200 baris pertama.
بگم من چجور آدمي ام؟
از اين لحظه، حتي بيشترم دوسِت دارم
خوشبختت مي کنم
بعد، بدون اينکه بفهمي، همه چي عوض ميشه
يه جور غيرعادي
واي نه! ساعت 4 شد
الان وقت نداريم. ديره
اه، خجالت نمي کشي؟
اگه مشتري بياد، چي؟
من آدمي نبودم که با يه موسيقي حالي به حالي بشم
زود اينجا رو تميز کن و
بهترين لباس اون ها رو تنش کن
يه دونه از اون مارکا
من بايد برم خشکشويي
آخه اينهمه فيک و فاک واسه يه شام خونوادگي لازمه؟
اين چيه - اميدوارم باهاش مشکلي نداشته باشي -
معلومه که ندارم. فقط نگران اينم که تو توش راحت نباشي
بايد از اين زلم زيمبوها استفاده کنم تا بيشتر ببينمشون
هرچي نباشه خونواده شوهرن
پدربزرگ و مادربزرگ اون ها هم هستن
مادربزرگ ترسناک
مامان بزرگته ها؟
تو هم ازش مي ترسي
حرف تو دهن من نذار
ادب يادش ندادي؟
اين بچه يادشه که
آخرين بار درو به روي ما بستين
شماها بدون دعوت اومده بودين
اينجا همه چي مرتبه؟ اميدوارم مشکلي نداشته باشين
همه چي خوبه
اون ها، چطوره چيزيو که تمرين کرديم، اجرا کنيم
شروع کن
مامان بزرگ، بابابزرگ
دوستتون دارم
بريم تو. پام درد گرفت
مامان بزرگ از من بدش مياد
نه، اين چه حرفيه
بازم سعيِتو بکن، بالاخره جواب ميده
درست ميشه
تولدت مبارک - تولدت مبارک -
تولدت مبارک - تولدت مبارک -
تولدت مبارک بابا جونم - تولدت مبارک، عزيزم -
تولدت مبارک - تولدت مبارک -
فوتشون کن
اون ها؟
بابا؛ تولدت مبارک
کادوت منم، بک اون ها
جدي؟ عجب کادوي خوشگلي
اين هديه من به توئه
اين چه کاريه
خيلي دوسش دارم، مرسي
حرف اول اسمت روش حک شده
مرسي
مامان، شماره 2 دارم
باشه، بيا ببرمت
زنگ زدي، بيايم که جلومون نمايش بدي؟
شماها واسه چي اومدين؟
يه بهونه مياوردين
من اجازه ندارم تولد بچه مو تبريک بگم؟
حالا زندگيت دست خودته؟
نه بابا
حتي يه بارم نبوده
واسه همين حتي نميدونم چه حسي مي تونه داشته باشه
داري کنايه ميزني؟
...اگه من نبودم
بس کنين
ما همه توي يه قايقيم
اگه نمي خواي اين قايق فرو بره، باهم نجنگين
بشين - باشه -
...هي سونگ، من بايد
باشه، مي خواي برسونمت؟
نه، نمي خواد. تاکسي مي گيرم
مامان، بابا، ببخشيد
سرکار، يه چيزي شده
...داري به خاطر پارسال که
ازت پذيرايي نکردم، تلافي مي کني؟
نه، مامان
واقعاً مي خواستم امروز يه شام خوب مهمونتون کنم
سرده. اينو بپوش
نه
چيکار کنم؟ باز ناراحتشون کردم
اشکالي نداره
من ديگه ميرم
کَر شده
دارم در مورد زنت حرف ميزنم
...اين يعني ما نمي دونستيم
زندگي مشترکتون اينقدر موفق ميشه
...من و جي وون
واسه هم ساخته شديم
چي؟
تو يه گذشته کثافت داري و اون يه پليسه
اون وقت فکر مي کني شماها براي هم ساخته شدين؟
خوب بلدي جوک بگي
واقعاً شبيه آدماي نرمال رفتار مي کني
خودتو گول نزن
اين واسه ما خيلي مهمه
...چون ازش بچه دار شدي
يه جورايي پابندش شدي؟
جي وون فقط اونيو که مي بينه باور مي کنه
و منم چيزيو نشونش دادم، که مي خواد
واسه همين
حواسم بهش هست
...پس
نمي خواد نگران ما باشين
امروز حدوداي ساعت 3، پسري با زخم سر جدي
...توي پله هاي اضطراري
