200 baris pertama.
ارائهای از تیم ترجمهی دیباموویز
ترجمه از ایلیا و ناصر اسماعیلی
خب، کجا زندگی کنیم؟
هنوز نه به داره نه به باره
لوکزامبورگ چطوره؟
از اون بهتر پیدا نکردی؟ لوکزامبورگ؟
- سانتورینی چی؟ - نه
- نه؟ با اون ساحلهای ماسهای سفید؟ - نه
کلی توریست داره. کلی سراشیبی، کلی الاغ
اسلاگورث هم اومده. اون کیه همراهش؟
استیو سیمونز بازرس ارشد
- بعضیا اطلاعاتشون بالاست - غافلگیر شدی؟
اون دو نفر دیگه کیان؟
دادستان کل کشور و لزلی ان مککی
بنیانگذار بنیاد اخلاقی میزوری
وقت گذرونی با اهالی دیگه میزوری احتمالاً بیشتر حال بده
باشه، خوش رفتار باش و نقشتو خوب بازی کن
بندر هایانیس؟
- مگه مثل کندیها هستیم؟ - خواهش میکنم
فکر میکنی قاچاق تو دنیای واقعی از کجا شروع شد؟
گلد کوست؟
استرالیا، ویندی؟ بیخیال
توی استرالیا کسی نمیاد دنبالمون
آره. به هیچ وجه
- میبینیش؟ - آره
- تنهاست؟ - آره
آمادهای؟
آره
موفق باشی
جیکوب ازم عصبانیه مطمئنم
حسش فرق داره
تو این فکرم شاید بهتر بود این مکزیکی رو نمیکشتم
این یارو توی خونه خودت بهت بی احترامی کرد
میدونی چقدر آقای اسنل رو تحسین میکنم
نون بازوت رو بخور بچه
بعضی وقتا باید با چیزی که موافقش نیستی، موافقت کنی
بخشی از عهدنامه است
تو پسر خوبی هستی اش، میدونستی؟
ویندی
جیکوب اسنل. همسرم دارلین و شریکمون اش
- عسل تازه کندوهامون - ممنون
سلام
- میشه یه لحظه حرف بزنیم؟ - آره. ببخشید
- انگار زنت میدونه چه کارهای - آره
ترکیب ازدواج و کار، خیلی سخته ولی وقتی جواب بده، چه نعمتیه
درسته
سویچ ماشین رفیق مکزیکیمون رو داری؟
آره، بفرما اش، اون پشت با فاصله از جاده پارک شده
اش میبرتش به شیکاگو
گوشی و کارتهای اعتباری طرف رو داره
باشه. فقط حتماً وقتی رسیدی اونجا از یه کارتش استفاده کن
تا همه فکر کنن
یارو رفته به شیکاگو بعد آب شده و رفته تو زمین
آره، آره سه تا پیام روی تلفنش گذاشتم
وقتی رسیدی بهم زنگ بزن مطمئن شو که دکلهای مخابراتی...
- با روند کار کاملاً آشناییم - آها، باشه. میبینمتون
سفر بیخطر. آروم رانندگی کن.
حادثه پیش میاد عذرخواهی میکنی و پشت سر میذاریش
زنت سر یه مرد رو ترکوند
و از کارش پشیمونه
باید باور کنم؟
برات عسل تازه آورده
روز از نو
فکر میکردم یه حس دیگه داشته باشه
انگار دور دنیا رو زدیم بعد برگشتیم و همه چی عوض شده
میدونم احمقانه به نظر میاد
من اگه بودم اندازه تو شجاع نبودم وقتی اون کثافت توی اتاق نشیمن بود
نمیتونستم ماشه رو بکشم
معلومه میتونستی
مدام بهش فکر میکنم
خشکم میزد
مامان بهم گفت
نصفش باید مال تو باشه
اون شب که داشتیم میذاشتیمش توی دیوار، برداشتمش
حتی نمیدونم چرا همچین کاری کردم
- چقدره؟ - ده هزار
به نظرت باید به مامان بابا بگم؟
نه
ممکنه لازممون بشه
قبلاً عادت داشتم به آینده فکر نکنم
چون، میدونین...
چه فایدهای داشت؟
یا عصبانی میشدم یا تو دردسر میافتادم
ولی توی چند ماه گذشته، من...
سعیام این بوده که آدم بهتری باشم
به جز خودم، به آدمای دیگه هم فکر میکنم
یه شغل درست درمون پیدا کردم
با بیمه و همه چی، و ...
دو تا پسر رو بزرگ میکنم و حتی به آینده اونا هم فکر میکنم
ولی میدونم باید خودمو جمع و جور کنم
چون اگه نکنم همه چی رو از دست میدم
و به نظرم اگه بابام نبود
هیچکدوم از اینا ممکن نمیشد
مرتب میام ملاقاتش و ...
