام این نامه برای همهی خونههای دمِ .معدن که برای کارگرهاست خونده بشه
.ایشون کارگرِ جایگزینِ جدیدم هست، آلگول .اون جایی برای موندن نداره
اگه اجازه بدی، میتونه توی اتاقِ .زیرشیروونیمون بمونه
این خونهی منه که از والدینم .بهم رسیده. خوش اومدی
.فردا، زمانِ استراحت
پیتر هال، دوستِ دورانِ .کودکیِ رابرت و ماری
وقتی از کوهها به سمتِ خونهم میرفتم .بینهایت از چیزی که دیدم تکون خوردم
همهی کسایی که برای من کار .میکنن، فردا مهمونم خواهند بود
همهشون به همراهِ زن و بچههاشون بیان تا با هم جشن بگیریم
.و زیرِ نورِ خورشید از روزمون لذت ببریم .از طرفِ لئونوره نیسن -
"چه موسسهی خیریهای"
همه باید مثلِ تو بدبین باشن؟
خداحافظ. من به مهمونی .نمیام. میخوام برم سفر
بانوی دوستداشتنی .خیلی بخشندهست
همهچی دربارهی اون آدمها رو بهم بگو. از ترسهاشون
.تا آرزوها و خواستههاشون
من بازیچهی شوخیهای .شما نیستم
شوخی نمیکنم. هر کاری از .دستم بر بیاد انجام میدم
،اگه راهی برای ورودِ من به دنیای شما باشه .قطعاً با گرفتنِ دستهات واردش نمیشم
.میبرمش خونه .حالش خوب نیست
.من نگرانِ خودمون هستم رابرت
قدیمها آدمهایی مثلِ .اون زن رو نجات میدادم
نور نیاز دارم رابرت. میخوام .کتابهامو بخونم
و رابرت آرامش .....پیدا نکرد
هزاران راه وجود دارد که به نور ختم میشود. نترس، آلگول تو را
.از دردسرهای شب دور خواهد کرد .قدرتهای روی زمین مالِ تو خواهد شد
آلگول تو را از دردسرهای .شب دور خواهد کرد
فقط ۱ سال مونده تا .به دنیا حکومت کنی
برای دستیارم .در زمانِ مرگم
.دکتر کارنه
.نامهای از ستارهی آلگول به زمین هیچکس قبل از من
.از این امواج خبر نداشت من با دستگاهِ کوچیکم
این امواج رو برای اولین بار شناسایی کردم .که نیروشون با قدرتِ تمامِ دنیا تشدید شد
هزاران راه وجود دارد که به نور ختم میشود. نترس، آلگول تو را
.از دردسرهای شب دور خواهد کرد .قدرتهای روی زمین مالِ تو خواهد شد
من این قدرت رو به تو دادم. دوازده .ماه وقت داری تا اربابِ جهان بشی
"پایانِ مقدمه"
"آلگول" "پردهی اول"
یه سال گذشت. دارم .میام رابرت هرن
اختصاصی: معمای کارخانههای هرن .در شرفِ حل شدن است
سازههای مرموز که ۶ ماه پیش توسطِ رابرت هرنِ مهندس ساخته شدهاند
قبل از مراسمِ افتتاحشان .آماده خواهند بود
احتمالاً این نیروگاه از تمامِ امکانات .برای تولیدِ انرژی استفاده میکند
.سهامِ شرکتها سقوط کردند
وضعیتِ قیمتِ سهام پس .از پایانِ روز اعلام میشود
وزارتِ امورِ خارجه توصیه به اکتشافِ .معادنِ زغالسنگ جدید میکند
با توجه به قصدِ دولت برای افتتاحِ معادنِ زغالسنگِ جدید
اعلیحضرت و وزارتِ امورِ خارجه دعوت هستن .که امروز صبح از کارخانههای من بازدید کنن
.از طرفِ رابرت هرن -
هیئت مدیرهی سهام .تقاضای تشکیلِ جلسه میکند
اگه شایعات فراتر از حدس و گمان .باشن، دولت موظف به مداخلهست
