Orphans of the Storm

Orphans of the Storm

Unduh Subtitle Farsi Persian

Informasi rilis

Orphans of the storm Persian
Komentar oleh Bardia13
آیدی تلگرامی من برای درخواست ترجمه Mrmovie13

Tag

other
Diterbitkan pada: 2021-03-23
Unduhan: 49
Tuna Rungu: No

Pratinjau subtitle Farsi Persian

147 baris pertama.

]]]] امیدوارم از تماشای این شاهکار لذت ببرید

.روزی روزگاری قبل از انقلاب فرانسه داستان ما راجع به دو یتیم است که به خاطر ستمگری و خودخواهی از سوی رئسای سلطنتی، اشرافی ها و نجیب زادگان رنج های زیادی را متحمل شدند

آن ها(کاراکتر های اصلی داستان) پس از سقوط دولت پادشاه، به همان اندازه ای که از دولت جدید صدمه دیدند از مردم نیز صدمه دیدند‌. دولتی که به وسیله ی "روبسپیر" از طریق هرج و مرج و بلشویسم پایه گذاری شد

هر دوی این حاکمان شیطانی انسان های خوبی می بودند، اگر فقط تفکری که با تفکر خودشان یکی نبود را شر و باطل نمی خواندند

درس: انقلاب فرانسه به درستی یک دولت بد را سرنگون کرد. اما ما در آمریکا باید مراقب باشیم که مبادا با یک اشتباه، دولت را با رهبران درگیر کنیم و قوانین خوبمان را با هرج و مرج و بلشویسم عوض کنیم

مقدمه دوادری ها. یک خانواده ی اشرافی معروف که به علت ازدواج دخترشان با یک فرد معمولی که باعث بی آبروییشان شده است خشمگین هستند

کشتن شوهرش

آنها برای حفاظت از آبرویشان بچه را از زن بینوا و ناتوان که تازه شوهر بیچاره اش را کشته اند می گیرند. اشرافی ها زیادی به آبرویشان اهمیت می دهند و نمی گذارند این آبرو توسط افراد عادی نابود شود

اسمش لوئیزه" "بهش عشق بورز

....به جای پناهگاه و مراقبت وعده داده شده

ژان ژیژارد، کسی که به علت فقر شدید،فرزندش یعنی هنریت را در جلوی کلیسای نوتردام رها می کند

شخص فقیر با تماشای دست های فرزندش که در سرما می لرزد ناگهان آگاه می شود و به خود می آید

.....با وجود فقر شدید

او با هر ۲ بچه به خانه بازگشت....

هنریت کوچک

دور گردن اون یکی بچه

اسمش لوئیزه" "بهش عشق بورز

پس سفر زندگی آغاز شد

در یک استان شمالی هنریت و لوئیز سال ها در کنار یکدیگر زندگی کردند و با هم بزرگ شدند‌. زمان حال

هنریت ژیژارد

لوئیز

کاخ کنت د لاینر، رئیس پلیس پاریس

برای اعزام کردن کسی به حبس ابد یا تبعید، به هیچ حکم دیگری به جز امضای وی نیازی نیست. تنها مقام بالاتر از او پادشاه است

مادر لوئیز، حالا کنتس د لاینر است

در طی سالهایی که توسط خانواده اش مجبور شد با کنت ازدواج کند، گذشته ی خودش را از کنت مخفی نگه داشته

نجیب زاده دوادری جوان"، خواهر زاده ی کنتس" که همسر یکی از بزرگترین و پر افتخار ترین کنت ها است (مادر لوئیز) (از این کاراکتر در این فیلم با نام نجیب زاده یاد شده است و برای اینکه با کلمه ی عادی نجیب زاده قاطی نکنید، نجیب زاده ای که به معنای نام این شخص است را در "" قرار داده ام)

"پیکارد، ملازم "نجیب زاده

ژان ستین، ملقب به ژاک خوش حافظه. یک مستاجر در املاک کنتس. کسی که به جایی دور خواهد رفت و در راهش از راه یتیمان عبور خواهد کرد

اجاره..... من نمیتونم پولشو پرداخت کنم مالیات و هزینه ها همگی بالا هستند

خانمِ من؛ از وقتی که پدر من، پدر شما، یعنی ارباب بزرگ را رنجاند، اوضاع سخت شد و او مجازات شد

نجیب زاده" ی جوان نظاره گر همه چیز بود"

سوزاندنش با سرب

او در رویاهایش برای انتقام، هیچوقت این سه نفر را فراموش نکرد

لویی شانزدهم، پادشاه فرانسه. کسی که نماینده ی استبداد خودکامه ی حقوق فئودالی قدیمیِ پادشاهی و اشرافیت است