يک آپارتمان در سوکين دونگ سئول پيدا شد
اسم او کيم اين سو و 12 ساله س
اين سو - اين سو -
خوبي؟
...اولين چيزي که بعد از مدتي سکوت به زبان آورد
بابا
بابا بود
اون مي خواست منو بکُشه
"بابا. بابا بود"
...طبق اظهارات اين کودک
...برو پايين
بابا، خسته شدم
واسه امروز ديگه بسه
برو پايين - من خسته م -
چيه؟
حالت از خودت بهم نمي خوره؟
من... معذرت مي خوام
اين سو - بله -
هربار نگات مي کنم، خيلي عصباني ميشم
باورم نميشه تو پسر مني
داره دروغ ميگه، اون دروغگوئه
اين سو بهتون دروغ ميگه
...يعني داري ميگي
...يه بچه 12 ساله بهمون دروغ ميگه
تا پدرش به جُرم تلاش براي اقدام به قتل بره زندان؟
"تلاش براي اقدام به قتل؟"
...پسرتون توي راه پله ها بدجور زخمي شده بود
اونجا هم هيچ شاهد يا دوربين امنيتي نبود
پدرش که باهاش بوده، يهو غيبش زده
بعد پسربچه ادعا کرده که پدرش مقصره
طبيعيه که ما فکر کنيم شما سعي داشتي بکُشيدش
آخه شماها چي مي دونين، ها؟
کارِتونو درست انجام بدين
آفرین
ولی چیزی که این سو گفته با حقیقت فرق داره
میتونی اینکارو بکنی، این سو. ما تقریبا رسیدیم
برو، آفرین
هی، اون سوک
الان؟ باشه، الان میام اونجا
این سو، تو اول برو خونه
من قبل شام میام
یادت نره حرکات کششی انجام بدی
اینه
دوستم بهم زنگ زد گفت همین نزدیکیاست
...وقتی زنم زنگ زد
رفته بودیم با هم نوشیدنی بخوریم
کاراگاه
کدوم پدر مادری یه همچین کاری رو با بچه خوش میکنه؟
اون پسر عزیز منه
وحشتناکه
چیزی که میگی حرف مفته
چیکار داری میکنی؟
...با دوستت همراه سوجو و آبجو
گوشت دنده خوردی؟
آره
واقعا به نظرت اون به پسر خودش صدمه میزنه؟
اون آدم موجهی به نظر میرسه
هشت درصد از کودک آزاری ها توسط خود والدین انجام میشه
جی وون، نظر تو درمورد این پرونده چیه؟
به نظرم داره واسه کاری که نکرده متهم میشه
هرکسی که ازش بازجویی بشه میگه من بی گناهم
داری ناامیدم میکنی
اینطوری نیست. دمپایی هاش رو ببین
دمپایی هاش؟ چطور؟
با توجه به نحوه لباس پوشیدنش، فکر نکنم اینا مال خودش باشه
اینا مال یه رستورانه
این یعنی به محض اینکه شنیده پسرش صدمه دیده با عجله اومده
و فقط یکی از جوراباش کثیفه
این دمپایی ها حتی اندازه پاش هم نیستن
پس احتمالا وقتی داشته می دویده از پاش دراومده
به نظرت این ثابت نمیکنه بی گناهه؟
حرف نداری
این مشکل توئه
منظورت چیه؟- خیلی به مدارک و شواهد اعتماد داری-
باید قبل اینکه شواهد رو نگاه کنی به شخص نگاه کنی
...راستشو بگو. متوجه دمپایی ها
نشدی، نه؟- خفه شو-
...پس واقعا باور داری که اون سعی داشته پسر خودش رو
بکشه؟
به من گوش بده
...به محض اینکه وارد
اتاق بازجویی شدم چشمم بهش خورد
و اونموقع بود که یه چیزی رو حس کردم
حس ششم ام بهم میگه که اون آدم بدیه
نیگا. مو به تم سیخ شد
شماها باید بدونین یعنی چی
تو می دونی، نه؟- بله، معلومه-
تو چی فکر میکنی؟- من؟-
من یا جی وون؟ طرف یکی رو بگیر
نمی خواستم اینو بگم
ولی اون یه بار بهم گفت که من الگوشم
جدا؟ تو به من گفتی الگوتم
چی؟
...خب، اون
No comments yet. Be the first to leave one.