200 baris pertama.
آنچه در ...ديو و دلبر" گذشت"
نميتونم همش .در مقابلش ازت محافظت کنم
لازم نکرده که ازم .در مقابل چيزي محافظت کني
يه هيولاس .و هميشه يه هيولا باقي ميمونه
.تغيير نميکنه
.نميذارم بهت صدمه بزنه
!نه
.کت
.کمک
هدر حتماً يه چيزي به گيب گفته
.و گيب به شکمن گفته - نه، ولي هيچ وقت -
.هدر رو توي همچين خطري قرار نميده
اين...اين .محافظت از من نيست
يک نيروي عملياتي به منظور
دستگيري فراري، وينسنت کلر
.تشکيل شده
،دارم جون ميکنم تا تو رو تبرئه کنم
...ولي اگه آفتابي بشي
ديگه هيچ جا
.امن نيست .جايي براي پنهان شدن، وجود نداره
.به کمکت احتياج داريم
اين فقط تصور منه
،يا حالا که بلوند شدم آدماي بيشتري دارن
منو نگاه ميکنن؟
اون وقت اين يه جورايي هدفمون رو زير سؤال نميبره؟
،خب، چيزي که هدفمون رو زير سؤال ميبره ،اين کار احمقانهس
...سبيل روي اعصاب، که
.باعث ميشه که شبيه يه آدمکش سريالي به نظر بيام
.نه، به نظرم بامزه به نظر مياي
.مواظب باش، بچه قلابيمون رو ميکشي
،کسي که ميخوام بکشمش گيب هست
که ما رو توي همچين .وضعيت افتضاحي قرار داده
،نميخواي کالسکه رو هول بدي، قبول
.من کالسکه رو هول ميدم - موضوع کالسکه نيست، باشه؟ -
.موضوع همه چيزه .موضوع اين تغيير قيافه احمقانهس
موضوع زندگي در .مهمانسراي جوانانه
.از مهمانسرا خوشم مياد ...يه جورايي انگار
،توي تعطيلات به سر ميبريم توي اروپا سفر ميکنيم؛
.يه جورايي رمانتيکه
رمانتيک، واقعاً؟ .ضخامت ديوارها به اندازه ضخامت کاغذه
.توي تختخواب سفري ميخوابيم ،و اگه مجبور بشم يه بار ديگه
...صداي ور رفتن سوئديهاي همسايه رو گوش کنم
باشه، بهتره در حال نزديکي باشن
.تا اينکه اخبار محلي رو گوش بدن
.حق با توئه، اينجا محل عالي پنهان شدنه
آره، که اگه به خاطر گيب نبود
،که جلوي تبرئه شدن من رو بگيره .لازمش نداشتيم
،باعث شده که يه آدم فراري باشم .تو الان، انگار، همدست من هستي
.مدت طولانياي که نه
...ميدونم که مضطرب هستي
ولي، ميدونم که ناکس .قراره اين کار رو به انجام برسونه
باهات سر 50 دلار شرط ميبندم
که براي همينه که امروز .ازمون ميخواد ما رو ببينه
حتي 50 دلار نداري که روش شرط ببندي
چون گيب از کار بيکارت کرده
.و زندگيت رو نابود کرده - ...ولي -
،به محض اينکه تبرئه بشي
.دوباره برميگردم سر کارم
.که تبرئه هم ميشي
،ببخشين
.دنبال خونه قايقي ميگرديم
.اوه، پس ديگه نگران هويتهاي ساختگيتون هستين
...ببين، مأمور ناکس
،ميدوني
...اتفاقي...که در حومه شهر افتاد
.تقصير منه
.خب، يه پرونده قتل رو هم حل کرديم
که ثابت ميکنه که ميتونيم .براي اف.بي.آي مفيد باشيم
شما دوتا اين رو تمرين کردين؟
.نه - .يه جورايي -
.خب، من همه اينها رو براي دادستان کل توضيح دادم
،بذار حدس بزنم گيب بازم جلوش رو گرفته؟
،نه. در حقيقت
سازمان رو قانع کردم .تا اتهامها رو برداره
.هي، 50 دلار بهم بدهکاري
.اوه، خداي من .پنجاه دلار بهت بدهکارم
.اول بايد خودت رو به دولتيها تحويل بدي
ببخشين، چي؟
.براش پاپوش گذاشتن
.سازمان عدالت اين رو ميدونه
ولي تبرئه کردن يه فراري در حال فرار؟
.توجه زيادي بهشون جلب ميشه
بايد برگردم؟
.يه هفته، يه ماه، نهايتش
،منظورم اينه مگه اينکه بخواي
،مثل گردشگرها قدم بزني ،براي يه مدت نامعلوم
تحويل دادن خودت .تنها گزينهايه که داري
هدر آلت تناسلي مصنوعي ميخواد؟
يعني، اون واقعاً اينو توي ايميلش نوشته؟
.آره. ظاهراً، جزء اصلي مهموني مجرديه
،حالا، نميتونه زحمت يه گزارش عليه گيب رو بکشه
ولي ميتونه يه ليست بلندبالا
از احتياجات مهموني با تم آلت تناسلي رو برات بفرسته؟
،ببين، در حال حاضر .يه چيز شاد لازم داره تا روش تمرکز کنه
و اينکه اين دختر کارش روابط عموميه و دخترهاي روابط عمومي
.دوست دارن رويدادها رو با تمام جزييات برنامهريزي کنن
.اين رويداد بزرگ اونه