باغ های سلطنتی پاریس، مکانی که دوک دلورلئان، به خاطر نفرت از پادشاه (پسر عموی خود) اجازه داده است که به عنوان محلی برای گفتگوهای مخالفان پادشاه مورد استفاده قرار گیرد

توماس جفرسون، مامور ایالات متحده و مارکی د لافایت

دانتون، یک وکیل مبارز‌‌. او از قوانین و حاکمیت پادشاه بیزار بود. او بعد ها لقب صورت صاعقه ایِ انقلاب فرانسه را گرفت

1779 سال

از کنگره ی آمریکا

به مارکی د لافایت

"از کنگره ی آمریکا"؟ این همون دولتیه که اینجا میخوایم

.دو یتیم هنریت در حال آماده شدن برای رفتن به سفری به پاریس است

از زمانی که لوئیز نابینا شد، هنریت همیشه مراقب او بود و با چنان عشقی از او مراقبت کرد که یک مادر از بچه ی درمانده اش مراقبت می کند

لوئیز

هنریت

زیرا پس از اینکه طاعون، پدر و مادر هنریت ........را از دنیا برد و لوئیز را بیمار کرد

این هنریت بود که مجبور بود خبر کور شدن لوئیز را به لوئیز بدهد

هنریت. نمیتونم ببینمت

نترس. نترس. من مراقبت خواهم بود من.... من به جای تو خواهم دید

در شهر

یک کلاه... و دیگر چیز ها

عصبانیت دانتون از بی عدالتی اشرافیان و فقر وصف ناپذیری که به مردم می دهند

نجیب زاده" متوجه می شود"

اگر همه ی نجیب زادگان مثل تو بودند، اوضاع طور دیگری می بود

خبر های امیدبخشی رسیده است که می گوید لوئیز می تواند در پاریس درمان شود. در نتیجه دو یتیم آماده ی سفر می شوند

و بعدش، وقتی که تو درمان شدی من مثل یک خانم محترم استراحت میکنم و تو کار میکنی

.من نمیام. تو توی پاریس با یه نفر آشنا میشی .بعد باهاش ازدواج میکنی و من‌ تنها میشم

قسم رسمی کوچولو: تا وقتی که لوئیز درمان نشده و همسرمو تایید نکرده ازدواج نخواهم کرد

:در پاریس بازاری در نزدیکی پونت نوف

پیِر فراچرد

قیچی برای اصلاح چاقو برای برش

مادر پیِر. یک پیرزن شرور بی آبرو

پول بدید پول بدید

جیک فراچرد برادر پیِر

عصبانیت جیک از درآمد کم پیِر

کالسکه ی معمولی، راه اشرافی بزرگ یعنی مارکی د پریال را می بندد

هنریتِ ساده، تمام جزئیات سفرشان به پاریس را می گوید

نه آقا. بهتره که ما به کالسکه ی خودمون برگردیم

مارکی با متوجه شدن از اینکه آنها فقط از مردم عادی هستند نقشه ای می کشد

مارکی که از زیبایی هنریت دیوانه شده است به لا فلور دستور می‌دهد که هنریت را از هر خطری دور کند

مارکی به پاریس می رسد

مُرده؟ شرمنده. این پول برای مرحوم

اسب ها صدمه دیدن؟

رسیدن به مقصد

اونو به جشن من بیار لا‌ فلور هیچ اشتباهی نکن

لا فلور نقشه اش را اجرا می کند

آقای مارتین که یکی از دوستان خانواده است برای آشنایی با دو یتیم می آید

وقت زیاد است کالسکه آنها دیر کرده است

دروازه کوچک شمالی

جشن در کاخ مارکی د پریال

مارکی

"رسیدن "نجیب زاده دوادری

در‌ این جشن آنقدری غذا هدر رفت که می شد با آنها جمعیت زیادی را سیر کرد

در خارج از دروازه ها، فقر و بی پولی موج می زند

لا فلور آقای مارتین را به جای دیگری می بَرَد

لا فلور منتظر فرصت مناسب می شود

مارکی به دلیل مقام اشرافی و مهمش هیچ ترسی از انتقاداتی که به عیاشی های فاسدانه اش می شد نداشت

بهتر است تا وقتی که زمان داریم از مراسم و امتیازاتمان لذت ببریم. وقت کمی مانده است

مردم برای یک تکه نان گریه می کنند

هیچ دوستی نداری؟ من مواظبت خواهم بود

فراچرد کهنسال متوجه فرصتی عالی برای پول در آوردن از راه آسان و بدون زحمت می شود

خانه ی فراچرد

اینم از جایی که توش می مونی عزیز دلم

زمان بالا آمدن ماه

برنامه ی پیشگوییِ آنچه قرار است بعد از ساعت دوازده برای همه اتفاق بیفتد

حوضی از شراب

این هم از زیبای کوچک من حالا همه ی شما به من حسودی خواهید کرد

خواهرم لوئیز اون‌ کجاست؟

لطفا بذارید من برم

یعنی نمی فهمید؟ اون نابیناست. اون بدون من نمیتونه یک قدم هم برداره

نجیب زاده" در اول خیال کرد که این یک دروغ از کسی" است که قرار است قربانی شود و سعی دارد خودش را نجات دهد