وزارتِ امورِ خارجه .دعوت را قبول میکند
.رابرت هرن .سازندهی کارخانههای بایو
وزارتِ امورِ خارجه .دعوت را قبول میکند
ماریا، یه سال گذشت. فردا .کارخونههای بایو رو افتتاح میکنم
.باهام تماس بگیر که بیام دنبالت .میبینمت. از طرفِ رابرت
.من دیگه جایی نمیام رابرت
دستگاههات من رو .میترسونن و نگرانت هستم
.از طرفِ ماریا
.سالنِ انرژیِ ابدی
ماریا اوبال شیفتِ شب کار میکنه پیتر هال. اگه میخوای ببینیش
.میبرمت پیشش
یه زمانِ دیگه میام .ماریا....تا زندگیت رو بگیرم
شیطان؟ آره، از این .به بعد همین خواهم بود
.من دیگه جایی نمیام رابرت
دستگاههات من رو .میترسونن و نگرانت هستم
.از طرفِ ماریا
خیلی خوششانس بودم. آخه دارم از یه کشورِ همسایه میام که مردمش
.پشتِ گاوآهنهاشون زندگی میکنن .اگه بخوای، میبرمت اونجا
.بهم وقت بده پیتر
.افتتاحِ کارخانههای بایو
به زودی همسایهمون رابرت هرن
.کارخونهی مرموزش رو افتتاح میکنه .هنوز دعوتنامهای برای ما فرستاده نشده
.دورانِ زغالسنگ تموم شده. دیگه آزادیم .دوباره بر میگردیم زیرِ نورِ خورشید
احمقا. آره، بر میگردید زیرِ نورِ .خورشید، ولی از گرسنگی میمیرید
میدونید این یعنی چی؟ یعنی معادنتون برای همیشه .تعطیل میشن و شما بیکار و بینان میمونید
توی این سالن، موتورِ من انرژیش رو از طریقِ .هزار کابل در سرتاسرِ جهان توزیع میکنه
دورانِ زغالسنگ تموم شده. از امروز، کارخونههای .بایو برق و نیروی جهان رو تامین میکنن
.هیچکس جز من واردِ این سالن نمیشه .رازِ این تشکیلات با خودم میمونه
من میدونم چهقدر به کشورم مدیونم. پس نصفِ .سودِ حاصل از این تشکیلات، به مردم تعلق میگیره
ما و کارگرهایی که بعد از ما میان، همهمون از نونِ .شب محروم میشیم. پس یه چیزی بهمون بده
.هرچی دارم رو بردارید
وضعیتِ معدنِ "نیسن" آشفتهست .و مالکش داره تهدید میشه
برادران و خواهران. بیخیالِ معدنها بشید. فردا وقتی خورشید طلوع کنه
دیگه کار نخواهید کرد. ولی .بیپول و بینان هم نخواهید بود
کشورمون عظیم و خوشبخت میشه. از سرتاسرِ دنیا برامون ثروت میاد و همهی شما شهروندهای شریف
.آزاد و ثروتمند خواهید بود
.من داراییت (معدن) رو دچارِ سقوط کردم .ولی یه داراییِ جدید برات فراهم میکنم
"پایانِ پردهی اول"
"آلگول" "پردهی دوم"
کابلهای برقِ کارخانههای بایو .در سرتاسرِ جهان پخش شدند
رابرت هرن، موسسِ کارخانههای .بایو، رئیسِ جهان شده
من به قولی که به کشورم دادم عمل کردم. ۲۰ سال از وعدهای که دادم گذشته
و حالا همهی کشورها برای ما کار میکنن و برای نیرو بخشیدن به صنایعشون
از انرژیِ بینهایتی که کارخونهی .من تولید میکنه استفاده میکنن
.به پدرت سلام کن
در کشورِ کشاورز پیشهی همسایه، ماریا اوبال که حالا بیوهی پیتر هال است زندگی میکند
No comments yet. Be the first to leave one.