مگه عروسيش رويداد بزرگش نيست؟
.هنوز براي اون، تاريخ مشخص نکرده
،يه چيزي هم ميخواد که بهش ميگن
".پين د ماچو آن د من"
.پس...بازم بگرد
پس، کت به طور فرضي، ناپديد شده
و تو موندي .که داري کار کثيفش رو انجام ميدي
،خدايا، جي.تي ،توي مغازه افراد بزرگسال هستيم
اين طور نيست .که در حال تميز کردن دستشويي باشيم
.هي...ميبينمش
.من...ماچو رو...ميبينم
،ميدوني چيه؟ مثلاً تو رو آوردم اينجا
.چون در مرحله ماه عسل رابطه خودمون هستيم
.يه زيرپوش عالي وجود داره
،مثلاً، بيشتر پسرها ديوونه ميشن
،ولي...الان انگار .کاملاً حالت بهم خورد
.خب، ف...فقط در مورد م...ماچو هست
.لعنتي
...وايسا، تس، من، من قول ميدم، من
.توي اين کارها واردم
.داشتن منو ميپاييدن
:متوجه نيستي
،دوست کت، بث ...ميدوني، اه
دوستش بود از دبيرستان؟
همون گزارشگري که اون يکي هيولا رو ديد؟
.يکسره داشته بهم زنگ ميزده - .تس -
.بث، سلام
.چه احمقانه
،چندين روز داشتيم تلفنبازي ميکرديم
،و، بعدش .اينجا به هم برميخوريم
.آره، توي يه مغازه بزرگسال فوقالعاده
...آره، اين وضعيت .کاملاً احمقانهس
،گوش کن...بث
،کت در حالت مخفيه ...پس نميتونم
اين موضوع ربطي به
فراري، وينسنت کلر داره؟
کي؟ - کي؟ چي؟ -
...يه منبع دارم
ميگه که داره ازش محافظت ميکنه
چون کلر بخشي از يه آزمايش نظامي بوده
.که دي.ان.ايـش رو تقويت کرده
دي.ان.اي تقويتشده"؟"
آره. از اونجايي هم که ميدونم ،که همتون دوست هستين
اميدوار بودم .بتوني تأييد کني
گوش کن، فکر کردم ،يه گزارشگر هستي
...نه يه نويسنده داستان علمي-تخيلي، پس
تس؟
ميدوني که اون شب، يه مورد عجيب رو
.توي آپارتمان کت ديدم
،ميدونم که "فکر ميکني" که اون شب يه مورد عجيب رو ديدي
و اين رو هم ميدونم که به اصطلاح منبعت کيه
.و ايشون کاملاً غير قابل اعتماده. بله - واقعاً؟ -
،خب، نميتونم منابعم رو فاش کنم ...پس
.گيب لوانـه
،و ميدونه که اون شب، چي رو تجربه کردي
.فقط داره براي منفعت خودش ازش استفاده ميکنه
کدوم منفعت؟
،تو گزارشگري .کشفش کن
.آره. ما سرمون شلوغه
.بايد بريم خونه و از اين وسايل استفاده کنيم
منظورت چيه؟
صميميترين دوست قديميت
داره يه داستان خبري در مورد
.دي.ان.اي تقويتشدهت مينويسه
.ما رو نزديک قفسه لباس ليزي دي ميپاييد
ليزي دي کيه؟
.يه مغازه بزرگساله
.داشتيم خريد ميکرديم
.داشتيم احتياجات مهموني هدر رو ميخريديم
ميشه لطفاً برگرديم به اون قسمت در مورد
يه نفر که داره در مورد دي.ان.اي تقويتشده من داستان مينويسه؟
.باشه، شرمنده ولي فقط به نظر مياد
.که گيب در مورد همه چي به بث گفته باشه
.باورنکردنيه
.راستش، نيست
،همه قدرتهاي سياسي رو از دست داده، پس
.اصليترين مورد رو انتخاب کرده: افشاسازي
.خيلي خب
،پس، يه بار ديگه .تنها گزينهمون رو خراب ميکنه
،اگه اين دختره، بث ،اين داستان رو مينويسه
دادستان کل
.عمراً بذاره بيام بيرون
،پس، توي يه بازداشتگاه گير ميافتم .در حالي که اين خبر اون بيرون موجوده
.نه، يه گزينه ديگه داريم
چي، گيب رو بکشيم؟
،نه. باهاش حرف بزنم قانعش کنم
.که بث رو منصرف کنه - خيلي خب، اين کار ممکنه روي يه -
،آدميزاد عاقل جواب بده .ولي اين آدم به سيم آخر زده
،به سيم آخر زدن کتمان حقيقته
...آدمکش رو مثال بزن .آدمربا رو
،نه، ولي از نظر خودش
داشته همه اين کارها رو ميکرده تا در مقابل تو ازم محافظت کنه، درسته؟
،پس، ميتونم برم اونجا
بهش بگم ،که ديگه مجبور نيست اين کارها رو بکنه
.اينکه ميتونه بث رو منصرف کنه چون تو داري ميري زندان
.نه. نميخوام با اون تنها باشي
،ولي نبايد بياي .خيلي عصباني هستي
اون وقت تو نيستي؟
...نه، هستم
،چون در حال حاضر يه جورايي به نظر مياد
.که داري ازش دفاع ميکني
نه. سعي دارم .اين قضيه رو حلش کنم
،عوض عصباني شدن .که کمکي نميکنه
No comments yet. Be the first to leave one.