در بین این همه نجیب زاده ی دروغین، یک مرد با شرف و نجیب واقعی وجود ندارد؟

با من بیاید خانم از اینجا می برمتون

بعد از ساعت ۱۲ هیچکس مجاز به ترک اینجا نیست

وسایل نقلیه فرستاده شدند

ژاک خوش حافظه ی انتقام جو آنها را با گروهی از عیاش ها اشتباه گرفت

هنریت هنریت

او زیبا و نابینا است. او به جای ما گدایی خواهد کرد

مهمانخانه، خانه ی "ماکسیمیلین روبسپیر"، یک وکیل فقیر که وقتی به یکی از فرمانروایان فرانسه تبدیل شود، نقش مهمی در زندگی هنریت بازی خواهد کرد

محل اقامتشان

من..... نمی دونم چه طور‌ ازتون تشکر کنم

لطفا گریه نکنید

منو ببخشید. دیگه هرگز....هرگز این کارو نمیکنم

کنت که از شایعاتی که در مورد دعوای "نجیب زاده" برای یک دختر پخش شده است عصبانی شده است، به پیکارد دستور می دهد تا او را زیر نظر بگیرد

آواز بخون من شروع می کنم

لوئیز قبول نمی کند که برای آنها گدایی کند؛ به همین دلیل، آنها از روشی استفاده می کنند تا او را وادار به انجام کاری که می خواهند کنند

هنریت هنریت

آن شخص را با لوئیز اشتباه می گیرد

کنت که از علاقه ی "نجیب زاده" به هنریت عصبانی است به پلیس ها اجازه نمی دهد که در پیدا کردن لوئیز کمکی کنند

شما باید ارتباطتون با این افراد سطح پایین رو تموم کنید

دادن گزارش به پلیس

لوئیز قبول می کند

یک کلمه از طرف پادشاه، ازدواجی بین "نجیب زاده" و یک شاهزاده را ترتیب می دهد

کنت از این ازدواج که باعث پیشرفت خاندانش می شود خشنود است

دانتون و روبسپیر

تو همان دختری هستی که خواهرش را گم کرده؟

روبسپیر، کسی که خیال می کند دنیا توسط خودش و دانتون تکان خواهد خورد و آن دو به زودی به فرانسه حکومت خواهند کرد

اشرافی های لعنتی. دیگه وقتشه که‌ مردم این کاراشونو تموم کنن

زن ها باعث پسرفتت می شن دانتون

من برات یک ازدواج سیاسی با یک پرنسس با اصل و نسب تدارک دیدم(منظور از ازدواچ سیاسی، ازدواجیه که باعث پیوند دو خاندان یا خانواده ی مختلف و بالاتر رفتن سطحشون و اتحاد و... با یکدیگر بشه)

من نمی تونم با اون ازدواج کنم من دختر رویاهام رو پیدا کردم

اگه جرات داری از دستور شاه سرپیچی کن

اگر خود مردم بر خود حکومت کنند هیچ انسان سطح پایین و اشرافی، یا انسان فقیر و ثروتمند وجود نخواهد داشت و همگی با هم برابر می شوند. همگی خواهر و برادر می شوند

قدرت تکلم و بیان بسیار شیوای دانتون، یک سلطنت طلب ‌که در حال نقشه کشیدن است را نگران می کند

جاسوس های آن سلطنت طلب

تو نمیتونی بری. اینکه یه کم برای من شایعات مسخره بسازن خیلی بهتر از اینه که تو جونتو از دست بدی

قدرت دانتون در بین مردم در حال افزایشه پلیس طرف اون رو خواهد گرفت

]]]]

شنیدم دانتون دیشب یه کم دردسر داشته

روبسپیر، تنظیم کننده ی عالی اخلاق و امور مردم

او با خود فکر می کند: "ای کاش برادری "مثل او با تفکرات زیبای او داشتم

قول میدهد که‌ در تمام زندگی اش، او را به یاد داشته باشد

اشتباه فکر می کنید من تنها زندگی می کنم

یکی از دوستامه مطمئنم

در به صورت محکم بسته می شود؛ اما برای هنریت تبدیل به خطری برای مرگ می شود

یادش نماند حتی اسمش را بپرسد

دکتر خوب از لا فورس

Orphans of the Storm subtitles in other languages

Komentar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left