و میدونم چقدر میخواد آدم خوبی بشه
ممنون خانم لانگمور
گرچه برای این هیئت مهمه که
شخصیت زندانی رو در نظر بگیریم،
همچنین پاسخ به این سوال هم مهمه که « چرا الان ؟ »
بله خانم
همونطور که گفتم
من قیم دو تا پسر شدم پسر عموهام
که اخیراً پدرشون رو از دست دادن
و هر روز، تمام تلاشم رو میکنم
ولی من یه دختر جوونم
و میدونم نیاز به پدر چه معنیای داره
سلام مارتی!
سلام تاک، چه خبر رفیق؟
همه جا قفله هم اینجا هم درِ جلویی
واقعاً؟ با ریچل تماس گرفتی؟
مستقیم میره روی منشی تلفنی مثل دیروز
- دیروز هم؟ - آره
مامان و خواهرت خونهان؟ - آره
چرا نمیری خونه؟ هروقت برای کار نیازت داشتم بهت خبر میدم، باشه؟
باشه
گوه توش
- خانم بیرد؟ - اوه
هری، منو ترسوندی
- میتونم کمکت کنم؟ - آره
داشتم فکر میکردم چرا از منجمد کننده استفاده میکنیم
وقتی جسدهای مومیایی شده نیازی به سرد نگه داشتن ندارن؟
خنک کننده
جانم؟
بهش میگن خنک کننده، نه منجمد کننده
با وجود این،
به نظرم اگه خنک کنندهها رو تبدیل به یه محفظه ساده کنیم
میتونیم مبلغ زیادی در هزینههای خنکسازی صرفهجویی کنیم
قفلها رو خودم میخرم
البته
درضمن، داشتم فکر میکردم
احتمالاً باید چندتا تابوت دیگه هم بخریم
عمدهای. برای پسانداز پول. 25 تا چطوره؟
- باید نعشکش رو قرض بگیرم - ببخشید؟
یه مستاجر دم مرگ داریم که میخواد انتقالش با نعشکش رو تجربه کنه
اشکالی نداره که، نه؟
خب...
آخه خیلی غیرعادیه
معلومه از دیدنم ذوقزده نشدی
منتظر یه نفر دیگه بودم
کلی زنگ زدم
سرم شلوغ بود
باید در مورد آیندهام با هم حرف بزنیم
الان نمیتونم حرف بزنم. باشه؟
وایت داره میره دانشگاه هیچ میدونی هزینه دانشگاه چقدره؟
- آره، خیلی خوب میدونم - خیلی زیاده
- جدی میگم، الان وقت خوبی نیست - خیلی زیاده
که حرف بزنیم، باشه؟
فکر میکردم، من و تو میتونیم شریک باشیم
قبلاً میخواستم. ولی دیگه نه
نه، توی ماشین بمون
حداقل یه درصدی باید بهم برسه! به نظرم لیاقتشو دارم مارتی!
- بهتره جوش نیاری، باشه؟ -من احمق نیستم!
میدونم کارتل میخواد یه عالمه پول دیگه
روی تو خرج کنه!
ببینیم چی میشه
ببینیم چی میشه. قول میدم بعداً حرف بزنیم. باشه؟ قول میدم
ماشینت بهت میاد
- جریان چی بود؟ - عموهاش
میدونی چقدر برده؟
نه باید همه رو بشمریم
و دعا کنیم بدون اینکه کارتل بفهمه کمبودش رو جبران کنیم
یه شب طول میکشه که همه اینا رو جابهجا کنیم
آره خب، دختره ما رو به گا داد ما رو به گا داد و الان...
ما رو به گا داد
به بچهها چی گفتی؟
گفتم باید تا دیروقت کار کنیم بیدار نمونن. بادی پیششونه
ویندی میدونم میدونم. بیا شروع کنیم
سلام
سلام
- من میرم داخل. باشه؟ - باشه. منم زود میام
سلام
چیه؟
امیدوارم کاندوم استفاده کنی
بیخیال، از این خبرا نیست فقط وقت میگذرونیم
اوضاع رو برای بابات درست کردی؟
آره
همه چی درست میشه
میدونم. فقط میخوام جای خوبی داشته باشه
تو راه راست باشه
فقط بدون، تنها نیستی
بخوابین دیگه عوضیا
پوشه منو ندیدین؟
کنار تلویزیونه
بچهها یه بار دیگه بگین هفته گذشته کجا بودین
وقتی نرفتین مدرسه
یه مراسم تشییع جنازه در شمال کارولینا
خب، مال کی؟
- عمه بزرگمون تایرا - آره
به نظرتون میشه به جای قهوه، چای درست کنیم؟
مثلا چای سبز؟ یه چیز میکروبیوتیک
- اصلاً عمهای به اسم تایرا داریم؟ - آره بدبختانه
قبل از اینکه بخوای بپرسی، بگم که نگران نباش امروز عصر یه تلفن برات میخرم
خب بچهها، اساس کارمون همینه از این به بعد همه چی نرمال میشه
دیگه خطری تهدیدمون نمیکنه؟
آره. ولی از الان به بعد باید همه چی به همین شکل پیش بره
که یعنی لازمه 100 درصد صداقت داشته باشین
زندگیمون بهش بستگی داره متوجه شدین؟
آره
- بادی چرا اینجاست؟ - بادی کر نیست!
No comments yet. Be the first to leave one.